The first 167 lines.
ارائه شده توسط انجمن دنیای انیمه
.این رو هم نگه میدارم
!تولدت مبارک
،اون میتونه پول کیفم رو نگه داره .ولی هرگز بی خیال نشانک نمیشم
... این بوی ... یه زنه
افسانه دوشیزه تایشوش
دوشیزه
افسانه دوشیزه تایشوش
دوشیزه
:قسمت ششم دختر بد
.اونجاست
!آه، ریو، برگشتی
!اونه چان، خوش اومدی
خب، چطور بود؟ من که بهت گفتم خونه .شیما کلی پول وجود داره
چی به دست آوردی؟
!جلوی برادرهام از این کارها انجام نده
!علاوه بر این، این کارو انجام میدم تا بتونیم زنده بمونیم
!بیخیال بابا
.تو باید به حرفای پدرت گوش بدی - !به تو هم میگن پدر؟ --
وادار کردن دخترت به کارها
!در حالی که خودت تمام روز رو شراب میخوری
!مراقب حرف زدنت با پدرت باش
!نهچان
!نهچان - !نهچان --
!هووم! فقط همین
چرا تمام پول نقدش رو کش نرفتی؟
!برش گردون! پسرا برای خوردن غذا بهش نیاز دارن
!خفهشو
!بابا! بس کن
.ساکت شو! برا تو یکی دیگه وقت ندارم
تقصیر شما دلقکهاست که به .هیچ دردی نمیخورین
!خواهرم رو اینقدر نزن
... از خودم خجالت میکشم - !خواهرم رو اینقدر نزن --
... از خودم خجالت میکشم - !خفه شو --
!برگشتی
... یوزو
.حسابی دیر کردی، نگرانت شده بودم
.بفرما کارامل ها رو توی شیشه جدید ریختم
.تمام شیشه خورده هارو هم جمع کردم
.میرم بخوابم
!چی؟
امروز روز تولدم بود و یوزو سعی کرد ... برام جشن بگیره، ولی
به گمونم تولدم
.همچنین اتفاق خوشایندی نبود
،تاماهیکو ساما، اگه ایرادی نداره
میشه بریم از زیارتگاه ایناری بالای کوه دیدن کنیم؟
متاسفم. امروز کاری هست که باید .بهش رسیدگی کنم
.آها ... که اینطور
.ممنون از صبحانه
بازم میخوای؟
.نه مرسی
هرجور شده، امروز اون نشانک رو .ازش پس میگیرم
... فقط امیدوارم که پدرش این اطراف نباشه
!ببخشید
کسی خونه نیست؟
!اونه سان، نگاه کن
!هی! بهت گفتم که مراقب باش
!بفرما، اینم از تپانچه آبی
هی، نگاه کن؟ - !آه --
هی، نگاه کن؟ - .حسابی قبراق به نظر میرسن --
!نوش جان کن
!نهچان، زودباش، تو هم بیا بازی کنیم
!بـ ... به چی اینجوری زل زدی، عوضی؟
.مـ ... متاسفم
.ناخواسته بود
به هر حال ...من نزدیک بینم .و چیزی نتونستم ببینم
.صد ین
ها؟
.تو دوشیزه 18 ساله رو دیدی که داشت حموم میکرد
.صد ین خیلی مقرون به صرفهست
!ردش کن بیاد
!منظورت چیه؟ !اصلاً میفهمی که کیف پولم پیش توئه
!هووم
.وای، این بار حسابی گند زدم
شایعات حاکی از اینکه تو یه پسر ،ثروتمند عبوس وغمگین هستی
.بنابراین تصور کردم با گریه به خواب میری
!خیلی ترسناکه
... نحوه رفتار و صحبت کردنش ... و حالت تدافعیـش
!اون یه دختر بد ـه ... یه خلافکار واقعی
خب؟ چیه؟ بخاطر گرفتن کیف پولت اینجا اومدی؟
!نه، اینطوری نیست
چی؟
نشانک؟ اونیکه ازم دزدیدی؟
.ازت میخوام که برش گردونی
!نشانک؟
!روش گلهای زنگوله ای خشک شده چسبونده شده
.اون برام خیلی مهمه
... بنابراین - !نهچان --
... هی
.من این بخشو نمیفهمم میشه بهم توضیح بدی؟
دبستان کتاب حساب
... بذار ببینم
.متاسفم، ریوتارو -- من ریاضیم اصلاً خوب نیست
!چی؟
ولی این بچه مایه دار گفت .که به جای من بهت توضیح میده
چی؟
اون کلی کتاب میخونه و تقریباً .همه چی رو میدونه
دبستان کتاب حساب
!واقعاً؟ کارت درسته، بچه مایه دار
خب معلومه که بهش کمک میکنی، مگه نه؟
!آه! پس اون پیش تو بود؟
موندم اگه این کارو انجام ندی با این چیکار کنم؟
.بذار ببینم
!هورا
.آفرین پسر خوب
.بنابراین باید اینا رو جمع کنی
.... اوه، متوجه شدم! به عبارت دیگه، باید
.آخرشم مجبور شدم بهش آموزش بدم
.ولی همهش بخاطر نشانک ـه .چاره دیگه ای ندارم
خب، برا چی این نشانک اینقدر برات مهمه؟
... دختری که قراره یه روز زنم بشه
اونو درسته کرده ... و بهم گفت .با این همیشه به یادش میفتم
.این برا من خیلی مهمه ... غیر قابل تعویضه
... عه
مثبت ای
!بچه مایه دار، نگاه کن !برگه منو ببین
تایشو
!خطاطی منو رو هم ببین
!اون الان داره تو درسام بهم کمک میکنه
!یاماتو و کیتا، یکم صبر کنید
!هااا
!منصفانه نیست! نمیتونی که تنهایی برا خودت برش داری
.مثبت ای؟ کارت فوق العاده ـست
.خیلی خوش خط نوشته شده
!واقعا؟
"تایشو"
.چه دستخط زیبایی
تایشو
.قلمو هم قشنگه
خواهر بزرگ
!به این نقاشیم هم نگاه کن
!مال منم، همینطور
!همهـش رو تموم کردم، بچه مایه دار !همشون رو درست نوشتم؟
!آه، یک به یک !تو صف وایسید
خیلی عالیه که یه بچه مایه دار تکالیف شما رو چک میکنه، مگه نه؟
!آره
.بچه ها، من اسم دارم .شیما تاماهیکو
.لطفاً بچه مایه دار صدام نکنید
شیرا تامیکتو؟
!شیرا
!خوشمزه به نظر میرسه
!نه! شی-ما-تا-ما-هی-کو
.بسیار خب، برا امروز کافیه
!سنسه، خیلی ممنون
... سنسه
!تاماهیکو، کارت عالی بود
!فقط اون نشانک رو بهم بده
!هی! من برگشتم
!زرشک ... بابا برگشته
،از در پشتی برو بیرون .اگه تو رو ببینه کتکت میزنه
.فهمیدم
هی! نشانک؟
!بعداً پسش میدم
هووم؟ مهمون داشتیم؟
... نه، کسی نیست
.آخر سر بازم نتونستم پسش بگیرم
... نمیدونم چطوری به صورت یوزو نگاه کنم
!به خونه خوش اومدی
.حموم آماده س
آه ... اول میخوای شام بخوری؟
تاماهیکو ساما؟
احساس شرمندگی
... مهربونی یوزو واقعاً داره منو آزار میده
.متاسفم ... الان خیلی خسته ام
.امشب دوباره مستقیم میرم میخوابم
.حتی یه چشم نتونستم رو هم بذارم
!تاماهیکو ساما، صبح شده
No comments yet. Be the first to leave one.