The first 200 lines.
قسمت یکم-
کسی که ندید؟
باید عجله کنم و اینارو تمیز کنم
اومو...مامان
ما...مامان
ما...مامان
-مامان -چیه سر و صدا میکنی؟
-چیه؟ چیه؟ -مامان، اونجا
اونجا...اونجا
چیه؟
پونگ سانگ، داری چیکار میکنی؟
ماشین تعمیر میکنم، چیه؟
بازم رختخوابتو خیس کردی، انداخته تت بیرون؟
من دیگه بزرگ شدم، رختخوابمو خیس نمیکنم
حاشیه پردازی نکن و بهش بگو
آخه چی بگم؟
پونگ سانگ، زود باش بیا...زود
بابات مُرده
آیگو...بچه ی بیچارم
چطور تونستی بزاری بری؟
به خودت مسلط باش، مامان
چطور تونستی اینجوری بمیری؟
همه ی ما رو گذاشتی و رفتی؟
به خودت مسلط باش
مامان
مامان
به دوستات زنگ نزدی؟
چیل بوک دوستمه
-تو چی؟ -مامان چیل بوک
با هم صمیمی ایم
آخه چرا
هیچ مهمونی نداریم؟
منم که هیچ دوستی ندارم بهش زنگ بزنم
راس میگی
مهمونی که نیست
من حتی بهشونم نگفتم
بهشون پیامک دادم
میان
اینکارا رو تموم کن
الان وقت این کاراس؟
چرا نشه؟
آدامستو دربیار
حالا گذاشتمش تو دهنم خب
نکن...
زشت نیس
همینطوری جلوی بابا
بشینیم به صف؟
-نه -نه
داداش، مهمون منه
چرا اومدی اینجا؟
من که حتی بهت زنگم نزدم
حتی اگه نمی گفتی ام، باید میومدم
مهم نیست که کجایی
کِی پولمو پس میدی؟
همین هفته میگیریش
چند بار میخوای
این روز و اون روز کنی؟
این بار دیگه راس میگم
جلوی بابات
بهم قول دادیا
هوم
پس، فعلا
براشون یه خورده غذا بیار
بیخیال، من سوپ گوشت گاو تند نمیخورم
سرم خیلی شلوغه
سرش شلوغه
از اینطرف
مگه نبینمت
آیگو، زنگ بزن 911
911 بچه ها
چه زود رسید
چیکار کنیم؟
نه
-کار من نبود -عوضی
-آروم باشید -نزارین بیاد جلو
مادر...
مادر...
دارن بعد مرگ پدرشون
سر ارث و میراث دعوا میکنن
داداش کوچیکه
با چاقو زده به داداش بزرگه
باباشون یه ساختمون بزرگ براشون به ارث گذاشته
تا روزی که مُرد، فقط جاجانگمیون خورد
حسودیم میشه...همچین ساختمونی دارن
بابا هیچ مال و اموالی برامون نزاشته؟
حالا برو خدا رو شکر کن براتون قرض و قوله نزاشته
آرزوم بود کاش مام سر ارث و میراث
میزدیم تو سر و کله ی هم
منم
حالا بیفتیم به جون هم، چه فایده ای داره؟
آیگو
-میخوای؟ -بیا
داشتم از گشنگی میمردما
ببندیم بریم؟ هیشکی که نمیاد
همینو بگو
راستیتش، بابا که یه پاپاسی ام برامون نزاشته
من هیچ خاطره ی خوبی ازش ندارم
-تو چی؟ -خودت چی فک میکنی؟
من که خیلی ندیده بودمش
درسته، وقتی کلاس دهم میرفتم بود؟
وقتی اوپا چاگون داشتی ارتشُ تموم میکردی؟
بُردمون رستوران
بین اون آجوما و بابا
خبرایی بود؟ درسته؟
با هم جیک و پیک داشتن
زنه که ازش بزرگتر بود
بعدشم، چهارتایی رفتیم کلوب شبانه، مگه نه؟
بابا، شما دو تا رو برد کلوب؟
با اون آجومائه؟
پسر اون آجوما پیشخدمت اونجا بود
داشت قُپی میومد
که چقد به اون آجوما، آبجو داده
راس میگی، به منم گفت برم اونجا کار کنم
وقتی رسیدین، بابا چی گفت؟
"برقص"
رقصیدین؟
-رقصیدیم -رقصیدیم
میدونی چطور رقصیدم؟
-من رقصیدم -هی
اینطوری
-اونجا خیلی خوش گذشت -ببینش
یخ زدم
-ممنونم -بله
جونگ یی کو؟
این هفته امتحان داره
مراسم ختم بابابزرگشه، امتحان دیگه چه صیغه ایه؟
بقیه کجان؟
جین سانگ قرار ملاقات داشت
جونگ سانگ باید میرفت سر جراحی
هُواسانگ چی؟
نخیرم، کار من نبود
نخیرم...نخیرم
-خب، خب...به شادی -به شادی
آجوما، یه بطری دیگه
- بله، الان میارم - بله
نظرتون درباره یه سلفی برای وب سایت چیه؟
-آره...آره -جمع شین
-بیا، بیا -زود باش، زود باش
-همتون اومدین؟ -آره
یک، دو، سه
خب، قیاقه غمگین به خودتون بگیرین
یک، دو، سه
یکی دیگه
یک، دو، سه
خب، بیاین دیگه
دیگه بسه
اینکارو نکن
به قدر کافی دیوونه بازی درآوردین
دارین تو مجلس ختم چیکار میکنین؟
بابا مامانتون میدونن همچین بچه هایی بار آوردن؟
-ما که کاری نکردیم -ما که کاری نکردیم
دارین میرین؟
آجوما چته؟
تو چته؟
از حالا دیگه حکم مادر خانواده رو داری
آجوما
اعصابمو خورد میکنه، واقعا
کارتون خوب بود
-خسته نباشید -خسته نباشید
دکتر لی
میتونید به دفترم بیاید؟
بله
فکر کردم بهتره بدونی
دکنر کانگ یول هان از آمریکا برگشته
داره برمیگرده به بیمارستانمون
گفتم بهت بگم که یهو جا نخوری
اما گویا اصلا برات مهم نیست
درسته؟
اون دیگه ارتباطی به من نداره
خودت میدونی
نگران این مسئله نباش
به عنوان همکار، خوب با هم کنار میایم
بی دلیل نگران بودم
با هم شام بخوریم؟
امروز باید زودتر برم خونه
دفعه بعد
سه بره
همتونو بُردم
یکی دیگه ام اینجاست
امروز قراره چی به سرم بیاد؟
-این چقدره؟ -بازم؟
چونگدانه
ایست
باختی
محااااله
اینجاست
بیا تو
قبلا هیچوقت به خونه ی یه خانم نرفته بودم
منم هیچوقت یه پسرُ نیاورده بودم تو خونم
به نظر گرون قیمت میاد
اجاره اش سالیانه اس؟ ماهیانه؟
نکنه مال خودته؟
ممکنه
میخوای رامیون بخوری؟
منتظرت می مونم
اما، این کتابا
همشون پزشکی ان
قبلا میرفتم دانشکده پزشکی، مشروط شدم
بهت نگفته بودم؟
واقعا؟
No comments yet. Be the first to leave one.