The Witcher

The Witcher

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

The Witcher S03E06 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
The Witcher S03E06 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-ETHEL
The Witcher S03E06 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTb
The Witcher S03E06 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-NTb PlayWEB XEBEC
The Witcher S03E06 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1 Atmos-NTb XEBEC
The Witcher S03E06 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Witcher S03E06 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Witcher S03E06 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Witcher S03E06 2160p 10bit HDR DV WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
The Witcher S03E06 720p/1080p WEB HEVC x265-RMTeam
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
HEVC
2CH
Published on: 2023-07-27
Downloads: 72
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫آماده نبرد بشین بچه‌ها!

‫بیاین! یکیشون رو پیدا کردیم!

‫بهتر بود جناحت رو انتخاب می‌کردی ویچر.

‫بریم! بریم!

‫باید با ردانیایی‌ها همراه می‌شدی.

‫تکون بخورین! بجنبین!

‫دوران جدیدی آغاز شده گرالت ریویایی.

‫قسم می‌خورم اگه باز هم ‫جیکت دربیاد...

‫نمی‌تونم تا کارمون رو تموم نکردیم، ولت کنم.

‫کی بهت دستور داده؟

‫سلاحت رو کنار بذار. ‫اصلا خوشم نمیاد از بچه‌ها بخوام مجبورت کنن.

‫- تکون بخور! ‫- تو از خودمون بودی رادکلیف.

‫واسه چی خودت رو به انجمن برادری فروختی؟ ‫ولم کنین!

‫- یعنی زندانی‌ام؟ ‫- اصلا می‌فهمین چیکار می‌کنین؟

‫- فقط با جادوگرها کار داریم. ‫- بیارینشون بیرون!

‫در واقع تو رو از روی ادب و احترام ‫نگه می‌داریم.

‫بالاخره به نظر خودم متحدیم.

‫باهام بیاین! از این طرف!

‫قبوله. همکاری می‌کنم.

‫اون یکی هم هست! وایستا ببینم!

‫ولی نصیحتی بهت می‌کنم.

‫گرفتن جادوگران در حین جلسه انجمنشون...

‫- خودکشیه. ‫- هوم.

‫همین الانش هم جادوگران زیادی ‫بهمون ملحق شدن جهش‌یافته خان.

‫- بیا ببینم! ‫- دستت رو بکش!

‫به صلاحته با پای خودت بیای.

‫چقدر به این سگ‌ها پول دادی کیرا؟

‫به خاطر خودت امیدوارم ینیفر هم تصمیم بگیره ‫جناح بر حق رو انتخاب کنه.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫DigiMoviez@

‫سیری.

‫آهای، خفه شو!

‫شما به انجمن برادری خیانت کردین ‫و به سزای اعمالتون می‌رسین.

‫- گرالت. ‫- خواهش می‌کنم جناب.

‫حالا که به مچت دیمریتیم بستیم ‫دیگه قوی نیستی، مگه نه؟

‫بیا ببینم!

‫- نمی‌ذارم چنین کاری بکنین! ‫- چطور می‌تونین چنین کاری بکنین؟

‫- ای خائنان! ‫- بیاین، بیاین ببینم!

‫رادکلیف، داری چیکار می‌کنی؟

‫- تکون بخور پیرمرد! ‫- کمکم کنین!

‫اتاق‌های جانبی رو بگردین!

‫اون در رو بشکنین!

‫اتاق‌های سمت چپ رو بگردین!

‫امکان نداره دور شده باشه.

‫کدوم گوری رفت؟

‫سیری.

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫اِهِم.

‫- صرفا داشتم... ‫- خودم می‌دونم مشغول چه کاری بودی.

‫- اشتباه برداشت کردی. ‫- اشتباه برداشت کردم؟ شرمنده.

‫کجاش رو اشتباه برداشت کردم؟

‫ابراز علاقه دروغینت رو ‫اشتباه برداشت کردم...

‫یا اشتباه برداشت کردم ‫که می‌خواستی وقتی خوابم، زن جوانی...

‫که تحت نظرمه رو بدزدی؟

‫اگه بیاد ردانیا، همه‌چی واسه جفتمون ‫خیلی راحت‌تر می‌شه.

‫- دیکسترا دیگه بهم فشار نمیاره. ‫- بالاخره معلوم شد.

‫چطور خیال می‌کنی احساسم به تو دروغینه؟

‫آخه خودت قلبا ‫چنین آدمی هستی...

‫رادوید.

‫خیال می‌کردم شخصیت واقعیت رو شناختم.

‫ولی معلوم شد اصلا شخصیتی نداشتی.

‫خیلی شرمنده‌ام.

‫سیری.

‫وای سیری.

‫سیری!

‫سیری!

‫چه بازوبندهای قشنگی دارین.

‫این‌جوری همراهان جناح پیروز رو ‫تشخیص می‌دیم.

‫اسیرشون کردین؟

‫خائنن. ‫سراسر شمال پراکنده شده بودن.

‫جاسوسان نیلفگاردن و می‌خواستن ‫قبل از حمله‌شون تضعیفمون کنن.

‫- همه‌شون خائنن؟ ‫- نه.

‫فقط ویلگه‌فورتز و رفقاش خائنن.

‫بقیه‌شون باید شاهد باشن.

‫با این کارتون به جادو و همه ما حمله کردین.

‫- ردانیا می‌خواد... ‫- خفه خون بگیر!

‫خب،

‫اگه آوردینشون شاهد باشن،

‫واسه چی بهشون دیمریتیم بستین؟

‫از خودمون محافظت می‌کنیم.

‫مدارک موثقی از اتحاد ویلگه‌فورتز ‫با نیلفگارد پیدا کردیم.

‫می‌خوایم پیغاممون به گوششون برسه.

‫باید به انجمن برادری کمک کرده...

‫و این خائنان رو شناسایی و خنثی کنیم.

‫- یعنی الان دادگاه برگزار کردین؟ ‫- نه.

‫داریم پاک‌سازی می‌کنیم.

‫«ویچر» ‫«فصل سوم، قسمت ششم»

‫کار از کار گذشته... ‫کار از کار گذشته...

‫نباید دختره رو تنها می‌ذاشتی.

‫... دختره رو تنها می‌ذاشتی...

‫جاش پیش اربابمه.

‫- لیدیا. ‫- جای تو... جای تو هم...

‫جای تو هم زیر خاکه... زیر خاکه...

‫حتما بدجوری از بقایای چهره‌ات متنفری ‫که من رو به مبارزه طلبیدی.

‫تو دوره خودت خیلی قوی بودی... ‫خیلی قوی بودی...

‫ولی اون دوره دیگه به سر رسیده... ‫به سر رسیده...

‫اربابم به قدرتی عطا کرده...

‫که فراتر از... فراتر از... فراتر از...

‫ینیفر.

‫هرچقدر می‌خوای تقلا کن.

‫توله شیره خواسته اربابم رو ‫اجابت می‌کنه.

‫اون ویلگه‌فورتز بزدل رو می‌گی؟ عمرا.

‫اگه بمیری نمی‌تونی ازش محافظت کنی.

‫اگه بمیری نمی‌تونی ازش محافظت کنی...

‫کودتا کردن ین.

‫امیدوار بودم ایسترد و بقیه ‫خودشون رو به اینجا رسونده باشن.

‫یعنی می‌تونم روت حساب کنم ‫که کمکم کنی از سیری محافظت کنیم؟

‫محافظت ازش کافی نیست.

‫حتما خودت هم می‌دونی.

‫می‌دونم.

‫فقط با شناخت دقیق خودش ‫قدرتش رو از بر می‌شه.

‫سیری به کمک ما سرنوشت خودش رو ‫کشف و عملی می‌کنه.

‫سرنوشتش کنار ویلگه‌فورتز بودنه.

‫با خونش...

‫به هیچ‌جا نمی‌رسه.

‫باید برم دنبال سیری.

‫از این طرف.

‫تسایا رو پیدا می‌کنم. ‫اون می‌دونه چیکار کنیم.

‫بالاخره مدیرمون تشریف آوردن.

‫- تسایا، خدایان رو شکر که سالمی. ‫- خواهش می‌کنم شرایط رو درست کن.

‫کیرا! رادکلیف! واسه چی نگرفتینش؟

‫آخه بهشون گفتم اگه دستشون بهم بخوره، ‫صورتشون رو ذوب می‌کنم.

‫قرار نیست اینجا صورت کسی رو ذوب کنیم.

‫من طلسم انقیاد قدرتمندی ‫رو قلمرو کوچولوتون اعمال کردم.

‫آره بابا، خودم حسش می‌کنم.

‫از طلسم‌های «کتاب خورشید کم‌سو»ئه. ‫خودم نوشتمش.

‫قبول داریم قدرتمندترین جادوگری.

‫قلب تپنده اریتوزایی.

‫انجمن برادری همیشه همراهته، ‫واسه همین ادب و احترام رو رعایت می‌کنیم.

‫دروغ‌هات رو باور نمی‌کنه.

‫قمار غم‌انگیزت رو در راستای...

‫به خدمت ویزیمیر درآوردن ‫کل جادوگران باور نمی‌کنه.

‫اگه بزنیش، تا سپیده‌دم هم زنده نمی‌مونی.

‫لزومی نداره.

‫ما چندین دریچه بین اینجا و نیلفگارد داریم.

‫دریچه‌های ویلگه‌فورتزن.

‫واسه چی باید حرفت رو باور کنیم؟

‫ببین، خودمون می‌دونیم ‫با سپردن کثافت‌کاری‌هات...

‫به اون رینس حرومزاده ‫انجمن برادری رو خدشه‌دار کردی.

‫رینس چندین سال پیش برکنار شده.

‫- عه، واقعا؟ ‫- خفه‌خون بگیر رادکلیف!

‫خب، تو چه‌کاره‌ای ویچر؟

‫به تو چی می‌رسه؟ ‫تو هم در این اقدام جنون‌آمیز دست داری؟

‫ندارم.

‫البته به نظرم اتهاماتشون جنون‌آمیز نیست.

‫خودت می‌دونستی چنین اتفاقی رخ می‌ده.

‫همین دیشب اعتراف کرده بودی.

‫اول نوبت استرگوبور بود، ‫الان نوبت ویلگه‌فورتزه. بعدش نوبت کیه؟

‫باید واسه فیلیپا و دیکسترا ‫که مقامات خطرناک...

‫اقلیممون هستن ‫دادگاه برگزار کنین.

‫سیاست‌های انجمن برادری ‫اصلا برام مهم نیست.

‫مه غیرعادی‌ای رو خلیج شکل گرفته.

‫منظورت چیه؟

‫یکی داره کشتی‌هاشون رو ‫با جادو مخفی می‌کنه.

‫متوجه نیستین؟

‫ارتش ردانیایی‌هاست.

‫اومدن از خائنانشون حمایت کنن.

‫اومدن کل زحماتمون رو نقش بر آب کنن.

‫باید خیلی در قبال اپلگات ‫سخاوت به خرج بدم.

‫تسیا، باید طلسم انقیادت رو خنثی کنی.

‫صرفا دارین نتیجه حتمی رو عقب می‌اندازین. ‫ویلگه‌فورتز همین امروز لو می‌ره.

‫بابت اعمالت تو سودن هیل ‫طردت کرد.

‫نمی‌دونم کی هستن،

‫ولی دارن نزدیک‌تر می‌شن.

‫- طلسم انقیاد رو خنثی کن. ‫- خفه‌اش کن!

‫سابرینا؟

‫وای، خاک بر سرم!

‫یکی جلوش رو بگیره!

‫مرگ بر ردانیا.

‫اصلا عجله نداریم گرالت. ‫بهت اطمینان می‌دم اگه دنبال دختره‌ای،

‫خیلی دیر دست به کار شدی.

‫ای ویچر عوضی.

‫دیکسترا!

‫گرالت.

‫بیا تند برخورد نکنیم.

‫می‌دونی چیه؟

‫خودم بهت می‌گم کجا بردیمش.

‫نباید من رو بابت تلاشم مقصر بدونی.

‫اصلا از این کارت قسر در نمی‌ری.

‫پنجاه نفر سوار اون کشتی‌هان.

‫بهتره امیدوار باشی ‫یکیشون جراح آرایشگر باشه.

‫هوم...

‫باید می‌فهمیدم چه‌جور آدمی هستی رفیق.

‫نه‌خیر. باید حواست رو بیشتر ‫جمع می‌کردی... رفیق.

‫من دیگه اینجا کاری ندارم.

‫- باقی کارها رو خودمون ردیف می‌کنیم تسیا. ‫- تکون بخورین!

‫اصلا برنگرد اینجا.

‫ویلگه‌فورتز!

‫اگه همگی آشوبمون رو به کار ببریم...

‫و ردانیایی‌ها رو تو تونل‌ها گیر بندازیم، ‫می‌تونیم کارشون رو تموم کنیم.

‫چنین اتفاقی نمی‌افته.

‫اعضای اسکویاتل وارد اینجا شده...

‫و در راه شعله سفید ‫با خاک یکسانش می‌کنن.

‫اعضای اسکویاتل؟

‫منظورت چیـ...

‫واسه چی؟

‫اینجا که خونه ماست.

‫نه‌خیر تسیا.

‫اینجا خونه توئه.

‫برام فرقی نداره کی غارتش کنه.

‫من دنبال اهداف خودمم...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left