The first 200 lines.
.......در این سریال دیده اید
اگر که تو به این رفتارات ادامه بدی دست آخر تنها خواهی موند
مادرم به اوهایو برمیگرده
بنابراین تو باید یه پرستار جدید استخدام کنی
یه سری ناملایمات در مورد
تحقیق من در مورد سکس وجود داشت
و شما میخواید مجدداً ادامه بدید؟
بله
خب،شاید من بتونم از روابطم استفاده کنم
تا یه جایی بشه براتون کاری کرد
پس،شما براتون مقدور ــه که تحقیقات بیل رو برقرار کنید؟
و با اومدن بیل مسترز تحقیقش هم خواهد امد
همه کارکنان بیمارستان توجه کنن
دکتر آستین لانگهام
تمام دو ماه گذشته رو
به زنا کردن با خواهر زنش گذرونده
من....اجازه استفاده
از بعضی از فناوری هایی که دکتر مسترز در تحقیقش استفاده میکرده رو گرفتم
برام خیلی خوشحال کننده خواهد بود
اگر بتونم از تجربیات و آموخته های شما استفاده کنم
البته بهتون حقوق هم خواهم داد
من خیلی تلاش کردم که با بارتون تماس بگیرم
خب اون از اینجا دوره و تماس گرفتم باهاش سخته
خب،من دارم یه جای جدید مشغول به کار میشم
بنده و همسرم برای امشب یه اتاق میخواستیم
میتونم اسمتون رو داشته باشم؟
هلدن
.....با توجه به شرایطی که .....ما بهش وارد شدیم
به نظرم میاد میاد که هیچ چیز اتفاقی نیست
به خصوص ملاقاتمون تو این هتل تو النویز
البته که ما با هم رابطه نداشتیم
متوجه هستم
جهان زیرنویس تقدیم میکند
اون دستکشارو دستت کردی؟
اونا خیلی تنگ ــن
به دستم خیلی فشار میاد
مظلوم نمایی نکن،رز
حق با مادرت ــه
تو باید به اون دستکشا اهمیت بدی
من یادمه مادرت در مراسم بلوغش (یکی از مراسمات سنتی غرب که بعد از بلوغ دختران مجلس رقص ترتیب داده وآنان را به پسرها معرفی میکنند)
مثل یه پروانه زیبا بود که همزمان با بیرون اومدنش از پیله
همه میخواستن به دستش بیارن
من خیلی مطمعن ومتین یه گوشه ایستاده بودم
و خودش اومد و به دام من افتاد
!رز
بشین و گوشتتو تموم کن
مادر،من فقط میخوام برم بخوابم
بعد از جست و جوی فراوان
تمام داده های تحقیقمون رو پیدا کردم
تو انبار بیمارستان داشتن خاک میخوردن
البته به همراه داروهای فاسد شده و خرتو پرتای دیگه
رفتم تا اسکالی رو ببینم
که شاید بهم اجازه بده بتونم برم تو انبار و برشون دارم
و خب منشیش بهم گفت رفته نهار
بنابراین بعد از نهار دوباره رفتم سراغش
ومنشیش گفت که کارش تموم شده و رفته
و بالاخره امروز صبح گفت که اسکالی بیرون ــه
دیگه برام عادی شده
داشت با کاغذاش بازی میکرد و حتی بهم نگاه هم نکرد
هیچ اطلاعات دیگه ای نداد؟
منشی ها اینروز ها تو هیچ زمینه ای
با من همکاری نمیکنن
تو چند روز گذشته خیلی سعی کردم با بارتون تماس بگیرم
...ولی،همم
فکر نمیکنم دستم به جایی برسه
و، همینطور
از اونجایی که نمیدونستم کی قرار کارمو با تو شروع کنم
هنوز به لیلیان چیزی نگفتم
درسته که به روی خودش نمیاره
ولی داره بیشتر وبیشتر به من وابسته میشه
بنابراین میبایست به ارامی و یواش یواش بهش بگم
من باید بهش یواش یواش بگم دارم میرم
داگ گرین هاوس فکر میکنه
آّه،اون دیگه داره زیادی تو این تحقیق سرک میکشه
این مقدور نیست که...آه
بیای به محل تحقیق،البته فقط چند وقت
فقط جند وقت؟
من دارم سعی میکنم که بهش بفهمونم تصمیمش اشتباه ــه
که فکر میکنه تو اعتبار لازم برای
اینکه هیئت مدیره رو قانع بکنه توی تحقیق باشی رو نداری
ولی اسم منم به عنوان محقق ثبت شده
که البته من اینکارو کردم
باشه
پس به جاش من به عنوام منشیت کار میکنم
به عنوان برنامه ریز کارهات
که خب قبلاً هم این کارو کردم
این جور به نظر میاد که برام یه منشی هم در نظر گرفته
ولی تو این حق رو داری که هر کسی رو خواستی استخدام کنی
خب،منم به گریت هاوس گفتم که این تحقیق متعلق به منه
من دارم روش کار میکنم و هر کس که راحت باشم رو میارم
ولی اون اصرار داره که به خاطر انتخاب این منشی بعده ها ازش ممنون هم خواهم بود
که با توجه به حرفای اون
هم بیمارستان رو خوب میشناسه و هم برای خودش جواهری ــه
هیچ جواهری ارزنده تر از من نیست،!بیل
من شیوه و روش های این تحقیق رو میشناسم
من بودم که به کمک تو این تحقیق رو انجام دادم بهتره که فراموش نکنیم
و باید بدونی که دکتر دیتمر از توانایی های من به خوبی آگاه ــه
و ازم خواسته که در مورد
استفاده از روشنی بخشی آب سرد در روده شناسی بهش کمک کنم
الان دیگه داری با فرانک دیتمر کار میکنی؟
قصدم این نیست که منت بذارم
ولی این من بودم که اون دستگاه رو درست کردم
فکر میکنی تو کارت با دیتمر دوام میاری؟
کی میدونه
چقدر طول میکشه تا گریت هاوس بکشه کنار؟
...خب
میدونی منظورم اینه که
من دوباره موضوع بودن تو رو باهاش مطرح میکنم
نه نه.بهش فکر نکن
من این جریان رو به روش خودم حل میکنم
این دفعه اولم نیست که
در این زمینه به مانع برخورد کردم
ما میبایست با احتیاط رفتار کنیم
من میتونم خودم اول باهاش حرف بزنم
چرا؟ چرا خودتو درگیر میکنی؟
من باهاش حرف میزنم برای نهار باهاش میرم
منشی ها میان ومیرن
خیلی راحت فردا میام اونجا
و این قضیه رو حل میکنم
.....با هم برنامه نداشتیم
دکتر هلدن؟
به نظر میاد که داشتیم
صبحتون به خیر آقای مسترز
دکتر...مسترز
و شما؟
اوه،من کورال هستم.قربان. ...دکتر
من برای مراقبت از بچتون اینجا هستم
فکر میکنم این یعنی اینکه نیستی
خانوم لیبی ازم خواستن که اینجا بمونم
احتمالاً منظورشون زمانی بوده که بچه هنوز گریه نمیکرده
بله،آقای دکتر
من داشتم دنبال پیراهن جاکوبم(برند معروف) میگشتم
به در اتاق خوابت آویزونه
نیست
کورال ،اینجور که میبینم با دکتر مسترز ملاقات کردی
امروز برای همه ما روز فوق العاده ای ــه
البته که روز اول تو با ما هم هست
اما مشجصاً روز اول کار دکتر تو محل کار جدیدشونه
لیبی،لباس من اونجا نیست
کورال،لطفاً لباس دکتر رو بیار
از در اتاق خوابمون آویزونه
یه بچه استخدام کردی؟
اون ۱۸ سالشه والبته به صورت ویژه توسط خانوم والتون پیشنهاد شده
اونوقت برای چه کاری؟
تو گفتی خودم پرستار پیدا کنم منم همین کار رو کردم
این دختر خودش نیاز به پرستار داره
من فکر کردم با هم توافق کردیم که
کسی رو پیدا کنیم که واقعاً بتونه کمکمون کنه
کورال هم داره کمک میکنه
اون امروز با من میاد تا به کارام برسیم
و چه کسی کنار بچه میمونه؟
خب بچه هم با ما میاد
تا با خانوادش یه روز خوب رو تو دنیای بیرون تجربه کنه
....یه روز پر از خرید...نهار خوردن و
منو ببخشید خانوم قصد مزاحمت نداشتم
تو به هیچ وجه مزاحم نیستی
دکتر مسترز و من داشتیم بحث میکردیم
در مورد بچه. خب شاید اون در مورد بچه هایی که
مریضش هستن حق داشته باشه
ولی اینجا توی خونه منم که تصمیم میگیرم
خانوم،هیچ لباسی روی اون در نبود
خب .باشه
پس ما با هم میریم تا پیداش کنیم
کار تیمی هان؟
ما اینجوری کارا رو پیش میبریم
درست مثل سه تفنگ دار
مثل اینکه خیلی شوکه شدید
ولی برای من وبتی که...همه چیز..خب
بی خیال،بابت کاری برامون میکنید ازتون ممنونم
میدونید که جنی کوچولو و بتیی کوچولو
حتی فکر اینکه اونا به مامانشون چشمک میزنن خوشحالمون میکنه
اون دوتا هم از شما تشکر میکنن
اوه.خب دیگه نمیخواد بچه ها رو بشماری )بچه ها رو به مرغ تشبیه کرد)
خودت میدونی که یه دو جین بچه هست که دکتر بخواد نگرانشون باشه
فقط مال ما نیستن که
میدونم.ولی تو هم میدونی که کار من اینه که فروشنده خوبی باشم
همین که پامو از در میزام تو دیگه جلوی حرف زدنمو گرفتن کار خداست
پس من اینجا تو ماشین منتظرتون میمونم تا شما جادوی خودتونو انجام بدید
ممم
بتی فکر میکنه اگر من تو اتاق باشم کنار اون دستگاه ها
و اون چراغها باعث میشم که جادودوتون کار نکنه
جدولتو با خودت آوردی؟
بله.لیوان قهوه ــم رو هم آوردم
خیله خب،بعد از اون کار بزرگ میبینمتون
چه جور کار بزرگی
به شوهرت گفتی میخوای انجام بدی؟
هممم،درمان باروری
اوه،این قدر واضح بهش گفتی؟
خب من تو بیان نظرم خیلی راحتم
میدونی که اگر نمیگفتم باعث میشد خیال پردازی کنه
چی میتونه بیشتر از این براش خیال بافی بیاره؟تو نازا هستی
و هنوزم که هنوزه داری عمل باروری رو انجام میدی
هرچند این که مشکل من نیست
خهب،این چیزی ــه که من باید بگم
تا اونجایی که من میدونم کار جدید تو دقیقاً
به تعداد صفرایی که شوهر من روی اون چک انداخت وابسته ـــست
سه روز جلسه میذاریم و کارمون تموم میشه
یا چطوره کارمون هر وقت که من بگم تموم شه؟
مثل اینکه تو تحقیقتو وقتی که
داشتی یواشکی از سوراخ جنده خونه سکس ها رو نگاه میکردی
No comments yet. Be the first to leave one.