The first 24 lines.
تو توي کالج درس مي خوندي يه کار نيمه وقت توي رستوران داشتي
شهر کوچيکت رو ترک کردي و پشت سرتم نگاه نکردي
من جا زدم، ميترسيدم ببازم
از خودم مي پرسيدم چرا نگران عشقمون باشيم اگه هيچ وقت تموم نميشه
ازت پرسيدم، باورت ميشه؟
همون موقعي که روي کاناپه دراز کشيده بوديم
لحظهاي که ميتونستم ببينم
آره، آره، از همين الان ميتونم ببينمش
يادت مياد که کنار آب نشسته بوديم؟
تو دستاتو براي اولين بار دور من حلقه کردي
تو يه شورش تو دختر يه مرد بيدقت ايجاد کردي
تو بهترين چيزي هستي که تا حالا داشتم
به آينده نگاه ميکنم و ما دنيا رو باهمديگه تسخير ميکنيم
و يه کشو از وسايل من تو خونهات هست
از رازهاي من آگاه ميشي و ميفهمي چرا من ملاحظه کارم
تو ميگي ما هيچ وقت اشتباهات والدينم رو مرتکب نميشيم
اما مخارج زندگي رو بايد بپردازيم
حساب هيچ چيزو نکرديم
وقتي که فهميدنش سخت بود
بله، بله اين چيزيه که بهش فکر ميکردم
يادت مياد که کنار آب نشسته بوديم؟
و دستاتو براي اولين بار دور من حلقه کردي
تو يه شورش تو دختر يه مرد بيدقت ايجاد کردي
تو بهترين چيزي هستي که تا حالا داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.