Kaleidoscope

Kaleidoscope

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Kaleidoscope S01E06 WEBRip x264-ION10
Kaleidoscope S01E06 WEBRip x265-ION265
Kaleidoscope S01E06 1080p WEBRip x265-RARBG
Kaleidoscope S01E06 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Kaleidoscope S01E06 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Kaleidoscope S01E06 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Kaleidoscope S01E06 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-SMURF
Kaleidoscope S01E06 720p/1080p NF WEB-DL DDPA5 1 H 264-NTb
Kaleidoscope S01E06 1080p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264-SMURF
Kaleidoscope S01E06 2160p NF WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR10 H 265-SMURF
A Commentary by KiarashNg
█⫸ کیارش نعمت گرگانی | 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

webrip
web
x264
BRip
x265
1080
720p
720
HEVC
2CH
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Published on: 2023-01-04
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫«زیبابین» ‫«قسمت ششم: قرمز» ‫«صبح فردای سرقت»

‫کسی نمی‌تونه بگه همه‌چی ‫دقیقا از کی به هم ریخت.

‫نمی‌تونه بگه کی ‫بیش از حد احساساتی شدیم،

‫کی سلاح کشیدیم،

‫کی ترس بهمون غلبه کرد...

‫و توان رهبرمون کی تحلیل رفت.

‫اگه می‌خواین، کل تصمیمات اشتباه...

‫و کل قدم‌های نادرست رو...

‫واسه خودتون مرور کنین.

‫شک، عذاب وجدان ‫و دروغ‌ها رو مرور کنین.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید: DigiMoviez@

‫مترجم: «کیارش نعمت گرگانی» ‫در تلگرام: realKiarashNg@

‫کسی نمی‌تونه بگه همه‌چی ‫دقیقا از کی به هم ریخت.

‫تقریبا سی ساله ‫که دارم طوفان‌ها رو گزارش می‌کنم،

‫ولی بعید می‌دونم شاهد ‫چنین طوفانی بوده باشم...

‫... نابودی عظیمی به بار آورده.

‫... طوفان بی‌نقص خطابش می‌کنن.

‫خیزآب در راهه...

‫ایگناسیو از شهر خارج شده ‫و داره به سمت شمال می‌ره...

‫و گزارشاتی از انفجاری ‫تو فروشگاه مرکزی به دستمون رسیده.

‫سراسر شهر خرابی شدیدی به بار اومده.

‫تک‌تک خیابون‌ها ‫و هرجایی که به چشم می‌خوره...

‫برق بخش اعظمی از ناحیه ‫تایمز اسکوئر جزیره‌مون قطع شده،

‫ولی باقی آسمان‌خراش‌ها...

‫مثل همیشه از دور می‌درخشن.

‫با خودت خیال کردی ‫داری کدوم گوری می‌ری؟

‫لو رفتیم.

‫سه روز می‌ریم روستای تاپر لیک. ‫اینجا امن نیست.

‫اوراق قرضه رو بردار ‫که ببریم پیش دلال.

‫اوراق قرضه کجان؟

‫تو کامیونن. ‫قرار بود سوار کامیون باشی.

‫وظیفه من انتقال اوراق قرضه به آسانسور بود.

‫وظیفه‌ام رو هم انجام دادم. خب؟

‫الان که رفتم بالا، از اوراق قرضه ‫و کامیون خبری نیست.

‫ایوا کجاست؟ مگه همراهش نبودی؟

‫باب کجاست؟ مگه همراهش نبودی؟

‫چرا. ‫چرا، اِم، جدا شدیم.

‫- خیال می‌کردم برگرده اینجا. ‫- خب، کسی برنگشته.

‫این پاسپورت‌ها رو برمی‌داریم ‫و گورمون رو از اینجا گم می‌کنیم.

‫من این همه زحمت نکشیدم ‫که دست‌خالی کنار بکشم.

‫تا اوراق قرضه به دستمون نرسیده، ‫کسی جایی نمی‌ره.

‫به نظرت کسی بهمون خیانت کرده؟

‫نکنه همه خیلی قابل اعتمادن؟

‫- اف‌بی‌آی رو چی می‌گی لئو؟ ‫- حتما صدای آژیر رو شنیدن.

‫نه، نه. خودم پشت گوشی شنیدم.

‫سر و کله اف‌بی‌آی ‫قبل از صدای آژیر پیدا شده بود،

‫یعنی یکی بهشون گفته بود.

‫یعنی خبرچین داریم.

‫لئو!

‫بیا تو ببینم!

‫آروم باش بابا!

‫- طرف کی بود؟ ‫- داماریون رو می‌گی؟

‫داماریون دیگه چه کوفتیه؟

‫ردیفه. مجاریه. ‫این گلابی رو هم خودش بهم داد.

‫- گفتی دوستت تا اینجا برسوندت؟ ‫- نه، معلومه که نه. اِم...

‫استن، واقعا...

‫واقعا با «اوبر» اومدی سر قرارگاه؟

‫خب، با «لیفت» اومدم،

‫آخه قیمت ماشین‌ها به خاطر ‫خیزآب خیلی زیاد شده.

‫ببین، بلد نیستم ماشین رو ‫بدون سوییچ روشن کنم. خب؟

‫من که عین تو نیستم.

‫یه حساب جعلی دارم ‫و همیشه باهاش جنس تحویل می‌دم.

‫واسه چی با کامیون نیومدی؟

‫کامیونه اونجا نبود، ‫ولی بهت می‌گم کی بود.

‫ببین کی تصمیم گرفته بیاد.

‫شوهرت کجاست؟

‫نمی‌دونم.

‫آرجی کجاست؟

‫آرجی کجاست جودی؟

‫اوراق قرضه دست لئو نیست.

‫حتما دستم انداختین.

‫بی‌جهت اون همه زحمت کشیدیم؟

‫بی‌جهت اون همه جون کندیم ‫و بدبختی کشیدیم؟

‫- اوراق قرضه دست یکی هست... ‫- آره، معلومه که دست یکیه!

‫- طرف الان تو راه فیجیه. ‫- کسی تو راه فیجی نیست.

‫شرط می‌بندم یکی الان سوار هواپیماست،

‫با یه دستش میموسا می‌خوره ‫و با دست دیگه‌اش بهمون بیلاخ می‌ده.

‫باب اوراق قرضه رو برنداشته!

‫می‌خواست ما رو بکشه، ‫ولی اوراق قرضه رو برنداره؟

‫تو از کجا می‌دونی جودی، ها؟

‫راجر؟ خودم رو در اسرع وقت رسوندم.

‫تصویرشون رو دیدم.

‫می‌دونم. امکان نداره زیاد دور شده باشن.

‫فقط می‌خوام بفهمم کی هستن ‫و چطوری وارد گاوصندوقم شدن.

‫لطفا کل فیلم‌ها و گزارشات آژیر رو بررسی کن.

‫کل سامانه رو بررسی کن.

‫خیلی‌خب.

‫یه گروه علوم قانونی هم بیار.

‫کارلوس، چی شده؟

‫یـ...

‫یکیشون رو گیر انداخته بودم.

‫شناخته بودیش؟

‫- چیزخورشون کردن. ‫- نه بابا؟

‫فیلم‌های شش ساعت اخیر رو پاک کردن.

‫وای.

‫یه گروه غواص بیار. ‫می‌خوام همین الان ببینن چه خبره.

‫جعبه‌های اوراق قرضه ضدآبن. ‫به احتمال زیاد خود اوراق قرضه سالمن.

‫می‌دونی دیگه چی قرار بود ضدآب باشه؟

‫کل این گاوصندوق!

‫مهمون داریم.

‫- واسه چی از اف‌بی‌آی اومدن؟ ‫- نمی‌دونم.

‫- بگو برن رد کارشون. ‫- خب، ممکنه به دردمون بخورن.

‫استفان تیله همه‌جا خبرچین داره هانا،

‫تو اف‌بی‌آی هم داره.

‫نمی‌خوام تا از سالم بودن اوراق قرضه ‫مطمئن نشدم، خبردار بشه. برو.

‫خودم یه‌جوری می‌رم پایین.

‫علت احتمالی صادقه.

‫مأمور عباسی از اف‌بی‌آی هستم. ‫با راجر سالاس کار داریم.

‫اِم، متأسفانه دست آقای سالاس الان بنده.

‫بنده هانا کیم، ‫رئیس بخش امنیت دیجیتالی، هستم.

‫به دلایلی باور داریم ‫از گاوصندوقتون دزدی کردن.

‫چه اتفاق مهمی.

‫ولی اگه ازمون دزدی کرده بودن، ‫خودم زودتر از همه می‌فهمیدم.

‫یه سریشون خبرچین خودمونن.

‫که این‌طور. خب، خوش‌بختانه ‫همه‌چی تو اس‌ال‌اس امن و امانه.

‫ولی همه‌تون چهار صبح اینجایین. ‫تازه، طوفان هم راه افتاده.

‫- اگه واقعا از گاوصندوقتون دزدی کردن... ‫- ولی نکردن.

‫اگه بهمون نگین، ‫جلوی اجرای قانونی رو گرفتین.

‫اگه با مجوز تشریف نیارین، نـ...

‫سلام مأموران عزیز! ‫راجر سالاس هستم.

‫خیلی ممنون که بهمون سر زدین.

‫خوش‌بختانه اتفاق خاصی نیفتاده، ‫آب کمی خسارت وارد کرده.

‫خب، ترجیح می‌دیم بیایم پایین ‫و نگاهی بندازیم.

‫نه، اگه از قبل خبر بدین، ‫با کمال میل راهتون می‌دم.

‫حریم شخصی مشتریانم خیلی مهمه.

‫نمی‌شه همه رو راه بندم. ‫خودتون درک می‌کنین دیگه.

‫ما که همه نیستیم. ‫از اف‌بی‌آی اومدیم.

‫تو یه سری مسائل، ‫بقیه‌مون «همه» محسوب می‌شیم.

‫دیگه رفع زحمت می‌کنیم.

‫مدرکی ندارن. ‫دارن یه‌دستی می‌زنن.

‫خیلی‌خب، نمی‌تونیم وارد اس‌ال‌اس بشیم،

‫ولی شاید بتونیم سارقانش رو پیدا کنیم.

‫مرسر سوار کامیون شرکت برقه.

‫می‌تونیم دوربین ‫راهنمایی و رانندگی رو بررسی کنیم.

‫- می‌تونیم رد کامیونش رو بگیریم. ‫- ردش رو تا قرارگاهشون می‌گیریم.

‫شرمنده رفیق، ولی بعد از وقایع امشب، ‫به هیچ‌کدومتون اعتماد ندارم.

‫هرچی آدم خیال کنه طرف رو بیشتر می‌شناسه، ‫راحت‌تر گولش رو می‌خوره.

‫سه روز می‌ریم تاپر لیک.

‫چی؟ بدون اوراق قرضه بریم؟

‫انجام امن نیست. ‫واسه چی نمی‌فهمین؟

‫واسه این که بدون پولمون نمی‌ریم.

‫اوراق قرضه که به دستمون رسید، ‫پاسپورت‌هاتون رو می‌دم.

‫- اگه سالاس پیدامون کنه... ‫- چطوری می‌خواد پیدامون کنه؟

‫- نه فیلمی هست، نه اثر انگشتی. ‫- خود گاوصندوق چی؟

‫گاوصندوقه که الان ‫در حکم پارک آبیه.

‫اگه چیزی جا گذاشته بودیم ‫که باهاش پیدامون کنن چی؟

‫چیزی جا نذاشتیم. ‫امکان نداره سالاس بتونه پیدامون کنه.

‫تقویت‌کننده چی؟

‫از محصولات عادی «ریدیوشک»ـه. ‫قابل شناسایی نیست.

‫استن، عینکت کو؟

‫نه، احـ...

‫احتمالا...

‫خاک عالم بر سرم!

‫این ایوا مرسره، درسته؟ ‫سه و بیست و سه دقیقه صبح خارج شد.

‫پنج دقیقه بعد به تقاطع ‫اسکس و دلانسی رسید.

‫بعدش ساعت سه و چهل و یک دقیقه بالاشهره. ‫سر تقاطع خیابون دوم و پنجاه و هشتمه.

‫داره همه‌جا رو می‌گرده.

‫مجروح شده، گیج شده؟

‫داره به ورودی پل‌ها سر می‌زنه. ‫سعی داره از جزیره خارج بشه.

‫ردش رو بگیر. ‫می‌ره پیش باقی اعضای گروهشون.

‫به متخصصی آزمایشگاه گفتم بیان ‫آزمایش دی‌ان‌ای بگیرن.

‫سلام استفان، چه خوب که زنگ زدی.

‫شنیدم مشکلی تو گاوصندوق پیش اومده.

‫من که خبر ندارم.

‫سلام جناب تیله، هانا کیم هستم. ‫طوفان خسارتی وارد نکرده.

‫این‌طور به گوشم نرسیده.

‫- نمی‌دونم از کجا شنیدین. ‫- حواسم به پولم هست.

‫خب، بهت اطمینان می‌دم ‫اوراق قرضه‌ات سالمن استفان.

‫آها.

‫خوشحال شدم. ‫اول وقت یه سر میام اونجا.

‫راجر سالاس کیه؟

‫طبق زندگی‌نامه‌اش، ‫زاده ونزوئلاست،

‫سی تا چهل سالگی ساکن ژاپن بوده ‫و بعد از چهل سالگی وارد آمریکا شده.

‫اینجا رو باش.

‫پاسپورت ونزوئلایی سالاس از ۱۹۹۴ ‫و پاسپورت آمریکایی کنونیش رو ببین.

‫آره، عکسشون فرق می‌کنه.

‫هیچ‌کدومشون هم با اطلاعات ثبت شده...

‫تو کمیسیون بورس ‫و اوراق بهادار همخونی نداره.

‫ببین، کل اعضای گروهشون ‫با ری ورنون آشنا بودن، درسته؟

‫دوستان قدیمی جالبی‌ان.

‫هرچی ساختم...

‫هرچی زحمت کشیدم...

‫از نابود کردنم لذت می‌برن.

‫عاملانش رو پیدا می‌کنیم. ‫آب که نشدن.

‫اون اوراق قرضه رو پیدا می‌کنم...

‫و اطمینان حاصل می‌کنم ‫به حقت برسی.

‫طرف چشمم رو معاینه کرده بود.

‫ساعت ۱۲:۳۵ وارد ‫و ۱:۱۸ خارج شده بود.

‫دوربین‌های خارجی رو بیار.

‫اوناهاش.

‫خیلی‌خب، قبوله. عینک جا موند.

‫ولی سالاس که نمی‌تونه ‫باهاش پیدام کنه، مگه نه؟

‫نمی‌دونی چه کارهایی از دستش برمیاد.

‫پس شاید درست بگه. ‫خطرناکه. شاید بهتر باشه بریم.

‫شاید بهتر باشه بریم؟

More Farsi Persian subtitles for Kaleidoscope

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left