The first 200 lines.
خیلی خب بریم محله چینی ها و "باوری "
- فقط بريد ، وسط محله چینی ها - گم شو، گم شو.
اینجا، اینجا چه شبی امشب بچه ها ، امشب چه شبی .
توی "داولند " عروسیه .
ما نه تنها عروس میدیم، بلکه یه چهار خوابه ی مبله با ۵۰ دلار نقد هم میدیم .
شب عروسی "داولند " از این طرف
.
.
" دوشیزه "مارتین ، با آقای " جونز آشنا بشین .
برو.
خانم ها و آقایان ، این فرصت در اختیار من قرار گرفته ،
که یکی دیگه از رویدادهای جشن هفتگی ، "داولند" رو اداره کنم.
در کمال فروتنی سالن "داولند "
بسیاری از زوج های جوان ، به سلامتی ، بر روی دریای مراسم عروسی قرار گرفتند .
- " جانی ". بله آقا ؟ -
یکی اینجا بود دنبال همبازی-ت میگشت.
- کجاست ؟ . گفت برمیگرده -
بهتره یه کمی پول جور کنی ، وگرنه لباس رفیقت رو می پوشه .
- جدی ؟ بهتره سایز خودتو بپوشی -
پیش از اینکه دوباره پیداش بشه ، یا ممکنه لخت كنه.
بله آقا.
- حالا ببین ، کینگ " -صبر كن " جانی "، بذار حرف بزنم
من یه فرصت داشتم که از شر دختره خلاص بشم برای همین دیدمش که از قطار پیاده شد.
جدی ؟ نوبت تو بود که .
این سومین باره که تورو پوشش دادم .
باشه ببخشید ، من سه تای بعدی رو میگیرم .
-عاشق کی شدی ؟
تو ، توی احمق ، برو، چه آدمی-
ما اومدیم نیویورک تا به " برادوی " برسیم.
دست کم توی شهر درستی هستیم .
آره ولی کی میدونه که انتظار مارو میکشه ؟
فقط یه مشت رقاص ، له شدن میون یه عالمه بی کس ،
توی یه رقص ۵ سنتی ، و انجام کار خاص،
بدون حقوق ، عجب کاری .
نمیخوای که ادامه بدی ، نه ؟
معلومه ، من خیلی صبورم
اگه کاری باشه که خیلی ازش لذت ببرم ، فقط کار خاص بدون پوله .
و تمام نماینده هایی که همش داری میگی ، به دیدن ما بیان .
گمون کنم همه شون بیرون باشن ، نماینده ها دوست دارن بیان که اینجوری احمق بشن .
انتظار دارن که خیلی دستگیرشون بشه .
باشه ، ظاهرا امشب ادامه نمیدیم ؟
آره ، تو خیلی خیلی دلسرد شدی .
تو اجازه میدی نمایش زمین بخوره . و این خوب نیست "کینگ "
ببین گوش کن ، شاید ما به جایی نرسیم ، ولی اینجوری فکر نمیکنیم ،
من ترجیح میدم تمومش کنم .
خب شاید من ضعيف شدم .
شاید تورو عقب نگه داشتم ، شاید باید یه همبازی دیگه ای گیر بیاری.
شاید حق با تو باشه .
کیو گیر میاری؟
-" بیل ساندرسون" "بيل " پسر خوبیه -
شاید هنوز بتونی پسر صداش مدتها اینجا بوده .
هي ، نوبت ماست ، بریم ، حالا یه نمایشی نشون این مردم میدیم .
باشه پسر.
و یادت باشه ، تو اصلا خبر نداری .
- کی ممکنه اونجا باشه . - باشه .
الان ما تیم بااستعداد رو بهتون نشون میدیم "شاو و برت".
یه دست بلند براشون بزنین
یه دقیقه صبر کن ، همین، همیشه چیزی رو که میخوان بهشون بده .
اون عالیه ، با احساسه ، اون ، اون، اون خوبه ، نه ؟
من به خواننده ها علاقه دارم آقای " کیسی "
جدی ؟ شما به خواننده ها علاقه دارین آقای " كيسي " .
گوش کن " پرل "، اون میتونم ببینم ، " كيسي " و " ماتيو"
به اندازه اسمشون ارائه میدن ، من " ماتيو "رو
بشما نشون میدم ، کسی که مغز این تشکیلاته .
وای ، این بزرگترین کشف زندگی منه ، من بیا پسر.
- نشونه ای به من دادین ؟ بله؟ -
میخواستم با اون مرد جوونی حرف بزنم ، که الان داشت میرقصید .
اونیکه اون ته ایستاده کار مهميه.
- لطفا ایشون رو راهنمایی کن ، باشه ؟ حتما
ممنون ، حالا متوجه میشی چرا به اینجا اومدم ؟
تو هیچوقت نمیتونی بگی استعداد کجا پنهان شده
اون لیاقت اینو داره که در پائینترین، کافه ی "نوکی
تونک " باشه ، نوک تونکی " پائین ترین سکوی پرش .
امیدوارم این شنل رو پیش خودت نگه نداری این ازش خسته میشی.
به آقایی بیرون هست ، که میخواد یکی از شماهارو ببینه .
- نماینده بشین ، بیرون بمون -
يالا، منتظر چی هستی ؟ آدم قابل اعتماد گم میشه بره .
نماینده ای در کار نیست ، ببین .
- پولی جور کردی ؟ - نه خیلی.
خوبه ، تقریبأ برمیگردی سراغت سازنده-ت.
یه دقیقه صبر کن ، همینجا بمون
- هي ، جوون ، تو ?من -
آره ، كجا قایم شدی ؟
کجارو نگاه میکردی ؟
هرجا ، من ، نه ، این . اسمت چیه ؟
"کینگ شاو " .
"کینگ شاو " باید یادم بمونه .
بر میگردم، بیا، تو
واسه من کلاس نذار خواهر .
باشه برادر ، ناراحتی نداره ، دست بده .
حتما .
یه بار بانمک ترین بانکدار کوچولوی ژاپنی رو میشناختم
- خب؟ من تازه زندگی تورو نجات دادم -
- بهت گفتم که جای تو بودم ؟ - چرا من؟
چون اگه کسی یه احضاریه برای " كینگ شاو " داشته باشه
و بده به " جانی برت " غير قانونيه .
چرا قبلا بهش فکر نکردی ؟
اگه تو سعی نکنی فروشگاه رو برای مو بورها مشکل نکنی ، شاید بتونیم لباس رو نگه داریم .
امشب هم میخوای زیر آبی بری ؟
یالا ، زودباش راحت بگو ، به " کینگسی " بگو ، هر شب کجا میری ؟
- بهت که گفتم ، من کلاس رقص میرم . - کلاس درس ، حالا اون کی هست ؟
"کینگ "، من از تو تعجب میکنم ، من به یه دختر اجازه بدم منو وسوسه کنه ؟
تو فکر میکنی ، من با یه لبخند یا قیافه قشنگ ، نرم میشم ؟
منو ببین ، من آدمی هستم که .
یه زن بتونه منو روی انگشتش بچرخونه؟ از تو میپرسم ، من همچین آدمی هستم ؟
- نمیدونم ، هستی ؟ - حتما هستم .
شب بخیر
ببخشید
خیلی معذرت میخوام آقا .
- کلاهتون ، آقا . نه -
ممنون
- شب بخیر "جورج" - شب بخیر " جانی ".
سلام .
بیا تو
به به ، سلام ، سلام ،" بوسي"؟
نه ، نه " كيسي " ما در حال بازگشایی هستیم
- خوبه . - " كلر"، عزيزم
ببخشید ، من نتونستم به نمایش امشب برسم .
مطمئنم که "شاو "، همه چی رو روبراه دید .
همه چی خوب پیش نرفت .
تو میتونی خبرهای خوب بدی .
منم متوجه شدم ، من یه سورپرایز بزرگ برات دارم.
این.... نه ، تو نیستی ، ببخشید ، ایشون دوشیزه "پیرل دلانج " هستن
- حال شما؟ - سلام ،
" برت "، مشکلاتمون تموم شد، من یه کشف بزرگ تو زندگیم کردم
درست همون که انتظارشو داشتیم ، من همبازی جدید " كلر " رو پیدا کردم .
- خب اسمش چیه ؟ اینجا یادداشت کردم ، بيا -
" پگی پرینگتون "، کلمبوس ۶. نه ، یه چیز دیگه.
" كینگ شاو ، صبر کن تا ببینیش .
" كینگ شاو "؟ تا حالا اسمشو نشنیدم .
- پس میشنوی " برت " میشنوی - ما یه اسم داریم ، کیسی ".
وقتی من " كلر " رو پیدا کردم ، اسم دیگه ای نداشت .
- وای ، مطمئنن من داشتم . - چی ؟
- " بریجیت کالاهان ". - آره ، خوبه.
مال تو چی بود ؟ هیچی غیر از باريتون" بسیار بزرگ ، وقتی که
وقتی بهت گفتم چجوری نقش دوم نمایش رو ، درست اجرا کنی.
آره ، نه ، خب تو گفتی ، اون فقط یه پیشنهاد بود .
تو از کنار اون پیشنهاد ، به بخت و اقبال رسیدی .
جای سپاسگزاری داره ، من تورو همبازی خودم نکردم ؟
- خب تو یه جوون میخواستی ... چی؟ -
- داری پیر میشی - پیر ؟
وقتی بین ۱۵ تا ۱۷ سالم بود . موهام مث حالا سفید بود،
خب من جوون خوش قیافه ای بودم
- " باب "، اون فقط به تو حسودی میکنه . - معلومه که حسودی میکنه .
کی بریم کشف تورو ببینیم ؟
ساعت ۱۱ صبح فردا، توی دفتر "برت " می بینمش .
بيا " پیرل "، عزیزم ، بیا اینو ببریم خونه .
از همین گفتگوی کوتاه با شما خیلی لذت بردم .
خب بیا روده دراز من .
گمون کنم خیلی بیشتر از اینکه ما اینجا کسی رو بشناسیم ، تو آشنا دارید.
ببخشید مزاحم شدم " برت".
بگو ببینم ، چرا تو همیشه سه روز
پیش از اتمام نمایش پیشنهاد میکنی ؟
منظورم اینه که در آخر اجرا ،
واقعا چقدر دوست داری با من ازدواج کنی ؟
بیش از هر چیزی تو دنیا
"برت"
- بیزارم از اینکه کارم رو ول کنم . - آره.
چی داری میگی ؟ نمایش جدید نوشته شده
تو با من قرارداد داری، نمیتونی خارج از قرار داد عمل کنی
ببین داری چکار میکنی ، شوخی میکنی ؟
من فقط دارم تلاش میکنم، ثابت کنم که نمایش ، عشق واقعیه .
و گمون کنم همین حالت رو برای منم داره .
جدی ، این یعنی نه ؟
خب بیا فرض کنیم معنی-ش " بله " نیست .
بذار ماشین روشن باشه ، شاید برگردوندن شنل برام سخت بشه .
بله آقا .
قطعا از نظر من شما جالب توجه بودین آقای " کیسی"
- خب من ..... - البته در مورد این شنل
- پس - امیدوارم دچار سوء تفاهم نشین .
- منظورم در مورد قبول اینه . - نه
پس امیدوارم شما هم دچار سوء تفاهم نشین .
نه ، به نظر من مردم میتونن نسبت به هم ، عشق افلاطونی داشته باشن و دوست باشن
- شب خوش آقای " کیسی " - چند لحظه .
چیزی فراموش نکردین ؟
آیا منظور آقای "کیسی" بوسه ی شب بخیره ؟
بله منظورم درست همین بود .
امشب یه شب دوست داشتنی بود آقای " کیسی " خیلی ممنون.
آقای " کیسی"
متوجه قضیه شنل شدم ، ناراحتی نداره ، دست بدیم ؟
خب این بزرگی تورو میرسونه." پيرل"
تو بانمكترین بانکدار کوچولوی ژاپنی رو میشناختی
يالا، مث باد برو
بیا بگیرش .
هي " كینگ "، بلند شو
یه قهوهی سیاه خوب برای یه خماری خوب .
جانی ، جانی " نه " جانی"
فکر میکنم دیشب یه کاکتوس خوردم .
بیا با این درستش کن .
هل نده ، باشه ؟ بازم اون کوتوله ها
بیا من فنجون رو نگه میدارم " جانی
- معلومه به هر چی خواستی رسیدی ؟ - هر چیزی به جز سلامتی.
هي کجا میری ؟
ماتيوس " و " کیسی" به اجرای جدید دارن ، گفتم یه سری بزنم.
من کارت رو راحت میکنم ، هیچ خبری نیست .
- از کجا میدونی ؟ - هیچ خبری نبوده و نیست .
- هیچ خبری نخواهد بود ، آمین . - جدی ؟
اینو گوش کن ،
ترنز " و فارل "، موقعیت ویژه ای ، در اجرای جدید " کول پورتر " بدست آوردند .
دیگه چی ، در عرض سه دقیقه و نیم بهش رسیدن .
No comments yet. Be the first to leave one.