The first 172 lines.
برنامه آخر شب
برنامه آخر شب
...یک روح سالم
...در یک فکر سالم...
و یک بدن سالم ساکن است...
!احمق
این یک زیر نویس مجانی است، برای فروش نیست
شروع میشود افسانه .فرارسید زمان سرانجام
شروع میشود افسانه .فرارسید زمان سرانجام
...؟ نشان دهد معمولی پخش در یکپیش نمایش
... که انقدر وجود داشته برنامه ای آیا تا کنون
... خوب دوستان، اکنون به من ملحق بشید و
... خوب دوستان، اکنون به من ملحق بشید و
!احمق !احمق !احمق !احمق !احمق !احمق !احمق
!احمق !احمق !احمق !احمق !احمق !احمق !احمق
سرزمین های شمالی
...در آرامش آن مقبره
یک شمشیر افسانه ای مقدس قرار داره...
...سرگردان در ابدیت، شمشیر مقدس
در آرامش در آن مکان خوابیده ...
...در طول اعصار، کسی که شمشیر مقدس را بتونه خارج کنه
به عنوان قهرمان شناخته میشه و به همه چیز دست پیدا میکنه...
یک ضربه اون، در مسیر خود همه چیز را ساکت میکنه
و یک برش اون شمشیر، آسمانها را دونیم میکنه
منظره اون که با بال های طلایی پرواز میکنه
واقعا منظره یه قهرمانه
چیزی که نباید فراموش بشه تکنیک های شمشیر مقدسه
ما باید همیشه حرف بزنیم
باید درباره وقار شمشیر مقدس همیشه صحبت کنیم
تا زنده ایم صحبت کنیم و به نسل بعد هم انتقال بدیم
اسم شمشیر مقدس رو به نسل بعد انتقال بدیم
،اسم شمشیر
!اکسکالیبور...
...و در حال حاضر
مردی دیگر ایستاده است و شمشیر مقدس را به مبارزه دعوت میکند
...اسم این شخص
!اکس فورده...
~مست، شکست خورده، خریده شده، خودداری؟~
افسانه شمشیر مقدس 2
افسانه شمشیر مقدس 2
~مست، شکست خورده، خریده شده، خودداری؟~
پس شمشیر مقدس اینه؟
...این
!بیقواره ست
!جوون
اسمت چیه؟
من؟
...اسم من اکس
!احمق
نه، احمق نیستم
برخلاف قیافم من یکی از باهوش ترین دانش آموزای شیبوسن
!احمق
...گفتم که، من احمق
افسانه من در قرن 12 شروع شد
افسانه من در قرن 12 شروع شد
دوست داری داستان های قهرمانانه منو بشنوی؟
!البته
...برای همین دلیل و برای
!احمق
...راستی
اگه بخوای با من باشی، هزار تا تکلیف هست که باید تکمیل کنی
میخوام که خوب اونا رو متوجه بشی
ببخشید، ولی من کجام شبیه احمقاست؟
!احمق
لازم نیست تو اونو بدونی
"دوباره "احمق؟
من روزم رو با یه فنجون قهوه شروع میکنم
میدونی چرا؟
برای چی؟
!احمق
!گوش کن
من روزم رو با یه فنجون قهوه شروع میکنم
واقعا صبح بدون چایی سبز فایده نداره
!همین
صبح من با یک فنجون قهوه شروع میشه
...قــهـــوه تاحالا نخوردین؟
:یکی از هزار تا تکلیف که باید انجام بدی اینه
صبح من با یه فنجون قهوه شروع میشه
!هیچوقت فراموش نکن
نه، دارم میگم که اونیکه خوردین قهوه نبود
یادم اومد. یه چیز خوب نشونت میدم
...این
این خونواده شمان؟
...این خانومی که کنار شماست
...نکنه
!بله
این، بدون شک، خونواده منه
خونواده خوبی بود
بود؟
این برای وقتی بود که هنوز جوون بودم
شهر آروم بود
مردم امیدشونو از دست داده بودن
بدون هیچ هدفی ، فقط زندگی میکردند
من هم از این قضیه استثنا نبودم
یه روز، یه مقدار پول جمع میکنم و از این شهر میرم
!همونطوری
من شروع کردم و اخبار ساعت هفتو هر روز نگاه کردم
...که اینطور، پس اون دختر خشگل
!احمق
!این اهمیتی نداره
چی؟ اهمیتی نداره؟
واقعا که، انگار تو اصلا متوجه نمیشی، مگه نه؟
...پس دارید میگید
:شماره 58 از هزار تا تکلیف که باید انجام بدی
!وقتی من دارم صحبت میکنم نباید حرف بزنی
این تکلیف خیلی مهمیه
!فهمیدی؟
ا...، فکر میکنم چیزی که تعریف کردین با این تقاضاتون ربطی به هم ندارن
!احمق
یه رابطه نزدیک بین صحبت کردن و اخبار وجود داره
...نه، اون خواطره های جوونیتون
به عبارت دیگه، یک رابطه کلی لطیفی وجود داره که با منطق و دلیل قابل فهم نیست
واقعا ارزش داره که " تقدیر" خطابش کنیم
فهمیدی؟
،شاید نتیجه تقدیری باشه که من با واکنش های شیمیایی
جلا دادم، بزرگ کردم و به کمال رسوندم
منو ندیده میگیرید؟
!همونطوری
، من قرار بود در یک محفل اپرا برقصم
و بخواطر تقدیر جمعی این تکلیف رو انجام بدم...
چرا؟
!پسر ... خیلی خوردم
این شرایط هم یه جورایی خوبه مگه نه؟
...اینکه هیچ کاری خاصی انجام ندیم، فقط کنار هم باشیم
خیلی آرامش بخشه
اگه همیشه آروم باشه، فکر نمیکنی که من نمیتونم جلوه کنم ؟
...اگه قراره جلوه داشته باشم، باید
...هی، سوباکی
بله، چیه؟
اون گزارشی که هفته پیش تکلیفشو بهمون دادن رو نوشتی؟
تو هنوز تموم نکردیش؟
مگه نباید فردا تحویلش بدیم
...آره
...همچین گزارشایی
اون گزارش رو میگی؟
عذر میخوام، ولی میشه یه کمکی به من بکنی؟
!احمق
...من که چیزی نگفتم
...ا
...جناب اکسکالیبور
...جناب اکسکالیبور
ببخشید...؟
!احمق
فکر کردن هم یکی از واجباته
!اینکه یدفعه ای یه کاری رو شروع کنی عین حماقته
!همینطوره
، در حین اون واقعه
...هوش بالا و دقیق من
به یه زمان برای فکر کردن نیاز داشت...
اون اتفاق وقتی افتاد که من هنوز تو خیابون بیکر زندگی میکردم
هولمز، متوجه چیزی شدی؟
ساده ست، واتسون عزیز من
به نظر میرسه که ما یه حقه خیلی ساده رو بخواطر هوش مجرم ندیده گرفتیم
ساده؟
ولی اینجا غیر قابل دسترسی بود
!احمق
!همینطوره، جناب اکسکالیبور
واقعا که این یه جمله مناسبه
بسیارخوب، نظرتونو به ما بگید
از هوشتون استفاده کنید و این مساله رو حل کنید
و قاتل رو شناسایی کنید...
باید بگم که این یه حقه خیلی ساده و خیلی راحته
نه، برای یه آدم معمولی احتمالا راحت نیست
شاید کسانی باشند که فکر کنند این قضیه مشکله و حلش سخته
ولی واقعیت این قضیه اینه که فقط مشکل به نظر میرسه در حالی که راحته
نه، شاید بعضی ها اینطور فکر نکنن
اصولا، بیان اینکه چی مشکله و چی مشکل نیست یه کار سخته
باشه اکسکالیبور، متوجه شدیم، حالا در مورد قتل و قاتل
!احمق
!من خوب از این آگاهم
بله، بله، همینطوره
!بسیار خوب، ما متوجه شدیم ، پس حقه رو توضیح بدید
No comments yet. Be the first to leave one.