Derailed

Derailed

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

derailed 2005 unrated 720p bluray x264-hj
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Derailed 2005 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-11-25
Downloads: 17
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آماده شید بریم حیاط

آماده شید بریم حیاط

گور بابات! اسمش چی بود؟

فابریزیو

اینم واسه خودش یه جوری گنده لات شده، بابا

آماده برای حیاط، آقایان

راه باز کنید!

خط حیاط

بیاین بریم بیرون. راه باز کنید! بجنبید!

بزن بریم!

برو و بیا، مرد! برو و بیا!

من اصلاً به حساب نمیارمت، بابا!

بزن پدرشونو دربیار، مرد! بیا، یکی دیگه بفرست طرفم، مرد!

گور بابات!

همیشه خوبه!

تو یه بچه لات کوچولو بیشتر نیستی، عزیزم

صبحی که همه چی شروع شد

مثل هر صبح دیگه ای شروع شد.

اوه! اوه، برنی

بابا، پول ناهار می‌خوام و یه نامه برای ورزش.

و قول دادی تو گزارش کتابم کمکم کنی، یادت که هست؟

نویسنده وقت زیادی رو صرف شخصیت‌پردازی کرده

و خواننده رو با...

اغوا می‌کنه؟ آره. خب، خواننده رو درگیر می‌کنه، می‌دونی؟

می‌خوای بدونی چطور تموم میشه. ولی من از قبل می‌دونستم چطور تموم میشه.

باشه، پس بنویس قابل پیش‌بینی بود.

نه بابا، منظورم اینه که من فیلمش رو دیدم. اوه. آره.

بیا. باید یه چیزی بخوری.

نمی‌تونی یه کلمه دیگه پیدا کنی؟

"مجذوب می‌کند."

"مجذوب می‌کند." ممنون مامان.

تو از بابا باهوش‌تری، اینو می‌دونستی؟

آره، خدا به دادمون برسه اگه بفهمه.

اگه مامان اینقدر باهوشه، شاید خودش باید تو گزارش کتابت کمکت کنه.

می‌فهمی منظورم چیه؟

من جلسه دارم، دی. آره، منم جلسه دارم.

امی، گزارش کتابت، انتخاب با خودته. من یا اون؟

من گزینه ج رو انتخاب می‌کنم که شما دو تا یه معلم خصوصی برام بگیرید.

آره. ما قبلاً در مورد این صحبت کردیم.

اوه، ای بابا.

کجاست؟ اونجاست.

این بیمارستانه.

بله؟ - آقای شاین هستید؟

بله خودم هستم.

باید بدونم که سطح آزمایشات اِیمی تغییر کرده یا نه.

نه. نه، سطح‌ها همونطوره. - ما جدیدترین نتایج رو می‌خوایم.

بله.

وقتی رسیدم سر کار، فکسش می‌کنم.

ممنون.

داری میری عابربانک؟

کی می‌خواد برای همیشه زندگی کنه، درسته؟ باید مثبت بمونی.

حداقل بالا نمیره. البته پایین هم نمیاد.

مثبت باش.

اِیمی، اتوبوست به زودی میاد.

خداحافظ.

برنی، تو اینجا بمون.

قبلاً صبح‌ها همدیگه رو می‌بوسیدین و خداحافظی می‌کردین.

خفه شو.

بیا دیگه.

نویسنده خواننده رو مجذوب خودش می‌کنه

با پیچوندن داستان

طوری که هیچ‌وقت نمی‌دونی بعدی چی میشه.

این چطوره؟

خوبه.

قطار سکوی شماره دو، سرویس خط قرمز ساعت ۷:۵۰

به مقصد شیکاگو مرکزی.

در ایستگاه‌های خیابان مرکزی، خیابان دیویس، خیابان اصلی، راجرز پارک توقف می‌کند.

ریونزوود، کلیبورن و شیکاگو مرکزی.

بلیط!

اوه، لعنتی.

می‌خواستم تو ایستگاه بخرم. نه دلار.

اوه، ای وای. این خیلی خجالت‌آوره. تازه امروزم دوشنبه‌س.

همسرم، امم، وقتی صبح رفت سر کار، کیف پولم رو خالی کرده بود.

اوه، پس تقصیر خانمه، اینطوره؟

آره. دارم توضیح میدم. نه دلاره فقط.

پول رو بده یا تو ایستگاه بعدی پیاده شو.

همینقدر ساده.

من براش حساب می‌کنم. چی؟

نه، نه. لازم نیست این کار رو بکنی.

نگرانش نباش.

چه مرد خوش‌شانسی.

نه، واقعاً. تقصیر منه.

اشکالی نداره. من که حساب کردم، نه؟

بفرمایید. خیلی ممنونم.

ممنونم.

فقط خواستم بدونی که نمایش نبود یا چیزی شبیه به اون.

یه حرکت بی‌شرمانه بود و منم که از بدو تولد گول‌خورم.

ولش کن.

نمی‌خوام فکر کنی... باشه. ولش کن.

یعنی، اگه اونجا پیاده میشی، یه عابربانک تو یونیون هست.

فردا هم میشه.

البته، یه ۱۰ درصد سود شبانه هم داره.

هزینه سود. به علاوه هزینه رسیدگی.

تاحالا یه نزول‌خور زن ندیده بودم.

پا هم میشکونی؟ فقط خایه می‌کنم.

اوه. شما وکیل هستید.

من مشاور مالی هستم.

من به مشتری‌ها کلک می‌زنم.

من مدیر اجرایی تجاری هستم.

من سر زنان خانه‌دار کلاه می‌ذارم.

کجا کار می‌کنی؟

جی‌اِم‌دی/مارچ. یه جای متوسطه.

چند تا مشتری نسبتاً خوب داریم. تو چی؟

اِوِری پرایس. یه جای بزرگه.

ما با مشتری‌های نسبتاً خوب سر و کار نداریم.

این قطار همیشگیته؟ چرا؟

که بدونم چطوری پولتو پس بدم. نه دلار. فکر کنم از پسش برمیام.

نه، باید پسش بدم.

اگه پس ندم، از نظر اخلاقی زیر سؤال می‌رم.

زیر سؤال می‌ری؟

خب، من نمی‌خوام حس کنی زیر سؤال رفتی.

پس... اگه فردا هم با همین قطار بیای، پولتو پس می‌دم.

قراره دیگه.

صبح بخیر.

چطوری چاز؟

اوه، هی، یه چیز خوب برات دارم.

هفت بازیکن، بیشتر از ۴۰ هوم‌ران.

که اسم فامیلشون ۱۱ حرف داره.

یاسترزمسکی. یاسترزمسکی.

باید برام هجیش کنی. صبح بخیر، چارلز.

وای-اِی-اِس-تی-آر-زی-ای-اِم-اِس-کی-آی.

بری، یه چک نقد می‌خوام.

چقدر و برای چی؟

۱۲ هزار تا. هزینه مکان برای فیلمبرداری اَمِری‌اِسپند وان.

این دفعه یادت نره رسید رو امضا کنی.

برای تو، بری، با خون امضاش می‌کنم. شنیدی که!

خب، این یه دونه. شیش تا دیگه می‌خوام.

پتروچلی. پتروچلی؟

اوه، چارلز. الیوت دنبالته. پی-ای-تی-آر-او.

اوه، بیخیال، هی. اون فقط ده حرفه.

دیگه چی داری؟

آخه چاز، هفته پیش همه‌شونو پیدا کردی. من اینو لازم دارم.

اوه، ای بابا.

باشه وینستون، هیچ‌کدوم از اینا بازیکن لیگ ملی نیستن؟

فکر کردم یا لیگ بزرگه یا لیگ کوچیک. لیگ ملی چیه؟

بیسبال رو دنبال نمی‌کنی؟ نه. هاکی ورزش منه.

خون و خونریزی بیشتر، کسالت کمتر. این سؤال‌ها رو از کجا آوردی؟

یه پلیس می‌شناسم، اون بهم میده.

راستش، اون مثل عمومه.

وسواسیه. دوست داره منو به چالش بکشه.

گفت اگه درست بگم، ۱۰۰ دلار بهم میده.

و خودت می‌دونی که باید اون پول رو دربیارم.

وایسا. خودت جواب‌ها رو نمی‌دونی؟

نه. خب معلومه. واسه همینه که اومدم پیش تو، چاز.

کجا بودی؟ دیر کردی.

بیا دیگه. متاسفم.

این خانم از منتظر موندن خوشش نمیاد، خودت می‌دونی.

سوزان.

چارلز. سلام.

حدس می‌زنم اومدی کمیسیونمون رو بیشتر کنی، نه؟

ما یه سری مشکل داریم.

احساس می‌کنیم هر چقدر هم که باهات حرف می‌زنیم،

حرفمون به گوش شماها نمی‌رسه.

این تبلیغ آخری نمونه بارزه.

ما روی یه استراتژی توافق کردیم. امضاش کردیم.

بعد چی شد؟

تو رفتی دنبال این همه مسیر دیگه.

نسخه‌ای که برامون فرستادی، اصلاً شبیه اون چیزی نیست که ما گفته بودیم.

ببین سوزان، مسیرهایی که من انتخاب کردم، خب، می‌دونی،

من ده ساله این کاره‌ام، باشه؟

متاسفم.

هر طور که شما می‌خواین انجامش می‌دم.

وقت عذرخواهی تموم شده.

چیزی که الان نیاز داریم تغییره.

نمی‌خوای من روی این مشتری کار کنم؟

اِ، سوزان از تمام زحماتت قدردانه.

شما دیدگاه‌های متفاوتی دارین.

شاید باید اون تو ازم حمایت می‌کردی.

ازت حمایت می‌کردم! سوزان دیویس یه مشتری ۱۳۰ میلیون دلاریه!

اون یه زنیکه است. بدترین نوع زنیکه.

حرفش حقه. تو توی یه روزمرگی گیر کردی دوست من، و خودت هم می‌دونی.

سوزان دیویس رو ولش کن.

یه مشتری جدید پیدا کن، دوباره سرپا شو، برگرد به کاری که توش بهترینی.

لعنتی.

باهام حرف بزن، بگو چی شده شاید بتونم کمکت کنم.

زیر سؤال رفته.

این یه کلمه‌ست، مگه نه؟

ساکت شو، برنی. من اینجا زندگی می‌کنم. اِمی، لطفاً!

برنی، بس کن دیگه.

دیر کردی. متاسفم.

کار چطور بود؟

کار بود...

خوب. تو چطور؟

حدس بزن کی تصمیم گرفته این هفته منو زیر نظر بگیره؟

ایتن جفریز. اوه. اون عوضی.

همیشه وقتی از برنامه درسی منحرف میشم، عصبانی میشه.

از این چیزا زیاد دور و برمون هست.

خب، چیکار کردم؟

امروز تو ساعت ریاضی یه انشاء انگلیسی پخش کردم.

جلو بچه‌ها دعوات کرد؟

عنوان انشاء «چرا ما مدیر جفریز رو دوست داریم» بود.

اِ، جری زنگ زد. یه پیغام روی پیغام‌گیره.

کجا می‌ری؟

جلسه انجمن اولیا و مربیان دارم. شیش هفته است که تو تقویمم بوده.

آهان.

باید اِمی رو برای امتحان تاریخش امتحان کنی.

و برنی باید جیش کنه.

اسم قانونی رو بگو که الکل رو ممنوع کرد.

قانون ولستد.

چه سالی؟ ۱۹۱۹.

More Farsi Persian subtitles for Derailed

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left