The first 200 lines.
تقدیم می کند opus-sub تیم ترجمه ی
"قسمت 12"
برای دریافت آخرین زیرنویس ها به کانال تلگرام ما مراجعه کنید OpusSub
چی شد؟ اون کجا رفت؟
اون کجا رفت؟
دیدی؟- آره-
منم دیدمش
باید برگردم
...باید
دیوونه شدی؟
اگه میخوای بمیری، خودت تنهایی بمیر
با این دختر چیکار کنیم؟
همونطوری رهاش کن
اگه اینطوری ولش کنیم میمیره
بریم عجله کنین
حالت خوبه؟
چه اتفاقی افتاد؟
همینطوری پرید توی جاده فکر کنم میخواست خودکشی کنه
آقا
حالتون خوبه؟
آقا، لطفا آروم باش
چاقوتو بهم بده- آروم باش-
چاقوتو بهم بده
!چیکار میکنین؟ بگیرینش
چاقوتو بهم بده ولم کنین
ولم کنین تروخدا ولم کنین
باید برگردم به گذشته- آروم باش-
دست نگه دار
تو کی هستی؟
یه دکتر منتظرشه باید ببرمش پیش اون
من دکترم من درمانش میکنم
با شما تماس گرفته بودم؟
بله
به محض اینکه آوردنش اینجا بهوش اومد
اما قشقرق راه انداخت که باید بمیره ما آرومش کردیم
وقتی پیداش کردن تنها بود؟
کسی باهاش نبود؟ یه زن کنارش نبود؟
نه، شنیدم تنها بود
اما قیمش داره میاد اینجا
قیمش؟
آره، وقتی تلفنش زنگ میخورد گوشی رو برداشتم
یه نفر به اسم "مدیر" بهش زنگ زده بود
پدربزرگم
به شما واگذارش میکنم
هی هی
یون کیونگ کجاست؟ کجاست؟ تو چرا تنهایی؟
اون در خطره- چی؟-
منظورت چیه؟
چرا توی خطره؟
میتونی...بازم کنی؟
من باید برگردم
اون کجاست؟ من میرم اونجا من میرم
لطفا، لطفا بذار برم
اون توی خطره
خواهش میکنم
باید برگردم
لطفا
وقتی برگشتی همه چیزو بهم بگو
باید برش گردونی
سوزنهای من کجان؟
لطفا
لطفا منو برگردون اونجا
...چی
یعنی چی؟ اون کجاست؟
یون کیونگ
کسی یون کیونگ رو دیده؟
کسی اونو دیده؟
!ببخشید! یون کیونگ
باید زنگ بزنم به پلیس نباید اینطوری بشه
تو کی هستی؟
من کجام؟
قبلا تو رو دیده بودم
خودتی
اسمت چیه؟
من یون یی هستم- یون یی-
چه اسم قشنگی
!یون کیونگ! یون کیونگ
کجایی یون کیونگ؟
تو کی هستی؟- باید دنبالم بیای-
حالت خوبه؟
بله- ...خوشبختانه خونریزی رو متوقف کردیم-
برای همین خون زیادی از دست ندادی
این سنبله به جریان انرژی و خون رسانی کمک میکنه
خودت بودی
،بیست سال پیش
...درست مثل اون
شما هم اومدین به دنیای من
اومدین پیش من
منو یادت میاد؟
،بیست سال پیش
...بعد از دکتر شدنم اینقدر به خودم غره شده بودم
که نتونستم یه دختر رو نجات بدم
هی خودمو سرزنش میکردم که لیاقت دکتر بودن رو ندارم
و خواستم رگم رو بزنم
تو اون موقع، به یه دنیای عجیب رفتم
،حتی بعد از اینکه فهمیدم کجام
صدای دردناک گریه ی یه بچه رو شنیدم
بابا
بابا
بابا بابا
بابا
...میتونستم ببینم که
عمر طولانی اون بچه چقدر بخاطر این حادثه لطمه میخوره
دختر چیزی نیست
انگار چشمهای اون بچه داشتن درخواست کمک میکردن
درست مثل چشمای همون بچه ای بود که نتونسته بودم نجاتش بدم
با اینکه بچه بودی
اما داشتی بخاطر اینکه پدرت مرده خودت رو سرزنش میکردی
حتما باید نجاتت میدادم
اما فقط نصفه و نیمه درمانت کردم
بیدار شدی اما چیزی یادت نمیومد
"توی چوسان به این میگن "سادانگوون
اینو میدم بهت تا دیگه گریه نکنی
تو به خواست خودت حافظت رو پاک کردی
اما من فکر کردم اینطوری برات بهتره
یه روز به اندازه کافی بزرگ مشدی تا بتونی با اون خاطرات کنار بیای
تونستی با یه نفر ملاقات کنی که شاید بتونه اونو درمان کنه
اینطوری اون خاطرات دوبار برگشتن
من نتونستم درمانتو تموم کنم
اما فکر کنم اون آدم تونست
،توی اون لحظه وقتی نجاتت دادم
تونستم راه خودمو پیدا کنم تا دوباره یه دکتر بشم
تونستی تاحالا اون آدم رو ملاقات کنی؟
بله
...من
دیدمش
کجاست؟ کدوم اتاق؟
اونجاست
!یون کیونگ، یون کیونگ
حالت خوبه؟
مطمئنی حالت خوبه؟
ببخشید واقعا معذرت میخوام
واقعا ممنونم که زنده موندی
واقعا حالت خوبه؟
حتما خیلی درد داشته
...من دیگه
دیگه هیچوقت تنهات نمیذارم
هیچوقت اینکارو نمیکنم
واقعا متاسفم
خیلی ممنونم که زنده موندی
شنیدم دارین دنبال پادشاه از اینجا میرین
...امیدوارم
دوباره بتونم ببینمتون
باید بریم
لطفا مراقب ماک گئه باشین
،بعد از اینکه دکتر هو ایندفعه بره
کی دوباره برمیگرده؟
ممکنه اصلا برگرده؟
ممنون که قلب یون کیونگ رو تسکین دادی
...ممنونم که درمانش کردی اما
اما این کینه منو ازت کم نمیکنه، آقای هو
بله، هنوز باید یه مسائلی رو بین خودمون حل کنیم
همش مال گذشته ست
وقتی از اینجا رفتم، دیگه خاطرات این دنیا رو تو ذهنم نگه نمیدارم
...اگه این الان تنها مانع راهته
باشه
...پاک کردن خاطرات میتونه راه چاره باشه
البته اگه بتونی از پسش بر بیای
،اگه فکر میکنین دوباره با میل خودم برمیگردم اینجا
باید اینجوری فکر کردن رو تمومش کنین
درست مثل قبل، همه چیز به تصمیم تو بستگی داره
فقط دارم وظیفه ای که بهم محول شده رو درست انجام میدم
منتظرش میمونم
من منتظرش میمونم
چرا راجبه یون یی بهش نگفتین؟
اگه میفهمید اون زنده ست حتما خوشحال میشد
ممکن بود خوشحال بشه
اما الان وقتش نیست
...فعلا بخاطر دارویی که بهش میدین چیزیش نشده
...اما اگه اتفاقی برای یون یی بیفته
بخاطر داروی من نیست
یون یی هم منتظره
...قلب منتظرش داره کمکش میکنه
تا اینطوری اتفاقی واسش نیفته
!یه بیمار اورژانسی اینجاست
!لطفا به دادم برسین کسی نیست؟
میتونستیم بریم یه بیمارستان دیگه چرا منو آوردی اینجا؟
این الان مهم نیست
!ببخشید !یه بیمار اورژانسی اینجاست
!لطفا کمک کنین....یکی کمک کنه
...کمک
...بیا
یه بیمار اورژانسی اینجاست لطفا کمک کنین
!وقت نداریم
با شمشیر زخمی شده یه نگاهی بهش بندارین
!یه لحظه صبر کنین، لطفا
بله، باشه
...وقت نداریم تروخدا عجله
شما کی هستی؟
من قیمشم
احیانا، دوست پسر دکتر چوی؟
...نه! اینطور نی
البته هنوز
این...این چیه؟
...به نظر میاد یه نفر
برگ درخت صمغ و پودر چوب درخت پیر کاج رو گذاشته روی زخمش
...این دو گیاه
برای بند آوردن خون، ضد عفونی و بهبود زخم یک در یک هستن
کارش خوب بوده
میشه یکم آرومتر انجامش بدی؟
No comments yet. Be the first to leave one.