The first 133 lines.
کابوم!کابوم!چه شانسي
کابوم!کابوم! اين بهشته
گنکي داما در اسمون منفجر مي شه!بيا،بيا انجامش بديم
يه انرژي مشکوک
!بهت آسون نمي گيرم،حالا ببين
من حتي اگه بميرم هم ازت محافظت مي کنم
قدرتت رو با عشق نشون بده
من هيچ مشکلي با روحيه جنگندگيم ندارم
حتي اگه خيلي خستم کنين
کابوم کابوم! چه شانسي
کابوم! کابوم! حالا ما شانس داريم
...سوار باد خوششانسي شو
کابوم کابوم! چه شانسي
کابوم کابوم! حتي فردا
روحت همين الان جواب رو مي دونه
روح اژدها
آره!بشکن!مراقبش باش!نابودش کن!حتي تو اوج نااميدي
تا بينهايت آسمون پرواز کن
سوار بر موج هوا
هرجا دلت بخواد مي توني بري
بيپروا بودن بهتره
بيا بريم تا آخرش،باشه؟
زمين به صورت باورنکردني آبي است
و ما هيچوقت تسليم يا با جهاني ديگه تعويضش نمي کنيم
انفجار رو به هوا مي زنيم،کامي هامي ها
...من تو زمان خطرناکي بدنيا اومدم
براي محافظت از دنيا
آره!بشکن!مراقبش باش!نابودش کن!حتي تو اوج نااميدي
!با تمام قدرت انجامش بده
اسلحه من اميدمه
.پس به آينده ايمان داشته باش
دشمن برادر گوکوهه؟ راز نهايي مبارزان،سايانها
.پرده بالا مي رود
قسمت اول
سان گوکو بازمي گردد
کاکاروت؟
اسم همين بچه سطح پايينه،درسته؟
فکر کنم تنها کاري که بتونيم بکنيم اينه که به يه سرزمين .دور بفرستيمش
.فکر کنم
.در سرزمين وجيتا،پسري به دنيا آمد
.پدر و مادر او احتمالا توسط دشمن نابودش شده اند
!فريزا
!فريزا
!...لرد فريزاست...فريزا سان
!حالا همه چيز تغيير مي کنه
!سرنوشت سياره وجيتا!و کاکاروت
...و
.تو،توهه عوضي
!اينجا ديگه آخرشه
چ-چي؟
...کا...کا
!کا...کا...روت
!کاکاروت
!...کاکاروت،پسرم
راه من رو ادامه بده!انتقام سياره وجيتا رو بگير
.و به اين ترتيب،پسري به زمين سقوط کرد
.اين پسري بود که سرنوشتش نامعلوم بود
.اسمت رو ...گوکو مي زارم
.اين داستان سان گوکوست
...سان گوکو خوب و سلامت بزرگ شد،و با بولما
پا بدنياي واقعي گذاشت تا هفت توپ اژدها را پيدا .کند،توپي که هر آرزويي را برآورده مي کند
در طول راه،گوکو با دشمناني مختلف برخورد کرد
تکنيک ها و چيزهايي جديد ياد گرفت تا در راه مبارز بودنش .بهتر شود
...و او با حاکم شيطانيه جهان مبارزه کرد
او براي بهتر شدن در هنرهاي رزمي به پيش کارين ساما رفت تا .قدرت بيشتري بدست بيارد
و بلاخره توانست روياهاي پادشاه شيطاني پيکولو را خراب کند،کسي که با توپ اژدها خود را جوان کرده بود
.ولي با اينکه پيکولو مرد،ولي چيزي از خود بجا گذاشت
سه سال بعد،مبارزه اي فوق العاده برگزار شد بين .پيکولوي جوان و سان گوکو
.بعد از جنگي مرگبار،گوکو در آخر برنده شد
...پنج سال بعد،حالا گوکو با چيچي ازدواج کرده است
.و مردم در صلح زندگي مي کنند
...هرچند
!گوهان-چان
!وقت غذاست
!گوهان-چان
!همين خوبه
!گوهان-چان
!خوش اومدي
گوکو-سان،مي دوني گوهان کجاست؟
!غذا؟منم گشنمه
چي داري مي گي؟گوهان-چان رو نديدي؟
.نه،نديدم
اگه سريع غذا نخوري و بري،بنده خدا موتن روشي .و بقيه بايد خيلي منتظرت بمونن
.درسته،مي رم دنبالش بگردم
.مطمئنا خيلي دور نرفته
.باشه،بسپارش به من
!ممنون
خوشگل نيستي؟
.اسم من سان گوهانه
!صبر کن
!مامان!بابا
!گوهان
!باباست
!همونجا بمون!الان نجاتت مي دم
!گوهان
...يکم ديگه
!بابا
!گوهان
!بابا
!گوهان
!گوهان
بابا!لطفا کمکم کن
.مي ترسم،مي ترسم،بابا
!بابا!خيلي ترسيدم،خيلي ترسيدم
!گوهان،کفم بريد
چجوري اين بالا اومدي؟
.نمي دونم
.گوهان،بريم خونه،مامانتم نگرانه
.بعدشم بايد بريم لاکپشت پير رو ببينيم
!باشه
.هيــــهو
!فقط يه دور ديگه
اين ديگه چه بود!؟
شهاب سنگ؟بشقاب پرنده؟
.شهاب سنگ نيست
اين ديگه چه کوفتيه؟
تو..تو کدوم خري هستي؟
.کل قدرتش رو هم 5تاست
!نزديکتر نيا
!شليک مي کنم
!چه ظعيفه اي
يکي تو همين اطراف قدرت بالايي داره
به مسير 4880
کاکاروت؟
بهروز لطفعلی زاده
اي...اين ديگه چه قدرتيه؟
يعني...گوکوهه؟
!...چرا اون
!نه!نيست
!تو کاکاروت نيستي
تو کدوم خري هستي؟
با من کاري داري؟
.من با يکي مثل تو يچ کاري ندارم
No comments yet. Be the first to leave one.