The first 200 lines.
گفتي کي داره ازدواج ميکنه؟- مگه پسر بزرگه نيس؟-
نه...فکر کنم کوچيکه اس
خيلي وقته نديدمت- حالت چطوره؟-
داماد ديدي؟
خيلي بانمکه- حسوديم شد-
هي،چه خبر؟ آره
يه لحظه صبرکن
چرا دير کردي؟
هي ،دسته گل کجا ميبري تو نبايد اينکارو بکني
بيا اينجا ببينم اي موش کوچولو
اين پسر "ووني" نيس؟- بايد بهشون سلام کني عزيزم-
چقدر بزرگ شدي چند سالته؟
چند سالته؟
پنج؟
خيلي خوبه که اين همه وقت صرف عروسي کردي، حتما کلي وقتتو گرفته
نه بابا...مامان اونجاس- باشه-
تبريک ميگم- ديدن همه شما باعث خوشحاليه-
حتما خيلي هيجان زده ايد، تبريک ميگم- مرسي-
وقتي دعوتنامه بدستم رسيد فکر کردم پسر بزرگتون متاهل ميشه
چي بگم والله...منم غافلگير کردن
انگار کمي ازش نااميد شدين،آره؟
خب،بچه دومم که متاهل هستش
بعدشم ديگه اين روزا اين چيزا ديگه مهم نيست
ولي بازم درست نيست
بعدا ميبينمتون
از ديدنتون خوشحالم
خب،انشالله کي خبر شمارو ميشنويم،پروفسور؟
بعدا ميام پيشتون- باشه،مراقب خودت باش-
جات راحته؟
من که ازدواج نميکنم
برادر "کيو جين" که يادته،درسته؟
آره
يادت نره راس ساعت سه
و درضمن گند نزني
"از ديدنتون خوشحالم خانوم "کيم
"منم از ديدنت خوشحال شدم "کيو جين
بايد خسته شده باشيد
راستش بيشتر بخاطر "جون يونگ" استرس دارم
چرا براش يه دختر خوب جور نميکني؟
راستش همين الان که داريم صحبتشو ميکنيم براش يه قرار رديف کردم
جدا؟- آره-
دختره کيه؟
دوست نزديک دوس دخترمه
تازه دختر خيلي خوبي هستش
عالي شد
بايد متقاعدش کني که باهاش بمونه
به حرف تو گوش ميده
من بودم زياد نگران نميشدم- باشه-
برادرت کجاس؟
چي؟- واقعا؟-
از قبل اينجا بود- اوه جدا؟-
برم پيداش کنم؟
احتمالا رفته
موقع عکس انداختن توي عروسي منم نبود نگران نباشيد
...همه دوربين نگاه کنين
...آقايي که عينک زديد ميشه يکم اينور بياين؟
لطفا همگي اينجارو نگاه کنين يک ، دو
ساعت سه روبروي کافه خيابان کالج
يه روزنامه رو لوله کن دستت
اين يعني قراره يه دختري به اسم يون هي" رو ببيني"
از غذاتون لذت ببريد
چه کمکي از دستم برمياد؟
اينجا تنها غذاخوري اين اطرافه؟
نه
مشکلي هست؟
يکم پيش دقيقا يه نفر همين سوالو پرسيد
دختره خوب بود
بزار اميدوار باشيم حداقل دختره به اندازه همين جذاب باشه
ببخشيد
ميشه اينم روشن کنين؟
ببخشيد
شما دوست "کيو جين" نيستيد؟
شما "يون هي کانگ" هستيد؟
بله، متاسفم دير کردم
راستش ديگه ميخواستم برم
خيلي متاسفم خوابم بُرده بود
از اونجا که معطلتون کردم قهوه مهمون من
بريم
قرار ناشناس قرار ملاقات مرد و زني كه همديگر را نمي شناسند) (معمولا از سوى خويشان يا دوستان ترتيب داده مي شود
جدا ميخواستي بري؟
فکر کردم سرکارم
به طرز عجيبي کنارم يه پسر ديگه بود
که يه روزنامه دستش لوله کرده بود
جدا؟
يکم اونجا موندم ولي بعدش احساس معذب بودن کردم
واسه همين ميخواستم برم
پس "کيو جين" از دانشگاه ميشناسي؟
از زمان دبيرستان باهم دوست بوديم
خيلي چيزا درباره تو از "يوري" شنيدم
راستش چيزاي خيلي خوبي شنيدم
چيا گفته؟
گفت که جذاب و مهربوني
فکرکنم هم درست گفته هم غلط
...نه
راستش از چيزيکه انتظارشو داشتم بيشتر جذاب هستيد
...ميدونم
من داشتم درباره بعد حرف ميزدم
ميشه بپرسم براي گذر زندگي چيکار ميکني؟
چي؟
يوري" چيز زيادي درباره شما نگفته"
ميدوني ، کار، سن ، سرگرمي،مدرسه
فکرنکنم مسئله مهمي باشن
خب،بعضي وقتا آدما دوست دارم مسائل رو از کوچکترين جزئيات بفهمن
اگه اونا واقعا چيزاي مهمي بودن براي آخر کار نگه نميداشتي که بگي؟
درسته
توي دانشگاه به صورت نيمه وقت تدريس ميکنم
چي تدريس ميکنين؟
انگليسي
پس چطور خرج زندگيتونو درميارين؟
خب...من هنوز تازه اسنخدام شدم فعلا به سختي خرجمو درميارم
خواهر و برادر دارين؟
يه برادر دارم و يه خواهر و من از همه بزرگترم
صحيح
...اگه شما ازدواج کنين
شانس اينکه اين دختر زيبا رو مال خودم بکنم بسيار کم بود
يه جوري وانمود ميکرد که اينم فقط يه قرار ناشناس ديگه س که هميشه ميره
ولي از طرفي منم با اين جور قرارها کم آشنا نبودم
بهترين غذايي که مي پزيد ،چيه؟
باقاله پلو
باقاله پلو؟
همين؟
گفتگوي کسل کننده و توخالي ما همينطور ادامه يافت
لبخندش يادم آورد که اين نوع لبخندهاي قشنگو فقط توي عکس ها ميشه ديد
همين باعث شد براي اينکه بگم چه احساسي نسبت بهم داره ، برام سخت تر شد
چطوري از اين فيلم خوشت اومد؟
...دقيقا همونطور بود که حدس ميزدم البته شروعش اونطور نبود
آره...ولي در کل سرگرم کننده بود
فکرکنم قشنگي هاليوود هم همينه
من گشنم شد ميخواي نهار بخوريم؟
مشکل فيلم نبود
من داشتم مثل يه قرارناشناس معمولي رفتار ميکردم
با يه نوشيدني چطوري؟
راستش زياد اهل نوشيدني نيستم
يه ليوان آبجو تورو نميکشه
فکرکنم يکي بخورم- مرسي-
به سلامتي
خوب ميخوري
فکرکنم امروز از اون روزاس
اتوبوس خيلي طولش داد
چاي چطوره؟
خوبه...با يکم آهنگ بهترم ميشد
ميدونم
يه بطري آبجو ديگه بيارين،لطفا
مطمئني که ميتوني بخوريش؟
مرسي
بزار من بريزم
بخوام راستشو بگم
من قبلا اون فيلم ديدم
راستش چند روز پيش يه قرار ناشناس ديگه رفته بودم
...بهم نخند ولي
يعني بازم بايد مي نشستم همون فيلمو ميديدم؟
ميخوام بگم چقدر حوصله بره
فقط همين ماه بيش از 10 قرارناشناس رفتم
نميدونم ازدواج ارزش اين همه دردسر داره يا نه
ببخشيد ميشه يه ليوان ديگه بياريد؟
خوب بود، مرسي
آره،خيلي خوش گذشت
فکر کنم مترو ديگه رفتن
فکر کنم اتوبوس هم ديگه نياد
حالا چيکار کنيم؟
فقط ميتونيم اميدوار باشيم که از هوش بريم
کجا ميري؟
ميخوام تاکسي بگيرم
باشه
سالم به خونه ميرسي؟
چطور؟ ميخواي منو به خونه ببري؟
چرا که نه
...فکرکنم
از هتل که ارزون تر درمياد
ميدوني چيه، حق با توئه
فقط کرايه تاکسي زياد ميشه
درش نيار همينطوري بکن
چي؟
درش نيار و همينطوري بکن
يه لحظه
بکن توش
هنوز خيس هم نشدي
من اينطوري دوس دارم
قبل اينکه آبت بياد بکش بيرون
پسره زشت بود، نه؟
درباره کي حرف ميزني؟
هموني که کنار تو با روزنامه وايستاده بود
...اوه،اونو ميگي
راستش قيافه خوبي داشت
جدا؟ محاله
ميشناسيش؟- ديشب توي اينترنت باهاش آشنا شدم-
اصرار داشت که منو ببينه
منم ميخواستم شما دوتا رو مقايسه کنم و يکيتونو انتخاب کنم
جدا قيافش خوب بود؟
آره
حس مزخرفي داره،هان؟
احتمالا بايد با اون ملاقات ميکردي، آره؟
به خودش ميگفت استاد
انگار مهندس بود
حتي مغازه يا همچين چيزي داشت
حتي بنظر پسر ساده اي ميومد
...گفت به طور جدي توي ماموريتي هست
تا از اينترنت شريک زندگيشو پيدا کنه
پس چرا دير کردي؟
از اتوبوس جا موندم
No comments yet. Be the first to leave one.