The 10th Kingdom

The 10th Kingdom

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The10ThKingdom Ep7-DvdRip
A Commentary by saba22
Rapidbaz.Org مترجم : ســـبــا

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2011-05-06
Downloads: 38
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

از کدوم طرف بريم؟

!يه لحظه وايستا!شاهزاده شاهزاده کو؟

!شاهزاده

هنوز تو مسير قلعه ات هستيم؟

چي؟ برم چوبي که انداختي بيارم؟

چوب؟ نه . يکم به مغزت .فشار بيار،اتفاقهاي مهمي داره ميوفته

نامادريت ،همسر منه،ميفهي !چي ميگم؟ ملکه است

مادرت از اون زنهايي بود که .همه رو به خودش جذب ميکرد

.منم مثل همه ديوونه اش بودم

اصلا باورم نميشد با يکي مثلِ .من ازدواج کنه

.ميدونستم که با بقيه ميخوابه .حتي ذره اي هم احتياط نيمکرد

ميدونم که خوشت نمياد اين .چيزها رو بشنوي

چون هر چي باشه مادرته .و ميخواي ازش خاطرات خوبي داشته باشي

ولي حقيقت اينه که مادرت .ما رو ترک کرده

شايدم هيچوقت يادي از ما .نکرده باشه

!باورم نميشه

!لعنت به جنها!ما گم شديم

.يه ساعته داريم همينطوري دور خودمون ميچرخيم

!خفه شو- !نگاه کنين-

.من هنوز نمُردم !شما کمک ميخواين؟ منم ميخوام

!خودت،به خودت کمک کن- از کِي تا حالا قرار شده به ما کمک کني؟-

.شما نميتونين تنهايي راهتونو پيدا کنين- شايدم تونستيم،از کجا معلوم؟-

!اگرم شکست بخوريم،خانوادگي شکست ميخوريم

!ما سه تا غولِ با جُربُزه ايم

.من ميتونم اونها رو پيدا کنم .فقط نميتونم تنهايي بگيرمشون

پيشنهادت چيه؟- .با هم کار کنيم-

شاهزاده؟

اون هيچوقت منو نميخواست،مگه نه؟

.نه،همش تقصير من بوده

.ردشونو پيدا کردم .درست سرِ مرزن

.شبي که ترکمون کردُ يادم نمياد

.ولي روزِ بعدشُ خوب يادمه

چون ميخواستي برام صبحانه درست کني

.ولي جايِ هيچ چي رو نميدونستي

زنگ زدم به مادر بزرگت تا ازت مراقبت کنه

.خودم بايد ميرفتم سرِ کار :ولي بهم گفت

خرسشُ بذار باهاش بازي کنه .چيزيش نميشه

يادمه سه تا خرس داشتي،يکيشونو ...گذاشته بودي گوشه يِ اتاق

و بهش ميگفتي:بايد !هونجا تنهايي بشيني

ميدونستم که برميگرده چون همه يِ .لباسهاشو جا گذاشته بود

اون بيشتر از همه چيز تو دنيا .عاشق لباسهاش بود

من هميشه ميرفتم اتاقش و لباسهاشُ .نگاه ميکردم

.بعد از چند ماه بهم گفتي که بايد جمعشون کنم

يادمه موقعِ تا کردن،تک تکشونُ .بادقت بررسي ميکردم

هنوز اميدوار بودم که شايد بتونم .يه يادداشتي ازش پيدا کنم

.يا نامه اي که براي من نوشته باشه

فقط براي من. توش نوشته باشه که چقدر منو دوست داره. و راز رفتنشو .برام بگه

.چرا مجبور شده ترکمون کنه

هنوز که هنوزه ميخوام داد بزنمُ :به همه بگم که

مادرم منو ترک کرده،اونم وقتي که .فقط 7 سالم بوده

.و حالا همه چيز داره برام روشن ميشه

...دلم براش تنگ شده

!ازش متنفرم

.دلم براش تنگ شده

احساسم درست مثل کسيه که .تو قطار تصادف کرده

.و هيچکي نيست که نجاتش بده

هميشه دلم ميخواست زندگيم مثلِ ،داستانهايي جن و پري باشه !و حالا بهش رسيدم

!بابا

!صبر کنيد- چي ميگي؟-

بهتره بذاريد وقتي کارِ ملکه .باهاش تموم شد،کارشُ بسازيد

!قربان،قربان،بيدار شين- !وقت صبحونه است-

.شما فرق کردين چه اتفاقي افتاده؟

قربان!اسم من چيه؟

قربان ،من در تمامِ عمر کنارتون بودم ،و بزرگتون کردم

حالا حتي اسمِ منم نميدونيد،آره؟

!من فقط يه سگم

.من فقط يه هاپو کوچولو .اين چيزيه که من هستم

!ميخوام برم خونه !ميخوام رو چهار تا پام وايستم

!خواهش ميکنم بهم کمک کن

!من فقط يه سگِ بيچاره ام !ديگه کاملا اميدمُ از دست دادم

!جادو!همونطور که انتظارشو داشتم ...بايد يه پيام براي

!از جات بلند شو

لباستُ بپوش!وقتشه که !دستمونو رو کنيم

!برادران گيب!برادران گيب

!بابا!بيدار شو- چي شده؟-

شکارچي خوابش برده!ميتونيم بدونِ .اينکه ديده بشيم،فرار کنيم

!صبر کن ببينم،دست و پامون بسته است

فقط بايد از پشت گاري .بپريم پايين

.هيچکي ما رو نميبينه

!يه نگاه بنداز!نميشه شاهزاده رو چيکارش کنيم؟

!برو،برو،برو، ارباب

منو ببين!نميخواد فکر کني!فقط کاري !که گفتم بکن!آماده !يک،دو،سه

خب،حالا مرحله ي دوم نقشه ي فرارت چيه؟

.از امروز به بعد ،هيچکس حق خروج از قلعه رو نداره

.مگر با اجازه نامه يِ شخصيِ من

اگه کسي ازتون چيزي پرسيد فقط حق داريد بگيد:

اربابتان،شاهزاده برگشته و در .سلامتي کامل به سر ميبره

اگه کوچکترين شايعه يا ،پِچ پِچي به گوشم برسه ،يا خطايي ازتون سر بزنه

.جلويِ چشمتون ،بچه هاتونو ميکُشم

،امروز پيکهايي براي تمامِ پادشاهان،ملکه ها ،امپراتورها

و افراد عالي رتبه در تمام 9 قلمرو فرستاده خواهند شد

واونها رو برايِ شرکت در مراسمِ تاجگذاري .شاهزاده وندل دعوت خواهند کرد

برنامه اي که گفتم از امروز بعد از ظهر .لازم به اجراست،با کمي تغيير جزئيات

.ما قراره تمامي مهمانها رو بُکشيم

.يه چيزي هست که نميفهمم

وقتي قراربود يه راست مارو ببرن به قلعه،چرا بايد فرار ميکرديم؟

!نگاه کن- چيه؟-

!يه راه ميون بُر،چه خوب- !صبر کن-

اصلا به فکرت نرسيده که چرا دوتا راه کنار هم ،يکي 30 مايله ولي اون يکي 13 مايل؟

!خب شايد اين يه راهِ فرعيه

...من که همچين فکري نميکنم ...اون راه طولاني تره ،امنيتشم بيشتره

...اينجا رو ببين... يه درخت هم نداره ...ولي اينجا چي

...يه نگاه بنداز اينجا اصلا شباهتي به يه راهِ عبوري داره؟

.خب اين جاده که برا ماشين ساخته نشده

"باتلاق مرگ"

!اين ديگه چي بود

تَوَهُم زدم يا

تو هم داري اين زمزمه ها رو ميشنوي؟

.توهم زدي

!نه،نه،قبلا به گوشم نخورده !نميتونم توضيح بدم!گوش کن

!شايد زوزه يِ حيووناست- .فکر نکنم-

کدوم حيوونيه که بخونه "بزن،بکوب،برقص" "سايه يِ سفيدِ رنگ پريده"

"يا "رو زمين پايکوبي کن

!خيلي وقته که همچين آوازي به گوشم نخورده

!ميدوني چيه،بهتره برگرديم

!نه،وايستا

بيا بريم ،حداقل بذار رويِ اولِ .نوارُ( آهنگ)تموم کنه

!آهنگ قشنگيه

.باهام شوخي ميکني،امکان نداره اينو نشنَوي

اين نورها چيَن؟

!خيلي بزرگ تر از حشره هايِ شب تابن

شما ديگه کي هستي؟

شما کي هستي؟ - همه فکر ميکنن که ميتونن از اين باتلاق- .جون سالم به در ببرن

ولي آخرِش همشون گرفتارِ جادوگرِ .باتلاق ميشن

!ديگه آخرشه!جادوگرِ باتلاق

براي نجات خودتون از اينجا بايد تحت هر شرايطي اين سه تا .گزينه رو به کار ببرين

.آب نخوريد- .قارچهايي جادويي رو نخوريد-

و هر کاري که ميکنيد،فقط .حواستون باشه ،نخوابيد

.بسيار خب،بابا،بهتره به راهمون ادامه بديم- !اونجا رو ببين!اونها به هم بسته شدن-

.شايد کمکي نکنه ولي دلتون نميخواد از هم جدا بشيد؟

.بله- .بيشتر از اون چيزي که فکرشو بکنين-

.باشه،پس- .نه،بايد بذاري من بازش کنم-

!نه،نوبت منه که شيطنت کنم- ...صبر کن ببينم!منظورت از شيطنت-

...بهتر شد،حالا اينجوري

بابا؟

ما ميتونيم...ويرجينيا؟

بابا؟

وقتي من گفتم ميخوام از هم جدا بشيم

.منظورم اين نبود که از هم جدامون کنين !ويرجينيا

همونجا که هستي بمون وگرنه !ميندازمت تو ديگَم

!خداي من!جادوگرِ باتلاقه

کي جرات کرده واردِ قلمروِ !جادوگر قلعه بشه

...خواهش ميکنم با من کاري نداشته باشم ...من فقط

بلوطي؟

!سلام- !سلام-

!خيلي وقته نديمدت- ...خب-

هنوز داري دنبالِ آينه ات ميگردي؟

نه،اون يکي شکست،حالا .داريم دنبالِ يکي ديگه ميگرديم

بابامُ اين دور و برها نديدي،نه؟

شايد رفته باشه دنبالِ آهنگِ "سايه يِ سفيدِ رنگ پريده"

!نه. بيا تو .داشتم سوپ درست ميکردم

ممنون.واقعا داشتم فکر ميکردم .که جادوگرِ باتلاقي

.نه. چند سالي ميشه که مُرده

اينجا برايِ کسي که داره فرار ميکنه .بهترين مخفيگاهه

.هيچکسي مزاحمت نميشه

اين جادوگر باتلاق، کي هست،حالا؟

نميدوني؟ فکر ميکردم !همه بدونن

.نه

داستانِ سفيد برفي رو ميدوني؟- .آره. از دهنِ خودش شنيدم-

!چي؟

جادوگرِ باتلاق،همون نامادريشه .که ميخواست اونو بُکشه

اينجا ،همون جاييه که

بعد از رقص با کفشهايِ گداخته .اومد

و بقيه يِ عمرشو صرفِ گرفتنِ انتقام کرد

ولي ضعيف تر از اوني شده بود .که بتونه تحمل کنه

برايِ همين يکي رو پيدا کرد .که کارهاشُ براش انجام بده

کي بود؟

جادوگرِ باتلاق،تو زير زمين .اينجا دفن شده

چرا نميري پايين،از خودش بپرسي؟

.شايد او پايين بلايي سرت بياد

منظورت چيه؟

راستشو بخواي ،نميدونم. عادت .کردم هميشه همينو بگم

اگه ازمن بپرسي ،يه خاطر همه يِ

طلاهاي 9 قلمرو هم حاضر .نيستم برم اون پايين

.مادرم اينجا بوده .ميدونم

!بَس کن

گُم شدي،دخترم؟

گُم شدي؟

.بذار راهِ درستُ نشونت بدم .بيا پيشِ من

با من بيا و همه يِ درد و رنجهاتو .فراموش کن

من دارم ميميرم،ولي هنوز کارهايِ .زيادي مونده که بايد انجام بدم

.خونه يِ سفيد برفي هنوز پابرجاست

تو کار هايِ منو انجام ميدي و من .تمامِ قدرتمُ به تو ميبخشم

ملکه برايِ شکست رقيباش .از زهر استفاده ميکنه

و تنها راهِ شکستش هم .استفاده از زَهره

چيزي رو که ميخواي ميتوني .تو مقبره اش پيدا کني

.فکر نکن. عمل کن

.تو هيچي نيستي !اون نابودت ميکنه

هيچکي اين تخمِ مرغها رو نميخوره؟

.اينم از ماهيتابه و بقيه ي مخلفات

،تا 400 يارد مستقيم ميري

،بعدش ميپيچي به چپ

بعدش فقط 10 تا 15 دقيقه يِ !ديگه راه داري

ولي نميتونم بدون پدرم از اينجا .بيرون برم

احتمالا تو جزيره ي قارچها .خوابش برده باشه

.همه ،آخرِ کارشون به اونجا ميکشه

.راحت پيداش ميکني- .باشه. ممنون-

.نخواي هم پيداش ميکني

عجب اُمليتيه،چرا هيچي توش نريختي؟

بايد يه چند تا قارچ هم ،مثل ما، .بهش بزني

More Farsi Persian subtitles for The 10th Kingdom

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left