The first 111 lines.
برو داخل
قبل از اینکه حرفی بزنی
بذار بگم که قصد ندارم در مورد پروندهام صحبتی بکنم
،هنوز محاکمهام در جریانه و من تحت آزمونهای روانشناسیام
وقتی ازم خواستی که به خاطر کتابم به اینجا بیام
تعجب کردم
من موارد ماوراءالطبیعه که تو توشون بودی رو ضبط کرده بودم
و با ضبط ماشینم بهشون گوش میدادم
ضبط ماشینت؟
موقع رانندگی بهشون گوش میکردم
که اینطور
در مورد اون خونه پیامی از خوانندههات نگرفتی؟
چند تایی، اما هیچکدومشون به درد بخور نبودن
جای تعجب نیست، طرفداران آثار اسرارآمیز واقعا نمیتونن همچین چیزهایی رو درک کنند
مجرمین واقعیای مثل من باید بهت کمک کنند
موردی توی ذهنت هست؟
قبل از اینکه چیزی بگم، میشه ازت سوالی بپرسم؟
بله؟
چرا داری این داستانها رو جمع میکنی؟
این سوال رو زیاد ازم میپرسن
واقعا؟
نمیتونم درست توضیحش بدم
که اینطور
غیر از من، همه افراد خانوادهام مُردن
توی یه حادثه؟
مادرم درست بعد از تولد من فوت کرد
وقتی بچه بودم پدرم مُرد
چند تا از خویشاوندانم من رو پیش خودشون بردن
،یه خواهر داشتم که سه سال ازم بزرگتر بود اما از هم جدا شدیم و بعدا اون مُرد
این جوابِ سوالت رو نمیده، میده؟
نمیدونم جوابت باید چی باشه
چرا در مورد همچین چیزی کنجکاوی؟
استانداردش این نیست؟
استاندارد؟
استاندارد انتخاب داستانهات
قبلا عادت داشتم همیشه با ماشین به حومه توکیو برم
گاهی خونهها رو میشناختم
بذار اینطور بگم که من نمیتونم ارواح رو ببینم
اگه توی روزنامههای قدیمی پروندههای جالبی پیدا میکردم
میرفتم و محلشون رو بررسی میکردم
روزنامههای قدیمی؟ - درسته، من عاشق اینکارم -
اینکه روزنامههای قدیمی توی کتابخونه رو بخونم
.اونا واسم هیجانانگیزن و بالاخره متوجه شدم
که مرتب یه خونه توی روزنامهها ظاهر میشه
کسی متوجه نشده بود، اما وقتی دیدمش همون خونه بود
این خونه که میگی کجاست؟
آدرسش رو یادم نمیاد
...توی پرونده
زنی بود که گیر افتاده بود، باردار شده بود و بعد بچه رو به دنیا آورده بود
جسد اون زن رو پیدا کردن اما بچه ناپدید شده بود
،مورد خیلی قدیمیایه اما وقتی بررسیش کردم، خونه هنوز اونجا بود
قبل از این بهش رسیدگی کردم
واقعا؟
عالیه، نوبو
معنی تبدیل شدن به یه زوج ایدهآل همینه
به زودی بچهمون به دنیا میاد
باید قبل از تولدش ترتیب همه چیز رو بدیم
درسته
یه مقدار روی لباست ریخته
میخوای به یه اسم واسش فکر کنیم؟
نه
بیا قبل از اینکه تصمیم بگیریم، کاری که باید انجام بدیم رو انجام بدیم
به کمکم نیاز داری؟
نه
.این مشکل منه من قبل از اینکه دوباره ببینمت وارد این مسئله شدم
من اومدم
شام آماده است
چیه؟
میتونی این رو بنوشی؟
به جای من
این بچه
ماله تو نیست
بچه کسیه که توی دبیرستان عاشقش بودم
از زمانی که ازدواج کردیم برای یک ثانیه هم خوشحال نبودم
بعد از اینکه تصادفا دوباره بهش برخوردم این رو فهمیدم
من فقط میذارم باهام بخوابی
تا این حقیقت که تو پدر این بچه نیستی رو پنهان کنم
تمام مدتی که با هم میخوابیدیم من به اون فکر میکردم
.اما دیگه نمیتونم ادامه بدم بچه به زودی به دنیا میاد
گوش بده، حرفم رو میفهمی، نه؟
تو آدم خوبی هستی
ممنونم
تو هم باید بنوشی
نمیتونم، به خاطر بچه
اشکالی نداره، سه تاییمون میتونیم با هم بمیریم
بیا
بنوش
بنوش
بنوش
بنوش
این دردت رو خوب میکنه
نباید خیلی راه بری
بمیر
!بمیر
دردم میاد
هی، خطرناکه
!خطرناکه
!خطرناکه! مراقب باش
درد میکنه
ببخشید، حالت خوبه؟
نوبو
!نوبو! نجاتم بده
!نوبو
!نوبو! نجاتم بده
!نوبو
!نوبو
!نوبو
باید نجاتش بدم
!سال نو مبارک !با آرزوی بهترینها برای سال نو
حالت خوبه؟
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.