The first 200 lines.
آقا
لطفا اینطوری نباشید
...ما سومین
نه، ما چهارمین پیمانکار ثانوی هستیم
حتی بعد از انجام ساخت و ساز
پیمانکارهای ثانویه ای مثل ها به ندرت سود میکنن
...اما این چک پونصد هزار دلاری
سند رسوایی بود
این نمیتونه درست باشه آقا
بیخیال
ما که عمداً ورشکسته نشدیم
اگه اینطوره چطور داریم جوری رفتار میکنیم انگار که چیزی نشده؟
حتی شماره تلفنمون هم همونه
اگه نیت بدی داشتیم
تا الآن فرار کرده بودیم. اینطور فکر نمیکنی؟
باید برای ورشکستگی تشکیل پرونده میدادیم چون با کمبود منابع مالی روبرو هستیم
چرا مدام میاین اینجا؟
ما خودمون هم به زحمت پیش میریم
لطفا قربان
لطفا کمکمون کنید
اگه اون پول رو نگیریم
!میمیریم
لطفا. قربان؟
بهم دست نزن- !قربان. قربان-
!قربان
قربان! لطفا کمک کنید
...قربان
!پدر!پدر
!پدر، پدر، خوبی؟ پدر
لطفا بیدار شو
!پدر
...مردم ثروتمند احتمالا نمیدونن
اما مردمی هستن که انجام دادن هر کاری براشون سخت و سنگینه
تقصیر اون مردمه؟
...نه، اونایی که
به مردم سخت کوش به دیده ی تحقیر نگاه میکنن بد هستن
آقای نوه
نمیشه منو با خودتون به دفتر مرکزی سئول ببرید؟
مادرت تو رو خیلی دوست داره
باید پیشش بمونی. چرا میخوای بری به سئول؟
اون خفه م میکنه
حالا دیگه باید خودم زندگیم رو بسازم
نمیدونی چطور باید شکرگزار باشی
محاله تو رو توی دفتر حسابرسی به کار بگیرن
درسته. چون "ممنونم" و "حسابرسی" شبیه همن
وای آقای نو. چه خوب با کلمات بازی می کنین
میدونی افتخار گونگجو، سو بو گول، پارک چان هو
پاک سه رو و ملکه الیزابت دوم
چه اشتراکی دارن؟
خب... میشه یه بار دیگه بگین؟
همه شون از گونگجو هستن
آقای نو، شما عجب چیزی هستین
خیلی باهوشید
لعنتی
خدای من
من آدم خیلی متمرکزی ام
برای دفتر مرکزی مناسبم
میخواین بذارین استعدادی مثل من تو گونگجو بمونه؟
خوشحال میشم که استعدادی مثل تو برای گونگجو بمونه
چرا؟
بیاین اینو ببینین
این مدرک برنامه ریزی مالی بین المللیه
از 15هزار کارمند بانک دهان، افراد کمی این گواهی رو دارن
نمیتونی از استعدادهات برای پیشرفت این جامعه استفاده کنی؟
هر چی باشه اینجا شهر مادریته
خب، من شهرم رو دوست دارم
...اما مطمئنم که شما
با حس وظیفه شناسی به عنوان یک شهروند سئول بانکدار نشدید
چرا بانکدار شدید؟
کلوپ تیراندازی وابسته به بانک منحل شد
پس منم طبیعتا رفتم سراغ بانکدار شدن
حداقل شما قبلا تو دفتر مرکزی بودید
و از اون مهم تر، شما همیشه فقط به دپارتمان های برتر رفتید
...اگه بتونم به عنوان یه بانکدار به جامعه خدمت کنم
مهم نیست توی چه دپارتمانی مشغول بشم
ببخشید
بله
شما حسابرس خوبی میشین
تمام بانکدارهای بانک داهان خوب هستن
یه کارمند شایسته صنعت بانکداری هم اینجا می پوسه دیگه
ترجمه : رخشان،مینولی ، هائون، شیایو ویراستار : مونلایت
بفرمایین
چه چیزیش اینقدر برات مهمه که برای امضا آوردیش خونه؟
این مثل یه بیمه ی نرخ ارزه
ده هو در موردش برام توضیح داد. به نظرم ایده ی عالی ایه
حتی بانکتون رو هم به خاطر من عوض کردین. ممنونم پدر
این کمترین کاریه که میتونم برای دامادم انجام بدم
درسته هان سول؟
بله
...بحران اقتصادی در آمریکا
امروز بازار ما رو هم تحت تاثیر قرار داد
برادران لهمان ورشکسته شدن
بازار بورس به محض شروع کار سقوط کرد
...بحران اقتصادی آمریکا
...که از وام های فرعی شروع شد
داره بازار اقتصادی کشور ما رو هم تهدید میکنه
پدر؟
...بانک شما
پدر من رو کشت
خدای من
این منو یاد گذشته میندازه
ببخشید
من از دفتر مرکزی بانک دهان میام
شما حسابرس نو ده هو هستید؟
بله. منم
سلام
من راننده ی شما پارک گوانگ سو هستم
خوشحالم باهاتون کار میکنم
بفرمایید بریم آقای نو
انتصاب های جدید اصلا منطقی نیستن
موافق نیستی؟
خیلی عجیبه
اون حسابرس که اسمش نو ده هوئه از کجا اومد؟
من شنیدم اون رو به صورت اختصاصی استخدام کردن، چون قبلا تیرانداز بوده
تیرانداز؟
یعنی اگه اعصابش به هم بریزه بهمون شلیک میکنه؟
چی داره به سر این بانک میاد؟
هیچ پایه ای نداره
چی شده؟
حالا که توی یه تیم نیستیم نمیتونیم با هم سوار آسانسور بشیم؟
این دفعه فقط یه زیردست آقای یوک مدیر اجرایی شده
هان سو جی چطور مدیر شد؟
من شنیدم وقتی تلفنی با رئیس حرف میزنه، زانو میزنه
...با این حال بازم
وقتی لازمه سراغ اشتباهاش میره
هیچکس دیگه ای جرات این کار رو نداره
شاید همین اعتماد رئیس رو جلب کرده
شرط می بندم مدیرهای عمومی الان دارن پشت سرم حرف میزنن
از فردا لازم نیست دیگه بیاین
بله؟
اوضاع بانک به خاطر رکود اقتصادی چندان خوب نیست
میتونم با مترو برم
نه نه نه، نمیتونین
اگه سوار این ماشین نشید
ممکنه من اخراج بشم
اوضاع اینطوریه؟
در حال حاضر دارن تعداد شعبه ها رو کم میکنن
همه ی کارمندها از این قضیه قسر در نمیرن
...کارمند قراردادی ای مثل من
از اولین کساییه که میره
که اینطور - ...فکر میکنم که-
شما قطعا به راننده نیاز دارید
من اینطور فکر نمیکنم
بانک بی دلیل برای مدیرای اجرایی راننده استخدام نمیکنه
به خاطر اینه که کار شما پر مشغله و خسته کننده ست
...اینطوری شما حداقل توی مسیر رفت و آمدتون
به بانک به خوبی استراحت میکنید
...حسابرس
باید هر موقعیتی که با منابع مالی شرکت مرتبطه رو بررسی کنه
همینطور میتونه فورا فرآیند کاری همه
کارمندها و مدیرها رو بررسی کنه
وقتی هر موردی از فساد یا موارد خلاف قانون کشف بشه
اون میتونه با صلاحیت قانونیش اون مورد رو به مقامات ارجاع بده
...اون این حق رو داره که از کارمندها بخواد در مورد
هر تجارتی توی سازمان گزارش بدن
در صورت نیاز میتونه یه ملاقات عمومی با سهام داران ترتیب بده
...و جایگاهش تا سه سال با کد تجاری
تا جلسه عمومی محفوظه
...چرا من برای چنین
مقام مهمی منصوب شدم؟
... از اون مهمتر، من- ممکنه تو اینو حس نکنی-
اما بزودی یه طوفان توی دفتر اصلی به پا میشه
حتی اگه کوچکترین خطایی پیدا بشه، کار تمومه
اینو یادت باشه
من مدیر شعبه ای بودم که منحل شد
لطفا با آسانسور بعدی سوار شید
سلام مدیر کانگ
عیبی نداره
میتونی با من سوار شی
مشکلی نیست
کمیته ی حسابرسی توی طبقه ی 22مه. درسته؟
طبقه 22
من مشتاق کار شما توی کمیته ی حسابرسی هستم
در بسته می شود
میتونم بیام داخل؟
...من حسابرس جدیدم
از دیدنتون خوشحالم حسابرس نو
من منشی شما هستم، جانگ می هو
اوه. سلام
از دیدنتون خوشوقتم
من پوشه هایی که برام فرستادید رو مرتب کردم
لطفا تاییدشون کنید
اگر مخاطبی هست که مرتب باهاش درتماسید یا رستورانی که مرتب سر میزنید
لطفا بهم بگید
خیلی خوب آمادشون کردی
حتما نگاه دقیقی بهشون میندازم
کارت عابربانک کاری و عضویت باشگاه بدنسازی
و نشان ریاست فردا آماده میشن
بودجه ی ماهانه ی شما پنج هزار دلاره
واقعا؟ پول زیادیه
مطمئنم براتون کافیه
شما باید هرکسی رو که ملاقات میکنید به ناهار یا شام مهمون کنید
برای اینکه یه حسابدار منصف باشید
که اینطور
ممنون که بهم گفتی
خواهش میکنم
اگر در هر صورتی پول بیشتری لازم داشتید فقط منو در جریان بزارید
و این هم
تلفن کاری شماست
بقیه کجان؟
No comments yet. Be the first to leave one.