The first 200 lines.
چويي ميونگ هي هستم. منُ يادت مياد؟
معلومه. سلام
وقت داري؟ ميخوام ببينمت
البته. خيلي وقت دارم
کي بايد بيام؟
اوه، خونه تون؟ نه، اشکالي نداره، ميتونم پيداش کنم
راستش، چون باهام تماس نگرفتيد، من تقريبا 80 درصد تسليم شده بودم
ممنون
پس، بعدا ميبينمت
چه يونگ شين؟
بله، خودمم- از اين طرف، لطفا-
منُ ميشناسي؟
بله، سلام
همسرم باهات تماس گرفت، درسته؟
بله، همين حالا
بيا بريم. ما ميرسونيمت
اوه، نيازي نيست اينکارُ بکنيد
سوار شو
پس ... ممنونم
رانندگي نميکني؟
معمولا آدم ترسويي نيستم
ولي به طرز عجيبي از رانندگي ميترسم
مهم نيست چجوري فکر کنم، به نظر ميرسه به خاطر بچگيمه
حتي بعضي وقتا، خواباي روشني از
ماشيناي مسابقه اي توي جاده ي سياهِ مسابقه ميبينم
ماشينُ روشن ميکنم
اوه، آروم برو
نميخوايم خبرنگار چه بترسه
...آه
ترجمه و زيرنويس .:.:Tabbassom :و شيما Sahar1993:سحر:.:. .:.:Samsoon :و سعيده Fatima_ei :و فاطيما:.:.
هنوز باز نکرديم
آقاي کيم يونگ هون اينجاست؟
ايستگاه پليس سوکچو،بازپرس کيم يونگ هون
آقا، شما سال 1992 توي
ايستگاه سوکچو بازپرس بوديد، درسته؟
اون تمام روزُ همونجوري همونجا ميشينه با هيچکس حرف نميزنه
از اون موقع چيزي يادتون هست؟
!آقا
وقتي توي ايستگاه سوکچو بازرس بوديد از سو جون سوک
شهادت گرفتيد، درسته؟
يادتون مياد؟
ممکنه يادتون نياد؟
ايستگاه پليس سوکچو، سال 1992. سو جون سوک
...سو
جون سوک؟
بله، سو جون سوک. ميشناسيد؟
سو جون سوک
به خاطر اون آشغال، ما کارمونُ از دست داديم
کارتونُ از دست دادين؟
به خاطر سو جون سوک،من جايگاه مو از دست دادم
اون داره ميگه کارشُ به عنوان افسر پليس ول کرده
اگه سال 1992 باشه، پس درسته
همون موقع بود که اونا اخراج شدن
اونموقع رو يادتون هست؟ سال 1992 اتفاق افتاد
وقتي بابا رو بيرون کردن، کل خانواده آواره شدن. به خاطر همينم بله، يادم مياد
"پدرتون گفت :"ما
داريد ميگيد کساي ديگه اي هم اخراج شدن؟
پارک دونگ چول ـه. اونم به خاطر بابام اخراج شد
پس اون اسمُ يادش اومد؟
حالا که اسمشُ ميدوني، ميتوني پيداش کني، درستي؟
مگه من ماشين سکه ايم؟ که يه سکه بندازي داخلش چيزي از توش در بياد؟
شنيدم چه يونگ شين قيافه ي اين ماشين سکه اي رو ميشناسه
واي، حتي با اينکه 8 سال باهاتون کار ميکنم، همه ي چيزي که من ميدونم اون عکس مسخره از آخوندک دعا يا يه همچين چيزيه
وقتي اينُ شنيدم، اشکم داشت درميومد، آجوما
آيي، صبح بخير
زود اومدي- ...اوه، آره-
چه يونگ شين زنگ زد. داره ميره با چويي ميونگ هي مصاحبه کنه
همون همسر کانديداتور کيم مون شيک، هموني که شما احساس خوبي ندارين بهش بگين برادر
اون زن داداشته ... پس غير ممکنه که اسمشُ ندوني
آره ... پس، آره
"بانوي ناشناس"
کيم مون هو هستم
هميشه ميفهمم تلفن چه يونگ شين کجاست
الان رسيد جايي که من واقعا ازش خوشم نمياد
داشتم فکر ميکردم به اون ولگرد هيلر زنگ بزنم
ولي اون خيلي جاها صورتشو نشون داده
اگه اينُ بهش بگم، ديوونه ميشه و با کله ميره اونجا
اونوقت، دردسر ميشه
وقتي به خبرنگار چه نگاه ميکنم
اين خصوصيت مادرزاديه، آره؟
...آه، خب، من فقط
آخرين گزارشت تاثير عميقي روم گذاشت
راستشو بهت بگم، تو بيشتر از برادرم ميدرخشي
رئيس چيزه
...يه قرار با همسرتون دارم و ديرم ميشه
اوه، خانوم
نگران نباش. براش پيام فرستادم
نيازي نيست باهاش تماس بگيري
از اونجايي که آدم پرمشغله اي هستي، بيا بريم سر اصل مطلب
بله
اول، دوست دارم قرارتُ با همسرم
چويي ميونگ هي، عقب بندازي
....ميتونم بپرسم چرا
شنيدم يه آدم خطرناک دور و برته
ببخشيد؟
سو جونگ هو رو ميشناسي؟
کي؟ آه-
ممکنه تو ندوني
پس فکر کنم مون هو ميدونه
...اگه يکم بيشتر راهنماييم کنيد
اينا کسايين که توي کالج باهاشون صميمي بودم
اين منم. اين همسرم ميونگ هي ـه
و اين دوستم سو جون سوک ـه، پدر سو جونگ هو
اون خالق هيلر ـه، يونگ جا
اين آدم اخيرا مُرده
يونگ جا رو قبل از مرگش ديدم
اون پسر جون سوکُ هيلر کرد
خودش همچين چيزي گفت
تو احياناً پيام رسون شبُ ميشناسي؟
تقريبا ميشناسم
اگه بهشون پول بدي، اونا هر کار کثيفي رو انجام ميدن
خالق هيلر، يونگ جا حداقل يه استانداردايي داشت
ولي اين پسر، جونگ هو، از خط گذشته
..."منظورتون از اينکه "از خط گذشته
رهبر تيم آن اينجاست؟
منتظر هستن
بذار بياد داخل
ميخوام يه نفرو بهت معرفي کنم
بذاريد اول يه چيزي ازتون بپرسم
باشه
من... نميدونم الان اينجا چکار ميکنم
به نظر ميرسه برادرم مون هو و هيلر سو جونگ هو با هم کار ميکنن
اون حاضره هر کار غيرقانوني اي انجام بده تا با من مخالفت کنه
اون مث پسرمه
طبق تحقيقات ما، تو به بردارم خيلي نزديکي
قبل از اينکه مون هو و سو جونگ هو مرتکب جرم بيشتري بشن، لطفا کمکم کن
هوم
ايشون رهبر گروه آقاي آن هستن از واحد تحقيقات ويژه ي روزنامه ي جه ايل
لطفا سلام کن
لطفا براي خبرنگار چه يه جلسه ي توجيهي بذار
اون بايد بدونه تا بتونه بياد طرف ما
بفرمايين
من توي ماه گذشته يه سري تحقيقات انجام دادم
طبق گفته ي رئسيمون، تو کمک بزرگي براي تحقيقاتمون هستي
من؟
خبرنگار چه يونگ شين براي سوال و جواب اينجاست
چي؟
تو اين مدت، ما خيلي چيزا فهميديم
مثلا
هيلر يه ويديو بهت داد
همون که از گاوصندوق خونه ي هوانگ جه گوک برداشته بود
يه همچين چيزي
مشتاق ديدار
اومدي دنبال جي آن؟
اگه ميخواي کسيو اذيت کني، با من اينکارو بکن چرا اينقدر پستي؟
برنامه دارم براي
جي آن و جونگ هو زندگي خوبي درست کنم
من جي آنُ به يه خبرنگار عالي تبديل ميکنم
جونگ هو رو تحويل ميدم و يه وکيل خوب براش ميگيرم
بعد از دوره ي محکوميتش، به جامعه برش ميگردونم
چرا؟
چرا همچين کارايي براشون ميکني؟
...من
دوست پدر اون بچه هام
تو کار زيادي نميتوني براي اون بچه ها بکني
...فوقش، يه خبرنگار پخش اينترنتي
...اگه نه
ادامه دادن به دله دزدي؟
تو دوستِ پدر بچه ها هستي؟
هيلر مدرک رو دريافت مي کنه، با گو سونگ چول ارتباط برقرار مي کنه
ومحموله رو مي گيره
روز بعد گو سونگ چول رو مرده پيدا شد
پليس هيلر رو مظنون اعلام مي کنه
همينطور، هيلر ويديوِ رو از گاو صندوق هوانگ جا گوک مي دزده
دو روز بعد، هوانگ جا گوک مرده پيدا شد
پرونده به عنوان خودکشي بسته شد
تو اداره پليس، شکايات زيادي شد
پرونده قتله
هيلر مظنون به قتله.اين نظر با توجه به شکايت بود
سو جون سوک پدر سو چونگ هو ،هيلر دوم
در سال 1992، اونم يه قاتل بوده
اون دوستش اوه گيل هان رو کشته بود
سوالي هست؟
بله؟
ببخشيد
شما گفتيد اگر کسي درباره سو جون سوک تحقيق مي کرد بهتون اطلاع بديم
براي همين تماس گرفتم
بله،مااسم پارک دونگ چول رو هم بهش داديم
حالا، کي پولُ بهم مي ديد؟
بايد شماره حسابمو بهت بدم؟
طعمه ي جانگان-دونگ جواب داد
اومدم تو رو ببرم
چيه؟- ...رئيس کيم مون شيک-
فکر مي کنه سو جونگ هو هيلره
بعلاوه فکر مي کنه تو و هيلر طرف هميد
ما با هميم. اون و من
... رئيس کيم مون شيک
کسيه که در موقعيت بالايي قرار داره
اما
همچين ادمي اومد دَم خونم دنبال من
و
همه ي اين چيزارو بهم گفت
تو هم در موقعيت بالايي هستي.تو مدير اجرايي مايي
اما
وسط ساعت کاري اين همه راه رو اومدي دنبال من
چرا؟
وقتي براي اولين بار هيلر رو ديدم.... نه
اولين باري که جونگ هو رو ديدم
اون نمونه ناخن منو گرفت
... اون
No comments yet. Be the first to leave one.