The first 200 lines.
من هر فردی که .از اون تنگه لعنتی بردیم رو میخوایم
من این رو .تویِ دست کمرون پیدا کردم
،طبق الگوش، فکر کنم این از
.دسته چاقو باشه
،تمام کاری که من کردم انجامشون دادم که هممون بتونیم
برگردیم پیش همدیگه، و اگه هممون نباشیم .اصلاً جواب نمیده
.از داکوتا استقبال میشه
،من نمیتونم اینجا بمونم .واگه بمونم، زیاد دووم نمیآرم
.نمیتونی همینطوری بزاری و بری
.من نمیخوام برم .نمیخوام دیگه فرار کنم
.اگه من جات بودم این کارو نمیکردم، جان
.فایدهای برات نداره
شهردار پلیسها رو با دستوراتی
برای از بین بردن هر نشونه هویتی که
.رویِ فردت داری، آورده طبقه پایین
،تو تویِ زمین پاتر دفن میشی
.و چیزی بهدست نمیآری
.من به این رسیدگی کردم
من از قبل یه نسخه از این نامه رو
.برای آقای کانل، ایمیل کردم
حان، چرا این حماقت رو فراموش نمیکنی؟
،همونجا که هستی بمون، آقای نورتون
.اگه نمیخوای که زیاده روی کنی
.خوشحالم که شما آقایون اینجایین
،تو حرکت جان دو رو نابود کردی، خیلی خب
ولی قراره ببینی که .دوباره از اول درست میشه
!جان! جان
،ما دوباره شروع میکنیم ،فقط تو و من
.خیلی دیر نشده
.حرکت جان دو هنوز نابود نشده
!میبینی، جان
،از بین نرفته !وگرنه اونها اینجا نبودن
.تویِ اونها زندست
،اونها با ترسیدن ازش .تویِ خودشون زنده نگهش داشتن
بهخاطر همینه که .اومدن اینجا
.اوه، عزیزم
حتماً، باید قبلاً .کشته میشدش
.غیر صادقانه بود
ولی ما الان میتونیم .شروع به پاکسازی کنیم
،فقط من و تو .دوباره رشد میکنه، جان
.رشد میکنه و بزرگ میشه
و قوی میشه .چون قراره صادقانه باشه
،اوه، عزیزم ،اگه ارزش مردن براش رو داره
.پس ارزش زنده موندن براش رو هم داره
!اوه، لطفاً، جان
.اوه، لطفاً، یا خدا، کمکم کن
.متاسفم
"سریال "از مردگان متحرک بترسید فصل ششم قسمت هشتم "در."
ارائه شده توسط رسانه تلگرامی واکینگ دد تیوی @The_WalkingDeadTv
.::ترجمه از محمد آلفا::. .::Mohammad Alpha::.
!هی
.ناگهانی جلوم ظاهر شو
.هی، من دنبال دردسر نیستم
،ولی اگه چیزی که میخواین، دردسره .پس من یه چیزی براتون دارم
!اووه
.جان - داکوتا؟ -
داری -- داری اینجا چه غلطی میکنی؟
اه، من -- من دارم از دست خواهرم .فرار میکنم
تو چی؟
خب، فکر کنم بشه برای من هم .یه همچین چیزی گفت
تو اونی هستی که مردهها رو رویِ پل محصور کرده؟
...نه، اه
.اون کرد
.اه
.هی، جان
.خب، باورم نمیشه
چطور ما رو پیدا کردی؟ - .من نکردم -
،مردههایِ رویِ پل
،هی به سمت کابین من شناور میشدن
و، خب، این رودخونه یه راه
برای برگردوندن مردم .به زندگی داره
.ولی باید بگم، رفیق، قبلاً قیافت بهتر بود
.اوهوم
،از پل رد شدن .سنگر درست کردن
،گیر انداختن مردهها .بهخاطر اینها، زخمش دوباره باز شد
ولی به بهترین روشی که بتونم .اون رو میبندم
.کارت خوب بود
.ما اون شب، صدای شلیک تویِ تنگه رو شنیدیم
.فکر نمیکردیم موفق شده باشی، مرد
.منم همینطور
چطور زنده موندی؟
.یکم کمک داشتم - از طرف کی؟ -
اون شب؟ .نمیدونم
،وقتی بههوش اومدن ،قبلش باندپیچی شده بودم
.ولی اونها رفته بودن
یکی دیگه هم یکم بعدش .بهم کمک کرد
ولی حالا باید اون رو هم .به لیستم اضافه کنم
.خیلی سخت نبود
یکی قفسهها رو
با تمام چیزی که نیاز داشتم ...پر کرد، پس
.آره
.خوبه که میبینمت، جان
.حس میکنم دارم به یه روح نگاه میکنم
.اوه، همینطوره
چطور راه مسیرت به اون گله مردهها خورد؟
.ویرجینیا تکاورهاش رو دنبالمون فرستاد
ما سعی کردیم با الیشا و چارلی ،از اونها پیشی بگیریم
،ولی به گله خوردیم .و جدا شدیم
باید شروع کنیم که .دنبالش بگردیم
اون حالش خوبه. باید برگردیم .به جاده و خودمون رو به اونجا برسونیم
،فقط همونجا بمون .بمون
،تو قرار نیست جایی بری .حداقل نه این شکلی
سعی میکنی که کجا بری؟
اون یه جایی داره که .داره میسازتش
.جایی که امنه - .هیس -
.اون وسایل رو مخفی کن .تمیزش کن
.بجنب، مورگان
!داکوتا
.داکوتا
کسی خونه نیست؟
هیل، دریافت میکنی؟
.باورت نمیشه
.انجامش بده
.هی، هیل
تکاور دوری؟ - .فکر کنم که اینجا بوده -
.حالا
.مارکوس میشنوی؟
.من نگرفتمش
.بیسیم لعنتی
.آماده باش .من دارم میآم که تعدادمون بیشتر شه
.اون رفته
.باید بهش شلیک میکردی
.نیاز نبود
.این زمانها، جان
اونها کاری میکنن که .ما مردی که نمیخوایم، بشیم
.بیاین از اینجا بریم
.تویِ کابین من، جامون امنتره
چطور یاد گرفتی که این طوری غذا درست کنی؟
خب، من وقتی بچه بودم .تمام تابستون رو بیرون، وقت میگذروندم
.وقتی تویِ رم بودم
.خب، این خوب نیست
جایی که داریم میریم .رویِ یه بستر رودخونه خشک شده ساخته شده
.آب نزدیکش، کلی ماهی توشه
خوبه که یکی رو اون بیرون داشته باشیم که
.بدونه چطور غذا درست کنه
.بیخیال
جون میتونه به خوبی من .درستشون کنه
.شایدم بهتر
چه مدتی این بیرون بودی؟
.چند هفته
و جون کجاست؟
چرا با شما نیست؟
.ارزش حرف زدن راجبش رو نداره
اوه، نداره؟
اینجایی که داری آماده میکنی، کجاست؟
.خیلی خب
.حدوداً 40 مایل جلوتر به سمت شمال
.راهی برای اینکه پیاده بریم هم هست
احتمالاً تویِ باک اون قدر بزنین هست که .بتونیم تا اونجا بریم
امیدوار بودم که .تو بخوای بیای
،کاری که ما داریم میکنیم
توش میتونی از کسی .با تواناییهایِ تو استفاده کنیم
تواناییهای من؟ اونها چی هستن؟
نقشه داره عوض میشه چون که ،ما نمیتونیم یه معامله درست انجام بدیم
ولی ویرجینیا هنوزم میخواد .خواهرش رو برگردونه
--چی، پس پس میخوای از من به عنوان طعمه استفاده کنی؟
.آره .ولی نگران نباش
قرار نیست بزارم که .دستش بهت برسه
.هی
،اگه اینطوری انجام بدیم .یعنی جنگ میشه
.برای همینه که بهم نیاز داری
خب، اگرچه، اوضاع .یکم متفاوت میشه
.ما قراره برای بردن آماده بشیم
ما تویِ منطقه خودمون
.و با شرایط خودمون، میجنگیم
،خدایا، جان .این برای خانوادمونه
این دیگه چیه؟
.هیچی
.بهنظر میرسه که خون باشه
.برای دسته یه چاقو
چه چاقویی؟
.اونی که کامرون رو کشت
تکاوره؟
همونی که جنی پیشش بود؟
فکر کردم که ،شاید اگه بتونم بقیش رو پیدا کنم
من رو به سمت .اونی که کشتش، میبره
.نتونستم
پس چرا هنوز داریش؟
دوباره داری انجامش میدی؟
چیو؟
،چیزی که قبلاً راجبش بهم گفتی ،همون موقع که یه پلیس بودی
اینکه چطور خودت رو .از دنیا قایم میکنی
.خب، این دفعه متفاوته
چرا اون وقت؟
مورگان؟ هستی؟
یه چیزی هست که .باید راجبش حرف بزنیم
.جواب نده. نده .تکاورها نزدیکن
.ممکنه بفهمن ما کجاییم
.حق با جانه .جواب نده
اون فقط داره سعی میکنه که .تو رو بترسونه
.مورگان؟ منم
،اه، لعنتی
.متاسفم، مجبورم
!مورگان
.آره، اینجام
فکر کردم که .این ممکنه گول بزنه
گریس، حالت خوبه؟
حال بچه خوبه؟
.من خوبم، مورگان
.بچه هم همینطور
No comments yet. Be the first to leave one.