The first 190 lines.
این منم، پاول مدنز، تو مدرسه تئاتر.
آره، شبیه یه احمق شدم.
و اونم دوستدخترم، جنیفر.
با بهترین رفیقمون، گوردون شکسپیر.
ما سه تا رفیق بودیم که دنیا زیر پامون بود.
جنیفر و خونوادهش همیشه عاشق کریسمس بودن.
و این جنیفر بود که یادم داد منم عاشقش بشم.
گوردون همیشه میگفت عاشق کریسمسهها.
ولی تنها چیزی که واقعاً دوست داشت، خودش بود.
من از این کارا بالاترم. این واقعاً بیمعنیه. اِلف!
من آخرین اِلفم.
حداقل میتونستم بابانوئل باشم. نگاه کن بهش.
دیگه نمیتونم این کارو کنم. ولی تو واقعاً خوبی.
به عنوان یه بازیگر هیچ کنترلی نداری. داری ایدههای بقیه رو اجرا میکنی.
موافقم. ترجیح میدم خودم کنترل رو به دست بگیرم.
نمیدونم، مثلاً کارگردانی، تهیهکنندگی.
فکر کنم باید بهش فکر کنی. باشه.
به خاطر همین میخوام معلم دبستان بشم.
هیس
سه سال به خودت فرصت بده و اگه مثل الان بد بودی، بیخیال شو.
تلاش کن. هر کی نمیتونه بازی کنه، معلم میشه.
و هر کی نمیتونه درس بده، معلم دبستان میشه.
کی اینو میگه؟ یه حقیقت مسلمه.
یه حقیقت مسلم؟ پنج، شیش، هفت، هشت.
و خب منم همین کارو کردم، معلم شدم.
و جنیفر واقعاً بهم افتخار میکرد.
همونطور که منم بهش افتخار میکردم، وقتی رفت هالیوود و تهیهکننده شد.
گوردون تو بهترین مدرسه خصوصی شهر معلم شد.
هر کریسمس،
نمایشهای میلاد مسیحش تو روزنامه محلی، نقد پنج ستاره میگرفت.
سهگانه سهرنگ گوردون شکسپیر
نمایش میلاد مسیح رو با رنگینکمان استعدادش بازتعریف کرده.
که مثل یه چراغ مقدس، بر فراز شهر کاونتری سایه افکنده.
پنج ستاره!
وای خدای من! چه نمایشی!
نمایش میلاد مسیح پاول مدنز افتضاح بود.
منفی دو ستاره!
و اون موقع بود که تصمیم گرفتم از کریسمس متنفر باشم.
بشین! اُلی، تو این هفته بازداشتی.
تیجی، تو این هفته بازداشتی.
و همچنین، تیجی، فردا پدر و مادرت میان مدرسه.
کی قراره نقد پنج ستاره رو بگیره؟ ما، ما، ما!
ما، ما، ما! ما، ما، ما!
ما، ما، ما! آره!
کی میتونه بتلهم رو برام هجی کنه؟ بگو. بِ-ای-اِل-ای (B-E-L-E)
نه، نفر بعدی. اُلی.
بِ-ای-اِل-تی (B-E-L-T)
نه! تیجی؟
بِ-ای-اِل-ای... نه!
صبح بخیر، دختر و پسرای گل.
صبح بخیر، خانم بِوَن!
ما تو این ایام نزدیک کریسمس هستیم.
آره! هیجانانگیز نیست؟
خب، سال گذشته خانم اسپینک نمایش میلاد مسیح رو اجرا کرد.
و اگه یادتون باشه، یکم ناراحت شد.
و شروع کرد به داد زدن و گریه کردن.
و بعضی از شما، یادمه، باهاش گریه میکردید.
پس، ما باید یه نفر جدید پیدا کنیم.
و امسال، برای اینکه بهترین نمایش میلاد مسیحی رو بسازیم که تا حالا، تا حالا ساخته شده،
آقای مدنز مسئول هستن. بله!
اوه
شما استعداد دارید، آموزش دیدهاید.
خانم بِوَن، من خیلی وقت پیش یه دوره سه ساله تئاتر گذروندم.
خیلی خوب نبودم. بله، میدونم. بیاید از این موضوع بگذریم.
کی قراره بازیگرای نمایش رو انتخاب کنید؟
این بچهها واقعاً هیچ به درد نمیخورن.
من واقعاً هیچ به درد نمیخورم. لطفاً مجبورم نکنید این کارو کنم.
به اوکمور فکر کنید. فکر کنید چطور همیشه نقدای خوب رو از ما میبرن.
ما چهار سال پیش توافق کردیم
که بعد از تلاش فاجعهبارم برای کارگردانی نمایش میلاد مسیح، دیگه انجامش ندم.
این رو یه کار خوب کنید، این رو یه نمایش میلاد مسیح فوقالعاده و آخرین کار برای من کنید.
و بعدش من بازنشست میشم و دیگه مجبور نیستید منو تحمل کنید.
اوه، و امروز یه زمانی یه دستیار کلاس شروع به کار میکنه.
ممنون. این به کاهش استرس کمک میکنه.
سلام. سلام.
اگه فکر میکنی خیلی باهوشی، واضح بهمون بگو تو کریسمس چی شد؟
یوسف با مریم بود و بعد مریم رفت بتلهم تا بچه به دنیا بیاره.
یه بچه به دنیا میاره، عیسی.
چند سال بعد، حدود ۳۰ سال بعد، روی صلیب میمیره و بعد...
برو بشین. کاری که کردی تقریباً کفرگویی بود.
بزن به افتخار یه نقد پنج ستاره،
نمایش میلاد سنت برنادت به کارگردانی پاول مدنز.
به سلامتی. به سلامتی!
شما کی هستید؟ آقای پاپی
اینجا چیکار میکنید آقای پاپی؟ اوه، من کمک معلمتون هستم
لطفاً سعی کنید مرتب نگهش دارید. دن، یکم مشکل داری؟
اوضاع چطوره، فریزر؟ خوبه، ممنون
اومم. لازم نیست برای حرف زدن با من دستت رو بلند کنی
فکر کردم قرار بود نمایش کار کنیم
همینطوره. همه همینجوری نشستن
بله، ولی این تمرین برای نمایش نیست
این هنوز کلاس نویسندگی خلاقه. یه چیز دیگهست
کی میخواد نمایش بازی کنه؟ ببخشید، ببخشید!
فقط میزها رو بذارید یه گوشه. نه، میزها رو همونجا نگه دارید!
آلفی! آلفی، تیجی، میزها رو برگردونید سر جاش
نفر بعدی که میزش رو جابجا کنه، تمام ترم تنبیه میشه
بشینید!
شالگردن راه راه، این مال کیه؟
آقای پاپی! بیا تو آقای پاپی. منو دست زدن
همین الان بیا تو
لطفاً برو تو. قبلاً بهت گفتم!
پاپی! پاپی! پاپی! بچهها، لطفاً برید کنار
پاپی! پاپی! فقط به بازی کردن ادامه بدید
آقای پاپی! آقای پاپی!
آقای پاپی!
هیسسس!
فقط میخواستم یه چیزی رو چک کنم
میتونم بگم که امروز خیلی خوش گذشت بهم، خیلی ممنون
خواهش میکنم
قبلاً این کارو نکردی. کارهایی شبیه به این انجام دادم
کمک معلم؟ نه
فقط میخواستم اونو چک کنم. فردا ساعت ۸ و ربع میبینمت؟
سوسیس کباب میخوری؟ ببخشید؟
یانگ، دکه روزنامه فروشی کنار خیابون فایوهدز
اونجا سوسیسهای داغ با سس کچاپ تو نون ساندویچی میدن
۱ پوند و نیمه. میخوای یکی رو با هم نصف کنیم و بریم تو پارک؟
تام رو بهت معرفی میکنم، تام بدبو. اون بامزهست
یکم سرم شلوغه. امشب نمیتونم اون کارو بکنم. ممنون
بعداً میبینمت
بیا اینجا عزیزم. سلام
اوه! خورد تو دلم! اوه!
کراکر! کراکر، تو که به زور منو میشناسی!
کراکر! کراکر!
کجا میری، سگ دیوونه؟
فکر میکنم آهسته. برای بلند پارس کن
برای آهسته پارس کن
خودت میدونی
کراکر
کراکر. کراکر، بیا اینجا
کمکم کن، آقای مدنز!
این مرد یه احمقه. اون واقعاً دیوانه ده است
اگه اینجا یه روستا بود، اون خنگ ده بود
اون کمک معلم نیست. اون یه کلهخراب به تمام معناست
اون کمک بزرگی برای نمایش خواهد بود. همون نمایشی که من اهمیت نمیدم؟
نمایشی که بچهها رو از یاد گرفتن خوندن، نوشتن و شمردن دور میکنه؟
بهبه. یه آدم گنده و احمق داره کمک میکنه بچههای من خراب بشن. خیلی ممنون
این داره یکم شخصی میشه. اون کیه؟
کی چیه؟ اون چیه؟
اون یه عکس از من و آقای پاپیه
چرا؟ اون خواهرزادهمه
اومم
آقای پاپی!
لطفاً بشین. بشین
ساکت باش! الان بشین!
چرا آقای مدنز اینقدر غرغروئه؟
دوستدخترش زمان کریسمس ولش کرد
دوستدخترش الان کجاست؟ تو آمریکا
آمریکا، چقدر باحاله!
باحاله ولی از اینجا خیلی راه دوریه
میشه اونجا ساکت باشید لطفاً؟
من رانندگی ون رو میکنم! من کلیدها رو دارم
هیچی نمیتونه حق "من اول" رو از بین ببره. نکن
آقای پاپی، من برای رانندگی ون بیمه دارم. خاله پت گفت میتونم رانندگی کنم
میتونی رانندگی کنی؟ آره. یالا، بپر تو
گابریل با سرسره مرگ میاد تو. سرسره مرگ چیه؟
از اون چیزها. با دو تا دست میری پایین
فکر نمیکنم ایمنی و بهداشت اجازه بده سرسره مرگ تو نمایش میلاد حضرت مسیح باشه
باشه، یه بیاماکس با پگهای حرکتی چطور؟ اینجا مدرسه کاتولیک رومی هست
ما قرار نیست یه خر رو با یه بیاماکس با پگهای حرکتی عوض کنیم. این دیگه چیه؟
میتونیم انجامش بدیم اگه فقط با هم کار کنیم. ببخشید؟
مثل وبِر و رایس، و پاش و بکس. جکی چان و بروس لی
تو و من
فکر کنم شاید این یکی. نه. اون بزرگه
جا نمیشه، درسته؟
باورم نمیشه! پاول مدنز! گوردون شکسپیر
چطوری رفیق؟
از دیدنت خوشحالم. تو هم همینطور
کجا بودی؟ الان پنج ساله تو سنت برنادت هستی
ولی قرار بود تو ستاره بشی، اون آدم مهم!
واقعا؟ من هرگز اینطوری فکر نمیکردم. بله! همه ما فکر میکردیم و بعد همه چی از دست رفت
و الان تو مدرسه همین بغلی؟ اوضاع سنت بی چطوره؟
وای خدای من، چه چالشی!
کمکم، اون مدرسه افتضاح داره خودش رو بالا میکشه
جنیفر چطوره؟ باهاش حرف میزنی؟ آره، هنوز هم دوستهای خوبی هستیم
پس هنوز باهاش در ارتباطی؟
آره، حتی با اینکه اون سمت هالیووده، آره
عالی کار نکرد؟ الان شده تهیهکننده، میدونستی؟
میدونم. یعنی اگه فکر میکنی من بااستعدادم، خب، اون اصلاً یه لول دیگه رفته بالا.
خیلی بالاتر از منه، و... و...
معلومه که، تو هم همینطور. معلومه، آره.
اگه میخوای ببینی اونوریا چطور زندگی میکنن،
و ببینی کارای درست حسابی کجا انجام میشه...
بیا به بازارچه کریسمس ما.
چه استعدادهایی که ندارن. محشره. آره، مطمئنم.
ارزش یه نگاه کوچیک رو داره. تشریف بیارید. ممنون.
تو امسال چی کار میکنی؟ من دوباره دارم نمایش تولد مسیح رو اجرا میکنم.
شاید منم بیام کار تو رو ببینم؟ آره، اگه بیای تنها نمیمونی.
چون، راستش، جنیفر داره میاد.
داره میاد انگلیس؟ آره، قراره بیاد و ببینه.
چرا باید این کارو بکنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.