The first 120 lines.
زیموسا، باید اعتراف کنم که !تو خیلی سگ جونی
...راستش میتونستی یار و یاور خوبی باشی
هرچند که حماقتت بر استعدادت چیره میشه
!مایه ی تاسفه... واقعا تاسفباره
من سرتو قطع میکنم و میرینم تو حلقت
«هتل دوزخ ۲»
"کلیســـای درد و رنـــج"
دهنتو
لعنتی
!کمک! کمک
...ای دهنتو
!یا شومبول شیطان !عجب روح خفن و قدرتمندی
بیا اینجا، زودباش
کدوم گوری هستی؟
اینجام... توی کوره
من کجام؟ تو دیگه کدوم کسخلی هستی؟
داری جدی میگی؟
!آره، جدی میگم
!کجا میخواستی باشی؟ توی جهنمی دیگه شیاطین قراره واسه شام بخورنت
چرا کسشر میگی؟ من که نمردم
گوش کن، تا حالا هزاران نفر اومدن اینجا و رفتن
ولی تا حالا ندیدم کسی بتونه از اینجا خلاص بشه
ممکنه تو قدرت اینو داشته باشی که جسمتو پس بگیری، البته فقط ممکنه
ولی واسه این کار باید به دستوراتم عمل کنی و سوالای چرت و پرت نپرسی
!من نمردم زنیکه !و از اینجا هم خلاص میشم
بدون کمک من؟
...عمرا بتونی از دست ندیمه های اسکارلت در بری
!کون لق پدرت
ممنون
...خیله خب، بگو چیکار کنم !اون بیناموسا نمیمیرن
میخواستی شیاطین رو با اسلحه های انسانی بکشی؟
!یا تخمای ابلیس !خب بگو میخوای بمیری دیگه
شیاطین فقط با سلاح های جهنمی نابود میشن
،برو یکی از اسلحه های روی دیوارو بردار اونا همشون همین جا تو جهنم ساخته شدن
،خیله خب، گفتی میتونم جسممو پس بگیرم چجوری باید این کارو انجام بدم؟
!همه چیز به وقتش اول باید اونا رو بی چون و چرا بیاری پیش من
راستی... یادت نره هاون رو واسم بیاری
من مدتها پیش توسط فرقه ی میسترندیا به چهارمیخ کشیده شدم و سوزونده شدم
بنظرم تو هم به سرنوشت من دچار شدی
نمیدونم اینجا چه زمانی توسط اعضای فرقه ...ساخته شده
فقط میدونم که الان بهش میگن "هتل دوزخ"
،اعضای فرقه در ازای فراگیری دانش سیاه امثال ما دوتا رو شکنجه و به خورد شیاطین میدن
،ارواح ما توی این نقطه ی بهخصوص از جهنم زندانی میشه همونجایی که شکنجه شدیم
ولی یه راهی هست که بتونی جسمتو دوباره پس بگیری
چه راهی؟
باید پنج عنصر سازنده ی روح انسان رو جمعآوری کنی
،بابا وایسا !تا حالا انقدر کسشر یه جا نشنیده بودم
،وقتی یه نفر توی دنیا میمیره یه شیطان توی اینجا زاده میشه
،وقتی یه نفر عذاب میکشه شیاطین ازش تعذیه میکنن
جهنم، چیزی جز مظهر رنج و عذاب انسان نیست
.وجود ما، دلیل وجود جهنمه
انسان ها و جهنم مثل دو روی یک سکه هستن
...توازن و از این کسشرا همه این صحبتا رو یادمه
!آفرین، درساتو خوب خوندی حالا اون کتری رو بده من
پنج عنصر اصلی سازنده ی روح انسان توی اینجا یعنی هتل دوزخ وجود دارن
،اونا رو جمعآوری کن و جسمتو پس بگیر آسونه نه؟
هرچند باید عجله کنی
از این بنوش، باعث میشه بعد از رفتنت همچنان بتونم باهات ارتباط برقرار کنم
چطور ممکنه؟
!من یه جادوگرم کپک .اینجوری ممکنه
چرا داری بهم کمک میکنی فرار کنم؟
چون بعدش باید یه لطفی در حقم بکنی
شیاطینی که اون موقع دیدی ندیمه های اسکارلتن
اونا از طریق چشمان فانوسهای زندهشون میتونن اطراف رو ببینن
اگه اون فانوسا رو نابود کنی دیگه نمیتونن جایی رو ببینن
!بیا جلو بی پدر
!بیا جلو تخم سگ
!حالشو ببر
!کسخار شیاطین
!تازه اولشه
چی گفتی؟ دلت میخواد زنده و مردهتو بگام؟
!چشم... با کمال میل
!شیاطین کون لیس
یکی رو پیدا کن ...که هنوز نفس میکشه
میبینی؟ توی این اتاق ندیمه های اسکارت آئین قلب رو اجرا میکنن
اونا قلب آدما رو میکشن بیرون و ازشون یه اکسیر تاریک میسازن
مصرف یه قلب نفرینشده میتونه زخماتو درمان کنه
ینی میگی ما شانس اینو داریم که خودمون یه قلب نفرینشده بسازیم؟
!دقیقا فرانک... دقیقا
داری میبینی یا نه؟ یا فقط میخوای با صدای تخمیت بری رو اعصابم؟
!معلومه که میبینم !تازه میتونم فکرت رو هم بخونم، جناب فرانک زیموسا
!آفرین به تو حالا بگو باید چه گوهی بخورم؟
شمع ها رو با ترتیب درست خاموش کن
،به ندای آتش گوش کن اون راهنماییت میکنه
،اون فانوس زنده رو بردار میتونی از نورش استفاده کنی
ولی حواست باشه بهش آسیب نزنی !وگرنه میترکه
.اون آقای دکتره قبلا یکی از انسان های عضو فرقه بوده
ولی الان نصف انسانه و نصف شیطان
میشه خفه خون بگیری؟ !دارم تلاش میکنم بکشمش
!این حرومزاده... این توی اتاقت بود !یه چیزایی رو به گامورا نشون داد
.این آقای دکتره قبلا یکی از انسان های عضو فرقه بوده
ولی الان نصف انسانه و نصف شیطان
اون به باقی اعضا کمک میکرد که ارتقا پیدا کنن
داری چیکار میکنی الان؟
دارم یه قلب دیگه برمیدارم
،اون قلب یه شیطانه فقط میتونی ازش به عنوان نارنجک استفاده کنی
کار دیگه ای ازش برنمیاد مگر اینکه بخوریش و مغزت بترکه
از هیچی که بهتره
!اون حرومزاده یه صلیب استخونی داشت !سریع بردارش
این تنها سلاحیه که روی خورنده های داخل فاضلاب خونین اثر داره
!یا دودولِ اهریمن ...مادر توبهکننده
!قراره بهت سخت بگذره ای روح
کیه اون؟
!مظهر سقط جنین !شیاطین از اون زاده میشن و تا ابد مغلوب و برده ی اونن
!ای روح، بر حذر باش !این از همه خطرناک تره
ارتفاع این پل چقدره؟
...ساکت! اون میتونه صداتو بشنوه ...حتی شاید بتونه صدای منم بشنوه
چرا بهم حمله نمیکنه؟
...داره زایمان میکنه الان وقتشه که نابودش کنی
!من که تفنگ ندارم بی شرف
!جنین... اونا شیطانن به عنوان سلاح ازشون استفاده کن
!به ناموسم میزنم خار مادرتو یکی میکنم
!بقرآن میزنم ناموستو میگام
!از شیرخوار تا کیرخوارتو میگام
!کسمادرت
این عناصری که دنبالشونیم کجان؟
.نماد ها .مظهر عناصر سازنده زمین، که درکنار هم روح انسان رو تشکیل میدن
.اینجا کلیسای درد و رنجه اولین شکنجهگاه از پنج شکنجهگاه هتل دوزخ
اینجا میتونیم آتش رو پیدا کنیم
ولی اول باید چیزایی که منو از اینجا نجات میده رو پیدا کنی
No comments yet. Be the first to leave one.