The first 181 lines.
پایان -بخش دوم-
،اوکی
تنها کاری که باید بکنیم اینه که از ،کل نیروی پلیس توکیو
،سرویس مخفی ژاپن .و چند نفر از نیروهای ویژه رد بشیم
.اوه، آره، درسته، درسته .بدون اینکه هیچکدومشون رو بکشیم. آره
بعدش باید با چند تا از .ابر قهرمانای شاخ ژاپنی مبارزه کنیم
.نه، میدونم، اونا دشمنون نیستن آره
،بعدش باید خودمون رو به بالای بلندترین
،و امنیتی ترین ساختمون توی کل توکیو برسونیم
،احتمالا امم، دوباره با لدی بولزآی بجنگیم ،که همینطوری تا حالا دهنمون رو سرویس کرده
و بعدش، بعدش، اگه شانس آوردیم و زنده موندیم
.عموی دوست دخترت رو بکشیم
.ببین، ببین، ببین، ببین، نگران نباش .اون کاملا درک میکنه
میدونم، سخته. اوکی؟
،یعنی، اون گفت که شماها یه خانواده این .که یعنی اون هم خانوادهاس
،و من تا حالا مجبور شدم عضو خانواده بکشم
،و بله، خیلی مزخرفه
ولی میدونی چی بدتره؟
.راستشو بخوای، نمیدونم چی بدتره
.خی، این خیلی بحث انگیزشی مزخرفی بود
،بیا اینجا دستاتو بگیر جلو
خیلی خب، میدونی اینا چین؟
.پینه ان
تو بهترین قاتلی هستی که تا حالا دیدم تو خیلی خفنی، اوکی؟
،وقتی این پیچ رو هم پیچیدیم ،تو مستقیم میری به سمت اون ساختمون
.و تو سرنوشتت رو کامل میکنی
و بعدش من میرم
.هر قبرستونی که حقمه برم
.دو نفر .دو تا سرنوشت
و یک سفر خیلی توپ. درسته؟
،تو رو نمیدونم ولی اگه من بودم .قطعا تا ته فیلمشو میدیدم
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
:مترجم Pooyamaz
.پیس پیس - هان؟ -
.هی، یوکی
.هی، اینجا
منم، برایس فولر؟
،ما همدیگه رو توی هتل عشق ملاقات کردیم، میدونی؟
.روی سقف یه ماشین با هم مبارزه کردیم، تو خواستی منو بکشی؟
.راستی، خیلی خوب به نظر میرسی
مدل موهاتو عوض کردی یا یه همچین چیزی؟
.نمیتونم دقیق تشخیص بدم
.درسته، درسته، درسته
،اوکی، ببین، در هر صورت من-من اومدم اینجا دنبال میمونه
میمون؟
،دقیقا، آره، همون کوتاهه
،کت شلوار میپوشه .یکم مشکلات کنترل اعصاب داره. آره
.میمون یک جنگجوی است
من به او وفادارم و هرگاه به من .نیاز داشته باشد میتواند مرا فرابخواند
.آره، خب، هی، لازمت داره
هی، میشه هاروکا رو بیاریش؟
.و توی کوچه بغل برگر کینگ بهمون ملحق شو
.چی؟ این امکان نداره
شینجی؟
،ما هم همین فکر رو میکردیم .ولی در واقع کاملا منطقیه
،اونا هم همین فکر رو میکردند
.ولی کاملا منطقیه
...ولی این یعنی که
.همه اینها به خاطر هیچیه
وایسا بینم. اکیکو چی؟
اون هم دخیله؟
.اوه، نه، نه، نه .اکیکو نمیدونه
.یعنی، حداقل امیدواریم که ندونه
.اکیکو بی گناهه
وایسا بینم، تو چطوری زبون میمونی حرف میزنی؟
.من دارم با روحی که با میمونهاس حرف میزنم
.اون زبون میمونی حرف میزنه
،وایسا بینم
یه روح دیگه هم هست؟
.اوه آره
.و مثه چی خوشتیپه لامصب
.معذرت میخوام .راه رو باز کنید. دارم میام
.کلی آدم گشنه توی این ساختمون داریم
.من... من نمیدونم
.همونجا وایسا
.منم یکی میخوام
...اممم... ببخشید، قربان
.اینا فقط برای مهمونای داخل جشن هستند
.سامورایی نقرهای بزرگترین قهرمان کل ژاپنه
.نه! من فقط دارم شغلم رو انجام میدم
تنها کارت اینه که به سامورایی نقرهای غذا بدی
،من ساعت هاس که اینجا وایسادم
!بهم یه کیک برنجی کوفتی بده
چی؟
!اونا مجبورم کردند انجامش بدم !اونا مجبورم کردند انجامش بدم
.اووووه لعنتی
آره، فک نکنم این سری هم کار بده، رفیق
!هی، ببینید
.اون خوکها دارند به میمون حمله میکنند
!بریم سرویسشون کنیم
هان؟ - .همگی آرامشتون رو حفظ کنید -
...سامورایی نقرهای همه چیز رو تحت کنترل داره
!خائنها
.باید میدونستم
!از نخست وزیر محافظت کنید
.اه، لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی
.هرج و مرج در شب انتخابات
،شعله خشونت در مرکز شهر توکیو افروخته میشود
و ما گزارشاتی مبنی بر این داریم که میمون پارتیزانی
،که اخیرا شهر را به وحشت انداخته است
شاید در راس آن قرار داشته باشد
"تکرار میکنم: شخص به اصطلاح "هیت مانکی
.شاید در راس همه این اتفاقات قرار باشد
مقامات بیان میکنند که ...به جاهای امن پناه ببرید
.داره میاد سراغ من
.میدونم
،نه، عمو
.اون یکی از آدم خوباس
.اون دوستمه
در مورد چی حرف میزنی؟
تو این جونور رو میشناسی؟
.اوزو پشت همه این ماجراها بود
اون قتل کن رو برنامه ریزی کرد
.و تقریبا من رو به کشتن داد
اون همچنین سعی کرد، انتخابات رو
.از کاندیدای راستین بدزده
!اوزو آدم خیلی بدی بود
منظورت چیه که... بود؟
.میمون از شرش راحت شد
...اهه
.و همچنین، بونزای مستر
.اوه خدای من
،ببین، میدونم که احمقانه به نظر میرسه
ولی میمون داره میاد اینجا .تا ازت محافظت کنه
.داره میاد تا از هممون مراقبت کنه
.فقط باید منتظرش باشیم
.منم دقیقا همین فکرو میکردم
!اینجا آخر خطه، موش
،اگه با میمون در بیفتی
.کبرا گیرت میاد
.سلام، چاقالو
.فک کردم زندانیت کردند
:یه سوالی ازت داشتم چطوری تو اون لامصب میری دستشویی؟
یه بخش مجزا برای خودش داره؟
یا همینجوری اون زیر آویزونه؟
!من واضحا شلوار پوشیدم
.زیادی راحت بود
پشمام. چه حالی میده تماشای کتک کاری این عجیب غریبا
!حس میکنم دارم محتوا پولی میبینم
میدونی؟ !ولی مفتی
.باشه، میمون
،یه پرتاب فوق سرعتی .در حال آماده سازی
.وای! پرتاب فوق سرعتی
.ها ها! برو که رفتیم
ها؟
.عه، دوباره تو. وای
یعنی، چه جالب که هی راهمون اینطوری به هم میخوره، نه؟
سرنوشته دیگه. درسته؟ یا تقدیر؟
.آره راست میگی .بیا این لحظه رو با حرف زدن خراب نکنیم
.اوه، شوخی میکنی
.زودباش، میمون کوچولو
.ما همگی آمادهایم که برقصیم
چی میخوای؟
.قیمتت رو بگو
.به خودت زحمت نده
،من همین الانش هم برای تو کار میکنم .نخست وزیر
خب، از لحاظ فنی، من برای .بونزای مستر کار میکنم
.ولی اون برای تو کار میکرد
درسته؟
.نگران نباش، رئیس
.تو فقط یه تلهای
،میمون اینجاس تا تو رو بکشه
.و منم اینجام تا میمون رو بکشم
،وقتی اون مرد
.راز کوچولوی تو هم میمیره
،حالا برگرد اونجا، پیرمرد
!قبل از اینکه اعصابم به هم بریزه
فکر که نمیکردی بتونی از دست سامورایی نقرهای فرار کنی، میکردی؟
پشمام! یهو کجا رفت؟
!شمشیر
.اوکی، خیلی خفن بود
،یعنی، قطعا تمرینش کرده بود ولی بازم، احسنت
هی حاجی، خیلی زیادی سریع !ساختمون داره تموم میشه، مرد
!اوووه، لعنتی
!وای! اوه، ایول، پسر
ها؟
خب، یا اینکه نشونه خوبیه
.یا اینکه نشونه خیلی بدیه
!نرو اون بالا
!اون همه رو کشت
!اوه لعنتی
No comments yet. Be the first to leave one.