The first 200 lines.
کارهای صربستانی، برادر.
فرانس؟
لهجهای از نرماندی.
تو باهوشی.
من این رو دوست دارم.
یه سوال دارم.
هر چی میخوای بپرس.
این کار رو با همه مشتریهات انجام میدی؟
میدونی، مردهای زیادی به این کلاب میان.
تو اولیش بودی.
خوره.
چی منو اینقدر خاص میکنه؟ - تو حس شوخطبعی داری.
و علاوه بر اون...
همیشه دلم میخواست این کار رو با یه متخصص زنان انجام بدم.
یه صندلی معاینه بهم بده.
نمیدونستم اینجا خدمات اتاق دارن.
ما چیزی لازم نداریم، ممنون.
صبر کن، کجا میری؟
باید برم.
یه لحظه صبر کن، من حلش میکنم، صبر کن.
آره، دارم میام، موسیو.
میدونی چیه، احتمالاً یکی از محافظهای کفریه.
حتماً تعقیبم کرده.
کفری؟ این کیه، زنت؟
اون هیچوقت.
از من چی میخوای؟
اون زن کی بود؟
کندی کین، که احتمالاً اسم واقعیش نیست.
فکر میکنی؟
اون تو "بنیتو بلتوی" کار میکرد.
اونجا تو ویسکانسینه.
رقص بالاتنه عریان؟
تو اونجا چه کار میکردی؟ - قطعاً.
شبهای آماتور، پول اضافه در میآورد.
واقعاً؟
میدونی، برای یک نابغه، خیلی هم باهوش نیستی.
چون مریض بودی زودتر رفتی.
میدونی چیه، سکس خاصیت درمانی داره، مگه نه فنوی؟
ببین، من اونجا برای اولین بار بودم، اشتباه میکنم.
من دارم از پروتکلهای ارزشمند تو پیروی میکنم.
اسم واقعیش امیلی بیگزه.
اون تو "هالف مون" زندگی میکرد.
گفتی که اون ضارب رو میشناخت؟
اینطوری بود.
این مرد خیلی قوی بود.
ضربه سختی به سرش وارد شد، ولی اون رو متوقف نکرد.
باید یه غریبه باشه.
کسی شلوار منو ندیده؟
بهش قهوه بده.
تلخ... ولی اول شلوارش رو پیدا کن.
با شیر سویا لطفاً.
داری سیاه میشی.
این مرد دست دادنهای خوبی داره.
اون دستگیره در رو کاملاً خرد کرد.
مرکز فرماندهی آستانه واشنگتن.
اون زیر ناخنهاش سلولهای اپیتلیال داشت.
آزمایشهای مارپیچ سهگانه مثبت بود.
پس مردی که اون رو کشت قطعاً یه موجود بیگانه بود.
اون مثل بقیه مارپیچ سهگانه داره، اما فقط در ۶۰ درصد دیانایاش وجود داره.
فقط تا حدودی تغییر شکل داده؟
به نظر میرسه رمزی با یه نوع کاملاً متفاوت از بیگانهها ملاقات داشته.
آستانه نگهبان "STRÓŻ"
ترجمه و زیرنویس: مسترلانگ، ویرایش فنی: پاولاک
موسسه ملی بهداشت بتسدا، مریلند
اوه، لوکاس! ببین کی سر وقت اومده.
پنکیکهای این میخانهی روبرویی عالیان.
نمیتونم بیام.
تا اینجا اومدی که اینو بهم بگی؟
همین الان یه پیام روی پیجرم اومد.
رمزی دیشب رفت، فکر کنم نزدیک شده بود.
خیلی نزدیک نبود؟
میدونی که نمیتونم در موردش حرف بزنم.
حالش خوبه؟
نه، یه کم ترسیده، ولی خوب میشه.
پنکیکها میتونن صبر کنن.
برو.
امشب شام میخوریم.
من تنها دکتر دنیام که شوهرم از خودش سرش شلوغتره.
موهاش تیرهتره.
و چشمهاش از هم دورترن.
فکر میکنم...
فکر میکنی؟ - اونجا تاریک بود.
نه، من میدیدم.
گوشهایی که بیرونزدگی دارن، مثل پرنس چارلز.
دورتر از سر.
زخم داشت؟ علائم مشخصی داشت؟
چیزی یادم نمیاد.
بیخیال رمزی، نگاهش کردی یا نه؟
چونهاش رو یه کم پهنتر کن.
ابروهای کمپشتتر.
کسی نگران اتفاقی که افتاده هست؟
تو یکی از معدود کسایی هستی که درباره تهدید بیگانهها میدونی.
یه فرد آلوده میزنه به یه هتل و استریپر رو میکشه، نه تو رو.
ترجیح میدی مرده باشم؟
بدون اظهار نظر.
حتی به کسی یا چیزی اهمیت میدی؟
اصلاً با کسی هم میخوابی؟
چی گفتی؟
آقای بیلاک.
میشه چند دقیقه به ما وقت بدید؟
اگر دو نفری باشیم پیشرفت بیشتری میکنیم.
وقتی شاهکارت آماده شد بهم زنگ بزن.
یادت نمیاد اون مرد چه شکلی بود، درسته؟
دارم سعی میکنم، دوست من، خب؟
چی داری؟
قاتل بیگانه ما آناتومی انسان رو میشناسه.
از یه نوع اسکالپل جراحی استفاده کرده،
تا تمام رشتههای عصبی بین ساقه مغز و مخچه رو از بین ببره.
اون تو چند ثانیه مرد.
پس دنبال یه دکتر هستیم.
ابزار با یه تیغه دندانهدار خم شده بود.
احتمالاً یه استخوانبر با چند تا تغییر.
تو و لوکاس تمام شرکتهای تجهیزات پزشکی اطراف رو بررسی کنید.
ببینید کسی اخیراً همچین تیغهای سفارش داده یا نه.
میتونی چیز دیگهای درباره اون بگی؟
یه نوع جدید از بیگانهها؟
بدون نمونه بافت تازه نه.
من جور میکنم.
این نمیتونه تصادفی باشه.
احتمال اینکه یه موجود بیگانه بزنه به اتاق هتل رمزی چقدره،
تا اون دختر رو بکشه؟
از رمزی بپرس، اون ریاضیدانه.
چرا میخواست تو رو بکشه؟
دکتر کفری.
تماسی از طرف مدیر استیلول از افبیآی داشتم.
میگه باید سریعاً با کسی از آستانه صحبت کنه.
درباره چی؟
جزئیات رو نگفت.
احتمالاً به این تحقیقات قتل مربوطه.
شاید ناراحته که داریم از ماموراش تقلید میکنیم.
بررسیش میکنم.
ممنون.
فکر کنم میدونم کی این کار رو کرده.
یه دیوانهای اینجا چند بار دیده شده.
کندی گفت که تعقیبش میکرده.
اسمش رو میدونست؟ - نه.
اون مرد از سوپرمارکت تا محل کارش تعقیبش میکرد.
دومین بار که اومد، مؤدبانه ازش خواستیم بره.
کارت اعتباری اینجا استفاده کرد؟ - نقدی پرداخت کرد.
من مراقب دوستدخترهام هستم.
بعد از شیفت، مطمئن میشم کسی تا ماشین همراهشون بره.
اون حرومی احتمالاً تا خونه تعقیبش کرده.
میتونیم با دخترهای دیگه حرف بزنیم؟
خواهش میکنم.
ممنونم.
میگیریش، درسته؟ - قطعاً.
چی میتونی در مورد مزاحمِ کندی بهم بگی؟
چیز زیادی نیست، هیچوقت دربارهش حرف نمیزد.
داشتیم بحث میکردیم.
یعنی چی؟
ما دوست بودیم و اون یهو خیلی ساکت شد.
عجیب بود.
چطور؟ - نمیدونم، هنوز عصبی بود
یا نشئه.
شبیه اون نبود.
کمدش خالی شده؟ - نه.
سمت راست بالا.
بهت گفتم عجیب بود...
اینم همینه.
همش داشت از این بارهای پروتئینی میخورد.
بعضی روزها ۱۰ بار غذا میخورد.
ممنون.
به فنوی زنگ بزن، بگو تست دیانای بگیره.
نه نه نه! من با یه غریبه خوابیدم.
نتیجهها رو دو بار چک کردم.
دیانای مارپیچ سهگانه داشت.
نوع عادی مارپیچ سهگانه.
عفونت از راه جنسی منتقل میشه، درسته؟
یه نمونه خون میخوام.
خواهش میکنم، هر چقدر میخوای.
چرا قبلاً آزمایش نکردی؟
فکر نمیکردیم بتونن همدیگه رو بکشن.
این رفتار کاملاً جدیده.
مولی، یه لحظه میتونم ازت بپرسم؟
مطلعم کن.
امیدوارم از محافظ استفاده کرده باشی.
اون خون رو از فنوی بگیر.
یه گفتگویی با مدیر استیلول داشتم.
معلوم شد افبیآی یه تیمی تشکیل داده تا چهار قتل قبلی رو بررسی کنن.
با الگوی عملیاتی مشابه ما، اسکالپل به پشت سر.
همه اونها تو پنج روز گذشته اتفاق افتادن.
چرا الان داریم میفهمیم؟
سوءتفاهم بین سازمانها.
ما تو صحنه جرم تظاهر کردیم که مامور افبیآی هستیم،
پس پلیس واشنگتن فکر کرد ما بخشی از تیم هستیم.
بهشون میگیم تحقیقات رو ما به عهده میگیریم.
جسدها کجا نگهداری میشن؟
ساختمان افبیآی جی. ادگار هوور، واشنگتن.
این سه قربانی آلوده بودن، این یکی رو هم شک دارم.
ما با یه قاتل سریالی بیگانه طرفیم؟
به نظر میاد. و خیلی هم مؤثره.
مامورها رو بفرست به خونهشون، شاید بفهمن این مردم چطور آلوده شدن.
فکر غذا هستی؟
باید ببرمشون آزمایشگاه، تست دافنه رو بگیرم.
مشکل بزرگی نداریم؟
چرا این تد باندیِ فضایی داره همنوعهای خودش رو میکشه؟
شاید یه موهبت الهی باشه، داره کار رو برامون انجام میده.
وظیفه ما کشتن آلودهها نیست.
ما تا حالا خیلیهاشون رو کشتیم. تا الان که مشکلی نداشتی.
برای مثال، گروهبان آدامز.
No comments yet. Be the first to leave one.