The first 31 lines.
بعداً میگیرمت.
ممنون.
«موتور سیتی»
زيرنويس از مهدي shine021
من مثلِ شماها نیستم.
پایین بیا.
صبح که بیدار میشم عشق… و نورِ خورشید میافته روی چشمهام، یه حسِ بیخبر میشینه توی ذهنم، عشق.
چشمها… یه چیزی ناگهانی، عشق، انگار سنگینی میکنه توی دلم.
با اینکه…
بعد بهت نگاه میکنم، همهچیز باهام درست میشه.
فقط یه نگاه بهت… و میفهمم که قراره یه روزِ قشنگ باشه.
یه روزِ عالی.
وقتی روزِ پیش رو برام غیرممکن به نظر میاد که باهاش روبهرو شم…
وقتی کسی ازم جلوتر باشه، همیشه راه رو انگار میدونه…
بعد که بهت نگاه میکنم، دنیا دوباره…
…همونطور که باید باشه.
همینطوری ادامه پیدا میکنه.
میریم و میگردیم… دورِ خورشید میچرخیم.
من توی سایوام.
دوستت دارم.
مگه میشه؟
برو!
میشنویشون؟ حرف میزنن.
ممنون.
دیدی چی گیر آوردم؟ مدالِ طلا.
ولی بازم تلاش میکنی.
میتونیم توی سایهپر/میرس توی خندهی کریسمس همدیگه رو ببینیم.
اینجا کسبوکار حساب میشه؟
چی؟ دارن میگن کریسمسه!
رینگ، رینگ…
رینگ…
No comments yet. Be the first to leave one.