The first 24 lines.
.ميخواد يه لطفي در حقش بکني
.بايد ببينمش
.اين امکان نداره
.اون ميخواد يه لطفي در حقش بکنم ،من ديگه براي اون کار نميکنم
پس به رييس جمهور آمريکا بگو .(عجله کنه (واسه ملاقات با من
...در واشنگتن
...اگر اخبار رسوايي قرار باشه پخش بشه...
اين زن کسيه که کاري ميکنه... .ازش هيچ ردي نمونه
.اسلحه هاتون رو بيارين پايين
تا اون بتونه بهم شليک کنه؟
.تنها کسي که ممکنه تير بخوره، منم
.خودم حلش ميکنم
!اسلحه هاتون رو بيارين پايين
"اُليويا پوپ"
.من به حسم اعتماد دارم .حسم ميگه وضعيت سفيده
.هيچوقت اشتباه نميکنه - !هيچوقت اشتباه نميکنه -
،ما وکيليم .ولي اينجا يه دفتر وکالت نيست
.ما مديرايي هستيم که بحران رو مديريت ميکنيم ،ما براي موکل هامون چه مشکل کوچيک چه بزرگ پيش بياد
.اونا رو حل ميکنيم
داري ميري کمپ "ديويد" تا رئيس جمهور رو ملاقات کني، چرا؟
.ما باهم دوستيم
،دوست به من و تو ميگن .ولي اون رهبر جهان آزاده
.طرز زندگيت باعث ميشه حس کنم آدم موفقيم
.هميشه همه چي به حسم الهام ميشه .حسم هرچيزي که لازمه بدونم رو بهم ميگه
No comments yet. Be the first to leave one.