The first 200 lines.
«« گُل هايِ سُرخ برايِ آفريقا »»
!آهاي خانمي! به کجا چنين شتابان؟ !تنهايي نرو! پياده شو با هم بريم
بيا يه حالي به ما بده! بالا غيرتاً !پولِ آبجويِ ما رو حساب کُن
دهه، کجا؟! ما هم !آدم هستيم ديگه، مگه نه؟
!آهاي پفيوزها! چکارش دارين؟ !چند نفر به يه نفر؟
هي يارو که گرفتي واسه خودت رويِ نيمکت !خوابيدي؟ چطوره بيدارت کُنيم، ها؟
،هي، دستتون رو بکِشيد ببينم !ديوث ها
!خوک هايِ کثافت
!مادر جنده يِ پُر رو - !خُب، اين هم از اين -
،نميخواين تشويق کُنين !بچه ها؟
ميخواين آمبولانس خبر کُنم؟
نه لازم نيست. شما فقط يه تُف !بندازين رو من، تا خون رو پاک کُنم
!آي گُل گفتي
!بليسش خانمي
شما چرا با اين آدم ها ميپلکين؟ - .منو با ماشينِ تون برسونيد خونه تا براتون بگم -
منزلتون کجاست؟
!تويِ آفريقا
.من «پُل» هستم - .من هم «کارولا» هستم -
دوست دارم باز هم .شما رو ببينم
شايد خيال کُنيد من احمقم، ولي کي ميدونه؟ شايد سرنوشتِ ما دو نفر، با هم رقم خورده باشه؟
،من خودم يه دوست پسر دارم !دوست پسرِ دوم نميخوام
،هر جور خوش دارين. هر چند من پيداتون ميکُنم !ولي ... هر جور خوش دارين
جدي؟! پس باهام !تماس بگيرين
کجا؟
!تويِ جنگل
شماره تون؟
... پنجاه و هشت ... سي و شش !چهل و هفت
!«ياگِر» - !«والا» -
!اوه، اين هم آقايِ بازنده - !بيا به سلامتيِ باختت بريم بالا -
.«سلام خانمِ «تالر
!واي خداوندا
!نگاهش کُن
دوباره رفتي !مست کردي؟
!چرا اينطوري نگاه ميکُني؟
!خُب؟
مست کردم؟! ميبيني که به اندازه يِ !يه کشيش هوشيار هستم
!آره
!تازه، عاشق هم شدم !اين هم خودش کارِ مهميه، نيست؟
اصلاً به فکرِ قلبِ .ضعيفِ من نيستي
اگه فقط يه خورده عقل تو کله ات بود .ميتونستي آدمِ موفقي بشي
آخر و عاقبتت چي ميشه؟
!نميدونم والا
آخرش کار پيدا کردي؟
امروز کار تعطيل! آخه حتي کارگرها هم !ميتونن يه روز مرخصي بگيرن ديگه
"... عاشق شدم من انگار"
ميدوني اسمش چي بود؟ !«کارولا»
بچه يِ سر به راهم ... گذاشت از پيشم رفت
!بچه يِ ناخلفم مونده سرِ دلم !حداقل برو صورتت رو بشور
بذار اولين حقوقي که گرفتم .با خودم ميبرمت بيرون غذا بخوريم
.تويِ بهترين رستورانِ شهر !درجه يک ترينِ درجه يک ها
،خاويار، شامپاين ... اردکِ چيني .هر چي دوست داشته باشي
تازه، با يه مقداري از اولين حقوقم .واست گُلِ سُرخ هم ميخرم
تمامِ اتاقِ خوابت رو .با گُلِ سُرخ تزئين ميکُنم
!گريه نکُن
اشکت ميريزه !رويِ سيب زميني ها
!سام و عليک
!برو گمشو
اين يارو چي ميخواد؟ گدا ست؟
گفتي چي ميخواد؟ .اين آقايِ «والا» ست
کارش اينه که تمامِ روز تويِ پارک ها ميگرده !و خانم هايِ جوون رو نجات ميده
عاشقِ اينه که آدم بد ها رو !مُشت و مال بده
آره «والا» هستم. اما وقتي حالم گرفته باشه !هر کي جلوم سبز بشه رو مُشت و مال ميدم
طفلکي! يعني غير از اينکه دائم کتک بخوري و پک و پوزت رو !بيارن پايين، کارِ بهتري تويِ زندگي پيدا نکردي؟
،تو صورتِ خوشگلي داري !سينه هات هم ناز هستن
ولي اين يارو ... در حد و اندازه شون نيست
!بيا بريم
!سوار بشو! يالا ديگه !بيا سوار بشو
!خيلي حرومزاده اي
يه حرومزاده يِ !درست و حسابي هستي
تو ديوونه اي! به خدا که !خيلي ديوونه اي
!بويِ گند ميدي
!تنهايي بويِ گند ميده !باور کُن فقط به خاطرِ تنهاييه
کجا بريم؟
.همينطور مستقيم برو .خودم راه رو بهت نشون ميدم
.ميريم ميکده يِ تُرک ها
هي «والا»، زير دُم الاغ !مگه رنگ غروب نيست؟
!واسه چي ميپرسي؟ - !همينطوري پرسيدم -
واسه من يه آبجو بيار. تو چي ميخواي؟ - .شرابِ "مارتيني" لطفاً -
.شرمنده، اين يکي رو نداريم - ."پس "کامپاري -
!اون هم همينطور
."خيله خُب، پس "فِرِت برانکا
.اونو هم همينطور - با کُنياک چطوري؟ -
.رام" هم ميتونيد سفارش بديد" .رنگش هم مثلِ همون شرابيه که ميخواستين
اصلاً چطوره فقط !يه عرقِ افسنطين بخورم؟
هر چي بخوايد .ما در خدمتيم
شرابِ انگور هم ميتونم .واسه تون بيارم
.باشه، خوبه
!اگه بخواي ميتونيم بريم ها؟
!ميتونيم هم صبر کُنيم تا وقتي که از آبجو خوشت بياد !باور کُن آبجو به اون بدي ها هم که فکر ميکُني نيست
!به من نگاه کُن
واسه چي ترسيدي؟ - !ولي من که نترسيدم -
نوشِ جان! چيزِ ديگه اي لازم نداريد؟ - !فقط سلامتيت -
خانم چطور؟
من زير بار زور نمي روم !مگر آنکه زورش خيلي پر زور باشد
!ديدم که مي گم
!يه ليوانِ ديگه ليکور - !يه ليوانِ ديگه آبجو -
،دستت درد نکُنه !«يوهان»
اصلاً باورم نميشه .که همراهم اومدي
اگه نيومده بودم ميخواستي چکار کُني؟
!مست ميکردم - !ولي تو که الان هم مست هستي -
!راست هم ميگي ها !ببخش که حواسم نبود
!يالا ديگه «والا»! بَسّه مُخ زدن !برو سراغِ کون و پستون
!پس کُلِ قضيه همينه؟ !خيلي بَد نقش بازي ميکُني
!يعني منو فقط واسه يِ کَردن ميخواي، آره؟ "!آب را گِل آلود کُن و ماهي بگير"
پس خواهشاً ميخوام از زبونِ خودت بشنوم .که کُلِ اين قضيه واست جدي نيست
بهت نمياد !جدي نباشي
به من هم نمياد !جدي نباشم
تو بچه هم داري؟
!دور شود، دور شود! به تاريکي فرو شود" "!هر کس ظهورش را خواهد کور شود
.اين يه وِردِ آفريقاييه
،مرد ها لباسِ سفيد ميپوشن و برايِ دور کردنِ ارواحِ خبيث .اين وِرد رو جلويِ ميمون هايِ تويِ قفس ميخونن
کُلِ صورتحسابِ ميز رو .من خودم حساب ميکُنم
.ميشه 15 مارک و 80 فينيگ - .بقيه اش مالِ خودتون -
منو ميرسوني خونه؟
کجا؟ - !منزلم ديگه -
ميخوام امشب ماشين رو .بذارم همينجا بمونه
آقايِ "بارمن"، لطفاً .يه تاکسي خبر کُنيد
تاکسي همين الان !رسيد، خانم
.هي «والا»از کنار ديوار برو .اين دفعه اومدي درباره ي طلوع آفتاب حرف ميزنيم
.اون خونه منه
.ازت ميترسم
!من هم همينطور
!چه منزلِ شيکي
!عاليه! معرکه ست
درست مثلِ !فيلم هايِ سينمايي
.پدر و مادرم هستن
!سلام عرض شد
دوست داري چطوري باشه؟
،چراغ ها خاموش !موسيقي روشن
فقط کفش و لباس هام رو آوردم .که نفهميدم کجا بذارمشون
،کُتِ پوستِ خزم رو که به پُستچي بخشيدم !اسباب اثاثيه ام رو هم که فرستادم آفريقا
رفته بودي خريد؟ - .ميخوام يه غذايِ خوشمزه درست کُنم-
مادرت چي گفت؟ - .گريه کرد و بهت سلامِ گرم رسوند -
،البته راستش گريه نکرد .ولي بهت سلامِ گرم رسوند
.الان نه - پس کِي؟ -
.بعداً - !بعداً يعني کِي؟ -
منزلِ «ياگِر»، بفرماييد؟
.سلام مامان
.نه، همه چيز رو به راهه
.من امروز عصر نميام
.نه. نميتونم
.شايد فردا بيام
!آره بابا، همه چيز رو به راهه
اسمش؟
!«والا»
.«پُل والا»
!حالا بعداً ميبينيش
.به بابا سلام برسون
!آره
.آره
!آره! ترس واسه چي؟
شام! الان ميخوايم .شام بخوريم
.مراقبِ خودت باش، مامان
"... روزي روزگاري"
در سرزميني زن و مردي جوان زندگي ميکردند که خوشبخت ترين" ".زوجي بودند که در تماميِ ادوار، توسطِ عشق با هم پيوند يافته بودند
: اسمِ داستانش اينه ."عروس و داماد"
.وقتي همديگر را ميديدند گويي صاعقه آنان را زده بود" ".ديگر قادر به ترکِ يکديگر نبودند
از شدتِ عشق نميتوانستند" "... حتي لحظه اي از هم جدا شوند
".نه روز و نه شب"
هر دو از کار دست کِشيده" ".و دوستانشان را ترک نموده بودند
،ديگر تنها هدف و مقصودِ زندگيِ شان" ".خودشان بودند
حتي با يکديگر به حمام ميرفتند" ".و نيز به دستشويي
از آغوشِ همديگر بيرون نمي آمدند، در رختخواب" ".غذا ميخوردند و در حالتِ خوابيده مينوشيدند
،و حتي در خوابِ شان نيز" ".پيوسته عاشقِ يکديگر ميشدند
"!عروس ميگفت : شکمِ مرا ببوس"
"!داماد ميگفت : و بعد؟"
"!عروس ميگفت : سينه هايم را"
!داماد ميگفت : و بعد؟" "!عروس ميگفت : بگو که عاشقم هستي
داماد ميگفت : بيش از عشقت به من" "!عاشقت هستم
.داستانش واقعيه
.من فردا بايد برم سرِ کار ساعتِ شماطه دار داري؟
کدوم کار؟ - .تويِ يه شرکتِ حمل و نقل -
،ميرم جعبه ها رو جابجا ميکُنم، يا اونها رو بارِ کاميون ميکُنم ... يا کاميون رو از جعبه ها تخليه ميکُنم
،و در اين بين .مدام به تو فکر ميکُنم
ميتوني تويِ شرکتِ پدرم .يه شغلِ درست و حسابي گير بياري
ميخواي باهاش صحبت کُنم؟
ميخواي باهاش صحبت کُنم؟
،هر چند اخمو ئه ... و کمي هم سنتي
اما خيلي راحت ميشه .باهاش کنار اومد
اگه بخواي پيشِ پدرم کار کُني .ميتونم سفارشت رو بکُنم
!همين الانه که اشکم دربياد
.شکمم رو ببوس
!و بعد؟
.سينه هام رو
!و بعد؟
.بگو که عاشقم هستي
!هستم
!هستم
!هستم
!«والا»
.والا»، بيا اينجا»
دوره و زمونه يِ !«بَدي شده، «والا
تو کارِت رو خوب انجام ميدي، اما اين روزها !ديگه مردم دست تويِ جيبِ شون نميکُنن
!متوجه هستي که؟ !خبري از مشتري نيست
اين هم حقوقت. مطمئن باش هر وقت .لازمت داشتيم خبرت ميکُنم
چي؟
چرا زودتر بهم خبر ندادين؟ !حداقل امروز رو هم مي موندم تويِ خونه
!يه آبجو بده
.ممنون - ... خواهش ميکُنم. فندکش اتميه -
!و از اين صحبت ها
No comments yet. Be the first to leave one.