The first 200 lines.
تـوبه
لیست تابو خلاصۀ سیستم •توضیح سیستمهای تفکیک شده• به روز رسانی تاریخ •فهرست نقطهای •تاریخچۀ تناسخ• n%I=W طبقۀ ویژۀ• خلاصۀ سیستم
تـوبه
توسط بشریت MA کشف
تـوبه
کاهش طول عمر سیاره به صورت فوقالعاده زیاد
تـوبه
اژدهایان، خشمگین به دلیل از دست دادن، حمله به بشریت الهه ساریل
تـوبه
شمارش معکوس برای فراموشی
تـوبه
قربانی برای احیای جهان
تـوبه
مدیر گولیدیستودیز
تـوبه
اجرای سیستم
تـوبه
آرزوی ساریل و حمایت از الهه
m -640 -360 l 640 -360 l 640 360 l -640 360
.نصب کامل شد
...هعی
...باورم نمیشه
اِه! فی؟
...از دست تو
.معذرت میخوام
تقریباً یک ماهی میشه که مدرسه رو ترک کردیم، ها؟
.آره، همینطوره
.انگار هنوزم ماجرای برادرت فاش نشده
چون برادرت و گروهش خسارت زیادی ...به ارتش شیاطین وارد کردن
احتمالاً تا یه مدت حمله نمیکنن، نه؟
احتمالاً به زودی هایرینس سانم برمیگرده، نه؟
اون تنها کسیه که ...از گروه قهرمان زنده مونده
پس شاید بدونه چی به سر برادرت اومده ...یا با چهجور دشمنی روبهرو شدن
.مطمئنم همه چی رو بهت میگه
چون قراره به عنوان قهرمان .با اونا مبارزه کنی
قهرمان، ها؟
چی شده؟
نگران اینم که میتونم .جا پای یولیوس نی ساما بذارم یا نه
...آخه بر خلاف سابق
دیگه سو یا کاتیا .کنارم نیستن که توی مبارزات کمکم کنن
البته یوری تبدیل شده به قدیس و احتمالاً .بهش مأموریت میدن تا به گروهم ملحق بشه
...میگم
.بیا با من پیمان ببند
...اِه!" نداره"
...اینجوری همیشه میتونی احضارم کنی
خیلی به کارت میاد، نه؟
.ولی من دوست دارم با تو برابر باشم
آخه اگه پیمان ببندیم .مجبور میشی به تمام دستوراتم عمل کنی
با این موضوع مشکلی نداری؟
تا اتفاق خاصی نیوفته همچین کاری که نمیکنی، مگه نه؟
...درسته
...ولی خب
.اگه تو دردسر افتادی، سریع منو خبر کن
الان کمی از نگرانهات برطرف نشدن؟
.ممنون
خب، چطوری باید پیمان ببندیم؟
.فی، دستت رو بده من
اینجوری؟
.بفرما، الان دیگه پیمان بسته شد
ها؟ تموم شد؟
انجام دادنش اینقدر راحت بود؟
پیمان بستن راحته .ولی باطل کردنش به این راحتیها نیست
...ها؟ جدی
!فی؟
این دیگه چیه!؟
!فی؟
تکامل؟
.حس خیلی بدی دارم
.و دقیقاً میدونم چرا همچین حسی دارم
تابو لول 10
تابو
...تابو
،این قطعاً برای افرادی که تو این دنیا زندگی میکنن .یه سری اطلاعات ممنوعه است
...اگه از این موضوع مطلع بشن
وقتی به لول 10 تابو رسیدم .کلی اطلاعات وارد ذهنم شد
درمورد شکلگیری دنیا ...و اتفاقات گذشتۀ اون
...اسرار پشت مهارتها و مشخصات آماری
اونقدر زیادن که نمیتونم اونا رو .درک و دسته بندی کنم
مسئول اطلاعات در تلاشه ...کم کم اونا رو متوجه بشه
.و دسته بندیشون کنه
...ولی یه موضوع رو کاملاً متوجه شدم
که این دنیا اگه همینطوری پیش بره .به زودی کاملاً نابود میشه
حالا که این واقعیت رو میدونم .دیگه نمیتونم مثل سابق زندگی کنم
!باید یه کاری کنم
!آره راست میگی
من که حاضر نیستم همراه !دنیایی که داره نابود میشه بمیرم
نمیتونم تحمل کنم !دیگه چیز خوشمزهای نتونم بخورم
انگار مجبوریم بیشتر روی .مهارتهامون کار کنیم و قویتر بشیم
قویتر شدن خوبه ولی میتونیم جلوی نابودی دنیا رو بگیریم؟
بدن
انگار خود مدیرم نمیتونه کاری کنه، نه؟
....نمیدونم، ولی
فعلاً تنها کاری که از ما بر میاد ...فقط قویتر شدنه
!فقط همین
،اگه اتفاقی بیوفته و زورمون نرسه .دیگه هیچ کاری ازمون بر نمیاد
.درسته
توی این دنیا، با شکست دادن دشمن .حتماً قوی میشی
...پس حریفی که باید شکستش بدیم
!اژدهای زمینی، آراباست
!هوی! اینجوری نترسید
زده به سرت که میخوای !با همچین هیولایی سر شاخ بشی؟
!آره! راست میگه
!ای احمقها
!چیکار میکنی؟
واقعاً فکر کردید من دوست دارم داغون بشم؟
منظورت چیه؟
تا کی میخواید وانمود کنید هیچ اتفاق خاصی نیوفتاده؟
یعنی نمیخواید این ترسی که تو روحتون حک شده رو از بین ببرید؟
خب اگه میتونستیم !تا حالا انجامش داده بودیم
چون تو روحمون حک شده !به این راحتیها برطرف نمیشه
مگه نه؟
!آره
!خوب گوش کنید، بچهها
...اگه نتونیم ترس خودمون رو برطرف کنیم
چطور میتونیم در برابر !نابودی دنیا قد عَلم کنیم؟
بالاخره متوجه شدید؟
.پس دیگه مشخص شد باید چیکار کنیم
!آرابا رو شکست میدیــــم
!آره
،حالا که اینطوره !بریم اوضاع رو بررسی کنیم
...آره
!هوی! اینقدر نترسیـــــد
!بزن بریــــم
تلهپورت
!اومدیم به طبقۀ زیرین
این دیگه چیه؟
...آرابا نیست
!چه بزرگــــــه
مشخصات آماری
قدرت تهاجمی: 3875 قدرت دفاعی: 3821 قدرت جادویی: 2999 مقاومت: 3295 سرعت: 3827
امتیاز مهارت: 37000 عنوانها: "هیولا کش" "قاتل" "قاتل هیولا" "پهلوان"
m -640 -360 l 640 -360 l 640 360 l -640 360
،تازه فقط بزرگ نیست !مشخصاتشم سر به فلک کشیدن
،اگه با همچین هیولایی سر شاخ بشم !در جا میمیرم
.با اجازه مرخص میشم
هنوزم کلی هیولای کله گنده .توی طبقۀ زیرین هست که ازشون خبر ندارم
بهتره جاسوسی از آرابا رو .بذارم واسه یه روز دیگه
چه خبره؟ الان چی شد؟
.از سمتی بود که اون ماره رفت
دید تلسکوپی
جادوی جاذبه بود؟
از اون به بعدش ...دیگه نمیشد بهش گفت مبارزه
اون مار بزرگ ...با اون قدرت فوقالعادهای که داشت
با خشونت فوقالعاده زیادی .به صورت مداوم پاره پاره شد
وقتی داشتم اون ...خشونت فوقالعاده رو میدیدم
.اون منظره برام واقعاً زیبا بود
من الان قدرت اون اژدها رو .از ته دل تحسین میکنم
...اون موجودیه که
!در تلاشم بهش برسم
!اژدهای زمینی... آرابا
به نظر میاد .خیلی منتظرت گذاشتم
.نه، مشتاق دیدارتون بودم، هایرینس سان
!شون... معذرت میخوام
در واقع، این یولیوس بود !که باید زنده میموند نه من
منظورت چیه؟
این چیه؟
.این پر ققنوسه
یه شیء که مالکش میتونه با اون .یه بار از مرگ نجات پیدا کنه
در واقع اون رو یولیوس، به عنوان قهرمان ...باید همراه خودش نگه میداشت
ولی اون گفت، بهتره این پیش من باشه ...که حکم سپرش رو داشتم
.و دادش به من
...پس یعنی
اینکه من تونستم زنده بمونم .همش به خاطر این شیء بود
!ولی در واقع اون باید زنده میموند
هایرینس سان، لازم نیست .بابت چیزی عذرخواهی کنید
،یولیوس نی ساما خودش این رو بهت داده بود، مگه نه؟
".من نمیمیرم پس نگران نباش" .و همچین چیزی هم بهت گفت
.الحق که برادر هستید
لطفاً آخرین لحظات برادرم رو .برام تعریف کنید
لحظهای که یولیوس ...فرماندۀ دشمن رو شکست داد
...و از اونا خواست که تسلیم بشن
.اون ظاهر شد
...سفید .اون یه دختر سفید به تمام معنا بود
.آخرین چیزی که میدونم تا همینجا بود
،وقتی به هوش اومدم .دیدم روی زمین افتاده بودم
با چیزی که میدیدم به نظر نمیومد .مدت زیادی از هوش رفته باشم
ولی اونقدر طولانی بود .که دیگه همه چی از دست رفته بود
...این شال نی ساما
فقط یه توضیح ...درمورد اون اتفاق به ذهنم میاد
!حملۀ فاسد کننده
حملۀ فاسد کننده؟
.بله
عنصرش از تخریبه .و بهش عنصر مرگ هم میگن
،هر کسی از اون ضربه بخوره .میمیره و بدنش به خاک تبدیل میشه
!چه وحشتناک
شرمنده، فقط همین رو .تونستم برگردونم
.نه، خیلی... ممنونم
.از ملاقات با شما خوشبختم
.من برادر بزرگتر شما، یولیوس هستم
.شاید به قیافهام نیاد ولی من قهرمانم
شولین، شنیدم یه دوست دختر .از خانوادۀ دوک واسه خودت پیدا کردی
.و همدیگه رو با اسم خلاصه صدا میزنید
منم میتونم از این به بعد تو رو "شون" صدا بزنم؟
...قهرمان امید بشریته
.پس من نباید شکست بخورم
!به هیچ عنوان
.چیزی که مهمه هدف ماست
یه دنیای آروم که همه بتونن .در کنار هم خوشبخت زندگی کنن
...من دنبال همچین چیزی هستم
.تا زمان مرگم
No comments yet. Be the first to leave one.