Release info

Shingeki no Kyojin: The Final Season Part 2 - 01 (76)
A Commentary by AnimeKhor
Anime Khor

Tags

other
Published on: 2022-01-09
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 163 lines.

کاپیتان لیوای؟

،نمی‌دونم چه اتفاقی افتاده .اما ما خیلی خوش‌شانسیم

.اصلی‌ترین تهدید ما الان غرق در خونه

.بیاید یه گلوله توی سرش شلیک کنیم

.اون مرده

اون توی فاصله‌س خیلی کمی از انفجار .نیزه‌ی صاعقه گیر افتاده بود

،داخل بدنش وضعیت خیلی بدی داره

اندام‌های داخلی بدنش تیکه‌تیکه .شدن و درجا کشته شده

.بذار یه نگاهی بهش بندازم

.من بلدم نبض بگیرم

.اون رو نشونم بده

!فلوک

داره ناپدید میشه؟ مـُرده؟

...نه، اون‌ها معمولا موقع ناپدید شدن بخار جذب نمی‌کنن

!فرار کرد

!لعنتی

!برو دنبالش! نذار فرار کنه

.آقای زیک

چه اتفاقی افتاد؟

.نمی‌دونم

یه دختری که نمی شناسم، خاک رو ورز داد .و باهاش بدنم رو شکل داد

.نمی‌دونم کجا بودم

.تنها کاری که می‌تونستم بکنم، تماشا کردن بود

.اون لحظات به اندازه‌ی چند سال طولانی بود

.اما از طرفی هم انگار در یک چشم به هم زدن گذشت

...اون

.که اینطور

.اون مسیر بود

.آقای زیک

سی نفر از افراد جوخه‌ی پیشرو رو که داشتن از تو محافظت می کردند رو

تبدیل به تایتان کردی و تحت تسلط خودت در آوردی، مگه نه؟

اونا کجان؟

خب، اتفاق‌های زیادی افتاد و اون‌ها الان مردن

.الان دیگه کسی نیست که جلوی ما رو بگیره

.بیا بریم

ما باید به راهمون ادامه بدیم، درسته؟

.ارن

فریاد، فریاد، داره نزدیک میشه

فریاد، فریاد

مواظب باش

داره میاد سراغت

تنها چیزی که می‌خواستم این بود که کارهای درست بکنم

هیچوقت نمی‌خواستم پادشاه باشم، قسم می‌خورم

تنها می‌خواستم جونت رو نجات بدم

هیچوقت نمی‌خواستم چاقو به دست بگیرم، قسم می‌خورم

تهی از اشک، بی‌پروا، در حال سوختنم، در حال سوختن

بهم بگو که چی رو از دست دادم

هنوزم در بین مه غلیظ سرگردانم

اگر همه‌ی این‌ها رو از دست بدم، بلغزم و بیافتم

باز هم منتظرت می‌مونم

اگر همه‌ی این‌ها رو از دست بدم، همه‌ی همه‌اش رو

اگر همه‌ی این‌ها رو خارج از دیوار از دست بدم

زنده می‌کنم تا یه روز دیگه بمیرم

من هیچی نمی‌خوام

...من فقط اینجام تا

مواظب باش

چه خبر شده؟

.شروع شده

.تایتان ها دارن دست به کار میشن

!آقای گالیارد

.می دونم که کار راحتی نیست

!آقای پیک

تو به ما خیانت نکردی؟

گابی، تو واقعا فکر کردی من هم رزم هام رو می‌فروشم؟

،اما تو گفتی دیگه آینده‌ای برای ما وجود نداره !حتی اگر به مارلی خدمت کنیم

.ببین

.من به مارلی باور ندارم

من به هم‌رزم‌هایی باور دارم که .سال ها کنارمون جنگیدن

.پیام دودی از بین رفته

.پیک و گیلارد موقعیتش رو فاش کردن

.اون تایتان بنیان‌گزاره

!بیاید انتقام لیبریو رو بگیریم

.همینجا کارش رو تموم می‌کنیم

!فشار بدید

!پیک

!پیک

!پیک

!پورکو

!درد داره

فکر کنم مارلی از روی ناچاری همچین .حمله‌ی غافلگیرانه‌ای رو انجام داده

،وگرنه با توجه به اطلاعات کمی که دارن .د

!ارن

صدام رو می‌شنوی؟

!لطفاً از حالت تایتانی‌ت بیرون بیا

برو داخل ساختمان و با استفاده از قدرت !پتک جنگی از زیر زمین فرار کن

!اگر اینجوری بجنگیم، شانس دیگه با ما یار نخواهد بود

!ارن

.بیا

.راینر

کار تو بود، مگه نه؟

تو کسی بودی که مارلی رو قانع کرد .تا همچین کار احمقانه‌ای بکنه

!همه‌ی سربازها به صف بشید

!زود باشید

!از ارن محافظت کنید

...ارن

چرا؟

!راینر

!اون اومد

!پیک، اینجا

!گابی

فرمانده ماگات؟

براون ابله! کی بهت دستور داده وارد قلمرو دشمن بشی؟

!و- واقعاً متاسفم

!هرکاری عشقت می‌کشه نکن

!گابی

...کولت

.فالکو

اون کجاست؟

.هنوز توی اون ساختمونه

.مایع نخاعی زیک رو خورده و زندانی شده

چی گفتی؟

فالکو و تقریباً 300 نفر از افراد دشمن

.که به نظر میاد مایع رو خوردن بازداشت شدن

.به جز اون‌ها، 500 تا سرباز دیگه اینجا هست

.ظاهراً زیک اینجا نیست

،به‌خاطر نگرانی راینر به اینجا اومدیم

ولی احتمال اینکه دشمن از قدرت بنیان‌گزار استفاده کنه چقدره؟

.نمی‌دونم

.ولی مشخصه که قدرت تایتان بنیان‌گزار برگ برنده‌شونه

،با توجه به اینکه هنوز ازش استفاده نکردن

.احتمالاً ارن هنوز در وضعیتی نیست که فعالش کنه

شرایطی برای فعال کردنش وجود داره؟

«.حالا هم تایتان بنیان‌گزار و هم خون سلطنتی رو داریم»

وقتی داشتن از مارلی عقب‌نشینی می‌کردم .شنیده‌م که زیک دقیقاُ این کلمات رو گفت

این یعنی چی؟

می‌خوای بگی زیک تایتان خون سلطنتیه؟

.از اونجایی که والدینش رهبران استردادگرا بودن احتمالش هست

،دلیلی پشت توانایی‌های خاصش هست

اینطور فکر نمی‌کنین؟

اگه اینکه نمی‌تونن از قدرت بنیان‌گزار استفاده کنن ،به غیبت زیک ربط داره

.پس نباید بذاریم ارن و زیک با هم ارتباط برقرار کنن

...فرمانده ماگات، راینر

.حالا ژنراله

.سپر مارلی اون قدر ضعیف نیست

.نه، اون سپر محافظ مارلی نیست

.درحال حاضر سرنوشت کل دنیا روی دوش ماست

.نمی‌خوایم فقط بنیان‌گزار رو بکشیم و مشکل رو به تعویق بندازیم

امروز بنیان‌گزار رو می‌خوریم و به این !کینه‌ی 2000 ساله پایان می‌دیم

...کاری می‌کنم تقاص

!خراب کردن خونه‌م رو پس بدی

.ارن

.تو به تنهایی خطری نداری

.زود باش تسلیم شو

.این دیگه پایان کارته

!حالا حمله کنین

!همونیه که دوست دارن !نیزه‌های تندر رو به خوردشون بدین

چـ... چی شد؟

!زود باش! پرش کن

!!اطاعت

!مغز حمله ترکید و توانایی حرکتش از کار افتاد

.کارتون عالی بود، فرمانده ماگات

!ژنرال هستم

...اینکه بهترین تک‌تیر‌اندازی که داریم فرمانده‌ی ارتش باشه

.ارتش مارلی به پست‌ترین حالتش افول کرده

!لعنتی، فک و زره پوش باز دارن حرکت می‌کنن

!دشمنه

!روی پشت‌بام‌ها هستن

!تعدادشون خیلی زیاده

!دشمن کنده! دورشون بزنین

...شوخیت گرفته

.مطمئنم همه‌ی رهبرهای مارلی رو کشتیم

چطور ممکنه توی یه ماه دوباره سر پا شده باشن؟

!در این صورت بنیان‌گزار خورده میشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left