Best Medicine

Best Medicine

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Best Medicine S01E08 1080p WEB h264
A Commentary by Ehsan_Cn
🔷 ترجمه‌ از احسان ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-03-04
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

SANDS Movie

‫فکرش رو هم نکن.

‫حتی فکرش رو هم نکن.

‫آخ.

‫نه. چی... نه!

‫نه. ولش کن!

‫سلام، پورت ‌ونی ‌های جوان!

‫- سلام! ‫- این باعث افتخار ماست...

‫بلکه وظیفه ماست که بهتون کمک کنیم تا ‫در مورد تاریخ شهرمون از نگاه ما یاد بگیرید

‫بیاید به گذشته سفر کنیم، به سال ۱۷۵۷.

‫من رادریک هستم، دروگر مرداب.

‫هر روز، قطعات تورب رو‌ به شکل آجر می‌برم ‫تا مردم شهر بتونن غذاشون رو با اونا بپزن.

‫تورب یه پوشش استتار عالی هم ‫درست میکنه

‫ولی مرداب فقط برای غذا و سوخت نیست.

‫برای عشق هم هست.

‫اوه!

‫رهبر شهرمون، آرچیبالد وِن بی‌ بینی موقع ‫جمع تورب،‌‌ به آنابل راس پیشنهاد ازدواج داد.

‫آره، این منم، آرچیبالد وِن بی‌ بینی، ‫خیلی سال‌ پیش...

‫من عشق ابدیم رو به زنِ رویاهام، ‫درست همینجا توی همین مرداب اعتراف کردم.

‫آره. هوم...

‫من و عشقم ۳۷ سال با خوشبختی ‫زندگی کردیم

‫و با یه مشت بچه‌ خوب و کوچولو، ‫خانواده خودمون رو بزرگ کردیم.

‫و قلب و روحِ واقعیِ پورت بودیم...

‫- متاسفم. ببخشید. ‫- اوه!

‫چی شد که دوباره برگشتی؟

‫مسابقات پیکل ‌بالَم این آخر هفته‌ست، ‫و آرنجم هنوز داره از درد من رو میکُشه.

‫تمرینات فیزیوتراپی رو...

‫- که بهت دادم، انجام دادی؟ ‫- نه.

‫- اونا خیلی کسل‌ کننده بودن. ‫- بیمارهایی هم که...

‫به حرفم گوش نمیدن، همینجوری ان.

‫به هر حال، من هر روز به کارم ادامه میدم.

‫وضعیت جریان ادرار چطوره؟

‫هنوز فقط در حد چند قطره‌ست.

‫صدای جوون‌‌‌ ها رو توی توالت ‌های ایستاده‌ ‫کنار خودم میشنوم که مثل اسب مسابقه ادرار میکنن.

‫تمرینات کِگِل رو که در موردش صحبت کردیم، ‫انجام دادی؟ خیلی ساده‌ست.

‫فقط تصور کن که آلتِت مثل یه نیه.

‫- تو فقط... ‫- کِگِل؟ برای من؟

‫- اوهوم. ‫- خب، این دیگه خیلی زیاده ‌رویه.

‫خیلی زیادیه.

‫زنم بهم غذا میده حالا تو ‫ازم میخوای کِگِل انجام بدم؟

‫بذار حدس بزنم هنوز شپش داری

‫وگرنه چرا باید اینجا باشم؟

‫و نه، نمیتونی مجبورم کنی ‫موهام رو از ته بتراشم.

‫این موها استایلِ خاصِ منه.

‫من هیچ وقت پیشنهاد ندادم ‫که سرت رو بتراشی.

‫بهت گفتم از شامپوی پرمترین استفاده کن.

‫اوه، باشه.

وایسا، چی؟

‫دست‌ ها بالا!

‫چند نفر اینجان تا بابت چیزی که ‫قبلاً براش ویزیت شدن، شکایت کنن؟

‫و چند نفرتون واقعاً کاری رو که ‫ازتون خواسته بودم انجام دادید؟

‫عالیه. نفر بعدی که میخواد ‫وقتم رو تلف کنه کیه؟ الین؟

‫اوه، سلام دکتر. الین، ‫اون، اِ... اون...

‫جز موقعی که اون جمله به نجات دادن ‫یه جون ختم بشه، حرف نزن.

‫بست هستم.

‫چی؟

‫برام لوکیشن بفرست.

‫میدونم خیلی هیجان ‌انگیزه، ولی...

‫لوئیزا.

‫اوه. بیا، سوار اتوبوس شو.

‫- مارتین، سلام. ‫- خوبی؟

‫اوه، آره. آره، ما خوبیم.

‫منظورم اینه که، میدونی، ‫به جز اون جسدی که مارک...

‫- توی مرداب پیدا کرد. ‫- شنیدم.

‫- خب، اصلاً مارک توی مرداب چیکار میکرد؟ ‫- مارتین.

‫باعث تأسفه که توی چنین شرایط بدی ‫از مرداب ما دیدن میکنی.

‫تو هم رفتی توش؟ خبر داری که مرداب ‌ها ‫یه پرورشگاه طبیعی برای بیماری قانقاریا هستن؟

‫نه، مشکلی نیست. ‫ما هر سال این کار رو میکنیم.

‫و در ضمن، هنوز کسی انگشت پاش رو ‫از دست نداده

‫همینطوره.

‫دکتر، بالاخره اومدی.

‫روز بزرگی برای پورت ‌ونه. ‫اولین جسد مرموزمون.

‫اگه واقعاً بهش فکر کنی، ‫یه جورایی یه نقطه عطف بزرگه.

‫اوم. آره، و من هنوز دارم سعی میکنم بفهمم ‫چرا اینجا به من نیاز داشتید. کسی زخمی نشده.

‫درسته. اوضاع داره خیلی سریع ‫و فشرده پیش میره

‫پزشک قانونی رفته ماه عسل.

‫پس اون تو رو مأمور کرده تا...

‫- مسئولیت تحقیقات کالبد شکافی رو به عهده بگیری. ‫- چی، ابداً نه.

‫نه، من پزشک قانونی نیستم، ‫و یه بعد از ظهر پر از مریض دارم.

‫اوه. خب، اگه میخوای خون‌ گیریِ من رو ‫به فردا موکول کنی...

‫من برنامه‌ خودم رو برای ‫یه کالبد شکافی خالی نمیکنم، باشه؟

‫- ‫وظیفه من رسیدگی به بدن ‌های زنده‌ست، نه مرده‌ ها. ‫- درسته.

‫ولی امروز، قانون میگه که ‫وظیفه تو همینه

‫پزشک قانونی از ما میخواد جسد رو شناسایی کنیم، ‫دی‌ ‌ان ‌ای جمع کنیم و علت مرگ رو بفهمیم.

‫اون یه چیز دیگه هم گفت.

‫که خیلی مهم بود.

‫باشه.

‫چطوره... فردا اول وقت چطوره؟

‫اوه، آره. خوش میگذره.

‫منظورم اینه که، باشه. ‫مشکلی نیست.

‫آره، کاملاً ردیفه.

‫باشه، بعداً می‌بینمت.

‫هی دکتر، میخوای جسد رو‫ برات کجا بذارم؟

‫اوه، درسته اون نکته مهم همین بود

‫خب، پس باید جسد رو ‫چند روزی نگه داریم.

‫فکر کردم از مطب دکتر قدیمی استفاده کنیم ‫و کولر رو تا آخر زیاد کنیم.

‫نه، اصلاً. به هیچ وجه.

‫مگه اینکه وقت قبلی داشته باشه، ‫وگرنه داخل نمیاد.

‫و اصلاً به اندازه‌ کافی سرد نیست.

‫خیلی خب، پس دنبال چی میگردیم؟

‫یه جای مجهز به یخچال، که برای ‫انجام کالبد شکافی به اندازه کافی بزرگ باشه

‫هر چی تو بگی، دکتر.

‫- هر چی تو بگی، دکتر. ‫- هر چی تو بگی، دکتر.

‫هوم.

‫خیلی خب.

‫آره، ردیفش کردم. ‫آره، ردیفش کردم.

‫خیلی خب، بفرما. آره. آره.

‫ردیف شد. باشه.

‫ممنون که سردخونه رو بهمون قرض دادید.

‫آره. این کمترین کاری بود ‫که میتونستیم بکنیم.

‫اوه، امیدوارم پاهاش جدا نشن.

‫نه. اگه فقط... مراقب باش، ‫مراقب باش، مراقب باش.

‫نزدیک بود اداره‌ بهداشت ما رو تعطیل کنه، ‫اون هم سر اون گوشت سینه‌ خوشمزه‌مون.

‫و حالا داریم سردخونه‌ خودمون رو ‫به خاطر یه جنازه خالی میکنیم.

‫گرگ، بی ‌رحم نباش.

‫این مرد، مرده یا زنده لایق یه ‫استقبال گرم به سبک پورت وِنه

‫تازه، مارتین دیگه قرار نیست ‫دوباره آدم‌ فروشی کنه!

‫اوه. شبیه یه سیب ‌زمینیِ جن‌ ‌زده‌ست.

‫حتماً این رو توی گزارش کالبد شکافی بیار.

‫یه زخمِ سوراخ‌ شدگی.

‫تقریباً به اندازه‌ یه گلوله.

‫درست مثل اون یارویی که سال ۸۲ ‫بیرون دنس‌ تیریا دیدم

‫اوه، عاشق دورانِ پر شر و شورت هستم.

‫این همون موقعیه که مدونا ‫تاکسیت رو قاپید؟

‫خواهش میکنم، مگه شده بود که ‫مدونا تاکسی من رو قاپ نزنه؟

‫هیچکس بدون من وارد این اتاق نمیشه.

‫یا کلانتر مایلو متوجه شدید؟

‫- چرا دکتر؟ ‫- حق با دکتره.

‫باید همه‌ جا رو قرنطینه کنیم.

‫- نه اینجا. ‫- اوه، نه.

‫هی بچه ‌ها، چه خبره؟

‫این مرد ممکنه به قتل رسیده باشه.

‫بهمون بگید، توی پورت ون ‫یه قتل اتفاق افتاده؟

‫یه قاتل فراری توی شهره؟

‫- اصلا امنیت داریم؟ ‫- توی خطریم؟

‫به کی شلیک شده؟

‫همگی، لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید!

‫همگی، لطفاً آرامش خودتون رو حفظ کنید.

‫به عنوان کلانتر، وظیفه منه که از پورت ون ‫محافظت کنم و باهاتون رو راست باشم.

‫ما روی بدن اون یارویِ مُرده ‫یه جای گلوله پیدا کردیم.

‫آره، ممکنه قتل باشه.

‫- باور نکردنیه. ‫- چی؟

‫ترسناکه، ولی نگران نباشید...

‫من اولین گشت محله تاریخ پورت ون رو ‫راه انداختم

‫و سارا رو برای ریاست اون انتخاب کردم.

‫و البته، دکتر مارتین بستِ خودمون ‫قراره تحقیقات پزشکی قانونی رو هدایت کنه

‫پس اگه سوال یا سرنخی دارید، ‫لطفا راحت بیاید پیش هر کدوم از ما، باشه؟

‫سوال. بگو رفیق.

‫مظنون اصلی کیه؟

‫سرنخی به دست اومده؟

‫هنوز اولِ راهه.

‫معلوم بود. همه ‌جا بی ‌کفایتی موج میزنه.

‫باید چیکار کنیم؟

‫خیلی در موردش فکر کردم. دکتر؟

‫همتون میخواید زنده بمونید؟

‫اوه، آره. البته. معلومه.

‫پس فیزیوتراپی ‌خودت رو انجام بده.

‫و رونی، انسولینت رو بزن.

‫آخر و عاقبتت مثل ‫اون یارو توی یخچال میشه.

‫یالا، رونی.

‫تک‌ تکِ شماها.

‫فیبر غذاییِ بیشتر.

‫یه لحظه وایسا. ‫اون یارو که مُرده کیه؟

‫الین، آروم‌ تر.

‫دارم میرم کالبد شکافی رو انجام بدم.

‫وقتِ لوئیزا رو برای صبح بنداز، ‫وقت بقیه‌ مریض‌ هام رو هم عوض کن.

‫- میتونی از پسش بر بیای؟ ‫- آره.

‫آره، آره، کاملاً.

‫ولی دکتر، قتل توی پورت ون؟

‫انگار داریم توی سریال جناییِ خودمون ‫زندگی میکنیم

‫هی، به کسی نگو، ولی...

‫خیلی هیجان‌ دارم.

‫همیشه دلم میخواست یه جنایت واقعی رو ‫حل کنم تا اینجوری جدی گرفته بشم

‫میدونی، نه فقط به عنوان کسی که میاد ‫و جغد رو از توی شیروونی‌ تو در میاره.

‫باشه.

‫فقط اون کیسه رو می‌بندی. ‫و چی باقی میمونه؟

‫- نمونه بافت. ‫- درسته.

‫خیلی خب.

‫- الان. ‫- آره.

‫- اوهوم. ‫- اوهوم.

‫همم، فکر میکردم یکم خون باشه.

‫خون بعد از مرگ لخته میشه.

‫پس چرا انقدر شل و اسفنجیه؟

‫به‌ خاطر آب مردابه.

‫سرما، اسیدی بودن و اکسیژن کم بافت رو ‫سالم نگه میداره، ولی جریان خون رو نه.

‫اوه، پس مثل کار کردن روی یه بدن زنده‌ست، ‫ولی بدون هیچ خونی؟

‫دقیقاً.

‫خب، فکر میکنی کی مرده؟

‫سؤال خوبیه، دوست من.

‫ممکنه هفته‌ ها پیش، ماه ‌ها پیش، ‫یا حتی سال ‌ها پیش مرده باشه.

‫این واقعاً دامنه‌ قربانی‌ های ‫احتمالی رو گسترده میکنه.

‫- اوهوم. ‫- و مظنون ها رو.

‫اوه...

‫خیلی خب، زمان موندن ‫توی مرداب، نامشخص.

‫اوم، مذکر، قد ۵ فوت و ۱۰ اینچ، ‫بدون تتو، مو قرمز.

‫نه.

‫خب، شاید.

‫خیلی خب، همینجا منتظر بمون دکتر. ‫من باید برم...

‫باید سریع برم یه کار کارآگاهی انجام بدم.

‫حتماً.

Best Medicine subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Best Medicine

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left