SHY

SHY

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

SHY-07 [AioFilm lol]
A Commentary by AioFilm

Tags

other
Published on: 2023-11-30
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 192 lines.

‫‫قسمت 7 ‫‫‫از بند رها کردن

‫‫دوب دوب

‫‫‫‫هیچی

‫‫‫25 سال از زمان تولد

‫‫ن. ویلیو ‫‫‫ملیت: سفینه ‫‫علاقه مندی ها: کسایی که بهش نزدیکن ،و از دیگران مراقبت میکنن، جوک های بد همکار شای. خیلی واحد های دیگه هم شکلی مثل اون دارن

‫‫انقلاب

‫‫ناتو

‫‫شورشی! ‫‫‫انقلاب داخلی

‫‫!شنبه ها ساعت 9 صبح روی آنتن تلویزیون

‫‫انقلاب داخلی

‫‫! شنبه ها ساعت 9 صبح روی آنتن تلویزیون

‫‫ بخش ویژه سیویرو ‫‫‫

‫‫سیویرو سی سالگی مراسم ویژه سالگرد ‫‫‫ برنامه گفتگو محور با شای سان

‫‫شورشی! ‫‫‫انقلاب داخلی

‫ما آماراریروکو هستیم

‫‫"کسانی که رویا میبینند"

‫به زودی همدیگه رو میبینیم

‫حالا که فکرشو میکنم استیگما داشته ‫‫ نیروهای خودشو تشکیل میداده

‫اون گفت که به ما میگن "آماراریروکو"

‫دختری که باهاش جنگیدیم حتی بدون حلقه میتونست یخ رو کنترل کنه

‫حتما میخواستن ببینن اون قدرت ها علیه قهرمانا کار میکنه یا نه

‫جدا؟

‫کاش میدونستم این یه تله ست...

‫من... واقعا متاسفم

‫نه، نه! شما نباید معذرت خواهی کنید، یونیلرد سان!

‫بله؟

‫لیدی بلک هستم

‫درمان اسپریت رو تموم کردم

‫اوه، باشه! الان میام!

‫کسی که بدون استفاده از حلقه ‫‫ میتونه از قدرت ها استفاده کنه...

‫این میتونه نتایج افتضاحی داشته باشه

‫پپشا سان، حالت خوبه؟

‫‫ترو چان!

‫حالم خوبه! چیزی نشده که

‫فقط یه سوراخ کوچیک تو شکمم ایجاد شده

‫‫"کوچیک"؟

‫یه سوراخ تو بدنت، پایین بودن بیش از حد دمای بدن، ‫‫ و مقدار زیادی خونریزی

‫حالت اصلا هم خوب نیست!

‫مشکل بزرگتر اینه که

‫حتی وقتی تو حالت تغییر قلب هم هستیم ‫‫ حمله هاشون بهمون آسیب میزنه

‫آخه داستان اینا چیه؟

‫اون دختر... منو "پشا" صدا زد

‫فقط افراد خیلی نزدیک به من با همچین اسمی منو صدا میزننن

‫‫این یعنی...

‫- یعنی اون تورو میشناسه، پپشا سان؟

‫احتمالش هست

‫ولی... من اونو نمیشناسم

‫‫نمیدونم چرا...

‫حس خیلی بدی به این قضیه دارم

‫انگار که یه زخم قپیمی دوباره سر باز کرده باشه...

‫یه حس تنفر

‫پپشا سان! بهتره که استراحت کنی!

‫نه، حالم خوبه

‫مهم تر از اون...

‫اونا...

‫‫آماراریکورو...

‫تا اونجایی که من دیدم، همشون بچه بودن

‫حالا که بهش اشاره کردی...

‫‫بچه هایی...

‫با اسمایی مثل آماراریکورو و ویپی...

‫این اسما همشون بچگانه ان

‫شاید استیگما فقط داره توی این دنیا بازی میکنه...

‫مثل یه بچه

‫برای به همچین نتیجه ای رسیدن خیلی زوده

‫اگه توی حدس زدن انگیزه هاشون اشتباه کنیم ‫‫توی مشکلات بزرگتری میفتیم

‫بله... حق با توئه

‫ولی استیگما آدم مبهمیه

‫آخه چیکار میتونیم بکنیم؟

‫لازمه که بیشتر درباره اینکه استیگما چجور آدمیه بدونیم

‫دختره رو بیارید اینجا

‫"دختره"؟

‫کسی قراره بیاد؟

‫اون امید جدید ماست

‫ای‌بی‌او سان؟

‫همین؟

‫کویشیکاوا سان؟

‫تو اینجا چیکار میکنی؟

‫مومیجیاما سان! خداروشکر!

‫شنیدم که خیلی بهت سخت گذشته!

‫حالت خوبه؟

‫بله

‫یونیلرد... منظورت از "امید"، این نیست که...

‫خودم اونو دعوت کردم

‫جدی؟

‫بله

‫با این گوشی خیلی ارزون

‫در حال حاضر، اون تنها کسیه که استیگما انتظارشو نداره

‫اون یه عامل ناشناخته هم برای ما و هم برای استیگماست

‫باید یه چیزی رو به همتون گزارش بدم

‫مربوط به حلقه میشه

‫حلقه... همونی که کویشیکاوا سان رو به اون وضع انداخت؟

‫بله. بررسی ما این بوده که حلقه تکامل پیدا کرده

‫و ما یه چیزایی کشف کردیم

‫دلیلی که اون به اینجا دعوت شده

‫اینه که ما باید یه چیزی مربوط به حلقه رو توضیح بدیم

‫این حلقه یه چیز ترسناکه که در واقع قلب سخت شده استیگماست

‫قلبش؟

‫درون قلب هر کسی طرز فکر خاص خودش هست

‫ماهیت خاص خودشون

‫این حلقه قلب کسی که اون رو به دست میکنه ‫‫ رو به قلب استیگما متصل میکنه

‫و بعد ماهیت قلب اون فرد رو تغییر میده. یه چیز واقعا ترسناک

‫پس... دلیل اینکه کویشیکاوا سان به اون چیز تبدیل شد...

‫و حادثه ای که تو کشور من اتفاق افتاد...

‫بله. پس میشه اینطور گفت که اون داره ‫‫قلبشو در سراسر دنیا پخش میکنه

‫الان که اینو گفتی یه چیزی یادم اومد

‫اون روزی که مومیجیاما سان منو نجات داد...

‫خاطراتم از جنگیدن باهاش خیلی واضح نبود...

‫ولی خاطره واضحی از یه چیز دیگه داشتم

‫همزمان که تاریکی از درون من خارج میشد

‫ضمیر ناخودآگاهم توی قلبم غرق شد

‫‫یه شکاف بزرگ...

‫نه، بهتره بهش بگم یه زخم عمیق

‫انگار که یه زخم توی قلبم بود

‫حالا که بهش فکر میکنم، حس میکنم چیزی که در اعماق اون زخم بود ‫‫ قلب استیگما بود

‫یعنی تو خودت قلب استیگما رو دیدی، ایکو چان؟

‫به نظرم بقیه هم قربانی های استیگما بودن

‫و چیزی از اتفاقاتی که پیش اومده به یاد نداشتن

‫و واسه همونه نتونستیم بفهمیم

‫که احتمال داره حلقه قلب کسی که اونو به دست کرده رو ‫‫به قلب استیگما متصل کنه

‫جدا، داستان این این استیگما چیه؟

‫یعنی میخواد آدمای غریبه رو تبدیل... به خودش کنه؟

‫‫اون موقع...

‫که قلب استیگما رو دیدم...

‫‫جوری که دنیا رو میدید و آرزویی که داشت...

‫قسمتی از اون بینش به من هم منتقل شد

‫هان؟

‫بهمون بگو، ایکو چان

‫میخوام بدونم که میتونم درباره هدفش چیزی بفهمم

‫قلبی که من دیدم... خیلی انتزاعی بود

‫‫مطمئنم که اون کره زمین بود...

‫سایه های مردم دست تو دست هم داده بودن، و یه حلقه ساخته بودن

‫فکر میکنم اون ایده آل استیگما بود

‫مردمی که دست به دست هم دادن و تو این سیاره باهم یکی شدن

‫باهم یکی شدن؟

‫وایسا ببینم! ‫‫این که...

‫بله

‫‫نمیتونم بگم با همچین چیزی موافقم...

‫صلح جهانی. به نظرم هدف اون همینه

‫چی؟

‫بعد از این افتضاحی که راه انداخته دنبال صلح جهانیه؟

‫همین الان اون مرتیکه رو بیارید اینجا!

‫‫آروم، آروم...

‫اگه میتونستیم این کارو بکنیم که غصه ای نداشتیم

‫‫و یه چیز دیگه...

‫‫داخل قلب استیگما...

‫خیلی بچگانه به نظر میرسید

‫خیلی بچه، انگار که در برابر بزرگ شدن مقاومت میکرد

‫یه بچه...

‫خیلی ساده اس

‫اون یه بچه اس که فکر میکنه کاراش باعث صلح جهانی میشه

‫تقریبا

‫این تموم چیزیه که از قلب استیگما دستگیرم شپ

‫کمکی بهتون کرد؟

‫معلومه که کمک کرد، ایکو سان

‫اینکه بتونیم حتی ذره ای از بینش استیگما رو ببینیم ‫‫ بهمون کمک میکنه که حرکت بعدیشو پیش بینی کنیم

‫خداروشکر

‫خیلی ازت ممنونم

‫حتما خیلی برات سخت بوده

‫نه، مشکلی نیست

‫خودم گفتم که میخوام این چیزا رو بهتون بگم

‫هان؟

‫‫تموم این مدت داشتم فکر میکردم...

‫که چجوری میتونم بهت کمکی کرده باشم

‫ولی من فقط یه آدم معمولی ام

‫حتی اگه بخوام در کنارت بجنگم هم بازم سر راهتم

‫حالا تونستم یکم برات مفید باشم؟

‫آخه... این چه حرفیه

‫یونیلرد، یه چیز دیگه هم به ذهنم رسید

‫دختری که اسمش تزوتا بود و تو قطب شمال دیدیمش...

‫حس میکنم خیلی شبیه آدمی بود که من تو بچگیام بودم

‫منظورت چیه؟

‫مطمئن نیستم، ولی...

‫اون حس دژاوو و نفرتی که ازش گرفتم...

‫خیلی شبیه من بود

‫پپشا سان؟

‫پپشا سان؟

‫حالت خوبه؟

‫زخم به اون عمیقی قرار نیست به این زودیا خوب بشه

‫بهتره بری خونه و امروزو استراحت کنی

‫آره... باید همینکارو بکنم

‫وقتی که خوب بشم، تو خونه یه سری تحقیقات انجام میدم

‫خودم تنها

‫باشه. ولی فعلا، لطفا تمرکزت روی بهبودی خودت باشه

‫تنهایی مشکلی برات پیش نمیاد؟

‫من خوبم، ممنون ازت

‫پپشا سان!

‫ترو چان؟

‫چیشده، ایکو چان کجاست؟

‫کویشیکاوا سان رفت خونه

‫ولی من میخواستم باهات حرف بزنم، پپشا سان

‫درباره چی؟

‫‫خب...

SHY subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for SHY

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left