Ángel Di María: Breaking Down the Wall

Ángel Di María: Breaking Down the Wall

Ángel Di María: Romper la pared

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Angel Di Maria Breaking Down the Wall S01E02
Angel Di Maria Breaking Down the Wall S01E02 1080p WEB h264-EDITH[EZTVx to]
A Commentary by Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

Tags

webdl
Published on: 2025-02-04
Downloads: 35
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ما در حال بررسی برخی از بریده‌ها هستیم که وقتی شروع به قرار گذاشتن کردیم

خواهرش ونسا جمع آوری کرد

گفتم تو اروپا میمونم وقتی اینجا رسیدم اون تو بنفیکا بود

سپس انتقال او

به رئال مادرید رفت

این دختر خوبیه که شماره‌اش رو به آنخل داده

چهره اونا اینجا معلومه

حالا هرچی ؛ تاریخ قدیمه

اما هنوز اون خاطرات وجود داره

علاوه بر اخبار مربوط به جام جهانی

می تونم به شما بگم که اولین خرید رئال مادرید برای فصل آینده در اسپانیاست

آنخل دی ماریا آرژانتینی

این بازیکن آرژانتینی ساعت 6:10 صبح در باراخاس به زمین نشست

روز جمعه ساعت 13 معرفی میشه

در استادیوم سانتیاگو برنابئو

از حضور در رئال مادرید خوشحالی؟ خیلی خوشحالم

قدم زدن تو فرودگاه در حال سوار شدن به آسانسور

زنی پیشم اومد و گفت این شماره منه

و اون یک کاغذ با شماره‌اش بهم میده

می خواستم بمیرم

روزی که من اومدم این اتفاق نباید میفتاد

من فقط یک سال با اون بودم

همش تازه بود ؛ رئال مادرید

...اون کاغذ رو بهم داد و

نگاه می کنم ؛ شماره دختره ؛ درست روبروی من

اونو پاره کرد و دور انداخت

پس اون با پای اشتباه شروع به کار کرد

گفتم به روزاریو برمیگردم

من نمی تونم با زندگی یک دوست دختر فوتبالیست کنار بیام

من حسادت نمی کردم اما زیادی بود

درست کنار من بهش ضربه زد متوجه نشدم

مگه من ده ساله تو این کارم؟

اصلا فکر نمی کردم بتونم اونو تحمل کنم

وقتی به هتل رسیدیم اون ناراحت بود

پس همونجا در اتاق درحالی که گریه می کرد

ازش خواستم باهام ازدواج کنه

زانو زدم و ازش درخواست کردم

آخه با این پسر چیکار کنم؟ اون میگه بمون

اگه تو بری من می میرم من بدون تو می میرم

بیا ازدواج کنیم بمون و با من ازدواج کن

با خودم گفتم ازدواج؟ وایسا ؛ وایسا

من هنوز نمی خواستم ازدواج کنم

همه چیز در اون زمان زیادی بود

پس من موندم

در سال ۲۰۱۰ بود و سال بعد ما ازدواج کردیم

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

زنگ زدند و گفتند تو روزاریو ازدواج می کنند

برای ما فرق داشت چون هرگز اونجا ازدواج ندیده بودیم

اونا واقعا خوشحال بودند

جور می خواست باباش لذت ببره چون براش خیلی مهم بود

اون برای من فرد مناسبی بود

این همون چیزی بود که اون زمان احساس کردم و با خودم گفتم ؛ خداروشکر

مهمونی شگفت انگیزی بود

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

هیچکس اینو نمیدونه ؛ به جز چند نفر

اما پایان خوشی داشت

آنخل دی ماریا : در حال خراب کردن دیوار

مادرید، اسپانیا، 2010

آشنایی با مورینیو عالی بود

اون دوران خیلی خوبی رو سپری می کرد

اون یکی از بهترین سرمربیان جهان بود

داشتن اون به عنوان مربی برام باورنکردنی بود

این اولین باریه که آنخل دی ماریای آرژانتینی در رئال حضور داره

چیزی که من بیشتر تحلیل می کردم

قبل از تصمیم گیری شخصیت بود

و اون بچه هیچ ترسی نداشت

دی ماریا شوت میزنه و گل میشه

فیدئو همیشه مردی بود که ساکت بود

متواضع و بسیار خجالتی بود وقتی به اونجا رسید اونو داخل بردیم

فکر می کنم هر بازیکنی که به تیمی مثل رئال مادرید که بسیار بزرگه ملحق میشه

برای تطبیق دادن خودش به زمان نیاز داره

اما دی ماریا بیشتر از دو تا سه ماه زمان نیاز نداشت

با سبک بازیش

همه تو رئال مادرید اونو دوست داشتند

یک ناامیدی جدید

رئال مادرید: بازنده های واقعی

پاس عالی ژاوی آلونسو

کریستیانو رونالدو داخل محوطه است

دی ماریا از سمت راست نزدیک میشه به رونالدو پاس میده و گل

اون سال ما قهرمان کوپا دل ری شدیم که رئال مادرید سال ها بود که قهرمان نشده بود

رئال مادرید قهرمان کوپا دل ری، یک عنوان جدید بدست آورد

اونا ۱۸ سال بود که قهرمان نشده بودند

و سال دوم برای من بسیار مهم بود

چون ما قهرمان لالیگا شدیم

که سال ها در تصاحب بارسلونا بود

راستش ما سه سال شگفت انگیز با اون سپری کردیم

مورینیو به خوبی با بازیکنان کنار میاد

اون مربی بود که شخصا به من کمک زیادی کرد

اما اون همچنین به دی ماریا هم کمک کرد

اون بهش کمک کرد تا بازی خودش رو انجام بده

بنزما توپ رو پاس میده

آنخل دی ماریا توپ رو در اختیار داره در محوطه جریمه قرار داره اون حتما موفق میشه و گل

ما در جولای 2011 ازدواج کردیم

بخشی از جشن عروسی در غرفه ای فیلمبرداری می شد

من نوه های بیشتری میخوام تمومش کن

در اسرع وقت

ازدواج در جولای بود و در دسامبر حمله قلبی رخ داد

بابام مرده بود

دی ماریا گل میزنه

این دوران سختی برای خانواده آرژانتینیه

ژرمن، ما برای همیشه دلتنگت خواهیم شد

دقیقا همون روزی بود که زندگی ما برای همیشه تغییر کرد

چون وقتی بود که ما شروع به تلاش برای میا کردیم

دی ماریا در سمت راسته اون میتونه دوباره گلزنی کنه

آنخلیتو ؛ داخل محوطه

بارداری اولش خوب پیش میرفت

روز چهارم جولای به دنیا اومد

تصادفا همان روز خواهر آنخل، وین تولدش بود

تا اینکه یک روز مجبور شدیم یک اسکن سه بعدی انجام بدیم و اونا نتونستند بچه رو ببینند

صورتش پوشیده بود داشت می چرخید

احساس کردم اتفاقی داره میفته حس کردم چیزی اشتباهه

و دوتا دکتر اومدند

و بهم گفتند : تو باید اینجا بمونی چون مایعات بدنت خیلی کمه

اونا متوجه شدند که پارگی در کیسه آمنیوتیک وجود داره

و اون به آرامی مایعات بدنش رو از دست میداد بدون اینکه خودش متوجه بشه

اون فقط ۲۸ هفته داشت خیلی زود بود برای اینکه به دنیا بیاد

به آنخل گفتم باید اونو بیرون بیارند

اون تو شکمم می میره ؛ اونو بیرون بیارید

گفت : زوده و من گفتم : اون میمیره

اونا تاریخ ۲۲ام رو برای سزارین تعیین کردند

اگه همه چیز خوب پیش می رفت اون در انکوباتور می موند

برای دو ماه یا بیشتر

پس اون به دنیا اومد

مورینیو همه چیز رو میدونست

گفت برای زایمان بمون اما فردا برای مسابقه باید سفر کنی

مردم بهت توهین می کنند ؛ نفرینت می کنند

و اونا نمی دونند که همسرم و بچه‌ام رو در بخش مراقبت های ویژه گذاشتم

و به هر حال مجبور شدم بازی کنم

درحالی که نصف فکرم پیش خانواده‌ام بود

تو فوتبال اینطوریه

و این کار منه

و من همیشه بهش احترام میزاشتم

در اینجا دی ماریا از سمت راست نفوذ می کنه

اون شوت میزنه و گل

هنوز باید سفر می کردم و تمرین می کردم

زندگی من باید همینطور میموند

اون با دخترم در بخش مراقبت های ویژه بود

ما هر شب می رفتیم تا بهش شب بخیر بگیم

چون نمی دونستیم که روز بعد هم قراره اونجا باشه یا نه

چون هر روز حال متفاوتی داشت

ما یک ماه رو در مادرید اونجا گذروندیم

هر روز صبح برای دیدن بچه می رفتیم

من این تصویر رو از دیدن اون در انکوباتور دارم

به همه جاش سیم و لوله وصل بود

...و اونقدر کوچیک بود که

تو کف دستم و نصف ساعدم قرار می گرفت

آره سلام

وزن میا به اندازه یک عروسک بود

اون میتونست لباس عروسک بپوشه

چون فقط ۵۰۰ تا ۶۰۰ گرم وزن داشت

پس ما برای اونا حضور داشتیم

همونطور که اونا در دوران سخت کنار ما بودند

سلام دختر عزیزم

...زایمان و برگشت بدون بچه

نمیدونم

گفتم احساس می کنم دزدیده شده

ما بیمارستان رو ترک کردیم و هیچی نگفتیم

فقط گریه کردیم

همدیگه رو محکم بغل کردیم و گریه کردیم

هیچ توضیحی وجود نداشت

نمیشه توصیفش کرد

تو دلمون چه حال و هوایی بود

فکر می کنم پدر و مادر بودن

بدون شک بهترین اتفاقیه که میتونه براتون بیفته

اما با دونستن اینکه اینجاست

و اینکه روز بعد نمیدونی که آیا ...هنوز اونجاست یا نه

این غیرممکنه

اون لحظات سخت ترین زمان زندگیم بودند

بزار این لبخند رو ببینیم

به خونه خوش اومدی

پس به خونه برگشتیم

یعنی من بچه دار شدم

اما من دو ماه بدون دخترم رفتم

بیا عکس بگیریم

گفتیم حالا چی کار کنیم؟

ما برای اولین بار پدر و مادر شدیم با این مساله چطور باید کنار میومدیم؟

تو پرنده رو نقاشی می کنی من خرگوش رو می کشم

این چیه؟ نمیدونم

این یک نشانگره پیا

چطور این لکه رو گرفتم؟

همه اینا به ما کمک کرد خانواده ای باشیم که الان هستیم

تا شروع به ایجاد خانواده زیبای خودمون کنیم

برای من این اولویت بود

وقتی به مادرید رفتی دیوونگی بود مرد

بهت میگم ؛ هرگز فراموش نمی کنم

ظهر یکشنبه با خانواده ام داشتم ناهار می خوردم

یکی داشت زنگ می زد، فیدیو بود

آنخل هیچوقت تماس نمیگیره اون پیام میده ؛ میدونید؟

بیرون میرم و جواب میدم حالت خوبه؟ آره

چیکار می کنی؟ با خانواده ناهار میخورم

میگه وقتت آزاده؟

میگم آره البته

من یک ماه فرصت دارم ؛ مشکلی نیست

روز بعد به باراخاس پرواز کردم کاری رو که به من گفته شد انجام دادم

من به کنترل مهاجرت می رسم

پاسپورت ؛ شناسنامه و همه چیز رو نشون‌شون میدم

من دوست آنخل دی ماریا هستم

تو دوست آنخل هستی؟ آره

Ángel Di María: Breaking Down the Wall subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Ángel Di María: Breaking Down the Wall

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left