The first 200 lines.
...آنچه در "خاطرات يک خون آشام" گذشت
من"الينا" هستم منم"استفن"ـم
عشق منو به"مستيک فالز" کشوند
عشق منو به اينجا کشوند
"من پشيمون نيستم از اينکه عاشقتم"ديمن
Raverus un animun.
ما هممون قرباني داديم
باني، تو چيکار کردي؟
من اين طلسمو واسه برگشت تو انجام دادم
تو ميتوني ارواحو ببيني ميتونيم حرف بزنيم
نه،نميتوني مرده باشي
.امشب تو خونه "ويتمور" مهمونيه
... و با اينکه ميخوايم فراموش کنيم
.من عاشق کالجم
هي تو کي هستي؟
من "مگان" هستم .هم اتاقيتون
!لطفا کمک کن
! اوه خداي من
.اين کار يه خون اشامه
... دشمناي جديدي پيدا شدن
"ناديا؟"
Jaryakat a zem.
... مثل بزرگترين تهديدمون
."سايلاس"
سلام به سايه خودم
بالاخره داره حرمت خودشو ميزنه
استفن" کجاست؟"
کاترين" رو برام بيا تا بهت بگم"
برادر کوچولوت کجاست
جرمي" نميتوني منو برگردوني اونجا"
همه شما "الينا گيلبرت" رو ميشناسين
دختري که من دنبالشم
.مثل اونه
.اين قرار بود يه دور وهمي خونوادگي باشه
تازه اومده بودم بابام رو ببينم
.که يهو سر و کله "سايلاس" پيدا شد
اون داره ازمايش ميکنه تا بفهمه
قدرت ذهنيش چقدر بهتر شده
.هيچ کي صدا نده يا بدنشو تکون نده
همه همون کاري که گفت انجام دادن
اون نميخواست هيچ شاهدي باقي بمونه
پس بهش گفت هر چي شد رو فراموش کنن
اونا مردن پدرمو ديدن
اما نتوستن کاري کنن
يا به کسي بگن
ميخواي چيکار کني؟
ميخواي بغلم کني؟
.ميخوام اينکارو کنم
.اما نميتونم
،نميتوني لمسم کني
منم نميتونم لمست کنم چون من مردم
مثل بابام به جز اينکه اون ماورالطبيعه نيست
پس منم نميتونم اون سمت ديگه ببينمش
.اون تازگيا مرده
سايلاس" با استفاده از کنترل ذهنش داره" کاترين" رو پيدا ميکنه"
اون به همه تو ميدون شهر گفته حواسشون به
هرکسي که هم شکل "الينا" ست باشه
... هرچي که از"کاترين" ميخواد
.با نبايد بذاريم بهش دست پيدا کنه
عزيزم، حال خوبه؟
اين طوري خودت رو مريض ميکني
ممنون که ايستاديد
.تو مثل "الينا گيلبرت" هستي
در واقع خيلي خوشگل ترم
کاترين پيرس"، درسته؟"
.من قرار بود حواسم بهت باشه
! لعنتي
درد داشت، مگه نه؟
.دردش مثل اين نميشه
ما الان ميتونستيم هر کاري کنيم "استيفن" هر جا باشيم
چرا اينجا، چرا اينکار؟
،اينا لحظات خوبي هستن
هر چي ساده تر باشه اهميتش بيشتره
اين لحظات باعث ميشه بهم نريزم
.برا هميشه نميتوني اين کارو کني
.فقط داري خودتو گول ميزني
الينا، الينا، الينا
!الينا
.نه
مراسم "مگان" هر لحظه داره شلوغ وشلوغتر ميشه
.بچه ها کالج خيلي احساساتين
.اون فقط يه روز تو اين کالج بود
.نميتونست اين همه دوست پيدا کنه
کارولاين" اون مرده"
.ميتوني از رقابت باهاش دست برداري
متاسفم .من يه کمي ناخوشم
با "تيلور" صحبت کردي؟
اون داره از ثبت نام کردن تفره ميره
و جواب تماس هام روهم نميده
پس منم از داشتن سکس باهاش تفره ميرم
جاسوس بازيت در چه وضعيه؟
توضيحي پيدا کردي که چرا اين هم اتاقي ما که شاهپسند تو بدنش بود
و توسط خوا شام کشته شد
عکس پدرک رو تو گوشيش داشت؟
.نه
راستي من امروز صبح رفتم بيمارستان
طبق مدارک قتل "مگان
اون بر اثر خودکشي مرد
بدون اشاره به گاز خون اشام رو گردنش
پس هرکسي که پرونده قتل رو بسته
بخشي ازين مخفي کاري بوده
مثل اينکه انجمن موسسان برگشته اينجا
"دکتر "وسلي مکسفيلد
استاد ميکروب شناسي ما
...من کلاسمو تغيير دادم تا بتونيم
استاد چي چي ما؟
الينا" ما بايد درس
ارتباطات بر ميداشتيم
پس واسه مست شدن و
تصميم گيري غلط راجع به پسرا چه اتفاقي ميفته؟
پس خوشگذروني سال اولمون چي ميشه؟
من مثلا قرار بود عضو گروه تئاتر بشم
تو نميتوني عضو هيچ گروهي بشي
اگه بفهمن که خون اشاميم
کارولاين" ما هنوز يک سال خوشگذروني مون رو داريم
.اما بايد از خودمون محافظت کنيم
ديمن" اين طوري تونست رازشو تو " ميستيک فالز نگه داره چون
وارد دارو دسته انجمن موسسان شد
پس اين نقش بازي کردنا رو بي خيال شو
و بيا اين کارو کنيم، باشه؟
ديمن" ميدونم بهت گفتم تو پيدا کردن برادرت کمکت ميکنم"
اما نميتونم کل اين درياچه رو بگردم
.خيلي بزرگه
.خودم ميدونم
منظورم اينه که به خاطر همين ميخواستيم
جنازه "سايلاس" رو بندازيم اينجا چون هم بزرگه هم پرعمق
.وهيچ کي نميتونه پيداش کنه
حالا فرض کن من "سايلاسم" و ميخوام
جون همزادم رو بگيرم
چرا نبايد بندازمش تو يه مکاني که
هم بزرگ باشه و هم پرعمق تا کسي نتونه پيداش کنه؟
ديمن" من قبول کردم که به کسي در مورد"
مرگ شهردار تا وقتي که خودت يه راهي پيدا نکردي چيزي نگم
اما نميتونم همه ي اين منابع رو براي
پيدا کردن يه کسي که شايد اون پايين باشه ول کنم
اينجا نقطه شروعه
و اگه "استيفن" اونجا باشه
يعني کل تابستون داشته پشت سر هم غرق ميشده
در حالي که منو "الينا" باخوشحالي با هم بازي ميکرديم
ميخواي بيشتر از اين
برات از اهميت اين کار بگم؟
.چند نفر مامور ميکنم اين کارو کنن
.ممنون "ليز
لطفا بگو که پيداش کردي
مت" پيداش کرد نه من"
تعجب کردم چقدر مفيد واقع شد
.اون چشاي ابيت منو راضي کرد
بايد وقتي موقعيتشوداشتم سرتو جدا ميکردم
داشت با يه زنه که گولش زده بود دعوا ميکرد
ما فکر ميکنيم که ممکنه با کنترل ذهنيش چندتا دوست پيدا کرده باشه
اين مغز "گيلبرت" و "داناوان" دقيقا چطوري اين اطلاعات
رو کنار هم گذاشتن/
ولش .مهم نيست
.فقط مخفيش کن اگه "سايلاس" اين قدر
اونو ميخواد و به خاطرش کل شهر رو برا پيدا کردنش گذاشته. پس ما بيشتر ميخوايمش
از ديد دور بمون
تو اخرين کسي هستي که "سايلاس" با اون ديده
اين همه طناب لازمه؟
گلوله تاثيرش بيشتره
.اما ما بايد باهاش خوب رفتار کنيم
.تو ماشينمو داغون کردي و گذاشتي بميرم
تو به خاطر اينکه "استيفن" رو برگردوني داشتي منو تحويل "سايلاس" ميدادي
.من فقط داشتم از خودم محافظت ميکردم
با اين بهونه چند نفرو کشتي؟
.خوشحال باش که برات يه کمي لباس اورديم
.قهرمان بازي درنيار
شما دو تا منتظر يه فرصتين
.که دوباره منو بهش تحويل بديد
.اين اتفاق هزاربار برام افتاده
.من ميفهمم .من يه اهرم هستم
.من يه چيزي هستم که همه ميخوانش
من مثل اون سنگ ماه عجيبم
هي دختر
تو سال اول نيستي؟
تو اين کلاس چيکار ميکني؟
چي؟ من عاشق ميکروب ... شناسيم
من خيلي دوسش دارم
ميدوني ، چيزاي کوچولو بامزه ان
امشب به اتيش بازي مياي؟
يا اينکه ميخواي خيلي نزديک بشي و
و بعدش دوباره روتو برگردوني و بري؟
اون هنوز اينجاست
.خوبه
ميايم دنبالت
چي؟خودت گفتي ميخواي
وتصميم بد راجع يه پسرا بگيري
اون بامزست، بهت علاقه داره
مهمتر از همه برعکس "تيلور" اون اينجاست
.همگي صبح به خير
.من دکتر "مکسفيلد" هستم اسمم وس هست
.اما بهم دکتر "مکسفيلد" ميگن
يه روزي وقتي از دانشکده پزشکي رفتيد
.ميفهميد
پس امشب همتون ميخواين برين به اتيش بازي، مگه نه؟
ميخوام يه درس تاريخ بهتون بدم
ويتمور" به عنوان يه بيمارستان تو جنگ داخلي شناخته ميشد"
مرگبارترين جنگ تو تاريخ امريکا
.با بيش از 600000 تلفات
بيماري به قدري رايج بود که يه بار توهفته
مجبور بودن همه جنازه هاي در حال پوسيدن رو تو يه گودال ميريختن و
No comments yet. Be the first to leave one.