The Durrells

The Durrells

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Durrells S01E06 DVDRip Fa
The Durrells S01E06 HDTV ORGANiC Fa
A Commentary by sajjad_sjb
► مترجـم: سجاد بیرانوند و محمدرضا ◄

Tags

HDTV
hdtv
HD
Published on: 2018-02-04
Downloads: 37
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

یه چیزی میخوام بگم

...اگه بازم درمورد توالته - نه، نیست -

البته که نیست

درمورد پیشنهاد سونه - بگو نه -

و من گفتم آره

من پدرت رو دوست داشتم ولی توی این هشت سال هیچ

مردی توی زندگیم نبوده

و اون آدم کاردان و خوشتیپیه و من اونو دوست دارم

خیلی هیجان انگیزه - ممنونم عزیزم -

صبح همگی بخیر - صبح بخیر نانسی -

نانسی - نانسی -

دلم برات تنگ شده بود - منم دلم برات تنگ شده بود -

به هر حال، میتونیم درمورد من صحبت کنیم

چونکه من گفتم میخوام ازدواج کنم

ما باید با اون هم صحبت کنیم

کی داره ازواج میکنه، تو یا من؟

مطمئنم میخوای چشمات به همسر کاردانت باشه

باشه

« مترجـمین: سجاد بیرانوند و محمدرضا » ::. Sheykh ReZza, @Sajjad SJJB .::

« اولین سایت پیش‌بینیِ ورزشی با آپشن‌های بی‌نظیر » ::. BPersia.Win بی‌پرشیا .::

چرا این همه حیوون رو نگه داشتی؟

به همون دلیلی که توهم یه خانواده داری

منو مادرم زایده

خُب، به طور معمول تو حاصل عشقو حال اونایی

ولی حق با توه، لاگرتزیا من باید مردم رو دعوت کنم

تا بیان و اونا هم از دیدنشون لذت ببرن

به حیونای بیشتری نیاز دارم

کار کردن خیلی خسته کننده‌س

من تو خونه گیر کردمو اونم پرده هاشو کشیده

مثل کار کردن توی معدن میمونه

یه معدن پر از مبلمان لویز کونز

،اگه اون این افسردگی مزاحم رو نداشت

میرفتیم مسافرت و خرید منم با آنجل لاس میزدم

دکتر پتریدس نمیتونه توی این مورد کمکی کنه؟

اُوه، من شیوه خودمو میرم

نه، منظورم کمک به کنتس بود؟

نه. اون به خاطر شوک مرگ شوهرش خودشو سرزنش میکنه

دنیای اون کوچکتر از اونیه که به نظر میاد

با این سرعتی که پیش میره کارش توی کمد لباسش تموم میشه

میدونی، پول واقعاً نمیتونه خوشبخی رو برات بخره، میتونه؟

ولی هنوز میتونه یه سری لباس قشنگ به جای اونای که دوسشون نداری بخره

درسته، ولی ما واقعاًنش پولی نداریم، سون هم همینطور

هنوزم میخوای باهاش ازدواج کنی؟

از امروز صبح تا الان؟

اِم...آره فکر کنم

خُب، خواهیم دید

ازت میخوایم که لطفاً جواب‌ها رو پایین برگه بنویسی

شرمنده، وکیلم بهم توصیه کرده توی برگه خالی چیزی ننویسم

میتونم یه چیز بگم، اهمیتی نمیدم کی با مادرم ازدواج میکنه، ولی با این حال کردم

یالا، چرا میخوای با خانم دورل ازدواج کنی؟

چونکه دوسش دارم - خُب، گفتنش آسونه -

آره، هست - لعنتی، کارش حرف نداره -

پول همه چیز نیست البته ولی این حقیقت داره که پول نداری؟

یه مقداری زمین دارم و من قدرت و روحیه کار رو هم دارم

میتونم یکی از بُزات رو داشته باشم؟ - نه -

ولتر میگه خدا سکس رو درست کرده و کشیش هم ازدواجو

درسته؟- هیچ کدومش -

من دیرموقع با یه پسر خوشتیپ میام خونه

دوست داریم همدیگه رو بهتر بشناسیم

خیلی همو بشناسیم تو چکار میکنی؟

میخوام سریع جواب بدی

از مادرت میپرسم

سلام، سون، تحت حمله کامل دورل‌ها قرار گرفتی؟

بله

شرمنده، تو باید بری خواهشاً تو از ما نیستی

فکر کردی بچه داریو مادر بچهایی؟

چونکه اون یه فکر بدیه

فکر کنم این مسخره بازیاتون تموم شد، نه؟

میتونم یه بز ازت امانت بگیرم؟ - میتونیم در این مورد بحث کنیم -

ممنونم

حس میکنم توی این خونه مزاحمم

چرا؟ - خانوادت جدا جدا خوبن -

خُب، نه واقعاًنش - ولی باهمدیگه -

مثل زندگی با زنبورهاس توی روم بهم نیش کنایه میزنن

نیشای کوچیک اونم تمام وقت

و این واقعاً تحت فشار قرار دادنه

کاری که من میکنم رو بکن سرشون داد بزن

نمیتونم. اونا خانواده من نیستن - تو واقعاًنش میتونی -

با هم این کارو میکنیم

بریم یه جایی رو واسه خودمون پیدا کنیم

اُوه - ما دیگه 22سالمونه، لاری -

البته

حتماً، خودمم خوشم میاد

تو نگرانی که مادرت چی میگه، نه؟

آره، هستم - همم -

اون دوتا قاضی دیگه کجان؟

لاری و نانسی دارن حالو حول میکنن

و جری هم در حال باز کردن باغ وحش دورله

اُوه،پس، میتونم با سون ازدواج کنم؟

خوب، خوشمون ازش میاد

دوست داشتنیه، نه؟

خُب، ما...نگران اینیم که اون یکم بیش از حد جوان و خوشتیپه

هستیم؟ - هستیم؟ -

ببین، اگه تو بایه پیرمرد ازدواج کنی

و کارت اشتباه باشه اون زیاد زنده نمیمونه

اینو مد نظرت داشته باش

همم

مجبور نیستی این کارو بکنی خانم دورل

میدونم - بگو موقعی که گفتی آره فکرت آشفته بوده -

چرا داری جلوی سون موضع میگیری؟ - هیچی -

بجز اینکه اون نه یونانیه و نه انگلیسی

خُب، خیلی از مردم نیستن، اسپیرو

اگه خواستی مجدداً ازدواج کنی با دوستم لابروش ازدواج کن

هیچوقت نون هات تموم نمیشن

طرف نانواس؟ - نه، از نون خوشش میاد -

میشه بریم؟

کجا قراره بریم؟ - خونه سون -

نه

آفرین واسه پاس کردن امتحان امروزت

اونا تیم خوبین

یه بُز به جری قرض میدم و دارم روی لسلی هم کار میکنم

خُب، حالا کی میخوای ازدواج کنی؟

عجله ای نیست

بزار زود انجامش بدیم - اُوه -

منظورت از زود چیه؟

یه هفته دیگه، دو هفته دیگه

...حُب

نیاز نیست همدیگه رو بهتر بشناسیم؟

نه، اینطور رومانتیک تره، باحاله

داری کم کم لایه‌های پنهونتو آشکار میکنی سون

خوشم میاد

...همچنین، من اعتقادی به

خودت میدونی، قبل ازدواج ندارم...

اُوه، خُب، پس بهتره زودترازدواج کنیم

مدت زیادی رو به خاطر خانوادم زندگی کردم

موقشه شروع کنم واسه خودم زندگی کنم

و واسه تو

پس، توی دو هفته...ازدواج میکنیم

امیدوارم آلکو زیاد بدخلق نباشه

ما باید حیونات رو خارج از دسترس قرار بدیم

توی باغ وحش آتن یه تریپر رو دیدم که انگشت یه بازدید کننده رو قطع کرد

چه وحشتناک - و بدترش اینه که اونا گیاه خوارن -

مارگو، نکنه به قلمرو حیوانات علاقه پیدا کردی؟

نه، تئو، تو همه چیزو میدونی چرا کنتس نمیاد ویلاشو ترک کنه؟

این البته، به خاطر ترس از جاهای شلوغه یونانیا میگن...انزوا طلبی، هورا

ترس ازجاهای بازاری

خیلی عجیبه، من عاشق خریدم

ترس از فضای باز ترجیحاً بازار

اُوه، پس چطور میتونم درمانش کنم؟

این حس میتونه خارج از کنترل باشه

پس اطمینان مجدد و آرامش میتونه کمک کنه

خوبه، ممنونم

...ولی مغز یه عضو پیچیدس که - اون رفته -

فکر نکنم مغز دورل‌ها اونقدرا پیچیده باشه

سون و من تصمیم گرفتیم دو هفته دیگه ازدواج کنیم

چرا؟ حامله ای؟

!نه

ما میخوایم زودی برگزارش کنیم چونکه خُب، اینطور رومانتیک و باحاله

نه، نمیتونی، ما هنوز شَک هامون رو داریم

زمانی کافی واسه پیدا کردن لباس نداری

اُوه، من یه بار قبلاً ازواج کردم، مارگو یه چیزمناسب پیدا میکنم میپوشم

یه میخک صدپر هم میچسبونم روش

داری درمورد لباس خودت حرف میزنی، درسته؟

نه، نه بطور کامل

تبریک میکنم خانم دورل - ممنونم، نانسی -

چرا صبر؟ وقتی تنور گرمه باید نونو چسبوند

هیچوقت مثل الان نمیشه

این دیگه چیه، حرفای کلیشه ای روز؟

خُب، چرا تو و نانسی دارید لقمه رو دور سرتون میچرخونید؟

به خاطر تو خوشحالم - اُوه، عزیزم -

نانسی یه حسی داره ، و ، من ...با اون موافقم، ولی کمتر

اُوه، جون به لبم کردی، لاری - ...باشه، ما -

،منظورم منو نانسیه... ...ولی بیشتر من

میخوایم خونه خودمونو واسه زندگی پیدا کنیم...

نه، این کارو نمیکنی

...خُب - ما اینجا خوشحالیم، نه، هرپنج تامون؟ -

شش تا

شش تامون وقتی باهم سروکله نمیزنیم باهم خوشحالیم

این فکر نانسیه؟ - به هرحال همه چیز عوض میشه -

با ازدواج تو با سون - ولی موضوع مهم بو بو بو -

بودن با همه، این تغییر نمیکنه

و نمیتونی حرکتی بزنی، لاری، ورشکست میشی

تو هم همینطور

من...میتونم در ازای پول بنویسم

منم ناراحتم

ولی در واقع این به همه کمک میکنه

ما فکر میکنیم این خوبه اگه لاری بره

ماهم همین فکرو میکنیم - آره -

ممنون

صبح بخیر، نانسی

سلام، خانم دورال - برات چایی آوردم -

توی فنجون خوب رُزی - ممنونم -

شنیدم تو لاری توی فکر

پیدا کردن یه جا واسه خودتونید؟ - آره -

...به این خاطر نیست که - ببین، من کاملاً درک میکنم -

نگرانی من کُلیه

جدی؟

دارم فکر میکنم که نانسی روشن فکر

واقعاً میخواد اینجا دفن بشه

توی یه جزیره مدیترانه ای اولیه؟

خُب، خودتم همینطوری

لاری اینجا رو دوست داره

آره، و واقعاً توی کورفو خوب مینویسه

پس چرا واقعا داری پیشنهاد میدی بزارمشو برم؟

نه، من فقط دارم درمورد خودت میگم

اُوه

ببین، تو جوون تر از اونی هستی که خونه نشین بشی

و این اوضاع بدتر هم میشه

و فکر نکنم لاری بتونه زنی خارج از سیستم خودشو بگیره

آقای مسئول باغ وحش

More Farsi Persian subtitles for The Durrells

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left