The first 200 lines.
"آنچه گذشت " چند هفته اته ؟ - من میخوام دوباره مادر باشم -
اون تمام عشقشو صرف مادر کرد
به بقیه مون عشق کمی رسید
این مادر بزرگ مگیه ؟ - بله -
چطور باهاش اشنا شدی؟
متجاوز جیسون داود اون زن ازش باردار شده
تبریک میگم یه پسر خوشگل
درمانی که میخوام روی شما امتحان کنم ترکیب از دو داروست
این بهم کمک میکنه که نوه مو پیدا کنم ؟
این بهت کمک میکنه حالت تعادل پیدا کنی
کاترین میگه تو داری منزلت اجتماعیتو از دست میدی ؟
بخصوص اون یارو - کی ؟ -
مردی که به همسرزش تجاوز کرده بود - متاسفم ..همسر کی؟ -
زن سالیوان - کی این اتفاق افتاد ؟ -
اوایل دهه ی هفتاد زنه حامله شد
اون بچه ی منه .مسولیتش با منه
پس با منم هست
اون حتما بعد از زایمان دوباره
باردار شده این بچه تو نیستی
پس این پسر کیه ؟
سوزان ..این هنوز تنها سرنخیه که ما داریم ؟
ممکنه نباشه
چی پیدا کردی ؟ - یه گربه دفن شده -
تاحالا نه تا گربه پیدا کردیم
سرشون قطع شده ؟ - همه شون -
استیون پرایس
ما هردو مون به سنت جیمز میرفتیم
این سنت جیمز چیه دقیقا ؟ - یه یتیم خونه -
خبر دارید که چندتا گربه ازاین منطقه دزدیده شدن ؟
نه - این نوه ی منه -
بهم بگو کجاست
من هنری سولیوانم
آندره اسمیت لطفا بیاید داخل
لازمه اینجا رو امضا کنید
ما تصمیم گرفتیم بنویسیم "والدین ناشناخته "
ممنونم
اوه آقای سالیوان
این ..بچه یه موهبته
قول میدم بخوبی ازش مراقبت کنم
مترجم Sali84gh
قرار بود مراقبش باشی
صبح بخیر
بفرما
این چیه ؟ - بخونش -
یتیم خانه سنت جیمز بسته شد
در سال 1984
استیون پرایس سه سال گذشته رو توی این خونه زندگی کرده
خونه به اسم خودشه و قسطهاش پرداخت شده
حدس میزنم باید برم سروقت شغل نگهبانی
اونور چه خبر ؟ - چیز زیادی نیست -
گمونم بعد از کتک خوردن از بابابزرگ سالیوان
اصلا توی حس و حال همکاری با ما نباشه
من گذشته شو بررسی میکنم
من الانشو میچسبم
ممنونم ..خدانگهدار
چه طور ما نمیدونستیم ؟ - اونا از ما مخفیش کردن ..کت -
اما مامان چه جوری با این مساله
زندگی میکرد؟
چی؟
مشکلی نیست پدر شما تو بیمارستانید
یادتونه دیروز چه اتفاقی افتاد ؟
دیروز؟
شما به استیون پرایس حمله کردید
استیون پرایس .. این خیلی مهمه که
پلیس باهاش صحبت کنه
نگران این مساله نباشید پلیسها مراقبشن
پدر ؟ -
جیسون داود
این واقعا برای مامان اتفاق افتاد؟
این بین منو مادرته
واسه بچه چه اتفاقی افتاد پدر؟
پدر
چرا شما ها دور من جمع شدین ؟
من خیلی خسته ام
سلام به همه اقای سالیوان زمان داروهاتونه
شما کی هستی و این چیه ؟ - این -
هالدول و اتیوان
تجویزه دکتره بهتون کمک میکنه
نمیشد فقط یه ابنبات چوبی بهم بدی ؟
خب من فکر کنم این بهتر باشه
سعی نکنید هیجان زده اش کنید
ممنونم - ممنون دیانا -
چه اتفاقی برای بچه ی مامان افتاد , پدر ؟
شما قرار نبود هیچ وقت راجع بهش بفهمید
پسر بود یا دختر ؟
اون(پسر) به فرزند خواندگی پذیرفته شد
فرزندخواندگی؟ توسط کی ؟
اون کارمند ِ ..- کارمند ؟ -
اسمش چی بود ؟
من هیچ وقت نفهمیدم
اونا بهش چیز خوبی دادن
باید یه مدت اروم بشه
کارمند
اون گفت که بچه رو اون کارمنده به فرزند خواندگی قبول کرد
هلن؟
اروم باش وحشت نکن
چند هفته اته ؟ - بدش به من ..بدش به من -
هلن؟
هیج هماتومی پشت جفت وجود نداره
اعضا طبیعی به نظر میان
بیا به صدای قلبش گوش بدیم
خیلی خوبه
چرا اینقدر خونریزی داشتم ؟ -
باید مربوط به دهانه ی رحم باشه
توی این چند روز گذشته رابطه ی جنسی داشتید ؟
من ..من پدر بچه نیستم
من فقط ..من فکر کردم که یائسگیم نزدیکه
در این سن باردار شدن سخت ترین بخشه
اما مشخصا اینجا یه بچه است و خوب هم چسبیده
اما اون هنوز گزینه هایی داره
داری به سقطش فکر میکنی ؟
واسه همین نمیخواستم بیای
میخوای نگهش داری ؟ - نمیدونم -
چی میخوای هلن ؟ - منظورت از چی میخوام چی ؟ -
یه خاطر اینکه ما آنتونی رو از دست دادیم تو یه چیزی برای دلداری میخوای
الان چی گفتی ؟
واقعا فکر میکنی جای خالی رو پر میکنه ؟
نه ...تو چی گفتی ؟ - خوب .. جوابمو نده -
تو گفتی ما آنتونی رو از دست دادیم
نه ..این منصفانه نیست خودتم میدونی
چطور منصفانه نیست ؟ این دقیقا چیزیکه تو گفتی
نه ...من گفتم تو فکر میکنی ما از دستش دادیم
نه تو اینو نگفتی تو گفتی ما آنتونی رو از دست دادیم
لوک .. مساله سر اینه
مساله سر شکِ تو هست ...نه من
هیچ کس نمیتونه جایگزین آنتونی بشه تو هم میدونی
تو قراره با یه بچه چیکار کنی ؟
میخوای خودت بزرگش کنی ؟
اصلا به فرانک گفتی ؟ منظورم اینه
نمیتونی توی یه رابطه باشی هلن
چرا؟
به خاطر اینکه تو گند زدی من گند زدم
هرکسی در موقعیت ما گند میزد
حق با توئه خوابیدن با معلم پسر گمشده ات
خیلی گندکاریه
وقتی آنتونی گم شد من تمومش کردم
لوک ازم توقع داری چیکار کنم ؟ دراز بکشم و بمیرم ؟
من میخوام کاری رو انجام بدی که هر مادری انجام میده
اوه چی؟ اون چیه که هر مادری انجام میده ؟ مرده ی شنیدنشم
تسلیم نشی - تسلیم ؟ -
تو واقعا فکر میکنی من دارم این کارو میکنم ؟
اینقدر احمقی ؟
چه طور ما درمورد مادرت اونو فهمیدیم ؟ درباره ی جیسون داود ؟
گیل کارترایت
و چه طوری گیل رو پیدا کردیم ؟
من پیداش کردم من جوابارو پیدا کردم وقتی تو نتونستی
پس چه طورتو جرات میکنی راجع به تسلیم شدن با من صحبت کنی ؟
مشخصا روحتم خبر نداره من چه کارهایی کردم
چیلتون؟
بهم بگو مطمئنی که آنتونی هنوز زنده است
بهم بگو مطمئنی که اون هنوز زنده است
و من ... من قسم میخورم از دست این خلاص بشم
هلن هلن
دوباره سلام
سلام ..من میشناسمت؟
مریض کاترین .. فرد کمرون
ما چند روز پیش همدیگه رو دیدیم - اره .. بخش انکولوژی -
اینجا چیکار میکنی ؟
اونها بهم گفتن که باید اطراف حرکت کنم ..خب
منم تصمیم گرفتم یه فهرست از آثار هنری بردارم
اوه ..شوخی میکنی
در واقع .. دارم شوخی میکنم
اما میتونم به طور قطع بگم توی تمام طبقات افتضاح بودن
اوه
قراره زیاد بمونی ؟ - نه .. خیلی کار دارم نمیتونم بمونم -
متوجه ام . بیرون از اینجا موفق باشی
تو هم همین طور -
آقای سالیوان؟
اگه بودن در اینجا چیزی بهم یاد داده باشه
اینه که گاهی وقتها خوبه که عجله نکنی
اگه نمیتونی دقیق فکر کنی برای هیچ کسی سودی نداری
شاید فقط من اینجور باشم اما زمانی که خسته ام کاملا بی مصرف میشم
همین طور یادگرفتم که
نصیحت طلب نکرده خوش آیند کسی نیست
نه ..ممنونم - مراقب خودت باش -
باشه
کتابتو یادت رفت
خانم باودن دیدن شما مایه مسرت بود
میشه ؟
به گذشته که نگاه میکنم میتونم بگم که استیون ...
نیازهای ویژه ای داشته که ما نتونستیم براورده کنیم
اونها حالا برای این مسایل هم برنامه دارن
اما قبلا اینجور نبوده
نباید بهت بگم اما این بچه ها میتونن خشن باشن
استیون بارها مورد آزار و اذیت قرار گرفته بود
اما میتونم بگم که ما به نحو احسن از بچه هامون اینجا مراقبت میکنیم
شک ندارم . چرا یتیم خونه تعطیل شد ؟
دولت
اونها برای تعطیل کردن ما دنبال بهونه بودند
گمونم روشهای ما خیلی قدیمی بودن
متوجه ام که این مساله مربوط به خودکشی یکی از پسراتون بود
این اتفاق سی و دو سال قبل افتاد
قبلش توی این پسر هیچ رفتار منجر خودکشی مشاهده کرده بودید؟
ما هرکاری میتونستیم انجام میدادیم
تا اون بچه هارو مطابق با اراده ی خدا راهنمایی کنیم
خداوند هرگز با انچه که تامی ادامز انجام داد موافق نبود
تامی ادامز تنها و افسرده نبود ؟
تامی آدامز یه پسر سرسخت بود
بقیه پیتبال صداش میکردن
اون به خیلی از بچه ها زور میگفت
No comments yet. Be the first to leave one.