The first 200 lines.
حاصل
من براي خودم متاسفم که اينجا تحصيل نکردم
ولي وقتي شانس نايب رئيس شدن اين دانشگاه بهم داده شد
احساس کردم امروز به خيلي چيزها دست پيدا کردم
خانواده به بچه زندگي ميده
مدرسه، از اون بچه يه انسان ميسازه
با بخشش زنده باد، استاد-
خدمتگزار دانشگاه من رهبر دانشجوهام
دانش آموز سال آخر حقوق
بشينيد لطفا. بشينيد
...خب داشتم ميگفتم
...ولي وقتي موسسه به يه عرصه تبديل بشه
جايي که خشونت و سياست... مهم تر از تحصيلاتن
ديگه انسان ساختن رو متوقف ميکنن
در کشور من چندين ساله که چنين چيزي اتفاق مياُفته
..اينور
...اون پشت رو ببين
وايسا عوضي
ميرم ببينم کي داره آشوب به پا ميکنه شما بذاريد برنامه پيش بره
يه لحظه
...اين
همونجا وايسا
وايسا
طبقهي بالا
مثل آدماي کور ميدوييد
تکون بخوريد
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهشيد.ظ - ويرايش: سميرا
نکشينش من دارم ميام
اون رو محاصره کرديم امروز کارش رو تموم ميکنيم
گفت شليک نکنيد باشه، شليک نميکنيم
...ولي داداش داداش
مُردم- اون عوضي رو بگيرين-
محکم تر بزنيد- ميکشيمت آشغال-
خدا با منه وقت رو هدر نديد
عوضي
محکم تر بزنيد دستهاتون جون ندارن؟
محکم تر بزنيد
تا ميتونيد بزنيدش
عوضي
رانويجي آشغال
خودت خواستي خيلي شاخي، نه؟
بهش شليک کنم؟
...به من گوش کنيد
شما عرضهي شليک کردن نداريد فقط بلدين رجز بخونين
چرا داد ميزني؟
جون مادرت اين آشغال رو بکش
داستانت همين جا تموم ميشه
به شونهش شليک کن وگرنه تو درد سر ميافتيم
من اينجام
گوري شانکار
پدرت- حالا من تو دردسرم-
روز بخير داداش
زود باش، بيا از اينجا بريم
حالا تو هم بايد وايسي
مثل مهمون دراز نکش همين الان پا شو
حالا بهتر شد
نزديک بود جونت رو از دست بدي من نجاتت دادم
بهشون گفتم بذارين يه کم زندگي کنه بايد از من تشکر کني
گوش کن رانويجي سينگ سياستهات رو به يه منطقهي ديگه ببر
دعاي خيرمون همراته خيلي پيشرفت ميکني
ولي اگه از امروز به بعد ...پرچمت رو تو دانشگاه تکون بدي
اون وقت چي ميشه؟- اون وقت از زندگي ساقط ميشي-
به يادت دو دقيقه سکوت اختيار ميکنيم
چندتا از آدمات براي بدرقهـت ترانه ميخونن
و ديگه چه اتفاقي مياُفته؟
به خاطرت سرود ملي پخش ميکنن؟
راه بيوفت
راه بيوفت، برو برو
...و گوش کن
رانويجي سينگ
تا موقع انتخابات نميخوام اينجا ببينمت
!ميدونم روستات کجاست
بريد
همه چيز رو به راهه. بشينيد
بشين، کودن
چي شده؟- چيزي نشده، استاد
همه چيز کاملا خوبه
چرا دخترا هميشه اينجوري نميمونن؟
دارم بهت ميگم تمام مشکلات دنيا حل ميشن
آمريکا ديگه هيچوقت بمب نميندازه
دارين چيکار ميکنين؟ نمايش داره شروع ميشه
...برين کنار! يه لحظه
چرا داريم مرتکب اين گناه ميشيم؟ اون رو ببين-
چون که سهم خودمونه
چشمهات رو باز کن يه چيزي ياد بگير
حالا ديگه همهتون بزرگ شدين- من که واقعا بزرگ شدم-
اون حرف نداره
چرا بستيش رفيق؟- ديگه زيادتون شد-
ديالوگهاتون رو حفظ کنيد وقت شروع نمايشه
زود باش
چرا موقع نيهاريکا که شد اون رو بستي؟- کدوم نيهاريکا؟-
خواهراي بابول اونجا بودن يه کم خجالت بکشين
خواهراش کجا بودن؟ من که چيزي نديدم
"ابرهاي عشق در حرکت اند"
"در صحرا، موجي بر ميخيزد"
"...در چشماي در حال مرگ شب"
"ميتوني اومدن صبح رو ببيني..."
"چشمات ميتونن همه رو ديوونه کنن"
"بدون تو زندگي کردن هيچ لذتي نداره"
"چشمات ميتونن همه رو ديوونه کنن"
"بدون تو زندگي کردن هيچ لذتي نداره"
اگه تو زندگيم در آغوشم نباشي" "زندگيم بيمعني ميشه
"نزديکم شو و خجالت نکش"
"اوه محبوب من"
"چشمات ميتونن همه رو ديوونه کنن"
"بدون تو زندگي کردن هيچ لذتي نداره"
"وقتي تو رو ديدم، روياهام زنده شدن"
اگه تو نباشي، هيچ چيز" "من رو شگفت زده نميکنه
"بيا نزديک تر، نفسهام رو حس کن"
"مثل عطر زندگي"
"به جاي خدا، خودت رو توي دلم جا کردي"
"چشمات ميتونن همه رو ديوونه کنن"
"بدون تو زندگي کردن هيچ لذتي نداره"
"چشمات ميتونن همه رو ديوونه کنن"
"بدون تو زندگي کردن هيچ لذتي نداره"
اگه تو زندگيم در آغوشم نباشي" "زندگيم بيمعني ميشه
"نزديکم شو و خجالت نکش"
"اوه محبوب من"
..و اون ديالوگ فراموشم شده بود
اينقدر بنگالي ور نزن مگه ما دوستات نيستيم؟
قلبم داره جاش در مياد کاش اون مال من ميشد
يه آدم ديگه ميشم، به جون بابام
بياين باهاشون حرف بزنيم- رقص و آهنگ ديگه بسه-
حالا نقش اصلي منم- ساکت شو بابا-
...اگه نتونم نقش اصلي بشم
مونالي و سونالي نميان تئاتر ...گوش کن رفيق-
چرا نميندازيش بيرون؟
کمبود دختر خوب اومده؟
چي شده؟- بيا از اين راه بريم-
اينور بهتره
همين جا وايسا
خداحافظ
خيلي تاريکه. ميتوني خودت بري؟ نگران نباش-
خداحافظ
داداش يه دقيقه
ببخشيد
...گوش کنيد
خونهـم همين نزديکياست هوا خيلي تاريکه
ميشه لطفا همراه ريکشاو من بياين؟
من سمت چپ زندگي ميکنم ...پس نميتونم
ساکت شو. بذار من حرف بزنم
بفرماييد. دنبالم بيايد
ممنونم
داداش دنبال اون برو
رديفي؟ - آره - خوش بگذره-
خدافظ- خدافظ-
گوش کن. ممکنه بيافتي بند کفشت باز شده
اين همين جوريه- چرا؟-
بستن بند کفش خيلي حوصله سر بره
داداش همين جا نگه دار
چقدر شد؟- برنامه تموم شد؟-
يا فردا هم يه چيز جديد شروع ميشه؟
بابا! فقط يه روز دير کردم هميشه که به موقع ميام
و اين کي باشه؟- سلام عمو، سلام خاله-
اين هم توي دانشگاه ما درس ميخونه هوا خيلي تاريک بود
من هم بهش گفتم همراه با ريکشاو بياد
و اون هم اومد؟ !چقدر بيکاره
نه...من همين جا زندگي ميکنم تو خونههاي کنار راه آهن
...مسير من هم همينه، من هم گفتم- اسمت چيه؟-
خاله آني، آنيرود
آنيرود؟- آنيرود شارما-
خب؟ نکنه منتظري چايي بيارم برات؟
نه ممنون. من ميرم روز خوش عمو و خاله
بابا
چرا اينجوري باهاش حرف زدين؟
عاشق بد خلقي کردنه
بچهي بيچاره رو ترسوند- اون بچه نيست-
حالا ميبيني از فردا شروع ميکنه همهش مياد اينجا
دخترت بهش چراغ سبز نشون داد
اين راه خونهـشه- فقط بذار ببينمش-
نبايد ببينم به دروازهي خونهام تکيه داده
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
ميري بيرون؟
نه، چطور؟- پس چرا اين پيراهن اتو شده رو پوشيدي؟-
خب ميتونستي يه چيز ديگه بپوشي
راضي شدي؟
بابابزرگ، چرا بابا اين جوريه؟
چي شده؟- جوري رفتار ميکنه انگار اينجا اداره پليسه-
مسئله سنـه. نه چيز ديگه
منظور؟
تو کاري ميکني که همه تو اين سن ميکنن
و پدرت هم کاري رو ميکنه که اقتضاي سنشه
هر دوتون بچههاي خوبي هستين
نمايشت چطور بود؟
نمايش خيلي خوب پيش رفت عالي شد
هيچ کدوم از شما نمايش آني رو نديده؟
همون کاري که ميکنه، نمايش و اين چيزا
من همهشون رو ديدم- من نمايش سليم رو از همه بيشتر دوست داشتم-
دور و برش دخترهم هست يا...؟
قطارتون. کي بر ميگردين؟
صبح بعدش، با قطار پرياگراج آهان -
حرفتون رو بزنيد- يه چيزي بپوش-
سرما ميخوري
همون پيراهن رو بپوش
بندازش زمين
خيلي خوبه
خيلي خفن بود وايسا
پاشو بسه برات
شنيدم مسابقهي هدف گيري راه انداختين- ما فقط يه تير شليک کرديم، داداش-
پشت تلفن چي گفته بودم؟ نبايد هيچ گلولهاي شليک کنيد
No comments yet. Be the first to leave one.