The first 200 lines.
تقديم به تمام آرياييان پارسي زبان
،در قرن شانزدهم ...جان دي"ـه عارف"
،کتاب "سجيل آمت " رو نوشت ...کتابي با اشعار موسيقايي
، که در رابطه با احضار فرشتگان بود
.اما به جاي آن شياطين رو احضار ميکرد
ترس از قدرت منحوس آهنگ هاي کتاب ...باعث شد تا "دي" در صدد اين بربياد
.که کتاب رو نابود کنه، اما شکست خورد
جادوگرها و فرمانروايان تاريکي ...قرنها براي يافتن کتاب جست و جو کردند
اما کتاب ناپديد شده بود
.تا حالا ...
...محافظ پيروانت باش در برابر کساني که
...در مسيرت گام برميدارند
...و تسکيني براي خدايانت باش
.که شکست خورده اند
چي؟ هفت تا کيسه خون کافي نيست، "روني"؟
همينطوره، به هر حال انگار اين مزخرفات .درست از آب در نيومدن
نمي دونم بهتون چي بگم بچه ها، باشه؟
مراسم شکست خورد؟
.مزخرفه - ."تو خراب کردي، "اريک -
باشه؟
!شايد اگه يه چيز بهترو قرباني کنيم جواب بده
."هي، اينم مزخرفه، "روني
نصفه شبي .اومديم وسط جنگل
.ميخکوب شديم
.بيخيال
.نقشه همه چيزش حساب شده بود
نميشه که تا ابد به کار نکردنه .مراسم گير بدين
.متاسفم
."لعنت به تو، "هانگ
مراسم شکست خورد چون .اريک با دل و جون انجامش نداد
.جذاب نبود
."مزخرفه، "روني
.نمي دونم بهتون چي بگم بچه ها
بعضي وقتا نميدونم ."دلجويي از کدمتون سخت تره، "روني
،اگه دست از نق زدن بر نداري ... خدا
کل بدنتو با تبخال هاي شيطاني
!نفرين مي کنه
.اريک"، شکست خوردي"
.شايد بايد يه قرباني واقعي بکني
بچه ها، چطوريه که ما تا حالا ...با اين همه وردي که انجام داديم
موفق نشديم؟
،"نترس، آقاي "رجينالد .براي چيزي که دارم، فقط جادو لازمه
.با اجازه تا کتاب رو در بيارم
چي بود؟
هي رفيق، اين چيه؟
چي؟
!اوه گوه توش
!اوه
!رنگ کوفت کنين، مادر به خطاها
اين يادتون ميده چطوري جادوگربازي
.کنين تو جنگل هاي ما
!فرار کنين
.فرار کنين، عوضي ها
.هيچوقت بر نگردين
.هي، اينو ببين
.هري پاپر" کتابشو انداخت"
.آره، پارش کن
.زودباش، مرد
.نابودش کن
.جرش بده
چي شد؟
لعنتي
!يا مسيح !مادر به خطا
.کتاب صورتتو بگا داد
."قوي باش، آقاي "رجينالد
.ميگم قوي باش
.اوه پسر
لعنت
!گــــــــــــوه تـــــوش
.بايد به خاطر کتاب برگرديم
کدوم کتاب؟
من اون کتاب کله خرِ قديمي رو !براي اجراي طلسم هام خريده بودم
!لعنت
بايد وقتي که اون آدما !بهمون حمله کردن انداخته باشمش
!ريدن تو اين کار
!لعنتي
اين همون کتابه؟
.خودشه
.اوه
.خدارو شکر
.شرمنده قاطي کردم
.مشکلي نيست
روني کواک"، وقتي اينو" .ببينه به خودش ميرينه
ما برميگرديم، تو ساک زن .گردن قرمز
.قول ميدم
ترجمه از RezaAlex & AliVahdaT
!آهنگُ خاموش کن
!خاموشش کن
چي؟
!اين آهنگُ خاموشش کن
.جو"، بجنب"
.تمومش کن
.(تو اينقدر نزديکي (به اخراج
چقدر نزديک؟
.لعنت، مرد
.اين آشغال بي نظيرـه
."اسمش هست " قلب تو روح منو ميخوره
يه جورايي آهنگ عاشقانست، ميدوني؟
اينو به عنوان يه سورپرايز .واسه "بث" نوشتم
.واقعاً؟ آره
گوش کن، اگه اين آهنگ ،از عشق و سرسپردگي نميگه
.نمي دونم چي ميگه
.ما بايد حرف بزنيم
.سراپا گوشم
نظرت چيه، من و تو، امشب، شام؟
يه جايي با سفره؟
يه چيزـه بخصوصم دارم که .مي خوام بهت بدم
.صبر کن
... نگو که اين
همون چيزيه که فکرشو مي کنم؟
.نه
.آره
.نمي دونم
فکر مي کني چيه؟
به چيزاي بزرگ که شامل جواهرات ميشه فکر نکن، باشه؟
منظورم اينه که، من بايد رو کارم .تمرکز کنم
اين اون چيز دست نيس .که يه جورايي متعهد بشم الآن
.اوه، نه، نه،منظورتو گرفتم
واو
.خوبه
.با حاله
منظورم اينه که، چرا يه چيزه خوب رو از دست بديم، درسته؟
.وقت تمومه، جويي
.تو داري با من بهم ميزني
ميشه به من گوش بدي؟
تو رشته ي ارتباطات مدرک .دانشگاهي داري
.مي توني هر کاري که مي خواي بکني
.وايسا
.الآنشم هر کاري که مي خوام مي کنم
تو داخل يه قلعه الکي زندگي ميکني ...که اتفاقاً دوست ميليونر
بازنده ـت، تو اتاق خوابت .متال سياه ميزنه
.تو هيچ وقت عوض نميشي
!آه، اين يه متال محشره
کي از تو نظر خواست؟
.خب، حق با اونه
. گيلبرتو"، تو محشري مرد"
.اون سياه بود
!مام ميتونيم بريم وسط لجن زار
!حالا باحال تر شد
.من بايد رو آيندم تمرکز کنم، درباره ي شغلم
مهمه که من خودمو به آدماي
."موفق هم سطح خودم نشون بدم، "جو
.متاسفم، اما اتفاقيه که افتاده
هي، رفيق، گرز مثبت 3 من کجاست؟
مگه من نگهبان اسلحه ـم؟
.سلام، رفيق
!پيداش کردم
.اوه، هي، رفيق
.تو گرزمو کج کردي
.اصلاً باحال نيست
.متاسفم، پسر
.مامانم اون گرز رو برام ساخته بود
.هنوزم تيزه
.اين يه آهنگ افسانه ايه
چه مرگش شده؟
اوه
اون پيچوندت، نه؟
!خفه خون بگير
.واو، ضربه خوبي بود
پس بدنت داره همين طوري واسه خودش .چپ و راست ميکنه
.مي دونستم هچين روزي مياد
تو هم اين مدلشو داشتي که قلبتو شکوند، ها؟
آره
.ممنون به خاطر همدردي، جادوگر توانا
.من يه جادوگر سطح 26ام
ميدونم که ميدوني؛ ...تو فقط داي سعي ميکني
.آزار دهنده باشي
.بث"ـه لعنتي"
رفيق، ببين، بابت اتفاقي که افتاد متاسفم اما شما دوتا
.واسه مدته طولاني با هم بودين
.اين واکنشيه که قلب نشون ميده
.بزودي فراموشش ميکني
.شايد حق با اونه
.شايد... من بايد يه سري تغييرات ايجاد کنم
.شايد بايد از اينجا بزنم بيرون
.نه، نيازي به درام بازي درآوردن نيست
تو هميشه در بين .افراد قلعه جاي داري
.من هنوزم دوسش دارم
.نميتونيم اينجوري ولش کنيم
.ميدونم
.من خوبم
.فقط برين
برين
.اژدهاهاي قلابيتون رو بکشين
.اين مسخرست
.من مي دونم چي لازم داري
.زود باش
!زود بـــــاش
.گفتم که، ديگه اين کاراي احمقانه رو نميکنم
آره و دليله اينکه کنار کشيدي .فقط اينه که خودتو زنداني کردي
بنابراين فکر مي کنم الان موقع مناسبيه که .خودتو آزاد کني
.اين "ساتيوا" ـه، رفيق
بهت روحيه ميده .ولي تو نمي خواي بکشي
.فقط بکش
يکي جلوي اين کوتوله رو بگيره تا !نفس طرفو نبريده
.دوست دارم
."منم دوست دارم، "جو
يا مسيح نازنين
.صبرکن ببينم
.اوه نه
No comments yet. Be the first to leave one.