Release info

Beyond the Clouds E08 140311 HDTV H264 720p-Forum Korean-Dream
A Commentary by sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: محبوبه و سحر

Tags

HDTV
hdtv
720p
720
HD
Published on: 2014-03-15
Downloads: 17
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

تو اول حرف بزن

اميدوارم برات عجيب نباشه ، ولي

ميشه فقط همين يه امشبُ

پيش تو بمونم؟

نه

اون سو ، چي ميخواستي بگي؟

حرف من هم شايد عجيب باشه ، ولي

ميشه امشبُ باهام بموني؟

اينُ ميخواستم بگم

بلدي برنج درست کني؟

مگه کسي هم هست که بلد نباشه؟

برام برنج درست ميکني؟

چرا گفتي بلدي ، وقتي نميتوني؟

ممم ، خوشمزه است

لطفا بعدِ خوردنت اينجا رو جمع کن

اون سو ، تو هم خوب بلدي دروغ بگي

اينکه گفتي... پنج سال پيش منُ ديدي. دورغ نبود؟

يه بار ...وقتي گريه ميکردي و يه بار وقتي ميخنديدي ديدمت

يعني چي؟

ميدونستي

چقدر شرمنده ميشدم؟

به هر حال ، بيشتر از يه بار بود

من تو تايلند ديدمت

تو نمايشگاه جواهرات بانکوک؟

اون سو ، تو هم اونجا بودي

حتما تحقير شدن من تو جشنُ ديدي

من تو بيمارستان ديدمت

تو يه لباس قرمز تنت بود و داشتي گريه ميکردي

چجوري؟

پدر من هم اون موقع بيمارستان بود

يه خانم که لباس قرمز پوشيده بود هم داشت گريه ميکرد

حس کردم ... اونم داره براي من گريه ميکنه

براي همينه که هنوزم يادمه

پدرت اونجا از دنيا رفت؟

بله

...پس هر دومون تو يه جا

و تو يه زمان عشقمون رو از دست داديم

بايد بهت سلام ميکردم

يا ازت ميپرسيدم چرا گريه ميکني؟

اون موقع

...اگه اشکاتُ پاک ميکردم

اون سو؟

...اگه اينکارُ ميکردم ، ميتونستم

به عنوان جانگ سه رو زندگي کنم؟

ان سوي ابرها قسمت 8

ميتوني ادرس لي اون سو رو برام گر بياري؟

چرا ... اون؟

...به منشي آن ادرسشُ بگو

و اون عوضي رو اخراج کن

شش و نيم دلار ميشه

ممنون

بازم تشريف بياريد

اون سو؟

چرا اومدي اينجا؟

فکر کردم بهتره به جاي منشي ان خودم بيام

بيا بيرون

ولم کن! خودم ميتونم راه برم

!ولم کن

لااقل بذار باهاش خداحافظي کنم

! خواهر

:فقط ميخوام بگم متاسفم و ممنونم

و خداحافظي کنم

چرا اينجوري رفتار ميکني؟

با لي اون سو قرار ميذاري؟

اينطور نيست

گونگ وو جين .گونگ وو جين. همش اسم اون رو زبونت بود

عشقت نسبت بهش تغيير کرد؟

من چه کار اشتباهي در حقت کردم؟

چرا باهام اينجوري حرف ميزني؟

تو...از عذاب دادن من خوشحال ميشي؟ لذت ميبري؟

تو چرا يهو اينجوري رفتار ميکني؟ پدرت بهت اجازه داده؟>

من از مقامم تو "بل لا فير" استعفا دادم چون بهت اعتماد کردم ، ندادم؟

انقدر دوسش داري؟

انقدر بده که بيام خواهرم رو که شب خونه يه غريبه مونده رو بگيرم ؟ چرا سرزنشم ميکني؟

يونگ جون ، اگه تو هم بخواي اينجوري باهام رفتار کني ، ديگه کسي رو ندارم

پدر گفت لي اون سو رو اخراج کنم

چي؟

قبلا هم همچين تجربه اي داشتي ...پس بايد بدوني چه خبره

بايد بدوني اگه پدر تاييدش نکنه چه بلايي سرش مياد

پس ميخواي اون سو رو اخراج کني؟

به پدر ميگم تو رو از سرکار گرفتم نه خونه لي اون سو .باشه؟

دارم همه اينکارا رو براي تو ميکنم ، بايد ازم متشکر باشي؟

ميخواي اون سو رو اخراج کني؟

اگه اونُ از ذهنت پاک نکني ، چاره ديگه اي جز اخراجش ندارم

به خاطر ارامش خونوادگي مون بايد اخراجش کنم

اون چه اشتباهي کرده؟

فقط چون ازش خواسته بودم ، کمکم کرد

پس نبايد قبول ميکرد

تو خونه ي ما ...اگه پدر از چيزي خوشش نياد ...ما هم نبايد خوشمون بياد

و اگه پدر از چيزي خوشش بياد ، بايد جوري رفتار کني که انگار از اون خوشت مياد. فقط همين

تا حالا نفهميدي؟

من سرکار خوابيدم

!ديگه داري زياده روي ميکني

!از امروز نميخوام پاتُ از اين خونه بيرون بذاري

چيزي بين من و لي اون سو

نيست

کسي مگه چيزي گفت؟

پس من براي سفر

ميرم خارج کشور

يه مدت ، از کره برم

براي شما هم بهتره ، پدر

خوبه ، ميتوني استراحت کني

تو به اوضاع رسيدگي کن تا بتونه زودتر بره

مواظب باشين

همراهشون بريد- بله-

ميخوان " اشک فرشته " رو براي يه مراسم ببرن

مگه دوست پسرشونه؟ ميشه بديش و بعد پسش بگيري؟

لي اون سو

هان يونگ جون خواستن همينکه اومدين بريد به دفترش

بله

حتي حالا هم ،که ايشون رئيس اند

ميتونين فقط هان يونگ جون صداشون کنين؟

اينجا که نيست

لي اون سو هم اينکارُ ميکرد

هان يونگ وون

مدير مين

ميخوام با لي اون سو هم ملاقات کنم

ميتونم تو دفترش منتظر باشم؟

بله ، بفرماييد

از اوني که فکر ميکردم جاه طلب تري

دارين به عنوان برادر هان يونگ وون اين حرفُ ميزنين

يا به عنوان رئيس؟

هر دو

بگو

حتي وقتي که داشتيم " اشک فرشته " رو ميگرفتيم هم از دفترش بيرون نيومد

احتمالا هان يونگ جون بهمون شک کرده

يکم سرسخته

مرداي سرسخت با من جور نيستن

!اينجا رو

ميخواي بشنوي چي دارن ميگن؟

!چرا بايد به حرفاي سه رو گوش بديم

ما که غريبه نيستيم. اگه گوش بديم

ديگه لازم نيست سه رو بهمون بگه چه خبر بوده- !هي-

احتمالا

خودت به شخصه با افراد "اف ال جمستون " ملاقات داشتي؟

بعد از اومدن من به اينجا

بله- چرا؟-

بهم خيلي کمک کردن

من هم به عنوان قدر داني

به ناهار دعوتشون کردم

چرا ميپرسين؟

انتظار داشتم بگي نديدي

نه " اف ال جمستون" رو

نه خواهرمُ

چي ميگن ؟- ! ساکت-

مگه خودم نبايد تصميم بگيرم؟

که کي رو ببينم کي رو نبينم؟

پس من هم اخراجت ميکنم

پدرم گفته اخراجت کنم

...ولي

.خواهرم گفته اخراجت نکنم

هر طور که خودت بخواي

.نميخوام خواهرمُ...ببيني

ما باهم رابطه خاصي نداريم

مثل اينکه شما زيادي ذهنتونُ درگير کردي

هان يونگ وونُ جلوي من اينقدر رقت انگيز نشون ندين

نگران ميشم

ديوونه است

براي اين نيست که روشت با بقيه فرق داره؟

هان يونگ وون که بچه نيست

اينکه ما در نبودش داريم راجبش حرف ميزنيم

کار بچگونه اي نيست؟

ادم عجيبي هستي

من مديرم

چرا اينقدر به خودت مطمئني؟

شما هم دارين سعي ميکنن که خودتونُ بيخيال نشون بدين

ميخواي خودتُ با اعتماد به نفس نشون بدي

درک ميکنم

ميخواي قدرتمند به نظر بياي؟

احتماالا ، اينجا نشستن

راحت نيست

به غرورت اسيب ميزنه؟

به خاطر يه سري دلايل عجيب ، من هم ميخوام قدرتمند به نظر بيام

ايستادن اينجا و گوش دادن به حرفات

منُ معذب و غرورم رو جريحه دار ميکنه

به عنوان برادر هان يونگ وون باهات راحت حرف زدم

مطمئنم ميتونين کار و زندگي شخصيتون رو

باهم قاطي نکنين ، رئيس

جه اين ، نيا دفترم

بايد محتاط باشيم

خطرناکه؟

بله

کاري که داري ميکني چي؟

به داداش کانگ جه نگو

جانگ سه رو ـيِ احمق به خاطر هان يونگ وون داره کور ميشه

جه اين- به خاطر دختر هان ته هو-

ههممون رو به خطر ميندازه و هر کاري که خودش ميخوادُ ميکنه

بي هيچ وجه بهش نگو

اينطور نيست

برو دنبالش

!يهو پيش اومد

اگه واقعا چيزي نبود

بايد ميگفتي مگه عقلمُ از دست دادم که بخوام با دختر هان ته هو باشم؟

بايد اينا رو ميگفتي

بايد نگران عاشق شدنت هم مي بودم

ولي بايد ببينم چرا اون نفر من نيستم؟

بايد ببينم براي اينکه عاشقم بشي چي کم دارم

ميخواي اول جواب کدومشُ بشنوي؟

اينجور عشقا کثيف و شرم اورن

اينکه عاشقت چيزي نيست که به خاطرش بخوام ممنون باشم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left