The first 139 lines.
دوست دوران بچگیم از آدما نفرت داره ...
میکازوکی سوبارو
انگار برای اولین بار داره با یه گربه زندگی میکنه
هیچ وقت بهش عادت کردم!
یعنی چی؟ چرا گربه ها یهو بی دلیل قات میزنن؟
تف تو روت ...
از شکمم مثل تخته شیرجه استفاده نکن!
باز چی شد؟
لعنتی!
My R oo mm ate is a Cat
گندت بزنن ...
Did you have to mess with my altar, too?
I Touch You
به چی داری فکر میکنی؟
امیدوارم متاسف باشی بابتــــ
نمیتونی بیشتر مراقب باشی؟ قسم میخورم ...
درحال تماس
کاواسه آتسوشی سان
انتشارات کوگوما
الو؟
چی؟
چرا باید واسه دیدن جنابعالی از خونه بیرون بیام؟
خب، بجای حرف زدن پشت خط حضوری می بینمت
منظورم اینه که چهره تو ببینم
و این باعث میشه راحت تر حرف بزنم
میگم، چرا نمیریم کافه روبوت درموردش حرف بزنیم؟
ها؟
شنیدم یه روبوت دارن که پیشخدمته!
ها؟ این صدا ... گربه ها همراهتن؟
آره، این اواخر تو حیاط خونه م میان
فهمیدم! همین الان میام!
کی به کافه روبوت اهمیت میده؟
کاش میتونستم یه روبوت ادیتور داشته باشم ...
مردم چشونه؟
از اون روز به بعد
باعث شد تنهاییو بیشتر احساس کنم
وجود دیگران دیگه غیرقابل تحمل شده
هی، میکازوکی رو ببین
بازم داره میخونه
جدی میگی؟
انگار کار دیگه ای بلد نیست
خفه شو! میشنوه!
راستی، نظرت راجع به چیزی که دیروز گفتم چیه؟
اوه درسته ... شاید آخر هفته؟
شماها کار دیگه ای ندارین بکنین؟
رو اعصابه ...
تعطیلات تابستونیو عشقه!
میتونم هر روز بدون مزاحمت بقیه با کتاب خوندن صفا کنم!
سوبارو!
یه سفر سرگرم کننده ی کم هزینه!
اینو ببین! بابات کل هفته رو برا این تعطیلات کار کرده!
یه سفر سرگرم کننده ی کم هزینه!
بیا یه سفر بریم!
مامان، نمیتونی در بزنی؟
درضمن گفتم که نمیخوام سفر برم
هوکایدو در تابستان
کیوشو
هیروشیما اوکویاما
توکیو
کجا باید بریم؟
گفتم که، نمیام!
باشه، باشه
چرا والدینم بچه ای مثل منو به دنیا آوردن
با اینکه همیشه فرصت سفر داشتن؟
انگار الان دیگه هرگز نمیفهمم
تو چیزی درمورد گربه ها گفتی و من جلدی اومدم!
پس گربه ها کوشن؟
قبلا پیشتشون کردم
ها!؟
کاواسه-سان ... چرا اینجا اومدی؟
خب، حالا که اومدی بیا همینجا جلسه بزاریم
اوه، درواقع، من جای بزرگی نزدیک اینجا میشناسم
من دارم میگم خوشم نمیاد بیرون برم
اگه زیادی تو خونه بمونی آخرسر یه جوری میری بیرون
تنهام بزار
ه-هی، میکازوکی-کن!
ا-این ...
اوه، خیلی وقته اونو آوردم
اوه! پس تو هم عاشق گربه هایی!؟
ها؟ نه، منــــ
اسمش چیه؟
هارو
م-میشه نازش کنم؟
چرا از من میپرسی؟
سلام، هارو چان
بزا یکم نازت کنم، باشه؟
فقط یه ذره ...
هارو چان ...
هارو چان ... هارو چان، هارو چان ...
!فک کنم داشتی ول میگشتی !خیلی فرزی
چیه اون اینقدر لذت بخشه؟
فهمیدم!
بیا جلسه مونو از حالا تو خونه ی تو برگزار کنیم!
ها!؟
میخوای هر روز رابراه بیای اینجا؟
خب همیشه دوستی و معاشرت زمان میبره!
از چی حرف میزنه!؟
ازطرفی، تو که نمیخوای بیرون بری واسه تو که بد نیست ؟
مگه نه، هارو چان؟
خب، اینم نکته ایه
اگه مجبور نشم بیرون برم و با جمعیت پرسر و صدا مواجه نشم
دیگه بهتر از این نمیشه
ازطرفی، ملاقات ما ..
فقط چندبار اتفاق افتاد ...
هر ...
... ماه
من اومدم!
صبرکن، تا حالا اینقدر پیش نرفته بودن!
چرا هر روز داره اینجا میاد!؟
کاواسه سان ...
اینجا میای کار کنی یا جنگولک بازی؟
ها؟
نگران نباش!
تمام کارای امروزو با خودم آوردم!
خب پس ادیتشون کن دیگه!
ببخشید ...
واقعا عاشق گربه هام
اما زنم آلرژی داره پس نمیتونم یکی بگیرم
خیلی خوشحال بودم که اینجا با گربه بازی میکنم. آخه خودم نمیتونم یکی بگیرم
فکر کنم تو جای کار فقط داری بازی میکنی
وقتی اینطوری فکر میکنی ...
چیز ... میخوای یکم بغلش کنی؟
گرچه ممکنه یکم عصبیش کنه
نمیتونم. دست زدن بهش برام سخته
ها؟
نازش نمیکنی؟
نه
حتی گردنشم قلقلی نمیدی؟
قلقلی؟
اوه، وقتی اینو آوردش بهش دست زدم
باورم نمیشه!
تو همچین بچه گربه ی نازی درست کنارت داری!
ک-کاواسه سان ... حالت خوبه؟
آی، انگار یکم ترسوندمش
اشتباه از من بود
اوه، ساعتو ببین!
میکازوکی-کن، الان باید برگردم!
خب، پس فردا میبینمت
فردا بازم میاد!؟
No comments yet. Be the first to leave one.