Release info

Let Us Meet - KBS Drama Special (Mehdi Rain)
A Commentary by Mehdi_Rain
➤➤➤Translator : Mehdi_Rain ➨ ➨ ➨ Telegram : @Mehdi_Rain

Tags

HD
Published on: 2018-05-07
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫ سال 1937، استعمار ژاپن بر کره

‫ در مکان های سرگرم کننده سخت گیری های شدیدتری اعمال میشد

‫ جوانان گیونگ سونگ مشتاقِ

‫ رابطه یِ آزاد بودن و برای جوان ها

‫ که در بین رابطه آزاد و ازدواج سنتی عذاب می کشیدند ‫یک نفر دفتر ازدواج گیونگ سونگ را تاسیس کرد

‫ همچنین، این داستان بر اساس واقعیت نمی باشد

‫ گیونگ سونگ، سال 1937

‫خوش بگذره ‫ممنون

‫سلام

‫لطفا "مرحبا به عشق" ماهِ قبل رو بدین

‫انگار خیلی از این مجله خوشت میاد

‫چرا مالِ این ماه رو نمیخری؟

‫چون حقوقم زیاد نیس

‫مجله ماه قبل نصف قیمته ‫واسه همین میتونم پولشو بدم

‫ ستاره یِ جه چون

‫بون، تو همش داری گریه میکنی!

‫من تبدیل به ستاره جه چون میشم

‫ لی سوکجا، 21 ساله ‫سه ماهه تو شهره و دنبالِ شوهر میگرده

‫ در حال جستجوی مرد ایده آل

‫دخترا و پسرا میتونن هر جایی عاشق بشن

‫ در حال جستجوی مرد ایده آل

‫خیلی خجالت آور بود

‫ رابطه رمانتیک و ازدواج با شرایطِ شما

‫ جشن زوج ها

‫ کلوب ونوس ‫آژانس ازدواج گیونگ سونگ

‫ چا جو اوه، مدیر عامل آژانس ازدواج گیونگ سونگ

‫بیاین با هم...

‫جشنی که توسط آژانس ازدواجِ ما برگزار شده رو شروع کنیم

‫حالا سریع ترین راه قرار گذاشتن رو شروع می کنیم

‫تو روزنامه ها، فیلما و خیابونا،

‫همه دلشون میخواد رابطه آزاد داشته باشن

‫به هر حال وقتی بحث ازدواج میاد وسط...

‫ پول

‫مهم ترین مسئله پوله

‫وقت تموم شد

‫حالا آقایون به اندازه یه صندلی جابجا بشین

‫جابجا بشین!

‫بنابراین،

‫چیزی که دختر پسرای امروزی بهش نیاز دارن،

‫شرایط ازدواجه

‫جابجا بشین!

‫صرفنظر از جنسیت،

‫ازدواج سه تا شرط مهم داره،

‫من دانشگاه دخترانه ایووها میرم ‫ تحصیلات بالا

‫ حقوق بالا

‫ پیشینه خانوادگی

‫اون مرد متشخص که اونجا نشسته چه جور آدمیه؟

‫برای خانم رمانتیکی مثل شما،

‫اون کسی که کنارش نشسته،

‫و یه کارمندِ رمانتیکه، مناسب تره

‫ کارمندِ رمانتیک

‫شرایط قرار گذاشتن چطوریه

‫و اونا چطور با هم ازدواج میکنن؟

‫مَردی که لباس تیره تر پوشیده،

‫حقوقش بالاتره

‫تا وقتی که یه زن فاحشه یا ژیگولو نباشی ‫ ژیگولو = مرد فاحشه

‫داشتن شرایط خوب خیلی مهم نیس

‫یه لحظه صبر کنید

‫تو یه ترفند کوچیک لازم داری

‫اون از این خوشش میاد

‫ علاقه متقابل

‫ بیاین با هم آشنا بشیم

‫منم اینجا میتونم ازدواج کنم؟

‫میخوای با من برقصی؟

‫آره

‫چی؟

‫اون کیه؟

‫هی، هی، دِبونگ، دِبونگ

‫اون دیگه کیه؟

‫معذرت میخوام

‫اشکالی نداره،

‫فقط برو

‫میتونی بری

‫اما من هنوز مرد ایده آلم رو پیدا نکردم

‫چی گفتی؟

‫فقط برو خونه

‫و با کسی که خانواده ـت ‫برات انتخاب میکنن، ازدواج کن

‫فقط همین کارو کن. این بهترین کاره

‫چرا؟ ‫"چرا؟"

‫میخوام با کسی که ‫خودم انتخاب میکنم ازدواج کنم

‫ما الان تو گیونگ سونگ هستیم

‫یه نگاه به لباسِ زشت و از مد افتاده ـت کن

‫اصلا با عقل جور در میاد؟

‫ایششش!

‫بخاطر اینه که مَردِ دلال ازدواجی

‫یا واسه اینه که به اندازه کافی تجربه نداری؟

‫تجربه ندارم؟

‫پس برو پیش یه دلال ازدواج که پیرزن باشه

‫هر کسی نمیتونه از نردبون بره بالا

‫لازم نکرده

‫خودم اینجا تنهایی میتونم یه پسر مدرن پیدا کنم

‫ایششش!

‫ جشن زوج ها

‫کشور داره با جنگ دست و پنجه نرم میکنه

‫اینجا چه خبره؟ ‫ هایاتو، فرمانده پلیس محلی

‫ هایاتو، فرمانده پلیس محلی

‫ما مکان های سرگرم کننده رو ‫به شدت کنترل می کنیم، قربان

‫ آژانس ازدواج گیونگ سونگ

‫ آژانس ازدواج گیونگ سونگ

‫ هدف : داشتن بچه ای که ‫مقام ارشد دولتی رو بدست بیاره

‫ سن، ظاهر، تحصیلات، شغل، پیشینه خانوادگی

‫ ازدواج موفق به معنی داشتن حق الامتیازه

‫ قوانین پیوستن به آژانس ازدواج

‫لطفا اطلاعات شخصیتون رو کاملا دقیق

‫تو برگه ای که بهتون میدم بنویسین

‫دقیق بنویسین

‫نباید چیزِ الکی بنویسین

‫برین اونجا لطفا

‫اینجا بشینین

‫کدوم مدرسه میرفتین؟ ‫لطفا اسمتون رو دقیق بنویسین

‫اینطوری میتونین با یه شریک خوب آشنا بشین

‫ !!!فقط 10 جون! تقریبا مجانیه ‫ واحد پول کره جنوبی در اون زمان

‫ همه چی فقط 10 جون

‫دیروز تو جشن زوج ها تحقیر شدم

‫آها

‫همون آژانس ازدواجِ پسری که

‫خانواده ـش ورشکسته شد؟

‫راستی،

‫تو که واقعا نمیخوای برگردی جه چون، سوکجا؟

‫ای بابا! تو گیونگ سونگ صدام بزن سوجی!

‫نه، لطفا صدام بزن سوجی

‫آه، اینو از رو صورتم بردار

‫هنوزم خیلی از مد افتاده ای

‫تو هیچی راجبِ سلیقه زَنای گیونگ سونگ نمیدونی

‫چطور میخوای ازدواج کنی؟

‫نمیتونم واسه همیشه اینجا کار کنم

‫و با تو زندگی کنم

‫اینم میدونم از یه خانواده پولدار نیستم

‫میخوام به یا پسر مدرن که شرایط خوبی داره آشنا بشم

‫و ازدواج کنم

‫به این آسونی که گفتی نیست

‫اما...

‫شنیدم اون مَردی که دلال ازدواجه،

‫خیلی تو کارش ماهره

‫واقعا؟

‫لطفا بهم کمک کنین ازدواج کنم

‫اوه؟ وای!

‫وای! وای!

‫تو همونی هستی که ‫دیروز موقع رقصیدن یه نفرو زد

‫درسته؟

‫هزینه عضویت خیلی بالاس

‫چقدره؟

‫و شرایطش هم خیلی سخته

‫اینو ببین

‫این جدول طبقه بندی اعضا ـمونه،

‫که اونا رو به رده های مختلف تقسیم میکنه

‫ رده بندی اعضا

‫چرا برای ازدواج به رده بندی نیاز دارین؟

‫چون این روزا هر کسی با هم طبقه خودش ازدواج میکنه

‫تو کجا زندگی میکنی؟

‫شغل داری؟

‫تو فروشگاه 10 جونی...

‫چی؟

‫فروشگاه 10 جونی؟

‫همون مغازه ای که رئیسش همه چی داره...

‫بجز خوشکلی؟

‫نه...

‫اگه تو رئیس اونجایی...

‫هی، اون کلاسش خیلی بالاس

‫هی، چرا یه رئیس باید اینطوری لباس بپوشه؟

‫اگه رئیس مغازه باشم...

‫خیلی با کلاس میشم؟

‫اسمتون چیه؟

‫لی سوک...

‫سوجی

‫لی سوجی ‫سوجی

‫خانم سوجی

‫چه اسم باکلاسی ‫بعد از شانی و آیلین

‫این سومین اسمیه که... ‫هی!

‫چطور میتونی بگی سومین؟

‫این اسم خیلی با کلاسه

‫خانم لی سوجی

‫خانم، من تمام تلاشمو میکنم

‫که بهترین مرد رو براتون پیدا کنم

‫خب...

‫چه پیشنهادی برام داری؟

‫اینجا رو نگاه کنید ‫یک، دو...

‫خانم، یه کم شونه ـتون رو بیارین پایین تر

‫حالا آماده باشین ‫یک، دو، سه

‫ملاک ها :

‫پسر مدرن، پول، رمان های عاشقونه بخونه

‫ممنوعیت ها :

‫بدهی، فقیر و تاجر

‫طبقِ ملاک های شما

‫و ممنوعیت های ازدواج،

‫یه شخص ایده آل براتون پیدا می کنیم

‫از طرف اعضای مَرد جواب گرفتیم

‫نمیتونم برای دیدنت صبر کنم

‫معمولا، قرار گذاشتن

‫زمانی اتفاق میفته که ‫هر دو عضو همدیگه رو انتخاب کنن

‫چویی چونگ... اوکی؟ ‫آره

‫اون خوبه

‫بیا با چویی چونگ پیش بریم

‫وقتی قرار گذاشته میشه،

‫نامه صورتی جادوییِ،

‫عشق احتمالی ـتونُ دریافت میکنین

‫نامه یِ عشقِ احتمالی ـتون!

‫ممنون ‫خدافظ

‫اولین عشق احتمالی خانم لی سوجی.

‫ لبخند چویی چونگ

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left