Release info

Capital Scandal E06 فارسی
A Commentary by kiyavash62

Tags

other
Published on: 2014-12-15
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

اما الان ،مهم نيست چقدر مي ترسم

خودم بايد با ترسم رو به رو بشم

مهم نيست چقدر تنها و خسته ام

ديگه کسي نيست که حمايتم کنه

وقتي به اين چيزها فکر مي کنم

احساس تنهايي مي کنم و گريه ام مي گيره

مثل يه احمق گريه مي کنم

مي بيني

صبح شده اما هنوز هيچ خبري از جوماجا نيست

جوما جا ديشب برنگشته خونه

سان وو- وان حيوون

خانم جوماجا تنها مونده

و چشمش رو در اتاقي باز مي کنه که خاليه و وو- وان ديگه اونجا نيست

حتي نمي تونم به اينکه وان جوماجا رو ول کرده باشه فکر کنم

جوماجاي طفلکي

...حتي اگر جوماجا

201...202...

خوب خوابيدي ؟

فکر مي کني با وجود تو بتونم خوب بخوام ؟

خوب ،اول صبحي صدات کاملا خصمانه است

به نظر اصلا خوب نخوابيدي

هر چند سخت کوش تر از اون به نظر مياي که هستي

ورزش اون هم توي صبح به اين زودي

به نظرت ورزش کردن کار درستي نيست؟

واقعا مشکلت چيه ؟

وقتي يه نفر باهات دوستانه رفتار مي کنه که نبايد اين قدر بد اخلاق برخورد کني

تو خوب نخوابيدي چرا من رو سرزنش مي کني ؟

البته که بايد تو رو سرزنش کنم

من چه کار کردم ؟

واقعا نمي دوني ؟ واقعا نمي دونم

تو چه جور دختري هستي ؟

بعد از اينکه شراب خوردي ديگه مراقب رفتارت نبودي

..منظورم اينه که

آه ،فراموشش کن . فراموش کن

چطور يه دختري مثل تو مي تونه با يه پسري مثل من يه جا باشه ؟

حالا چرا سر صبحي اين قدر جوش آورده ؟

اوه ،يه دوچرخه

مي خواي با اين دوچرخه چه کار کني ؟

مي تونيم باهاش برگرديم به پايتخت

برگرديم پايتخت ؟

حداقل از راه رفتن بهتره

مي خوام هر چه سريع تر برگردم

مطمئنا مادرم خيلي نگرانم شده

نمياي ؟

نه که نخوام بيام . نمي تونم

ديروز تمام مدت رانندگي کردم و تمام شب هم ماشين رو هُل دادم

به علاوه من ديشب اينجا با گرسنگي توي سرما خوابيدم

و بقيه انرژيم رو سر دعوا کردن با تو از دست دادم

در هر صورت ،الان اصلا حس انجام کاري رو ندارم

اگر مي خواي بري مي توني خودت بري

خودم تنها برم ؟

مي خواي با دوچرخه تا شهر ببرمت ؟

تو يه زن جديد هستي .چه طور هنوز ديدت به مسايل اين طوريه ؟

همه کارهاي سخت رو بايد مردها بکنن؟

منظورم اين نبود

فقط داشتم به اين فکر مي کردم که هردومون ميتونيم با دوچرخه برگرديم

فراموشش کن

خودم برمي گردم خونه

پس مراقب خودت باش

چه کار مي کني ؟

من امروز صبح رفتم دهکده و با خونه تماس گرفتم

چند ساعت ديگه يه نفر با بنزين مياد

پس به اين پاهاي کوچيکت زحمت نده

بهتره يه کم ديگه اينجا صبر کني ماجا

بيا پايين

سوار شو

منتظر چي هستي ؟

بيا بريم يه کم هواي تازه بخوريم

فراموشش کن

شنيدم اين اطراف چند تا گراز وحشي هست که بعضي اوقات پيداشون ميشه

خوبه که جرات مي کني اينجا تنها بموني

من رو محکم بگير

اگر بيفتي من مسئوليتش رو قبول نمي کنم

چرا درست گوش نمي کني ؟

اين طوري

اين طوري بگير

محکم بگير

بريم

رسوائي پايتخت

کنگ جي هوان

هان جي مين

ريو جين

هان گو ئون

چرا بايد شربت لوبياي قرمز بخوريم ؟

نمي خواي ؟

بده به من

خوردن شربت لوبياي قرمز بهترين راهه براي اينکه خماري شراب از سرم آدم بپره

اون دو تا که واقعا با هم رابطه ندارن . مگه نه ؟

اوه البته که نه

صبر کن

وان کجا رفته ؟هنوز برنگشته

و توي فاحشه خونه هم نيست

بله ،درسته

در يه همچين شرايطي اون بايد بگه :هي ما جا ،بيا دوباره همديگر رو بعد از آزادي چوسون ببينيم

آزادي با ماجا

ماجا و آزادي

بله بچه ها

بهتر نيست اين نمايش رو تموم کنيم و يه جا بخوابيم ؟

اگر هنوز هر دوشون با هم باشن چي ؟

چي ؟

شرط برد يا باخت چي بود؟

صبر کنيد

عشق واقعي جزو شرط بندي نبود

همه تون فراموش کرديد؟

يه آدم خبره واقعي ،ارزش هاي زندگي طرف مقابلش رو تغيير ميده

اين شرايط يه خبره واقعيه

بايد اون رو به يه زن بد در پايتخت تبديل کنه

يه کاري مي کنم که مثل چاسونگ - جو لباس بپوشه

شرط برد توي اين قمار اين بود که اون رو به يه همچين زني تبديل کنه

تا وقتي مودبنه ازت درخواست مي کنم از جلوي چشم دور شو

اما اگر توي شرط شکست بخوره بايد اين طوري بشه

ده دقيقه . ده دقيقه کافيه

براي نابود کردن ساختمان اداري دولت فقط ده دقيقه وقت مي خوام

پس بايد بگيم اون به يه زن مدرن تبديل شده

با ين مقاله حتي اگر ببازيم برنده واقعي ما هستيم

يعني من مجبور نيستم لباسم رو در بيارم

خانم لطفا يه کاسه شربت ديگه به من بده

منم همين طور

از مهماني برگشتي ؟

خواهر . برادر ديشب برنگشت

واقعا ؟

خداي من

خواهر ،تو دلت نمي خواد بدوني برادر وان و يو - کيونگ چطور تونستن با هم کنار بيان ؟

مگه وان و يو - کيونگ چطورين ؟

خداي من ،به خواهر واقعا هيچي از اين ماجرا نمي دوني

چي رو نمي دونم ؟

ديروز برادر وان و يه افسر به نام لي سو هيون سر نايو - دعواشون شده

در اين مورد چيزي نشنيدي ؟

کي با کي ؟براي چي ؟

يه دعوا . يه دعواي عشقي

يه دعوا بين دو رقيب عشقي

رقيب عشقي ؟

ده سال پيش يه مرد کشته شد

مقتول با يه ضربه توي سرش کشته شده و روز بعد ،بدنش کنار رودخانه پيدا شد

يه پرونده حل نشده است ؟

قراره من مظنون رو حدس بزنم ؟

براي جالب تر شدن ماجرا يه اشاره کوچيک بهتون بکنم ؟

مقتول جزء اعضاي گروه ژاپن بوده و نفوذ زيادي هم داشته

در شب قتل

اسم من چا يونگ هونگه

من امشب به شما خدمت مي کنم

دقيقا همون شب

يکي از دخترهاي فاحشه خونه گم ميشه

فکر مي کنيد اون دختر کجا رفته ؟

و فکر مي کنيد الان کجاست ؟

خانم چاسونگ - جو

شما 10 سال پيش براي آموزش چه چيزي به روسيه رفتيد و برگشتيد ؟

چي شده ؟

ديروز چي گفت ؟

از من پرسيد 10 سال پيش توي روسيه چي کار مي کردم

چي گفتي ؟

رفتنم رو به روسيه تکذيب کردم

و اون چي گفت ؟

آه واقعا ؟پس خدانگهدار

آه واقعا ؟پس خدانگهدار

فقط همين ؟

بعد يه لبخند زد و رفت

چندان بد نشد . موضوع اون قدرها هم بزرگ نشده

يه چيزي در مورد اون مرد عجيب نيست

در چه موردي ؟

اول ،موقع بازپرسي من رو تهديد کرد

بعد از اينکه گفتم چيزي نمي دونم اون هم ديگه چيزي نگفت

بيشتر مراقب باش

شايد منظورش اين بوده که من مي دونم کار توئه اما اين بار روش سرپوش ميذارم

اگر اين طور باشه پس بايد از اين کارش قصد خاصي داشته باشه

چرا بايد روي کار من سرپوش بذاره ؟

شايد با اين تهديد و سرپوش گذاشتن ميخواد قلب چاسونگ - جو رو به دست بياره

پس ميشه گفت که چاسونگ - جو تونسته افسران دولتي رو هم مجذوب خودش کنه

اين طور نيست

حس مي کنم اون از قبل همه چيز رو برنامه ريزي کرده

شنيدم ديروز حتي سراغ - کيونگ هم رفته

بازرس لي کنگ گو نبوده که از يو - کيونگ بازپرسي کرده ،لي سو هيون بوده

اون از من چي ميخواد ؟

چه جور جوابي از من مي خواد ؟

نه

اون جواب سوالاتش رو از قبل مي دونه ؟

يه چيزي هست

حس مي کنم که يه نقشه اي داره

چه نقشه اي داره ؟

به هر حال ،ما بايد از اين به بعد مراقب اون باشيم

مثل اتفاقي که توي اداره پليس خيابان جانگ افتاد

و موردي که بين تو و بازرسي کنگ گو اتفاق افتاد

ما اين اواخر کارهامون رو درست انجام نداديم

رسيديم بايد من رو بيدار مي کردي

چطور يه زن مي تونه اين قدر راحت بخوابه و جلوي يه مرد خر و پف کنه ؟

من خُر و پف کردم ؟

فکر مي کني فقط خُر و پُف کردي ؟

من ديشب به خاطر کارهاي تو تونستم بخوابم

واقعا ،من ديشب چه کار کردم ؟

بهت نميگم

بدجور مست بودم ؟

بهت نميگم

به هر حال ،متشکرم که من رو روسوندي

نايو - کيونگ

جلوي هيچ مرد ديگه اي مست نکن

چي ؟

جلوي هيچ مرد ديگه اي مست نکن

خدانگهدار

مادر

يو - کيونگ ،حالت خوبه ؟

Capital Scandal (Scandal in Old Seoul / Kyeongseong Seukaendeul / 경성 스캔들) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Capital Scandal (Scandal in Old Seoul / Kyeongseong Seukaendeul / 경성 스캔들)

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left