The first 200 lines.
"سينابون" جين - مدير
يه نگاهي به اونجا بنداز - باشه -
نديدين يه پسري با کت مخمل از اينجا رد بشه؟
جناب؟
جناب
يک مرد جوون، موي تيره، کت مخمل
پليسِ شهر اوماها
خب چي شد؟
نيک، بيا اينجا
نميخواي بياي بيرون؟
بيزحمت کتتو باز کن
جناب من شما رو دستگير ميکنم
لطفا دستاتو بذار روي سرت
نيک، ميشه اونا رو جمع بکني؟
باشه
خيلي خب، راه بيوفت
ممنون
!هيچي نگو، ميفهمي؟ وکيل بگير
وکيل بگير
عوضي
خانوما - سلام جين -
ناهارت خوب بود؟
آره. چي ميخواي؟
رول ها آماده شدن
باشه
Drama مترجمين: ناصر اسماعيلي و آرين
خب ميتونم به هاوارد بگم
که تو نه استعفا ميدي نه خودتو بازنشسته ميکني؟
و ميشه اين آشغالا رو از رو ديوارا برداريم؟
زنگ ميزنم هاوارد
جيمي
ميدوني که همين الان به يک جرم اعتراف کردي؟
فکر کنم
ولي حالت بهتر شد، درسته؟
بعلاوه، اين حرف تو مقابل حرف منه
البته
برميگرده
چه فرقي ميکنه من چي گفتم، هاوارد؟
چرا دندوناي اسب پيشکش رو ميشمري؟
...اون
،آره خب هرچي که بود الان ديگه بيخيالش شده. باشه؟
و راستي، خواهش ميکنم
خب، هاوارد دوباره نفس ميکشه
اونو خيلي خوشحال کردي
!جيمي
جيمي، اگه ميخواي کمک بکني
حداقل يکم کلاس از خودت نشون بده
...کلاس؟ چي ميگي
نبايد سريع جداشون بکني
اينطوري رنگ چوب هم باهاش کنده ميشه
رنگ چوب ها دست نخورده
معلومه که خراب شده. نگاه کن. نگاه کن
خب شايد بهتر بود قبل اينکه روشون چسب ميزدي
به فکر چوب ديوار ميبودي
من به کمکت نياز ندارم
يادم نمياد ازت کمک خواسته باشم
ببخشيد بابا. باشه؟
باشه با کلاس انجامش ميدم. نشون بده
اينطوري
...با آرامش
با انگشت شست لوله ميکنيشون
چپ و بعدش راست
ديدي؟
انگشت هاي شست رو متناوب، بالا و پايين ميکني
و اينطوري چسب رو لوله ميکني
چاک، فکر کنم بايد به جاي چسب
با يه چيز ديگه اينطوري ور بري
يالا. نشونم بده
آروم. آروم
چپ و بعدش راست
چپ، راست - فهميدم. موم بزن و بکنش -
آقاي مياگي
بچه کاراتهکار
واقعا؟
خداي من
ماجراجويي هاي مِيبل
خيلي وقته اينو فراموش کرده بودم
اينو يادت مياد چاک؟ - آره -
هري تورستن پک - آره -
ميبل وارد کوه ميشه
و اونجا با پادشاه شيرينيها آشنا ميشه
...و پادشاه بهش
...يک ژلهي خيلي خوشمزه ميده و
لعنتي، مال سال 1912
آره. مال گرمي داونپورت بود
اسمشو توي کتاب نوشته
سالي که تايتانيک غرق شد
اينو براي شاگردهاش خوند
لعنتي
و مامان براي من خوندش
من برات خوندمش
تو يادت نمياد
آره، آره
حالا که گفتي يادم اومد. آره
چند سالم بود؟ پنج يا شيش؟
يه چراغ خواب عجيب داشتي
و کاملا شيفتهش بودي
...شکل
!شکل دافي داک بود - ...يه کپي ناقص از دافي داک بود -
...که يه منقار خيلي - قرمز داشت -
آره منقارشو يادم مياد - آره، آره آره -
و اونقدر داغ ميشد
...که ما نگران بوديم خونه رو به آتيش بکشه، اما
درسته - تو نميذاشتي کسي بهش دست بزنه -
آره تو... واقعا حافظهي خوبي داري چاک
منقار قرمز و چيزاي ديگه
...اسم اون دختر بچهاي که
سه خونه بالاتر از ما زندگي ميکرد چي بود؟
موهاش کوتاه بود - جيمي -
و هميشه تو خاک و خل بود. هميشه کثيف بود
!جيمي! جيمي - ...ازش خوشم ميومد. اون هميشه -
حتي فکرشم نکن که من اتفاقي که امروز اينجا افتادو فراموش ميکنم
و تو بهاشو پس ميدي
باغمو ننوشتين
خب باغ شما جزوي از حياط خونهاتونه
درنتيجه به صورت خودکار جزو املاکي محسوب ميشه که به جن ارث ميرسه
جزو خونهست، مامان
خب به نظرم بازم بايد مکتوبش بکنين
چون شايد يه قاضي فاسد بخواد اونو از چنگمون در بياره
باشه، ميتونيم بنويسيمش
بذار ببينم
باغ
سلام من برگشتم
سلام خانوما. جيمي مکگيل هستم
سلام جيمي. کارمون تقريبا تمومه
...عاليه. ميشه منم - ديگه چيزي نمونده -
تا يک دقيقه ديگه ميام پيشت
حوض هم ذکر کنين
توي باغه
حوض
خيلي خب خانوما
خيلي ممنون که کمک کردين
خواهش ميکنم
ممنون که انقدر صبر به خرج دادين
و خانم ايهرن، اگه شما و مارگارت
،چيزي لازم داشتين... هرچي که بود
شب يا روز با خودم تماس بگيرين
ايشون خانوم شيماسکو هستن و اسم دخترشون جنه
ببخشيد. يه لحظه قاط زدم
خدافظ
خدافظ. ممنون - مراقب باشين -
باشه. ممنون
تو يک ابرقهرماني
خيلي مديونتم
خب، چاک چطوره؟
...از بحران جلوگيري شد
فکر کنم
...دوباره شد همون چاک سابق
ميخواي راجع بهش صحبت بکني؟
بستگي داره
شايد مربوط به اون چيزي باشه
که خودت گفتي هيچوقت راجع بهش باهات صحبت نکنم
باشه. پس ممنون
بايد برگردم سر کارم
بهتر نيست فعلا تعطيل کنيم؟
شام مهمون من
شوخي ميکني ديگه؟
ميدوني چقدر عقبم؟
اون هشت تا وصيتي که بايد تموم بکنمم که بماند
چي ميگي؟ وصيت ها رو خودم انجام ميدم
نه نميدي - معلومه که ميدم -
منظورم وصيتنامههاست. اونا موکلهاي منن
اونا موکلاي منن
من و تو همکار نيستيم، يادت نمياد؟
وقتي که من با موکلا صحبت ميکنم ديگه نميتونم کارشون رو به تو منتقل کنم
بيخيال. حالا چرا جلوي من قانونمداري ميکني؟
کي اهميت ميده؟
ببين، من به تک تکشون توضيح دادم
که من قراره به جاي تو وکيل اونا باشم
سعي کردم قانعشون کنم که موکل ما بمونن
شيش تاشون رفتن - شايد بتوني پس بگيريشون -
...ببين، اگه قضيه سر پوله
.قضيه سر پول نيست پول مال خودت
طوري رفتار نکن که انگار من اينو ميخواستم
خدايا، انگار همينطوريش سرم شلوغ نيست
عصباني شدي؟
عصباني نيستم
...فقط اينکه
به يه چيزايي فکر ميکنم
امروز واسه ده دقيقه، چاک ازم متنفر نبود
يادم رفته بود چه حسي ميده
جيمي
ميدوني که همين الان به يک جرم اعتراف کردي؟
فکر کنم
ولي حالت بهتر شد، درسته؟
بعلاوه، اين حرف تو مقابل حرف منه
همينقدر بود
هاوارد؟
همينقدر بود
ميشه...؟
اوه، آره
خب حالا حرفمو باور ميکني؟
نميدونم از کجا شروع کنم
اما آره، حرفتو باور ميکنم
برادرت يکي از اون حرومزادههاي حرفهايه
توهين نباشه
فقط اي کاش قبل اينکه ميخواستي
،نقشهتو عملي بکني باهام يه صحبتي ميکردي
ميدونم هاوارد، و پشيمونم که خبرت نکردم
...فقط اينکه بايد يک طوري
No comments yet. Be the first to leave one.