The first 200 lines.
تیم ترجمه iMovie-DL تقدیم میکند
.باشد که هرگز نشکنی
من غولها رو میکشم
...دوباره اضافهکار وایستادم
به زحمت تونستم بیام خونه .برای خواهر و برادر عزیزم شام درست کنم
!نه، بهم ترفیع داد
.راستش، برداشت من این بود
!زود باش! اسلحهها رو عوض کن
با اون تفنگ ساچمهای اصلا !برنده نمیشی
.با اون موهات هیچکس باهات نمیخوابه
- "دیو"، واقعا؟ .- واقعا، خیلی موهات آشغالن
.مثل موهای تو ـه
.شماها بهتره یه بازی واقعی بکنین .یکم از تخیلتون استفاده کنین
.یکم در مصرف برق صرفهجویی کنین
من یه سیاهچال خوب .و تازه دارم
باشه، موفق باشی !ملکهی خرخون
!مراقب اون گوشه باش
!خدایا! نه
!گندش بزنن
حداقل میشه یکم ساکت باشین؟
!برو اونور !برو اونور
...لعنتی! باشه
.و مثل یه پرچم تکونش بده
.لعنتی، لعنتی
.یه پرتاب نجاتبخش بود
تاس انداختم تا ببینم .از ورد تاریکی نجات پیدا میکنین یا نه
نجات پیدا نکردین. میبینین؟ جالب نیست؟
تو چه مرگت شده؟
.شام حاضره، بازی تمومه
.معلومه که تمومه
!پدرم در اومد که اینو درست کنم عوضی
!بوی گند تو رو هم میده
خدایا، "دیو"! مامانم .برای شام خرچنگ سبزیجاتی درست کرده
!دلم گوشت میخواست
!من چیز دیگهای درست نمیکنم
.تاس هرگز دروغ نمیگه
نقش اژدها یا .هر چیزی که ازم میخواستی رو بازی میکردم
.خیلی خندهدار میشد
جدی میگی؟
چرا که نه؟ یه طوری میگی انگار...
نمیدونم، فقط میگم .اگر ازم میخواستی برات بازی میکردم
دقیقا کِی؟
.میشه یه ثانیه وایستی
امشب باید ببرمش حموم .پس ساعت 9:30 باید بخوابیم
.نمیمیری اگر یه ظرف بشوری
.هی. چیزی نیست .کارای معمولی
...برادرم پر از خشمه
...و خواهرم
.خودشه
.خوش بگذره
.ظرفها
.واقعا باید کاراتو اولویتبندی کنی
.فقط میخواد باهات بازی کنه
با کشیدن تلویزیون از برق؟
با شرمنده کردن من جلوی دوستام؟
"دیو"، همیشه .داری تلویزیون نگاه میکنی
"باربارا" سعی میکنه بهت نزدیک بشه .و همین خوبه
.نه، عجیب و احمقانهس
...- چرا برات مهم .- اینقدر بلند حرف نزن وگرنه صدامونو میشنوه
"تیم بیسبال "فیلیز
!دوباره پرتاب شد
.بار سوم، "هیز" جلوش بازه !"هیز" توپ رو میگیره
.""تروساز
.""تورن". "چکش
...نیروی دشمنم رو بگیر
.و هزاران هزار بار ضد خودش استفادهش کن
.وقت کار کردنه
.یک، دو، سه، چهار، پنج
...شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده
...دوازده، سیزده، چهارده، پونزده، شونزده
.سلام
داری بازی میکنی؟
.فکر نکنم
...اگر بازی میکردی
.شاید منم باهات بازی میکردم
.من "سوفیا"ـم
.تازه از "لیدز" انگلیس اینجا اومدیم
.هیچکس اینجا "لیدز" رو نمیشناسه .فقط لندن رو میشناسن
.بوی گند میده
- به چه دردی میخوره؟ .- دعا کن هرگز نفهمی
اون گوشها برای چین؟
.یادگاری از روح راهنمام هستن
.جالبه
.از دیدنت خوشحال شدم
.اسم قشنگی داری
.- و از طرز حرف زدنت خوشم میاد .- ممنون
...تو چی
...باشه
.ممنون
متوجهم که الان .به چی نیاز داریم قربان
بهمون سه روز ...وقت دادن
"و میدونم که آقای "گوگنهایم .باید به کارای شخصیش برسه
...نه، خواهرم فقط یه بچهس
...نمیتونه کمکی بکنه، اون
.نمیتونه در هیچ موردی کمکی بکنه
.من یه مورد خاص نیستم
!فقط میخوام بهم لطف بکنین
معلومه که نه، میخوام ...کارمو نگه دارم. فقط
.باشه
.باشه، خیلی ممنون، ممنون
.باشه، خداحافظ
.خدانگهدار
میشه منم نگاه کنم؟
!ممنون
.تو یه ایستگاه اتوبوسیم .دوباره سلام
!وای، خیلی باحاله
.آره، هست .نشانههای تاریکی خیلی باحالن
یعنی چی؟
یعنی اینکه زندگیم .داره پیچیدهتر میشه
.دوباره
میشه کنارت بشینم؟
چرا؟
تو تنها بچهای هستی .که در کل آمریکا میشناسم
.سلام
آخر هفته جشن تولد "سارا" میری؟
...نُه
...ده
...یازده
...دوازده
...سیزده
...چهارده
...سیوچهار
...سیوپنج
...سیوشش
...سیوهفت
...سیوهشت
!لعنتی
.- ببخشید .- عذرخواهیت پذیرفته شد
.برو کنار بذار باد بیاد
.میز منه
.باید بهم عوارض بدی
.بدش
.فقط همینقدر دارم
.بقیهشو نگه دار
!مُردی
!" باربارا تورسون"
!""باربارا تورسون ."همین الان برو دفتر خانم "موله
!خواهش میکنم
.پیش روانشناس بهت خوش بگذره، دیوونه
.خیلی عجیبه
...شاید باورت نشه
اما تو بیشتر از من .در مورد "برچ" میدونی
.من اینجا تازهواردم پس تو حرفهایی
امیدوار بودم بهم بگی ...چی اینجا رو دوست داری
.و چی رو نداری
شنیدم که باید از .سس گوشت کبابی دوری کنم
.واقعا از کیفت خوشم میاد
.قشنگه
...نمیدونم
."کاولیسکی" یعنی چی
.""کاو...کاولیسکی
یعنی چی؟
.ضربهی یک
چی؟
."باربارا" آزمایش که نمیشی .فقط داریم حرف میزنیم
...برای اطلاعت میگم سخت نمیگیرم
.چون به نظرم شغل تو آشغال و مزخرفه
...سرم شلوغه پس وقت ندارم
طوری رفتار کنم که .احساسات جریحهدار نشه
پس اصلا نمیخوای بدونی چرا اینجایی؟
چون مردم از چیزی که .درک نمیکنن میترسن
من باهاش مشکلی ندارم .پس کارمون اینجا تمومه
...و دفعهی بعد
روی آسمون بنویس که .به دفتر روانشناس بیام
.- کمتر آبروم میره ...- نه، بهشون گفتم
.آره
...وای
فکر میکنی خندهداره روی مردم تُف کنی؟
از خنده رودهبر نمیشی اما .در کل بخوای بگی، آره
...ای کوچولوی حال بهمزن ـه
.عوضی
.کیفتو باز کن
.هر چی پیدا کنم نگهش میدارم
...اگر همین الان
...نری
یه کاری باهات میکنم .که حتی خدا رو هم به گریه بندازه
!""تیلور
چی شده؟
.بیا دفترم
.حالا
.یه هفته تعلیق
.بریم
...برای کسی که به نظر
تو یه انباری زندگی میکنه .شجاعت زیادی داری
.دیدم که "تیلور" تو رو گرفت و رفتم مدیر رو اوردم
.خوب باهاش درافتادی
فکر میکنی تو نیافتادی؟
فکر میکنی افتادم؟
.افتادم
.منو میکشه
.نه
."تیلور" یه قلدره ...همهی قلدرها مثل همن
به محض اینکه در برابرشون .بایستی، از هم میپاشن
.درست مثل غولها
غول؟
همونایی که تو کتابتن؟
مثل اژدها و از اینجور چیزا؟ اینا رو دوست داری؟
عجیبه؟
.نمیدونم
.آره، یکم
No comments yet. Be the first to leave one.