The first 200 lines.
،زمانيکه ملکه تاريکي بر پا خيزد ،شما از ترس به لرزه خواهيد افتاد .بخاطر حماقتي که امشب پادشاه نادان مرتکب شد * شعر کودکانه اتريشي ، سال 1826 *
منطقه مرزي مجارستان سال 1989
:تــــــرجــــمــــــه و زيــــــرنويـــــــس آرام مـتـيـن
.گذرنامه
.مدارکتون کامل نيست .نميتونيد رد شين
.آآم ، نه
.ويزاهامون تو گذرنامه هست
.اونا قبلا مهر و امضا شدن
* دخترتون اجازه ورود نداره *
.ببخشيد ، متوجه نشدم
.دختره ، مشکل اونه
ببينم ، ميشه يه جوري حلش کنيم ؟
انقدر کافيه ؟
.حل شد
.ميدونم که بر خلاف مِيلت اومدي
ولي من و دکتر "برگسون" 10 سال زحمت کشيديم
تا تونستيم واسه ترميم .نقاشيهاي روي ديوارش مجوز بگيريم
.بنظرم با ديدن قلعه واقعا شگفتزده ميشي
،از سال 1917 که بسته شد .ديگه کسي بهش دست نزده
.عين روز اولشه
!استفان"، "جانسون"، اونا اومدن"
دکتر "هيل"؟
.سلام. من "ايوا پاستور" هستم
.از ملاقاتتون خوشبختم
،من يکم شام درست کردم ،لطفا تا ماشين وسايلهاتون رو خالي ميکنه
.بفرمائيد داخل و يکم شام ميل کنيد
.اوه، ايشون معلم شما، خانم "پاستور" هستن
.ملاقات شما باعث افتخارمه
،"اوه، "لارا
توي مدرسه درس مورد علاقهت کدومه؟
لارا" توي بيشتر درس هاش"
،نمرات خوبي آورده .ولي اين روزا يکم پريشون احواله
توي آخرين مدرسهش .بهسختي ميتونست فکرش رو متمرکز کنه
لارا"؟"
اينجا اونقدرا هم که .فکرش رو ميکردم متمدن نبوده
...اگه تو دلت نميخواد بموني
.اشکالي نداره
اون سفر، سفر خوبي بود مگه نه؟ - .اوهوم -
خيلي خوب ميشه .اگه دوباره "آنا" و باباش رو ببينيم
.احتمالا فردا ميان اينجا
...تو و "آنا" اين فرصت رو دارين که
.من اونکارو نکردم
،مدرسه هم همينو گفت
.من اون دختر رو هول ندادم
.نه، معلومه که کار تو نبوده
.بهتره يکم استراحت کني
.ماماني - .هــيــس -
.ماماني - .هــيــس -
.حالا آروم باش
.من نميذارم اذيتت کنن
.من ميبرمت خونه
.هــيــس
.من ميبرمت خونه
.من ميبرمت خونه
.من ميبرمت خونه
."کارميلا"
بيا بيرون. چرا قايم شدي؟
."کارميلا"
.کارميلا"، بيا بيرون"
.لارا"، من سرم شلوغه"
تونستي خانم "پاستور" رو پيدا کني؟
."صبح بخير، دکتر "هيل
.صبح بخير
.عجب اتاق فوقالعادهاي
.بله اينجا قلب و مرکز اين آسايشگاه بوده
آدماي ثروتمند روزها سفر ميکردن .تا بتونن توي آبهاي شفابخشِ "استريا" استراحت کنن *استريا: ايالتي در جنوبشرقي اتريش*
.فقط به اميد اينکه بيماري سلـشون درمان بشه
"بعد از اون، وقتي "والکر زوکونُفت ،براي کشيدن اين نقاشيها اومد اينجا
همونطور که ميبينيد .تشخيص و درمانِ بيماري سل رو به پايان رسوند
.واي، اين محشره
"و حالا، من و پروفسور "برگسون اولين کسايي خواهيم بود که
آخرين آثارِ "زوکونفت" رو
.براي بقيه جهان آشکار ميکنه
،يه نقاشي که اينجا قرار داره
،غير از اين يکي ديگه هم هست
.که بعدا براي انتقال دادنش آماده ميشيم
،و جالبيش اينه که
.شايعه شده، نقاشيِ سومي هم وجود داره
.لارا"، لطفا به اون دست نزن"
اين ديگه چي بود؟
.نميدونم
مگه عقلتو از دست دادي؟
!"نه، دکتر "هيل
تو ديگه کدوم خري هستي؟ - ...خواهش ميکنم، خواهش ميکنم، اين نقاشيا -
به اين غارنشين بگو
.که من براي اينکار مجوز قانوني دارم
من واقعا خوشحالم که ميبينم .همهتون انقدر باهم صميمي هستيد
.لطفا آروم باشيد، آقايون
،به اين غربيها فقط بايد چشم غُرّه بري
.سريع خودشونو ميبازن
،دکتر "والتر هيل" بزرگ کسيکه راه زيادي رو طي کرده
تا بتونه ميراث فرهنگيِ .مملکت مارو به جهان نشون بده
.از ديدنتون خيلي خوشحالم
ژنرال به ما قول داده شده بود که .يک هفته بدون دردسر اينجا در اختيارمون باشه
.حالا اين آقايون شروع کردن به تخريب کردن اينجا
.بيا بريم، "لارا". بجنب
...اوه
.و "لارا هيل" دوست داشتني
...من و دکتر "برگسون" اجازه نميديم که - دکتر "برگسون"؟ دکتر "برگسون"؟ -
.متاسفانه امروز خبراي بدي رو براتون دارم
.به ايشون اجازه ورود داده نشده
.ممنوع الورود
مشکوک به جاسوسي؟ .واقعا مسخرهست
.اين کار يه کارِ مشترکه
آنا" چي؟" ...ممکنه اومده باشه
!"ساکت شو، "لارا
،اون يه استاد بازنشستهست
.که بهندرت انگلستان رو ترک ميکنه
!بودنِ ايشون سرِ اين کار خيلي حياتيـه
لارا"؟"
لارا"، مطمئني که حالت خوبه؟"
.اوه
.نوشيدني مهمونِ پروفسوريم
.بريد بذاريد ايشون کارشو بکنه
،خب ديگه، من بايد برم به کاراي ديگه م برسم
،اگه مشکلي داشتين .منو خبر کنيد، خودم براتون درستش ميکنم
کشف اين زيرپلهي مخفيِ پشتِ ديوار
.خودش يجور نشانهست
شَل"، توي کتابش" ادعا کرده که اين قلعه
،روي يک حمام رومي درست شده
ولي اين ستونها نشون ميده که .خيلي قبلتر از اينا ساخته شده
...و اين - ميتونيد منو ببخشيد؟ -
لارا"، بايد بگي "ميشه منو ببخشيد"؟"
دکتر "هيل"، شايد بهتر باشه شما اين اطراف رو نشونمون بدين و
...بهمون بگيد - .نه، من ترجيح ميدم تنهايي اطراف رو بگردم -
،"دکتر "هيل
مادرش چه جور زني بود؟
مادرش؟ - .اوهوم -
.ما درموردش حرف نميزنيم
!مواظب باش
آهاي؟
تو حالت خوبه؟
.بيا، بيا بيرون. چيزي نيست
...ببين
.بيا بيرون،همه چي روبراهه
.بيا
انگليسي بلدي؟
نه؟
...بيا... بيا بريم من ميبرمت به قلعه و
.نميدونم، به پليسي جايي زنگ ميزنيم - .نه -
.ولي يهنفر سعي داشت تو رو بکُشه ...ببين، من
!نه
.پليس نه
.باشه، ببين، قول ميدم
حداقل ميتوني که ...بياي داخل. منظورم اينه که
.خداي من. تو صدمه ديدي
.بيا
.حالت خوب ميشه، خوب ميشي
،ميدوني چيه ...باباي من ميتونه کمکت کنه، اون
دلت ميخواد بهش بگم؟
صدمه ديدي؟
.ميرم برات جعبه کمکهاي اوليه رو بيارم
لارا"؟"
چخبر شده؟
صدمه ديدي؟
،نه، فقط يه خراش کوچولوئه .چيزي نيست
.خودم ميتونم رديفش کنم
...فقط - .نگران نباش. من خوبم. شب بخير -
،اوه، خيلي خوب، خيلي خوب .خيلي خوب
.شب بخير
.همه چي مرتبه .من به هيشکي نگفتم
قضيه اون ماشين چي بود؟
لارا"؟"
.يه لحظه صبر کن
لارا"، تو مطمئني که حالت خوبه؟"
.آره، البته که خوبم
.فقط يه خراش کوچيکه .فقط همين
.الان ديگه دارم آماده ميشم بخوابم
پدرت داره کار ميکنه و
.منم شب اينجا نميمونم
،باشه، خيلي خوب ."ممنون، خانم "پاستور
.باشه - .شب بخير -
...من، آآآم
،من يه سري لباس دارم .الان برات ميارم اينارو عوض کني
.اسم من "کارميلا"ست
.اوه، سلام
.منم "لارا" ـَم
.اين لباسا بيشتر از من بهت مياد
مدرسه هم ميري؟
.ميرفتم، ولي مجبور شدم ترک تحصيل کنم
!منم همينطور
آره، از وقتي 6 سالم بود ميرفتم ...به اون مدرسه شبانه روزيِ مسخره، ولي
تو دردسر افتادم و .مجبور شدم همراه بابام بيام به اين سفر
.عوضش الان هرکاري بخوايم ميکنيم
قضيه اون تصادف ماشين چيه؟
قضيه اخراج تو چيه؟
کجا داريم ميريم؟
.بايد بهم اعتماد کنيم
.واي
.واقعا قشنگه
اينجا کجاست؟
.يه جايي واسه تماشا کردنه
.واقعا دوست داشتنيه
.اينجا يهترين جاي دنياست
،خونوادهم هميشه درحال سفر کردن بودن .تا اينکه بالاخره اومديم اينجا
.تاحالا انقدر ستاره نديده بودم
.اوهوم، حس خيلي خوبي داره
.انگار شب توي رگهام جريان داره
!"کارميلا"
."صبح بخير "لارا
No comments yet. Be the first to leave one.