The first 199 lines.
در یک جزیره دورافتاده از سواحل کشور اسکاتلند سه نگهبان فانوس دریایی بدون هیچ ردی ناپدید شدند
ناپدید شدن آنها به عنوان معمای "جزیره فلانان" شناخته میشود
الهام گرفته شده از یک داستان واقعی
باشه، جیمز - ممنون، واقعاً ممنونم -
!بابایی - !سلام! لیزی -
سلام، عزیزدلم
سلام
بنظرم این باید کافی باشه
...ولی اگر تموم کردید
به اداره "هیأت فانوس دریایی شمال" برو و درخواست کمک مالی کن
سلام، حالت چطوره؟
توماس؟
بهترـه دیگه برید
دوستت دارم، مِری
منم همینطور
سلام، جانی
چطوری، پسرم؟ - صبح بخیر، کِنی -
موضوع چیه؟
میشه با این رفیقت حرف بزنی؟
سر یه قیمتی توافق کردیم
هی، آماده رفتن ـیم؟
اون پول کوچولو به دردت خورد؟
بخاطرش خیلی ازت سپاسگذاریم
ممنون که جورش کردی، توماس
مطمئنی به پول احتیاجی نداری؟
مشکلی نیست
!بلاخره پیدات شد
نه، من ازت نمیترسم، خرس بزرگ
اجازه هست سوار کشتی درب و داغونت بشم، کِنی؟
خفه شو
این روزها کجا میخوابی، حرومزاده کوچولو؟
فرقی نمیکنه
فقط همین ها رو میاری؟
دار و ندارم همین ـه
شرمنده معطل ـت کردم، توماس
چقدر دیگه مونده؟
بگیر. تا میتونی بخور، دنی جون
حداقل ماهی ها از دیدنت خوشحال میشن
فکرشم نکن که اون پسره به درد دریا میخوره
هرچيزي که لازم داريد رو برداشتید، رفیق؟
...شش هفته دیگه میبینمت ـتون
فقط اون کشتی لعنتی رو برون، مرد
مترجم: جواد افشاری
توماس - دانکن -
از دیدنت خوشحالم
دیشب ضربه سنگینی بهش وارد شد
تعادل ـش بهم خورد و جیوه ـش ریخت رو زمین
تمیز کردنش کلی طول کشید
کار کثیفی ـه، حواسم بهش هست
میبینم که یه تازه کار با خودت آوردی
اره
چه بلایی سر تازه کار تو اومده؟
این یکی سفرش طولانی بود
دستگا وینچ هم خراب شده و متاسفم که باید بگم باید خودتون وسایل ـتون رو ببرید
سیگنال رادیو هم قطع ـه
درستش میکنم
مواظبش باش
راستی سخت که بهت نميگذره، توماس؟
باید راه بیفتیم، الان
برات دعا میکنم
میتونی امتحانش کنی
مراقب فانوس باش
مراقبش خواهم بود
سلام جد، جد
جات راحته؟
زودباش، دان
حالا آروم بچرخون
کار این چیه؟
اون "بوق مه" ـه
کٍی ازش استفاده میکنیم؟
وقتی هوا مه آلود ـه
هی، بهش دست نزن
یکم بیشتر بده پایین
بده، بدش پایین
هیچوقت نگهش نمیداره
تام؟
حالا شد
- خیلی خب، ولش کن - باشه
کارت حرف نداشت، دونالد
همین؟ - تموم شد، بریم -
دیگه گرفتمت، حرومزاده بزرگ
احساس شجاعت میکنی، بچه؟
پوست بیضه
داري گند ميزنی، پسر
بخورش
نمیخواد بکُشیـش
بیا، اینو ببین
...دزدان دریایی
"بهش میگن "طناب پیچ کردن
اگه میخوای از کسی اعتراف بگیری
از این استفاده میکنی
دور سر یارو میندازی
بعد این چوب رو پشت ـش میذاری
و یه سوال میپرسی
و سفت ـش میکنی
جواب نداد؟
دوباره سوال رو میپرسی و سفت ـش میکنی
جواب نداد؟
سفت ـش میکنی
و بازم سفت ـتر
...تا اینکه
...فشار اونقدر زیاد میشه
که تخم چشم یارو از جمجه اش میزنه بیرون
!تو هم با این داستان های مزخرفت
اسم اون وسیله ای که باهاش اینو گرفتی چیه؟
قلاب
جسیکا
فریا
کتی
همه زغال سنگ ها رو نسوزون، جیمز
یادت باشه باید صرفه جویی کنیم
این یکی قراره از اون طوفان های سهمگین باشه
خیلی خب، جد
بیا ببرمت یه جای امن، زود باش میذارمت تو کابینت
توماس، فانوس
!فانوس
دونالد، برو عقب
جیوه ـست
به چه دردی میخوره؟
باعث چرخش فانوس میشه
مواظب باش، بچه
خیلی از نگهبان ها بخاطر جیوه عقل ـشون رو از دست دادند
الان 22 دقیقه ـست که فانوس خاموش ـه، جیمز
باید عجله کنیم
دارم عجله میکنم
!هی، پسر
!بهم نگاه نکن
!نمیتونی بهم دست بزنی
!نه
زودباش، توماس، زودباش
صبح بخیر
از اولین طوفان ـت جون سالم بدر برُدی
هی
خوبی؟
اره
خوبه
بیاین بیرون، بیل هم بیارید
قبلاً چنین چیزی دیده بودی؟
نه، ولی پیش میاد
بیاین جمع ـشون کنیم
شاید مجبور بشی بال هاشون رو بشکنی تا اون تو جا بشن
چی شده؟ ها؟
!توماس
چی شده؟
!خدای من
اون دیگه کی ـه؟
میتونیم بِکشیم ـش بالا؟
برو طناب بیار، دونالد تو میری پایین
چرا من؟
چون من میگم
چرا جیمز نره پایین؟
چون اون زیادی بزرگ و ارزشمند ـه
!برو
آماده ای؟ - خب فکر کنم چاره ای دیگه ندارم -
!مواظب حرف زدنت باش
مطمئن شو محکم نگهش میداری
هی، هی، هواتو دارم، نگران نباش
!لعنتی! نگهش دار
آروم، آروم - باشه -
!تقریباً رسیدم
باشه
زنده ـست؟
!نفس نمیکشه
اون قایق برای طی این فاصله، زیادی کوچیک ـه
پس فکر میکنی از کجا اومده؟
نمیدونم
!صندوق
!قفله
باید جنازه ـشو بکشیم بالا؟
نه
!اگه مرده پس دیگه مرده ـه
بیا قبل از اینکه جز و مد شروع بشه اون صندوق رو بکشیم بالا
!خیلی خب
!بکشش بالا - بکشش -
!بکش
!بکش
خدای من
!دونالد! دونالد
...نه، خواهش میکنم - !صندوق رو بکش بالا -
!نه
!دونالد
!تحمل کن، دونالد
!کمک
!بکشش بالا
!کمک - !طاقت بیار، دونالد -
!دارم میام پایین، دونالد - !خیلی خب -
بیا، بخورش
به من نگاه کن
چاره دیگه ای نداشتی
فراموشش کن
چیکار میکنی؟ - میخوام بازش میکنم -
نه، بسته میمونه
...ولی، این - جیمز، اون بسته میمونه -
... نمیخوای بدونی - چی رو بدونم؟ -
که بخاطر چی اون مرد میخواست دونالد رو بکُشه؟
اون بسته میمونه، بهش فکر نمیکنیم
و شب هم داره میرسه امشب تو میری پیش فانوس
باشه
خوبی؟
No comments yet. Be the first to leave one.