Alfred Hitchcock Presents

Alfred Hitchcock Presents

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

Alfred Hitchcock Presents - Fifth Season E01-E38
A Commentary by Sh1995
فصل پنجم (i just uploaded) هماهنگ با نسخه dvdrip (قسمت 38 انگلیسی میباشد)

Tags

other
Download Farsi Persian Subtitle Files for Mobile (38)
Choose the file for your episode
S05E01
S05E01-Arthur.srt 42 KB
S05E02
S05E02-The Crystal Trench.srt 39 KB
S05E03
S05E03-ppointment at Eleven.srt 36 KB
S05E04
S05E04-Coyote Moon.srt 33 KB
S05E05
S05E05-No Pain.srt 27 KB
S05E06
S05E06-Anniversary Gift.srt 35 KB
S05E07
S05E07-Dry Run.srt 33 KB
S05E08
S05E08-The Blessington Method.srt 36 KB
S05E09
S05E09-Dead Weight.srt 29 KB
S05E10
S05E10-Special Delivery.srt 32 KB
S05E11
S05E11-Road Hog.srt 21 KB
S05E12
S05E12-Specialty of the House.srt 31 KB
S05E13
S05E13-An Occurrence at Owl Creek Bridg.srt 23 KB
S05E14
S05E14-Graduating Class.srt 34 KB
S05E15
S05E15-Man from the South.srt 22 KB
S05E16
S05E16-The Ikon of Elijah.srt 28 KB
S05E17
S05E17-The Cure.srt 27 KB
S05E18
S05E18-Backward, Turn Backward.srt 32 KB
S05E19
S05E19-Not the Running Type.srt 74 KB
S05E20
S05E20-The Day of the Bullet.srt 56 KB
S05E21
S05E21-Hitch Hike.srt 53 KB
S05E22
S05E22-Across the Threshold.srt 57 KB
S05E23
S05E23-Craig's Will.srt 65 KB
S05E24
S05E24-Madame Mystery.srt 79 KB
S05E25
S05E25-The Little Man Who Was There.srt 57 KB
S05E26
S05E26-Mother, May I Go Out to Swim.srt 43 KB
S05E27
S05E27-The Cuckoo Clock.srt 36 KB
S05E28
S05E28-Forty Detectives Later.srt 41 KB
S05E29
S05E29-The Hero.srt 28 KB
S05E30
S05E30-Insomnia.srt 32 KB
S05E31
S05E31-I Can Take Care of Myself.srt 35 KB
S05E32
S05E32-One Grave Too Many.srt 32 KB
S05E33
S05E33-Party Line.srt 35 KB
S05E34
S05E34-Cell 227.srt 37 KB
S05E35
S05E35-The Schartz-Metterklume Method.srt 47 KB
S05E36
S05E36-Letter of Credit.srt 41 KB
S05E37
S05E37-Escape to Sonoita.srt 32 KB
S05E38
S05E38-Hooked.srt 26 KB
Download Farsi Persian Subtitle
Translate with Pro
Show all subtitles
Published on: 2021-10-15
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫عصربخیر، خانم‌ها و آقایون...

‫و مرغداران

‫تصمیم گرفتم ‫وارد تجارت تخم‌مرغ بشم

‫مثل هر تجارت دیگه‌ای نیاز ‫به ایده‌های تازه داره

‫در اینجا آخرین طرح‌مونو می‌بینین

‫مزیت‌هاش مشخصه

‫دیگه تخم‌مرغ از ‫روی میز نمی‌افته پایین

‫فضای ارزشمندی ‫در یخچال خالی میشه

‫متاسفانه، این نوآوری خاص...

‫به پایینتر از ‫سطح مدیریت نرسیده

‫مدیرانمون به سرعت ‫قابلیت‌هاشو دیدن

‫اما انگار مرغ‌ها در درک ‫ایده‌های نو خیلی کُند هستن

‫این یه نمونه‌ی پلاستیکی ‫از طرح ماست

‫تعداد زیادی از اینها رو...

‫در تمام اینجا پخش و پلا کردیم ‫تا به مرغ‌ها نشون بدیم، اگه دل به کار بدن...

‫چه کارایی که نمیشه کرد

‫همونطور که می‌بینین...

‫از هر گونه سلاح روانی که ‫در اختیار انسانه استفاده می‌کنیم

‫و حالا، شاید، این ‫شعار هم بهتون قدرت بده...

‫تا شکاف بین این تصویر...

‫و داستان امشب رو پر کنین

‫سلام به شما

‫روز قشنگیه، مگه نه؟

‫شکی نیست ‫تعجب کردین که...

‫به دیدن مرغداری من ‫در نیوزیلند اومدین

‫تنها مرغداری به این اندازه...

‫که تمام و کمال ‫توسط یه مرد اداره میشه...

‫خودم

‫اما، راست میگین...

‫بازم باعث نمیشه ‫مشهور باشم، نه؟

‫این روزها، وقتی دوربین‌های ‫تلویزیونی به همه جا سرک میکشن...

‫احتمالا عادت کردین ‫به دیدن خونه‌ی...

‫افراد مشهور و بازیگر

‫آدمایی که میشه گفت، ‫تاثیر خودشونو داشتن

‫خب، منم تاثیر خودمو داشتم

‫اگه میخواستم خیلی مشهور می‌شدم

‫به این دلیل هرگز ‫اسم منو نشنیدین...

‫چون موفق شدم

‫موفق شدم...

‫در این موفقیت تنها شکستی که ازش حرف میزنم...

‫مایه‌ی بدنامیه

You're a lovely plump one, aren't you?

Yes, nicely stuffed and basted

‫فقط با کمی چاشنی مناسب

‫میشه یه شام معرکه درست کرد

‫بله، درسته ‫من قاتلم

‫به نظرم عالیه

‫چرا تنها غذا زمانی معرکه میشه...

‫که خودت پخته باشیش؟

‫بفرمایین. عالیه

‫وقتی گفتم قاتلم، شوکه شدین؟

‫امیدوارم نشده باشین. ‫اصلا قصد چنین کاری رو نداشتم

‫راستش، یه سوتفاهم خیلی رایج...

‫بین بیشتر مردم ‫در مورد قاتلان رواج داره

‫چند بار شده که ‫ما رو یه مشت...

‫آدم سنگدل، شیطان‌صفت، ‫هیولاهای غیرانسانی، و از این دست توصیف کردن؟

‫واقعا بیش از حد اغراق شده

‫اما همونطور که می‌بینین ‫من هیچکدوم از اونا نیستم

‫در حقیقت، در مورد من...

‫عملی دلسوزانه بوده

‫بفرما. تمام شد

mmm

‫ببینین...

‫هلن تمام ویژگی‌هایی رو در خودش داشت...

‫که باعث میشه من از مردم دوری کنم...

‫و به جاش مرغ‌ها رو انتخاب کنم

‫درسته، مرغ‌ها هم ‫همون ویژگی‌ها رو دارن...

‫اما اونا رو میشه بخشید

‫خب، حداقل از کسی ‫مثل من سواستفاده نمیکنن...

‫کسی که زیاد دلسوز باشه، ‫زیادی درک داشته باشه

‫هلن تنها یکی از افراد بسیاری بود...

‫که از این ویژگی‌های من سواستفاده کرد

‫اما بدون شک بدترین بود

‫ببینین...

‫هلن به قانون ‫طلایی خودش باور داشت

‫هر مردی به فکر خودش باشه

ahh

‫البته، در مورد اون کمی متفاوت بود

‫باید بگیم هر زنی

‫شاید، بهتر درک کنین...

‫اگه بهتون بگم ‫دقیقا چطور اتفاق افتاده

‫خب، هلن و من نامزد کرده بودیم...

‫و همه چیز داشت ‫خیلی آهسته و پیوسته پیش می‌رفت...

‫تا وقتی که یه شب ‫غیرمنتظره به اینجا، یعنی مرغداری اومد

‫خیلی وحشتناکه

‫نمیدونم چطوری بهت بگم، اصلا نمیدونم

‫چی رو بهم بگی، عزیزم؟

‫خب، نه، نمیتونم. اصلا نمیتونم!

‫اما آرتور، باید ‫یه چیزو باور کنی

‫نمیخوام بهت آسیبی بزنم

‫تحمل آسیب زدن بهت رو ندارم

‫به استنلی هم گفتم، ‫به همه گفتم

‫و حالا داری به من میگی

‫اما مجبورم. تنها کاریه ‫که از دستم برمیاد

‫همین فکر رو کردم

‫خب، حالا این ‫فاجعه‌ی وحشتناک چیه؟

‫خب...

‫نمیتونم باهات ازدواج کنم، عزیزم

‫نمیتونی باهام ازدواج کنی. چقدر مسخره

‫خب، چه حرف خنده‌داری میزنی

‫راستش نه

‫خب، نمیتونی باهام ازدواج کنی

‫خب، یعنی با ‫یکی دیگه ازدواج میکنی

‫و فکر کنم این استنلی ‫باید مرد خوش‌شانس باشه؟

‫چقدر میخواد بهت پول بده؟

‫برای هر دومون آسونتر میشه...

‫اگه یکم متمدنانه‌تر با موضوع برخورد کنی

‫اما متمدنانه رفتار میکنم

‫آزادت میکنم

‫برات آرزوی خوشبختی میکنم

‫حتی برای این استنلی بیچاره، ‫هر کسی که هست، آرزوی سلامتی میکنم

‫خوب میدونی کیه!

‫خودتو منو بهش معرفی کردی

‫امکان نداره منظورت ‫استنلی بریتویت باشه. همون قمارباز؟

‫سرمایه‌گذار

‫خب، این روزا هر اسمی ‫که رو خودش گذاشته...

‫بازم بیشتر از ‫هر کسی که دیدم بدترین رفتار رو سر میز داره

‫اغلب چیزای مهمتری از رفتار سر میز...

‫در این دنیا وجود داره

‫شاید به نظر تو اینطور نباشه

‫و به نظر تو این ‫چیزای مهم چین؟

‫خب، یه جور زندگی داشته باشی

‫سفر کنی، دنیا رو ببینی، ‫جاهای شگفت‌انگیز رو...

‫لباسهای خوب بپوشی ‫و جواهر بندازی

‫یه مشکل داری هلن...

‫همیشه بلندپروازانه‌ترین آرزوها رو داری

‫اما بیشترشون ‫در این به قول تو مرغداری دفن نمیشن

‫تو قبلا بهش چی میگفتی؟

‫یه پناهگاه

‫جایی که آدم میتونه ‫تا آخر عمر درش با آرامش زندگی کنه

‫واقعا، آرتور، ‫خوب میتونی آدمو از خودت متنفر کنی

‫واقعا؟

‫آدم گاهی همرنگ کسی ‫میشه که باهاش دوسته

‫فکر کنم بهتره برم

‫بله. شکی نیست ‫استنلی منتظره

‫اما قبل از اینکه بری ‫یه چیزی بهم بگو

‫چرا اصلا از اول ‫قبول کردی باهام ازدواج کنی؟

‫متاسفانه در اون زمان ‫فکر میکردم بهتر از این نمیشه

‫خداحافظ، آرتور

‫- سلام، جان، از دیدنت خوشحالم ‫- سلام، آرتور

‫فکر نکنم برای بازدید اومده باشی؟

‫اصلا. داشتم به شهر می‌رفتم...

‫گفتم یه سر بزنم ‫و شاهکار جدید رو ببینم

‫خب، به نظرت چطوره؟

‫خیلی تحسین‌برانگیزه

‫شکی نیست با دستگاه‌های مکانیکی پر شده؟

‫کاملا. بیا بریم تو ‫تا نشونت بدم

‫با این دستگاه جدید...

‫میتونم خودم غذای مرغ‌ها رو مخلوط کنم

‫و هر چیزی که ‫برای رژیم متعادل نیاز دارم...

‫در این محفظه‌ها ذخیره میشه

‫انگار هدف جدیدی در زندگی داری...

‫که اینجا رو تنهایی اداره کنی

‫اونقدرا جدید نیست ‫چند سالی میشه هدفم اینه

‫- بله، از هلن به بعد ‫- از وقتی...

‫میشه بگیم از وقتی سر عقل اومدم؟

‫خب، اینطورم میشه گفت

‫اینطوری خوشحالتری؟

‫معلومه

‫چرا باید ذهنت رو مشغول کنه؟

‫نمیدونم

‫درستش اینه که باید ازدواج کنی

‫آخرین کاری که حاضرم بکنم ازدواجه

‫جان...

‫نمیدونی چه لذتی داره همه ‫چیز دقیقا اونطوری باشه که میخوای

‫دیگه از آزارواذیت خبری نیست

‫نیازی به برطرف کردن ‫نیاز بقیه نیست

‫واقعا یه زندگی بی‌نقصه

‫اما دوست داری تنها زندگی کنی؟

‫دوست دارم کاری رو بکنم ‫که بیشتر مردم دوست دارن...

‫اما واقعا جراتشو ندارن

‫اینقدر از تنها بودن میترسن...

‫که دور خودشونو با دوستانی ‫که دوست ندارن پر میکنن

‫یا باهاشون ازدواج میکنن

‫و تا آخر عمر با خودشون میگن ‫چرا اینقدر بدبخت و بیچاره‌ن

‫من به این میگم بدبینی واقعی

‫اما نظرت عوض میشه

‫یه روز یه زن خوشگل ‫و ناز از راه میرسه و بعد...

‫حب، خواهیم دید

‫امشب شطرنج بازی کنیم؟

‫حتما. مثل همیشه ‫نزدیک پاتوق می‌بینمت

‫خوبه، خیلی منتظرشم

‫عزیزم، برگشتم

‫واقعا پیش من برگشته

‫برای انتقام

‫تمام مدت شام یه ریز حرف میزد...

‫اما اصلا گوش نمیکردم

‫متوجه شدم که چقدر ‫رسیدنش رو دقیق برنامه‌ریزی کرده

‫به محض اینکه ‫پاشو گذاشت داخل...

‫فهمیدم که دیگه ‫هرگز نمیتونم ببندمش!

‫خیلی دلربا و مهربون بود...

‫سرشار از اشتیاق

‫با آرامش دلسوزی خودمو نادیده گرفتم

‫بدبختانه منو یاد...

‫چیزی انداخت که از روی ‫توهم در روزهای اولیه‌مون گفتم

‫که مهم نیست در نهایت ‫چه اتفاقی بین ما بیافته...

‫اگه تو هر دردسری افتاد...

‫میتونه رو کمک من حساب باز کنه

‫منم سر قولم هستم...

‫و حتی فکرشم ‫نمیکنم که زیر قولم بزنم

Alfred Hitchcock Presents subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Alfred Hitchcock Presents

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left