Marlina si Pembunuh dalam Empat Babak
The first 200 lines.
توجه « زیرنویس مورد نظر برای پخش در رایانه تنظیم شده است » پاتپلیر برای نمایش هرچه بهتر این زیرنویس در رایانۀ خود از نرمافزار » « را بر روی سیستم خود نصب داشته باشید B Yekan استفاده کرده و فونت
فـیـلـمـی از مــولــی ســوریــا
مـارلیـنـای قـاتـل در چــهــار پــرده
« ســرقــت :پـردۀ اول »
« توپَن :نام روی سنگ قبر »
عصر بخیر
شوهرت اینجاست؟
زود برمیگرده
پس اون جنازۀ کیه؟
برگ بِتِل هست؟ برگهای درخت بِتِل شباهت زیادی به مادۀ مخدر ناس دارد که مصرف ] [ آن بهعنوان یک سنت در شرق آسیا به میهمانان ویژه پیشنهاد میشود
قهوه چی؟
من میهمان تو هستم
بشین
توپَن کیه؟
به تو ربطی نداره
خیلی زیبا و در عین حال خیلی پرخاشگرـی
...گفتی که
شوهرت رفته بیرون؟
ولی جسد مومیاییشدهاش اونجاست
تو هنوز بخاطر مراسم تشییع جنازۀ توپَن بدهکاری
و حالا هم که همین تازگیها
یه نفر دیگه رو از دست دادی
به تو ربطی نداره
بیچاره
اینا به من مربوط میشه، نه به تو
یه زن بیوه نباید اینقدر بدعُنُق باشه
اگه یه مرد هنوزم تو رو میخواد باید آدم خوششانسی باشی
اینقدر سخت نگیر
پس تو اومدی اینجا که به من اظهار عشق کنی؟
من تنها نیستم
بهزودی میهمانهای دیگه هم میرسن
کیها؟
دوستان من
اونا چی میخوان؟
پولهاتو
دامـتو
اگر هم وقت داشته باشیم، باهات میخوابیم
همۀ هفت نفرمون
من تو رو این اطراف دیدم
تو زن زیبایی هستی، ولی تنهائی
امشب قراره یه جایزه بگیری
هفت تا مرد
تا حالا با چندتا مرد خوابیدی؟
فقط با اون؟
...امشب
تو خوششانسترین زن دنیا میشی
بدبختترین زن دنیا میشم
شما زنها همهتون عاشق مظلومنمایی هستید
قبل از اینکه بقیه برسن
نیم ساعت وقت داریم
برامون شام درست کن
چی درست کنم؟
سوتو. نه... سوپ مرغ
!خوش آمدید - !مارکوس -
شرمنده که معطل شدی - مهم اینه که مشروب داشته باشین -
به اندازۀ کافی برای کل روستا مشروب داریم
!بیاین داخل
فرانس، حیوونها اون پشتان
عالیه
انتخاب خوبی بود - نمیخواد ازم تعریف و تمجید کنید -
خوکهاش خیلی درشتان
چقدر گیرمون میآد؟
پنج میلیون؟
اینیکی هفت میلیون میارزه؟
!تو «لری» میتونیم هشت میلیون بفروشیم
!فرانس
امروز جامون رو عوض میکنیم، تو بعد از من میری
من بعد از مارکوس، نفر دومام
چون نفر آخر همیشه به عجله میافته
اصلاً حال نمیده
هرجور تو بگی، من اول چُرت میزنم
میدونم
مارکوس بهمون کلک زد
طاقت صبرکردن نداره
یادته؟
اسمش چی بود؟
پسرش داشت ازدواج میکرد
ده تا اسب جهیزیهاش بود
رُسا؟ - آره -
رُسا
روبرت تو راه برگشت گِله کرد
که دیگه مثل قبل سوراخ اون تنگ بنظر نمیرسید
...بهش گفتم
!امکان نداره
اگر موقع سکس اذیت میشه، یا حتماً باید خیلی !تنگ باشه، یا اینکه داره بهش خوش میگذره
روبرت
شب بخیر
شب بخیر
داری چی درست میکنی؟
سوپ مرغ
مارکوس بهم گفت
میخوام طعمـشو بچشم
هنوز آماده نیست
اشکال نداره
برنج میخوای؟ - بله -
غذا حاضرـه؟
بله
پس چرا اینقدر طولـش میدی؟
اون میخواد بچشه
کی؟
پس این تازهکار میخواد اول بخوره
کارـت اونجا تموم شد؟
بله
چندتا گاو شد؟
ده تا
ده تا خوک، ده تا بُز
هفت تا مرغ
!همهشونو بار کن، و برو
مارکوس کجاست؟
!دیگه داری زیادی حرف میزنی. برو
فردا برگرد
نیکو، زود باش، بیا بریم
امشب حسابی دلی از عزا در میآریم
ممنون
کافیه
ممنون
خانم
دستپختـت حرف نداره
...خانم
...این غذا
خیلی بهتر از غذاهای زن منه
اما در مقابل دستپخت مامانم
تو هنوزم هیچ شانسی نداشتی
ولی اون مُرده
...پس
برنده توئی
خیلی خوشمزهست
شام
شام حاضره
وایسا
یکی دیگه براتون میآرم
صبر کن
بشین
بشین
لباسهاتو در بیار
درشون بیار
...لطفاً، این کار رو نکن
...نکن
...نه، نه
دوست داری؟
!خوشت میاد
شمارهای که با آن تماس گرفتهاید در دسترس نمیباشد
لطفاً بعداً تماس بگیرید
شمارهای که با آن تماس گرفتهاید در دسترس نمیباشد
لطفاً بعداً تماس بگیرید
شمارهای که با آن تماس گرفتهاید در دسترس نمیباشد
لطفاً بعداً تماس بگیرید
« ســفــر :پـردۀ دوم »
!مارلینا
!مارلینا! صبر کن
دارم میبرمش پیش پلیس
تو کجا میری؟
میرم «کُدی»، تا اومبو رو پیداش کنم
تاریخ زایمانت نزدیکه؟
آره
باید هفتۀ پیش زایمان میکردم
ولی خوب شد که نکردم
از ماه پیش هنوز اومبو خونه نیومده
ممکن بود تاریخ زایمان منو از دست بده
زمان دِروـش با تاریخ زایمان من جور در نمیومد
برای همین دارم میرم دِه که ببینمش
سعی کردم باهاش تماس بگیرم، ولی جواب نداد
کمرم خیلی درد میکنه
اصلاً نمیتونم بخوابم
نه به پهلو، نه به پشت، هیچجوره نمیتونم بخوابم
تقریباً 10 ماه شده
نمیخوای بیای بیرون؟
،اومبو هی میره روی اعصابـم میپرسه نکنه جنین چرخیده باشه جنین برای خروج از رحم باید در وضعیت سر پایین قرار بگیرد، اما در ] [ برخی موارد جنین میچرخد و در وضعیت بریچ یا نشسته قرار میگیرد
فکر میکنه من چهجور زنی هستم؟
چرا به جای اون فکرهای احمقانه رنج و بدبختی منو نمیبینه؟
تو که منو درک میکنی، مگه نه؟
نه
درک نمیکنم
توپَن نتونست تا ماه هشتم دووم بیاره
درسته
متأسفام، مارلینا
نمیخواستم ناراحتت کنم
کجا؟
کُدی
پاسگاه پلیس
بابا، اون چیه دستش؟
تو نمیتونی سوار بشی
تو نمیتونی سوار بشی
من میخوام برم پاسگاه پلیس
سوار شو
با این وضعیت نمیتونیم کاسبی کنیم
زنها همیشه مایۀ دردسرـن
خانم، احساس گناه نمیکنی؟
!هی خانم، زنگ بزن پلیس بیان دنبالـت
بابا، بیا سوار بشیم. من نمیترسم
نه، اینطوری تو دردسر میاُفتیم
مارلینا
مارلینا
تو چت شده؟
خانم، متأسفام
!اتوبوس بعدی سوار شو
!یه نگاه به اینجا بنداز
!عقلـتو به کار بنداز
هنوزم میخوای سوار این اتوبوس بشی؟
من باید اینو برسونم پاسگاه پلیس
No comments yet. Be the first to leave one.