The first 144 lines.
.اونها تیم شکست ناپذیر، بهترین قهرمان ها، گروه عدالت هستن
.قهرمان های ما همیشه اون بیرون در حال تلاش هستن که ما در صلح زندگی کنیم
.امشب همراه یوتوپیایی و فِلر هستیم
این دفعه کجا هستن؟
.سلام به همگی، من و فلر درحال ماموریت توی سن کارلوس، سن دیگو هستیم
شما دخترا و پسرای خوب حالتون چطوره؟
!عالی ، عالی هستیم
.چه خبر خوبی
.مثل همیشه، بیاید باهم هفت قانون ابرقهرمان بودن رو مرور کنیم
!یک
.داشتم نگاه میکردم
.نمیشه که کل شب تلویزیون ببینی
.برو تو تختت
.چرا؟ میدونی که من عاشق این برنامهام
.واسه امروز کافیه. برو تو تختت دیگه
.تازه ساعت 7 عصره
!رندی اومد
.یالا برو تو اتاقت
.پس دلیلش اینه
.خوش اومدی رندی
.زودباش، بیا داخل
.یه روزی از اینجا فرار میکنم
تو هنوز بیداری؟
بگیر بخواب باشه؟
از دستت خسته شدم. دیگه کافیه فهمیدی؟
.داری شب قشنگمونو خراب میکنی
!به لطف جنابعالی، از اخرین باری که من یه مرد آوردم تو این خونه خیلی میگذره
.تو حال و هوا رو خراب میکنی. یه بار دیگه اینکارو کنی پشیمون میشی
.من کاری نکردم. من نبودم
...انقدر دروغ نگو! خودش که نمیتونه خودشو روشن و خاموش
چی؟
.کار من نیست
!همه جا تاریک شد
.حتما فیوز پریده
.لعنت به این خرابهی قدیمی
.زود باش بخواب
...من نبودم
...من نبودم، ولی
!آره
!من... بودم
.ببخشید... آبم اومد
شوخی میکنی؟ به خاطر اون بود؟
.سلام تام- !جانی-
اخبار دیشب درباره ی یوتوپیایی رو دیدی؟
.سرم خیلی شلوغ بود
.واقعا؟ امکان نداره
...من متوجه ی
.قدرت شگفت انگیزم شدم
چی؟ عقلشو از دست داده؟
.من خیلی خفنم
!مواظب باش- .نگران نباش فقط نگاه کن-
دیدی؟
چه اتفاقی واست افتاده جانی؟
.تام. خودشه
.این نوار عالیه- .آره-
.اگر ببینمون بدبخت میشیم
.بوی گند شاش میاد
.اُه بوی شما بچه هاست
.به راه رفتنت ادامه بده جانی
هی چی؟
این چش شد یهو؟
چه مرگش شده؟
دیدی؟
واقعا جانی؟
دیدی چیکار کردم؟
!خیلی عالیه جانی
.داد نزن
چطوری اینطوری شدی؟
.راستشو بخوای نمیدونم
.اما وقتی توی ذهنم آرزو میکنم
.میتونم شوک الکتریکی رو که داخل بدنم حرکت میکنه احساس کنم
مثل
شبیه پسر موجذهنی که توی شورشهای بوستون قدرتهاش بیدار شدن؟
.اینو ببین
.این قطعا الکتریسیته ی ساکن نیست
.میدونستم. تو بالاخره موفق شدی قدرتهای قهرمانیت رو بیدار کنی
من ابر قدرت دارم؟
.درسته. تو یه ابر قهرمانی
.تو میتونی قدرتت رو احساس کنی، درسته؟ باید خودت بدونی
.آره، احساس میکنم
...تو واقعا یه
.ببین. من اینو از روی اون اتفاق افسانه ای که توی یه جزیره یه اتفاقاتی میفته، کشیدم
منظورت " میراث مشتری" عه؟
تو هم عاشق اون برنامهای؟- .آره-
.دوست دارم یه روز یه عکس اینجوری بگیرم که بره روی جلد مجله
.تو یه فیلمبردار ابرقهرمانی عالی میشی
.خیلی راه دارم برم تا یه حرفه ای بشم
.نه. من مطمئنم که تو میتونی
.مرسی، جانی
نقطه ی شروع قهرمانایی که ابر قدرت دارن ، اونجا بود که
.یه سری افراد با اون کشتی به یه جزیره ی مرموز رفتن
.و بچه های اون افراد هم الان ابر قدرت دارن
پس معنیش اینه که
.خون یکی از اون آدما توی رگ های تو هست جانی
توی رگ های من؟
.آره. وگرنه اینجوری خفن نمیشدی
.اگه تو ابر قدرت داری، پس حتما مامانت یا بابات جزو اون افراد بودن
.قطعا مامانم نبوده
...پس
.من هیچوقت بابای واقعیمو ندیدم
!پس باید خودش باشه- اینجوری فکر میکنی؟-
.پدرت حتما ابر قدرت داشته
پدر من؟
.خیلی بهت حسودیم میشه
.پدر مادر من خیلی عادی هستن
یه قهرمان واقعی؟
.آره. من مطمئنم تو هم میتونی یه قهرمان واقعی بشی
.بعدش میتونی از این شهر و خونتون خداحافظی کنی
.راست میگی
.هی، وقتی قهرمان شدی بذار من ازت عکس بگیرم
!عالی میشه
اون فلرِ، درسته؟
جَنیس؟
.درسته... اون فلرِ
.یه بار که اوکلند بودم اونو دیدم
واقعا؟ تو فلر رو دیدی؟
!عالیه
.آره، اون واقعا باحال بود
.آره، قهرمانا انسان های تکامل یافته هستن
.کاشکی بازم میتونستم یه قهرمان ببینم
مطمئنم میتونی، درسته؟
.آره، حتما شکی توش نیست
!هی ، جنیس
اونجا چکار میکنی؟- !چی؟ هیچی دیو-
.بیا بازی کنیم
.پسر ستاره ای؟ این یکی خیلی باحاله
.ولی اشکال نداره، منم این ماه خیلی پول ندارم
.بازی کن
.عالیه
اینکار هم میتونی انجام بدی؟
.مهمون من
.خوش بگذرون
!حتما
.داشتم بهش فکر میکردم عه؟-
.احتمالا همونجوریه که تو گفتی
.با این قدرت میتونم از این شهر خرابه فرار کنم
.از اون خونه هم میتونم فرار کنم
.و همش این نیست
.تو حتی میتونی وارد گروه عدالت یوتوپیایی بشی
.میتونم قهرمان ها رو ملاقات کنم
.نه تنها ملاقات کنی،بلکه همراه اونا بجنگی
.آره، این خود واقعی منه
قدرتت الکتریسیته هست، درسته؟
.آره، درسته
No comments yet. Be the first to leave one.