The first 200 lines.
من خبرنگار شدم
چون میخواستم کشور رو ببینم
میخواستم فرهنگ محلی رو جذب کنم
و غذاهای محلی رو بچشم
و میخواستم افراد
جالبی رو ببینم
و با اونها دربارۀ دموکراسی
ظریف و در معرض تهاجممون صحبت کنم
من میخواستم به سیرک ملحق بشم
تا در همه جا و هیچ کجا زندگی کنم
ولی در مورد اینکه جزء افرادی باشی که
فرار میکنن
چیزی وجود داره و اون اینکه
که چیزی که ازش فرار میکنی
بالاخره به تو میرسه
دیجی موویز در شبکههای اجتماعی DigiMoviez@
و الآن کجایی؟
اه، وایومینگ
ام، وایسا، کلورادو
ام، نه، ببخشید
احتمالاً مونتانا باشم
داریم وارد سوپر سهشنبۀ میشیم
و اوضاع کمی عجیب بوده
در پنج روز گذشته توی بیستوشش شهر
و چهارده ایالت بودم
پس هر جایی که باشم خیلی اینجا نمیمونم
پس واقعاً فرصتی برای مسائل پزشکی
...یا اتاق انتظار ندارم
ولی دوشنبه تو کالیفرنیایی
تا قرصها رو بگیری؟
آره، اه، وایسا
آره
خب پس به نظر میاد که میتونی
سقط پزشکی انجام بدی
چون کمتر از ده هفته گذشته، فرصت انجامش هست
خب چه مدتی از کار میافتم؟
بین بیستوچهار تا چهلوهشت ساعت
باید یه جای راحت باشی
که به توالت و حموم
ایبوپروفن و پدهای قاعدگی به مدت حداقل بیستوچهار ساعت دسترسی داشته باشی
یه اتوبوس بین شهری با وای-فای بد کافیه؟
سیدی، الآن باید با چیزهای زیادی سروکله بزنی
باید کمی به خودت استراحت بدی
فلیسیتی واکر تو نظرسنجیها مساویه
و سوپر سهشنبه داره نزدیک میشه
الآن وقت چرت زدن نیست دکتر
ولی متوجه منظورت شدم
داروخونۀ آنلاین ما نسخه رو بررسی میکنه
و ظرف بیستوچهار ساعت باهاتون تماس میگیرن
تا آدرس ارسال رو تائید کنید
اگه هر سؤالی داشتید من در خدمتتون هستم
ممنونم
خیلی ممنون دکتر کالینز
ممنون
مردان تماس خصوصی نمیگیرن
وسط پخش یه داستان بزرگ
حامله هم نمیشن
ممم
ترجمه از «امیـرعـلی و سعید» ::. illusion & Theo_S .::
چی؟؟
پشت در شمارۀ یک، اطلاعات زیادی دربارۀ
سازمان غیرانتفاعی نواک وجود داره
گزارش پانصدویک، سی سه
ترازنامهها، یه ممیزی داخلی بسیار محرمانه
که توسط سیمپسون تاچر و بارتلت انجام شده
نشون میده که فلیسیتی واکر ارتباط نزدیکی با خیریهاش داره
لب پیشانی رونان فارو رو حک کردی؟
چطوری اینها رو گیر آوردی؟
پشت در شمارۀ دو
تموم چیزهاییه که من تونستم دربارۀ زندگی شخصی نواک پیدا کنم
دربارۀ فیلمبردارمون که به تازگی بیکار شده
یعنی میسی مونرو چی داری؟
درسته
واو، اینارو ببین
خیلیه
بفرما این... اوه، تا الآن اینجا بود
اوه، ایناهاش
...ام
مم-هممم
میدونم که زیاد به نظر نمیاد
چون در واقع زیاد هم نیست
این همه وقت چکار میکردی؟
هیچ وقت اونقدر یه جا نموندیم
که من یه گزارش واقعی انجام بدم
و محض اطلاعت، من داشتم سعی میکردم
که سقط کنم، که خیلی هم از اونچه
که باید سختتر شده
ممنون، رأی دهندگان ویسکانسین
لعنتی - واقعاً -
...این - آره -
هر چند ممنونم که فکر میکنی
زندگی جنسی من از این بهتره
...اون می - بدونه؟ نه -
...ولی تو - کاملاً خوبم -
مطمئنی؟
بیشتر دربارۀ جکوزی تو اون متل آپالاچیا
شک دارم
مشکلم این نیست که انجامش بدم یا نه اینه که چطوری انجامش بدم
ولی بالاخره با دکترم صحبت کردم
و قرصها در مسیر کالیفرنیا هستن
پس... اوضاع مرتبه
خوبه
...این لحظۀ بزرگیه یا
این... متأسفم
این لحظۀ بریم سر کارمونی هست
...بریم - خدارو شکر -
ولی، میدونی، هر چی که لازم داشتی
من اینجا هستم
ممنون
هی، میخواستم باهات تماس بگیرم
هی، سرت شلوغه؟
به حدود بیست دقیقه بیشتر احتیاج دارم
خب، من فقط دو دقیقه لازم دارم
حالت خوبه؟
نه خوب نیستم
دلم برات تنگ شده
منم دلم برات تنگ شده
اوضاع خیلی عجیب بوده، میدونی؟
...سوپر سهشنبه
بعدش همایش نمایندگان حزب
و بعدش انتخابات سراسری
ما ازدواج کردیم
میدونم ازدواج کردیم
آره، ولی این حس رو نمیده
یه وقت برای زوجدرمانگر گرفتم برای خودمون
دربارۀ برناممون با گری صحبت کردم
و ما یه فرصتی پیدا کردیم
فردا صبح توی زوم
یعنی میگی گری دربارۀ جلسۀ درمانی ما میدونه
قبل از اینکه من بدونم؟
نگران نباش، نگران نباش هیچ جزئیاتی بهش ندادم
من با گری بیشتر از تو حرف میزنم
که به همین دلیله که زوجدرمانی لازم داریم
محققش میکنم
ببین، من باید به این تماس جواب بدم ولی فردا میبینمت
قول میدم
آره
دوستت دارم
منم دوستت دارم
کیمبرلین هستم
...هی، کیمبرلین، من
میدونم کی هستی
چه خبری برام داری؟
راستش، هیچی
سردرد دارم، شایدم یه تومور
ببین، من فقط پنج دقیقه از وقتت رو لازم دارم
گوشم با توئه - همین الآن که نه، باشه؟ -
تا چند ساعت دیگه راه میفتیم
تا نه شب پشت سر هم باید تو رادیو صحبت کنم
مگه اینکه تومور قبلش منو بکشه
بعدش بهت پیام میدم، باشه
اوکی
هممم
به نظر میاد که واکر با تمام توان میره تا تو کالیفرنیا برنده بشه
ما به سانفرانسیسکو پرواز میکنیم برای یه برنامه برای افزایش رأیدهندگان
بعدش میرم و با میسی حرف میزنم
میسی؟
همون فیلمبرداری که واکر اخراجش کرد؟
اصلاً این داستان رو میخوای؟
حتی قانع نشدم که داستانی وجود داره
منظورم ایننه، تو یه گوشی یه بار مصرف داری که
چند روزی میشه زنگ نزده
لعنت به گوشی، من میسی رو دارم
آره، خب یه گوشی یود که تو رو به میسی رسوند
خب کی اونو گفته و حاضرن اظهاریۀ رسمی بدن؟
دارم روش کار میکنم
خدایا، سیدی
حداقل باید بدونی کی داره اینها رو بهت میگه
من تائید شدم یا نه؟
پرواز لعنتی رو رزرو کن
اوه و سیدی
چیزهایی بدتر از اینکه داستانت رو رقیبت بگه هم هست
آره میدونم
مامان، بازم بهش آرامبخش دادی؟
داشت گریه میکرد ازش خوشش میاد
مامان؟
!لولا
این دیگه چه کوفتیه؟
هی، حواست باشه چی میگی
شماها فکر میکردید متوجه نمیشم؟
فکر میکنید احمقی چیزی هستم؟
هی، کسی فکر نمیکنه تو احمق باشی
ما فقط فرض کردیم که خودت میدونستی ایرادش چیه؟
لطفاً آروم باش عزیزم
چه خبره؟ چرا همه داد میزنن؟
این زندگی منه، نه شماها
اگه میخواستم بخشی از اون مقاله باشم
وقتی نویسنده سه ماه پیش ازم خواست باهاشون بنشینم
صحبت کنم، موافقت میکردم
!گفتم نه
چند هفتهاس باهامون تماس نگرفتی
و به زور پیام میدی، ما از کجا باید میفهمیدیم؟
من کار میکنم لیلی
میدونی این چجوریه؟ نه
برای پدر، نازپرورده
اگه میدونستم انقدر ناراحت میشی
هیچوقت مصاحبه رو انجام نمیدادم
اون فقط گفت که تو شجاع و قوی بودی
چیزی نیست که صد دفعه گغته نشده باشه
یه میلیون سال پیش
No comments yet. Be the first to leave one.