The first 200 lines.
... ببینید که آدمای اطرافتون
کی هستن
آیندشون چیه
که میخوای بقیه زندگیت رو با هاشون بگذرونی
با این حال، همه اینو نمیدونن
... من هیچ نظری ندارم که تو این جهان بی رحم
چطور زنده بمونم
هیچ نظری ندارم که در زمان هرج و مرج
به کجا تعلق دارم
از اونجایی که من گذشته رو به خاطر نمیارم
و نمیدونم در آینده چی میشه
... تو سر من
یه صدا هست که میگه
چو شیائو
چو شیائو
چو شیائو خوبی؟
تو باید قوی و شجاع باشی
زنده بمون
مادر
من کیم؟
دختر عزیزم
از حالا به بعد، اسم تو جینگ شیائو لیو هستش
من کی هستم؟
تو مادرت رو کشتی
اونو بگیرید
چو شیائو، از خواب بیدار شو
از خواب بیدار شو
لطفا بیدارشو
چو شیائو، از خواب بیدار شو
عجله کنین
حرکت کنین
عجله کن
حرکت کن
عجله کن
عجله کن. عجله کن
عجله کن
عجله کن
عجله کن
عجله کن
عجله کن
خواهر، تو در نهایت بیدار شدی
اسمت چیه؟
مردم بهم فرفری میگن
مال تو چیه؟
من
جینگ شیائو لیو
چیکار کردی؟
یک مشکل بزرگ درست کردم
خواهر شیائو لیو باید گرسنه باشی
حرکت کن
عجله کن
باید چیکار کنم؟ نظری ندارم
بیا
ممنونم
خواهر شیائو لیو
... اونا، ما رو
کجا میبرن؟
من خیلی می ترسم
من اینجام. نترس
بیرون، بیاین بیرون
عجله کنید
سریع بیاین بیرون، بیرون
زود باشین
عجله کنین
بیرون
بیرون
بیاین بیرون ، عجله کنین
عجله کنین
راه بیوفتین
راه بیفتین
برین
برو داخل. برو تو
برو تو. برو تو
اینجا کجاست؟ فقط برو تو
برو تو. برو تو، سریع
لباس های جدیدن
عجله کنین
این لباس ها کیفیت خوبی دارن
خیلی نرمن
چرا اینا رو بهمون میدن؟
نگاه کن ، اسامی رو روی لباس نوشتن
چرا نوشتنشون روی لباس ها؟
نمی دانم منم همینطور
می تونی اسمت رو بخونی؟
نه
خواهر، من فکر می کنم مشکلی هست
جمیعت رو ببینید
شاهزاده یان شون
شاهزاده چونار به شما اجازه رفتن داد؟
جرات میکنی بازم بگیش
شماها یکی شدین
تا منو ضایع کنین
... که باعث شد کلی
مشکل برام به وجود بیاد
امروزه، زمان پر هرج و مرج هستش
رفاه کشور و مردمش
باید اولویت ما باشه
با این حال، ما هنوزم اینجا اسب سواری میکنیم
اگه تو یه مکان بازتر مسابقه میدادیم
بهتر نبود؟
اینجا آدماب زیادی هستن
اگه ما به اونا صدمه بزنیم چی؟
درسته
شما بچه ها می شنوید؟
بیایید بازی کنیم
یه بازی هیجان انگیز تر
بیایید یکم جیغ با هم بشنویم
برادر هوای
برنده امروز جایزش چیه؟
یه شراب خوب از شاهزاده خانم چونار
خوبه
یان شون
... دوست خوبت یوون
کجاست؟
او همیشه عقب میمونه
پس منتظرش نمیمونیم
عجله کنین
برین بیرون. همتون بیرون
عجله کنین
برین بیرون. بیرون
چه خبره؟
نظری ندارم
چیزی معلوم نیست
برین بیرون
چه خبره؟
نمیدونم عجله کنین
چرا این همه سرباز اینجاست؟
من ازشون می ترسم
استاد جوان
ما آماده رفتن هستیم
پس همین کارو میکنیم
عجله کنین. حرکت کنین
عجله کنین
زود باشین
سریعتر
سریعتر
عجله کنین
زودتر
عجله کنین
عجله کنین
بجنبید بچه ها
بیاین یه نگاهی بیندازیم
یوون هوای
چرا این دخترا رو
اینجا آوردی؟
... براتون اینجا
یه شکار معمولی جفت و جور کردم
هدف ما گرگ ها خواهند بود
و هدف گرگ ها این دختران جوان زیبا
چی؟
اونا لباس هایی پوشیدن که اسم ما روشون هست
درسته
این بخش سرگرم کننده هستش
هر یک از ما میتونیم با تیرهامون
خدمتکارای با اسامی دیگه یا
گرگ ها رو هدف بگیریم
تا پایان سوختن یه چوب هم وقت داریم
هنگامی که ما صدای تیر سرباز رو بشنویم، این بازی تموم میشه
هر کس که خدمتکارای بیشتری براش بمونه
برنده هستش
این خیلی بی رحمانه هست
مثل اینکه
حفاظت از خدمتکاران خودمون
بیشتر از شکار گرگ ها
به نفعمونه
چه جالب
بیایید امتحانش کنیم
هیجان انگیزه
برادر چیفنگ درست میگه
استفاده از مردم به عنوان هدف شکار
قطعا یه راه منحصر به فرد برای بازیه
اما بیش از حد بی رحمانه هست
من نیستم
چطوره
بازی رو تغییر بدیم؟
اون خدمتکارا بی ارزش هستن
اونا همشون گناه کارند
در هر صورت به زودی میمیرن
من به اونا یه فرصت برای زندگی میدم
... اگه بعد از این بازی
تونستن زنده بمونن
اعدام نخواهند شد
شاهزاده یان
استاد ، افتخار خاندان یان هست
عنوان و ثروتش رد فراموش کرد
و با جنگیدن بدون هیچ ترسی
و با بردن در اسب سواری
و استفاده از شمشیر خودش
شجاعت خودش رو به خوبی نشون داد
تو، یان شون
پسرش نیستی
یک ضرب المثل قدیمی وجود داره که میگه
پسر باشد همانند پدر
تو واقعا می خوای
شهرت پدرت رو خراب کنی؟
شمشیر خاندان یان
می تونه بی وفایان
و شورشیان رو بکشه
... اما من نمی تونم ازش
برای کشتن دختران بی گناه استفاده کنم
No comments yet. Be the first to leave one.