The first 200 lines.
.اینجا ورودی زیرزمینه
...وای خدا
خانوم؟
خانوم!؟
هنوز نرسیدیم؟
هنوز نرسیدیم؟
ببندین دهنتونو
باشه، فقط یه چیزی، هنوز نرسیدیم؟
هنوز نرسیدیم؟ - اون چیه؟ -
،زیک اینا رو ولش کن هنوز نرسیدیم؟
هنوز نرسیدیم؟
عمارت هارلَند چه شکلیه؟
.رویایی ـه
.دیشب داشتم سکته میکردم
.راستی، بیاین اینو ببینین
،دیشب که رفته بودم دوربینا رو وصل کنم
.ببین دوربینا چی گرفتن
.وقتی حافظه دوربینو چک کردم دیدمش
عه آره، اونجا رو
دهنتو
چیزی ته راهروئه؟
نه
صدایی که همون لحظه ضبط شده رو هم چک کردی؟
آره بابا
فایل صوتیش همونجا روی صفحه س
.تا جایی که میشد تفکیکش کردم
دهنتو
.دهنتو، زنه، قطعا صدای زنه
.آره فکر کنم
.هرچی که هست، فردا شب دوباره برمیگرده
توی این عمارت باید .اتفاقات عجیب غریبی افتاده باشه
.پس قراره واسه ما هم بیوفته
.قطعا اونجا یه چیزی گیرمون میاد
بچه ها، قسمت آخرِ برنامه .قراره فوق العاده بشه
دمت گرم، زیک
اه لعنتی
فقط الان خیلی خستم
از دست تکون خوردنای ماشین و .این اسکولایی که باهاشون اومدم سفر
خب چرا باهاشون رفتی؟
.چون که ستاره ی برنامه منم
.آره، هم خوشگلی هم خوش هیکل
خب چه خبر از دوس پسرت؟
،الان نمیتونم صحبت کنم
.الان توی یه ون با سه تا بو گندو نشستم
باشه پس
.شب بهم زنگ بزن
.میدونم دوس داری با یه نفر راجبش صحبت کنی
آره فکر خوبیه
دوست دارم، جکس
.منم دوست دارم
خیله خب دیگه رسیدیم، آره؟
.آره رسیدیم
بفرما
دهن سرویس
.داخلش باید قشنگ باشه
.درسته، قشنگ بود .یه زمانی خیلی قشنگ بود
،میشه یه کم درباره تاریخچه ی اینجا
یا اتفاقات یا هر نکته ی خاص دیگه ای برامون توضیح بدی؟
عمارت در اوایل قرن بیستم ساخته شده
بطور دقیق تر، سال 1917
مالک اصلی اینجا ،روانشناسی بنام ساموئل هارلند بود
.جراح هم بود
و خود عمارت هم به عنوان مدرسه ای .برای دختران بی سرپرست و طرد شده فعالیت داشت
،بعد از چند سال زمین گیر شدن
،ساموئل در سال 1924 فوت کرد
و مدرسه به برادر کوچیکترش توماس رسید
.که اون هم پزشک بود
و مدرسه رو سرپا نگه داشت؟
بله، ولی توماس هارلند .اخلاقیات عجیب و مشکوکی داشت
اون شروع به آینده نگری کرد .تا بتونه بیمارستان شخصی خودش رو داشته باشه
.بیمارستانی مخصوص زنان دارای مشکلات روانی
.به نظرم قابل تحسینه
.توماس سقط جنین هم انجام میداد
سقط جنین؟
بله
همونطور که میدونین .اون زمان این مسائل باید مخفیانه انجام میشد
توماس همیشه میخواست که
یک مرکز پزشکی داخل عمارت ساخته بشه
.که فقط مخصوص رسیدگی به مشکلات زنان باشه
.یه بیمارستان زنانه
درسته، تا بتونه مشکلات پزشکی و روانی رو
.راحت تر و بهتر درمان کنه
توماس شروع کرد به پول درآوردن
،تا باهاش بیمارستانو بسازه .ولی اون مقدار پول کافی نبود
تا اینکه یک سرمایه گذار خصوصی و خوش نام
.که از شهرت خوبی برخوردار بود، به پستش خورد
،پس از پنج تابستان طولانی .درنهایت عمارت در سال 1941 تکمیل شد
اسم اون سرمایه گذارو می دونید؟
،اسمی ازش برده نشده
هیچوقت معلوم نشد کی بوده
ولی یه شایعاتی پخش شد که میگفت ...معشوقه ی اون سرمایه گذار
.گرفتار یه وضعیت حساس شده بود
.باردار شده بود
بله، درسته
اون متاهل بود و لازم بود که
معشوقه ش یه سقط جنین پنهانی انجام بده
.و باقی داستان
.تعجبی نداره که نمیخواسته شناخته بشه
،و دلیل سرمایه گذاری هم همین بوده
.لطفِ کسی که زندگیشو نجات داده جبران کرده
.یا رشوه داده، کاری که معمولا انجام میدن
درواقع، توماس در طبقه بالا دخترای جوان زیادی رو معاینه میکرد
،و به دنبال هرگونه اختلال یا بیماری ای بود
.اما عملیات سقط جنین رو کنار نذاشت
فقط اون کار رو به زیرزمین منتقل کرد
و توی زیرزمین
به سرپوش گذاشتن روی .بی احتیاطی پولدارای سفیدپوست ادامه داد
...بی احتیاطی .این کلمه برای توصیفش بیش از حد مؤدبانه س
.اونا اسم اتاق رو "بخش سقط جنین" گذاشته بودن
...یعنی میگم سقط جنین
،درسته، طبق چیزایی که درباره تاریخ آمریکا خوندم
اون زمان سقط جنین بطور مخفیانه انجام میشد
.اما یه کار عادی و طبیعی بود
و دلیل مخفیانه بودنش این بود که
.میترسیدن شغلشون رو از دست بدن
.من راجب یه جایی مثل اینجا توی جنوب شنیدم
"بهش میگن "کانون های کنترل تولد
.بهش میخوره غیرقانونی باشه
دلایل زیادی برای مخفیانه بودنش وجود داشت
مثلا صحنه هایی که .بقیه مادر ها نباید می دیدن
.پس باید بگم هنوز چیزی تغییر نکرده
.به هرحال تجارت پر رونقی بود
دکتر توماس و پرستار آدِلاید ،که همسر توماس هم بود
.جراحی ها رو انجام میدادن
توی اون دوران، مردها هم دچار جراحت میشدن
اما نه مثل زن ها که تا پای مرگ .روی تخت بیمارستان خونریزی می کردن
...معذرت میخوام
چی شد؟ - حالت خوبه؟ -
.لطفا همه چیزو واسمون تعریف کنین .برامون مهمه
.راستش داستان توماس و آدلاید واقعا وحشتناکه
ینی بدتر هم میشه؟
.اونا هیولا بودن
،هرچی بیشتر پول در می آوردن .حریص تر و شرور تر میشدن
خب، چیکار کردن؟
توی گزارش ها راجب یه دختر 15 ساله نوشته شده
.که توسط پدرش برای معاینات به اینجا آورده شد
،بعد از چند ماه
.مشخص شد که اون بارداره
درواقع، تشخیص دادن که .بچه متعلق به عموی اون دختره
عموش؟
بله
دختره قسم میخورد که بچه برای عموش نیست
...میگفت بچه در واقع
درواقع چی؟
.میگفت بچه از یه جای دیگه به بدنش منتقل شده
دکتر توماس و پرستار آدلاید ،همون طور که به پدرش قول داده بودن
،قرار شد سقط جنین رو انجام بدن
اما همون روز دختره یه چاقوی جراحی برداشت
و موقعی که میخواستن برای جراحی آماده ش کنن
.با اون چاقو آدلاید رو به قتل میرسونه
کجا؟
توی زیرزمین
،یه دختر کم سن و سال ،که مردم میگن توسط شیطان تسخیر شده بوده
خونین و مالین توی راهرو می دویید
.و هرچی که سر راهش بود رو زخمی میکرد
اسمش چی بود؟
.سارا اَن گَرِت
،توماس اونو توی یکی از کمدای راهرو پیدا کرد
،همون کمدی که مخصوص دخترای مشکل دار بود
.درواقع برای تنبیه به اونجا فرستاده میشدن
.باید کمد جالبی باشه
همونجا، توماس مقدار دوز کشنده ای
.از آرسنیک رو به اون دختر تزریق کرد
.بعد در اونجا رو قفل کرد و رفت
.دختره به طرز وحشتناکی کشته شد
میگن بعدش توماس برگشته
...و جسد اونو برده به زیرزمین و
.و از بین بردتش
.همچنین بچه ی توی شکمش رو
بعدا مشخص شد که توماس
از اون دخترا سوء استفاده جنسی میکرده و بعد اونا رو میکشته
.تا نتونن حرفی بزنن
.بیشتر اونا هیچ خانواده یا سرپرستی نداشتن
.توماس هرکاری دلش میخواست با اونا میکرد
،دخترا از خود توماس باردار میشدن .و اون خودش بچه ها رو سقط میکرد
،خوشبختانه بعد از تمام این اتفاقات
.قانون به سراغش اومد
،توماس مجرم شناخته شد ،و بعدش خودکشی کرد
.دقیقا در روز تولد 60 سالگیش
.قبل از اینکه دستگیرش کنن خودشو دار زد
.چه راحت قسر در رفت
.چه بیناموسی بوده اون
بعد از اون در سال 1955 اینجا رو بستن
.و به حراج گذاشتن
.دهن سرویس، عجب داستانی داشته
،توماس یه بیمار روانی بود .درست مثل مراجعه کننده هاش
.این مکان درد و رنج زیادی رو متحمل شده
بعد از حراج چی شد؟
راستش، تا 20 سال بعدش
آدمای مختلفی اینجا رو خریدن
.ولی هر کدوم بیشتر از یک سال طول نکشید
بخاطر دردسرایی که این مکان داشت...؟
بعضی ها میخواستن اینجا رو تخریب کنن .و از زمینش استفاده کنن
بعضی ها میخواستن دوباره بازگشاییش کنن .و به عنوان مطب ازش استفاده کنن
اما هیچکدوم به اندازه ای دووم نیاوردن .تا بتونن به هدفشون برسن
خب، شما چطوری صاحب اینجا شدین؟
،راستش سال 1973 ،پدربزرگم اینجا رو از یه سرمایه گذار خرید
کسی که میخواست اینجا رو تخلیه کنه و ازش به عنوان مسکن استفاده کنه
.که بتونه سود کنه
،من اتفاقات زیادی رو به چشم دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.