The first 200 lines.
.سئیچی به معلم کلاس اف در آکادمی جادو باربادور تبدیل شد
.از آشناییتون خوشبختم. من هیراگی سئیچیام
من تقریبا همسن همهی شمام
.ولی هرچی که بتونم بهتون یاد میدم
...افراد اونجا یه یارو با چوب بیسبال
مو ساندویچی سگ اخلاق
جانور آرام
انسانی مرد سالار که سر خرس پوشیده
از آشناییت خوشبختم
یک شاهزاده
شاهزاده خردمند
.و یک دختر سوندره بلوند بودن
تیغه های دوقلوی سرخ
تیغه های دوقلوی سرخ
.هرچهار دانش آموز عجیب بودن
ها؟ فقط چهارتا؟
او تصمیم گرفت بلافاصله یک نبرد ساختگی راه بندازه
.تا توانایی های دانش آموزاش رو ارزیابی کنه
...در این صورت
.حریف اول سئیچی هلنه، که پر واضحه از اون بدش میاد
چه سرنوشتی در انتظار سئیچیه؟
از جادو استفاده نمی کنی؟
نگران نباشیم؟
ما رو دست کم گرفتی؟
.نه، اینطور نیست
...هلن سان
.ما کسی هستیم که توانایی های تو رو ارزیابی میکنیم
...بیا ببینیم قدرتت
!واقعا در چه حده
!ه-هی! انگار خیلی از دستم عصبانیای
!بجنگ، سئیچی
!اونی چان، موفق باشی
!تچ! زودباش خودتو جلوی زن و خواهر کوچیکت شرمنده کن
!پسرهی هوس باز
.چاره چیه. نباید بذارم بهم آسیب بزنه
ها؟
:میوه ی تکامل دو
:دو ملتکا یمیوه
قبل از اینکه بفهمم، جون سالم بدر بردم
قبل از اینکه بفهمم، جون سالم بدر بردم
قبل از اینکه بفهمم، جون سالم بدر بردم
سئیچی در برابر کلاس اف
!حقته
سئیچی؟
اونی چان؟
.تحسین برانگیزه، هلن
.پس لقب "تیغه های دوقلوی سرخ" همینطوری کشکی نیست
دیدی؟ پس چرا از جادوت استفاده نمی کنی؟
!با یه حرکت کارشو بساز، هلن
!با این تمومه
:مهارت نهایی
!رانش نیش دوقلو
رانش نیش دوقلو
رانش نیش دوقلو
!ها؟ ه-ها؟
!چه خبر شده؟
لحظهای که فکر کردم حملهام نشسته به هوا پرتاب شدم؟
!ه-هی، منو بذار پایین
ایستگامون کرده؟
.سریعه
!داری چیکار میکنی، هوس باز؟
!منحرف
!اونی چان؟
!سئیچی
...آی، آی وای
!حقته
!من حریف بعدیتم
!وایسا
ها؟
اشکالی نداره سه به یک باشه؟
ها؟! چی میگی واسه خودت؟
.من شخصا اهمیتی نمیدم
!هی
!اینقدر با من یکی به دو نکن
!اول با ترکوندن تو شروع میکنم
یه لحظه میشه؟
.باشه
!خودم اینو میدونم
.پس مشکلی نیست
!به من دستور نده
.خفه شو
!منظورت چیه چرا؟
با روحیه
!روحیه
.وای، شگفت انگیزه
.چیزی نیست
!بریم بیرون حلش کنیم
با بسته بندی برات میفرستم
!چرا که نه
.اونا همیشه شرایط بدی داشتن یعنی کار تیمیشون مشکلی نداره؟
.ببخشید معطل شدید
!هی! معلم نوب
نمی خوای از این لحظه استفاده کنی و .به سینه های هلن دست بزنی
...چون اونوقت سرتو مثل یه گوجه له میکنم و
!نزدیکی، نزدیکی
!خیلی نزدیکی
!اینم از این
!ورجه وورجه نکن
!بایرد
!اگنوس
!گرفتمت
!رانش هوا
!مشت سرعتی
!چطوری؟
!چطور ممکنه؟
!لعنتی
چی شده؟
!تو تونستی
!تو بردی، اونی چان
.آفرین
!لعنتی
!لعنتی، لعنتی، لعنتی، لعنتی
ما واقعا چون نمی تونیم از جادو استفاده کنیم یه مشت بازندهایم؟
...اگنوس کون
...اگه ما جادو داشتیم
،اگه ما جادوی قابل استفاده داشتیم ...اونوقت
...اگه ما جادو داشتیم
...اگه ما جادوی قابل استفاده داشتیم
...اونوقت بهمون زور نمی گفتن
!همهمون یه مشت آشغال بدرد نخوریم
مهارت: جهان بینی
.خطای وضعیت. رد فعالسازی جادو شناسایی شد
رد کرد؟
.شرایطی مانع از فعال سازی جادو می شوند
...درواقع
.اونا دارن به یه مشکل بزرگ دست و پنجه نرم می کنن
.اونا نمی تونن از جادو استفاده کنن
ها؟
،مهم نیست کلاس اف چقدر تلاش کنه .اونا قادر به استفاده از جادو نیستن
برای همین، توسط کسایی که میتونن از جادو .استفاده کنن طرد شدن
.اونا به آینده امیدی ندارن
.نمی تونن اینجا، در مکان یادگیری جادو از جادو استفاده کنن
یعنی چقدر بخاطر این موضوع عذاب میکشن؟
.باید براشون خیلی سخت بوده باشه
بوگندو
چندش
خیکی
کودن
.توی مدرسه مدام بهم زور میگفتن
.هیچ جایی نداشتم که تنها باشم
ولی توی این دنیا تونستم با همه جور آدم ملاقات کنم
.و اونا نجاتم دادن
...پس اینبار
!نوبت منه که همه رو نجات بدم
!یه جوری میگیانگار خیلی آسونه
!امکان نداره بتونی
من ثابت میکنم که دانش آموزای بئاتریس سنسی .واقعا توانایی استفاده از جادو رو دارن
...سئیچی سنسی
اگه فقط بتونم این دانش آموزا رو
...از زنجیر هایی که دست و پاشون رو بسته خلاص کنم
...خلاص کنم
...خلاص کنم
...یعنی
...آزادشون کنم
همم؟ آزاد کنم؟
...واس بینم؟ مگه اینو قبلا
...مهارت: لی
!مشتاق دیدار
!دوباره تو
!اما اول، تبلیغات
!اونایی که نفهمیدن برن فصل اولو ببینن
.بیا ساده تر بهش نگاه کنیم
.من فقط باید کاری کنم که این بچه ها از جادو استفاده کنن
!گرفتم
مهارت: "رویداد ها مرا به شکست های آموزشی در دنیایی دیگر سوق داد
ولی اگه یه معلم به دانش آموزاش باور نداشته باشه پس به چه دردی میخوره؟
مطمئنم اونا میتونن از جادو استفاده کنن !فقط باید فیزیکی باهاشون رو در رو بشم
یا اینطور فکر میکردم
قبل از اینکه یه نیروی مرموز واقعا بذاره .جادوشون فعال بشه" فعال
!ها؟ چی شد؟
مهارت: "رویداد ها مرا به شکست های آموزشی در دنیایی دیگر سوق داد
مهارت: "رویداد ها مرا به شکست های آموزشی در دنیایی دیگر سوق داد.
ولی اگه یه معلم به دانش آموزاش باور نداشته باشه پس به چه دردی میخوره؟
...د همینو میگم
ولی اگه یه معلم به دانش آموزاش باور نداشته باشه پس به چه دردی میخوره؟
مطمئنم اونا میتونن از جادو استفاده کنن !فقط باید فیزیکی باهاشون رو در رو بشم
مطمئنم اونا میتونن از جادو استفاده کنن !فقط باید فیزیکی باهاشون رو در رو بشم
!بسه! چه خبره
یا اینطور فکر میکردم
یا اینطور فکر میکردم قبل از اینکه یه نیروی مرموز واقعا بذاره .جادوشون فعال بشه" فعال
قبل از اینکه یه نیروی مرموز واقعا بذاره .جادوشون فعال بشه
!مگ داری شعر میگی
!چ-چی؟
!گرمه
...انگار قدرت در وجودم موج میزنه
!یعنی الان جواب میده؟
،ارواح کنترل کننده آتش
از این مانا لذت ببرید
!و قدرتتون رو بهم نشون بدید
!آتش
... این
... یعنی واقعاً میتونم
!وای، تو از پسش براومدی، هلن
!به گمونم ... منم از پسش برمیام
!میخوای یه بار تستش کنی؟
... جادوی آب
،آب،آب، جادوی آب
جا
دو
ی
No comments yet. Be the first to leave one.