Riverdale

Riverdale

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Riverdale US S01E09 HDTV Fa
Riverdale US S01E09 XviD-AFG
Riverdale US S01E09 HDTV x264-SVA
Riverdale US S01E09 480p x264-mS
Riverdale US S01E09 HDTV x264-FLEET
Riverdale US S01E09 720p HEVC x265-MeGusta
Riverdale US S01E09 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
Riverdale US S01E09 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
A Commentary by llillusionll
►► 🅰🅱🅶_تــرجــمـه از: امیـرعـلی ، ســـروش | WwW.TakMovie.Co ◄◄

Tags

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
Published on: 2017-04-07
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...آنچه در "ریــوردیــل" گذشت

اون قرارداد "سودیل" رو یادته؟

آخر به شرکت ساختمون سازی اندروز رسیــد

آقای اندروز هنوز نمیدونه که بابا خریدار اون زمینه؟

راجب اون آدمایی که رفته بودن سراغ کارگرات یه خبرایی گرفتم

مطمئنم که هردومـون میدونیم اصل تجارت توی "مونترئال" دست کیه

...هایرم، آخه چرا اون

شاید یه خبرایی درباره ی این رابطت با فرد اندروز شنیـده باشـه

وقتی که پدرم دستگیــر شد

با خودم عـهد بستم که آدم بهتری بشم

"تو از همشون شجاع تر بودی، "اثل ماگز

تو که از خانواده بلاسـم متنفری

و حالا هم پالی بچه ی جیسون رو حامله ـس

پالی داره میاد خونـه

من توی بزرگ کردن بچه ای که خون بلاسم تو رگاش جریان داشته باشه عمرا کمکی نمیکنم

غلیـظ تر از خــون

باارزش تر از نفـت

تجارت بزرگ شهر ریـوردیل "شیـره ی افــرا" ـه

از زمان پیدایش شهر

فقط یک خانواده این تجارت پرسـود شیره افـرا رو کنترل میکردن

"خانواده بلاسـم"

اون شیره ها قسمتی از زندگی ـه هر روزه ـمون بودن

ثروتمند یا فقیر، پیر یا جوون

ما به مقدار خیلی زیادی از شیره افرای ساخت خانواده بلاسم استفاده میکردیم

اون بوی شیرین و بی هوش کنندش اجتناب ناپذیر بــود

مرگ جیسون بلاسم یه بحران بزرگ برای خانواده ایجاد کرده بود

با مردن وارث خانواده

در آخر کی این تجارت خانوادگی رو به ارث میبــرد؟

شرل که عمرا نه

این سوالی بود که گرگ هارو به ریوردیل کشــوند

و الان، خانواده بلاسم در برابر یه حمله ی احتـمالی

با هــم متـحد شده بودن

در برابر هم طبقه هاییِ خودشون

پالی جواب تماس هام یا ایمیـل هام رو نمیـده

منظورم اینه که، میفهمم که چرا نمیخواد با پدرم صحبت کنــه

ولی آخه من چه اشتباهی کردم؟

هیــچی

یکاریـش میکنیــم

بیا اینجا ببینم

بزنید بریم بچه ها، صبحونـه آمادس

گرسنـم نیست

دیگه کافیه، الیزابت

یه هفته ی خیلی بزرگ در پیش داریم

خانواده بلاسم همیشه راهمـون رو سد میکردن

از وقتی که، طبق گفته های پدر تـرسوت

پدرِ پدربزرگ بلاسـم ها

پدرِ پدربزرگ کوپــر هارو کشت

دیگه وقتشه که کاری کنیم باهامــون راه بیــان

دارم یه کتاب سرسخت و بی پرده و بدون هیچ سانسوری راجب خانوادشون مینویسم

و فکرکردی این کارت پالی رو به خونه برمیگردونــه؟

شاید، شایدم نه

ولی حالم خودم رو بهتــر میکنه

شایـعه شده که هیئت افراد مورد اعتماد خانواده بلاسم

مثل یه مشت خون آشام خودشون رو رسـوندن به ریوردیــل

چرا؟ حالا یه این میگن یه داستان خوب

فقط باید یه آغاز خوب براش پیدا کنم

وکیـلا این هفته میان تا

بیانیه ـمون رو برای دادگاه بابات بگیـرن

هردومون باید به نفع پدرت شهادت بدیــم

اگه راجب کاری که کرده پرسیدن، چی؟

اختلاص اون همه پول؟

باید دروغ بگــم؟

خب... ممکنه که مجبور به این کار بشیم

تا یکم روی حقیقت پرده بذاریم، رانی

مامان؟

عزیزم، من واقعا خیلی خرابکاری کردم

پدرت راجب قضیه من و فرد فهمیده

یکی رفته پیشش

قبل از اینکه فرصتی پیدا کنم ...تا چیزی بهش بگــم

خدای من، بابا خبر داره؟

آره، و به علاوه ی ایـن

خانواده بلاسم هنـوزم دنبال درایویـن" ان"

و فرد هم هنوز نمیدونه که صاحبش ماییم

شاید الان موقعش باشه که حقیقت رو به آقای اندروز بگی

و ریسک این رو بکنم که از پروژه منصرف بشه و استفاء بده؟

ما هرچیزی که داشتیم رو روی پروژه ی سودیـل شرط بندی کردیم

مامان

مامان این یه شهر کوچیک و پر از شایعه پراکنی ـه

باید به فرد اندورز راجب زمین درایوین بگی

قبل از اینکه یکی دیگه حقیقت رو بهش بگه

آرچی

اگه موسیقی، غذای عشق باشه

همینطور ادامه بده، بنــواز

میدونی این هفته رسما آغاز

هفته ی فصل شیره ی افـراست؟

من... نه. نمیدونستم

خب، همینطوره

و هرساله خانوادمون یه مراسم شیره گیری از درخت افـرا برگذار میکنــه

سنتی که باهاش به نژاد بلاسم احترام میذاریم

میراثمــون

بنظر باحال میاد

واقعا همینطوره تازه بیشتر از اون

تازه خیلیــم مهمونی انحصاری و خاصیه

فقط خانواده و دوستای نزدیک دعـوتن

میخوای همراه من باشی؟

این مراسم چیزیه که من و جیسون از وقتی که میتونستیم راه بریم با هم انجامش میدادیم

این یه چیز خیلی خاصمون بود

...ولی من

نمیتونم تنهایی باهاش روبرو شم

اگه تو باهام میومدی

به عنوان همراهم

فکر میکنم که میتونستم تحملش کنم

شرل، خیلی دوست دارم کمکت کنم ولی من دوست دختــر دارم

شاید بتونی "کوین" یا "رجی" رو دعوت کنی؟

نمیفهمی، نه؟

من کوین یا رجی رو نمیخوام

تو رو میــخوام

وقتی که حتی پدرمادرم هم ازم دفاعی نکردن

تو جلوی کلانتـر "کلــر" ازم دفاع کردی

اصلا ولش کن. ببخشید که چیزی گفتم

شرل، وایسا

اونا من رو توی جعبه ای چوبی قرار دادن" ،همونطور که با نامیـدی مخالفت میکردم

ولی همه ی فریادهام هیچ ثمـره ای نداشت

دهانم به هم دوخته شده بود

آن چیز پیچیده به خود روی تخت فقــط یک دختــر بود

که دست بابایی رو برای ".به آغوش کشیدنش آزار میداد

"سلام، "اثــل

فقط میخواستم بهت بگم که چقدر شعرت تحت تاثیــر قرارم داد

حس کردم که انگار داشتی از یه چیز خیلی تاریکی استفاده میکردی

ولی همینطور خیلی هم واقعی

...ولی نمیخوام دخالت بی جایی بکنم

ولی همه چیز مرتبه، اثل؟

اوضاع توی خونمون خیلی عالی نیست

مامان و بابام همش دعوا میکنن

ولی بهم نمیگن که دعواشون راجب چیــه

انگــار که یه اتفاق خیلی بدی داره میوفته

و منم هیچ کاری نمیتونم انجام بدم تا جلوش رو بگیــرم

مثل این میمونه که توی یه تصادف ماشین صحنه آهسته گیر افتاده باشی

آره، میفهمـم

گوش کن، اثــل

اینطور بنظر میرسه که به یکم خوشحالی نیاز داشته باشی

که دقیقا تخصص ورونیکا لاج" هم همینــه"

...پس

اگه فردا کاری نداری

بیا خونمون که یه ناهاری بخوریم و یکم لوست کنــم

کوین هم میـاد

آره، بیا دیگه خوش میگذره

فقط لطفا بگو آره

خیلی خب، حتما

- آره؟ - آره

عالیه، پس فردا میبینمت

خب ببینم... اون دیگه چی بود؟

شعر اثل رو اگه وقتی میشنیدم

حتما با خودم میگفتم طرف بدجــور محتاج کمکه

که با وجود همچین احتمالی با خودم عهد بستم، هیچ وقت بهش بی اعتنایی نکنم

...نه بعد از

اوه، باید برای این حرفت بشینیم؟

خب، پارسال که تو مدرسه ی "اسپنس" بودم

"یجورایی من و صمیمی ترین دوستم "کیتی برای یه دختری به اسم "پیج" گردن کلفتی میکردیم

یه بار، مجبور کردیم آبِ فاضلاب بخـوره

عَیی، آخه چرا؟

چونکه اون اونجا بود دیگه

چونکه باهامون جور نمیشد و

ما هم بدجور زنیکه های سنگدلی بودیم

"بگذریم، تا قبل ماه "دسامبر

...پیج دیگه تحملش سر اومــد

خدای من به جایی کشوندینش تا بره خودکشی کنه؟

چی؟ نه بابا

ولی خب مدرسه ـش رو عوض کرد

و رفت روانکاوی

خب الان چیه؟

اگه بتونم زندگیِ اثل ماگز رو یکم شادتر کنــم

حتی برای یه عصــر

پس حتما انجامش میدم

"آرچی بالـد"

همین الان میخواستم بگم مدیـر "ودربی" صدات بزنه

سلام، خانم بلاسم

وقت داری یه صحبتی بکنیم؟

درباره ی شرل

فکر میکنم که شرل به مراسم شیره گیری درخت افـرامون دعوتت کرده باشه، نه؟

آره

همینکارو کرد و همونطور که به خودشم گفتم

احساس راحتی نمیکنم که باهاش به این مراسم برم

شرل بهم میگه که

علاقه زیادی به موسیــقی داری

درسته؟

"بهت گفت که عـمو بزرگش، "هریسون

توی هیئت داوری آکادمی موسیقی براندنبرگ" ـه؟"

شنیدم، یه برنامه ی تابستونی خیلی محـشر دارن

آره خیلی عالیه ولی راه یابی توش خیلی سخته

مطمئنا برای پسر بااستعدادی مثل تو نباید خیلی سخت باشه

و مخصوصا اگه تعریفت رو هم پیششون بکنم

...خانم بلاسم

توی مراسم یادبود جیسون

پیرهن ورزشی فوتبالش رو برام آوردی

بهتـون تسلیت میگم، خانم بلاسم

با خودم گفتم که ممکنه بخواید این لباس رو نگه دارید

اون کارت، لطفت رو نشون داد

اونم توی یه روزی که خیلی ناامیــد بودیم

تو آدم خوب و باشرافتی هستی، آرچی بالد

برخلاف اکثر آدمای این شهر

خانم بلاسم، نمیدونم چی بگم

بگو که دوباره یه اینکه دخترم رو به این مراســم ببری فکر میکنی

فقط یه بعدازظهره

و خیلی برای شرل باارزش ـه

منظورم اینه که، آره فکر میکنم بتونم با والری دراین مورد حرف بزنم

قسم میخورم، آرچی بالد

...وقتی که روشنایی درست بهت برسه

به شرل این خبر خوب رو میدم

و به عمو هریسون هم زنگ میزنم

More Farsi Persian subtitles for Riverdale

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left